نوجوانی یکی از پرچالشترین دورههای عمر هر انسان است. شناخت روحیات و چگونگی تعامل با نوجوانان نسل امروز از نکاتی است که باید مورد توجه والدین، معلمان و مربیان قرار گیرد. در شمارههای گذشته این گفتوگو، ویژگیهای نسل Z و ساختارهای ذهنی آنان، میزان تقید به ارزشها، تأثیر شرایط اجتماعی و فرهنگی بر تفکر نوجوان، نقش فضای مجازی و مقایسه نسل جدید با دورههای گذشته بررسی شد. خبرنگار ایکنا از همدان در گفتوگو با فائزه بالایی، عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان همدان، به بررسی راهبردهای تعامل و تربیت دینی نوجوانان پرداخته است که مشروح آن را در زیر میخوانیم:
ضرورتهای جامعه و اتفاقات سیاسی و اجتماعی که رخ داده، بیش از گذشته یادآوری میکند که باید نوع ارتباط و تعامل خود با نوجوانان را از منظر والدین، معلمان، مسئولان مدرسه و هر فرد فعال در حوزه تربیت، تغییر دهیم. این تغییر دیگر یک مسئله انتخابی نیست، بلکه یک ضرورت اجتماعی و سیاسی است.
اگر میخواهیم ارزشها و مفاهیم متعالی را به نسل جدید منتقل کنیم و رابط مناسبی برای انتقال این ارزشها باشیم، به عنوان یکی از رسالتهای اولویتدار تعلیم و تربیت، چارهای جز بازخوانی دقیق شیوه ارتباط و تعامل با نوجوان نداریم.
همه افرادی که با نوجوان در ارتباط هستند و رسالت تعلیم و تربیت او را برعهده دارند؛ مانند والدین، مربیان و دبیران که نقش پررنگتری دارند، باید توجه کنند که ارتباط و تعامل با نوجوان سه بُعد اصلی دارد.
گاهی این ارتباط به تقویت توانمندیهای او منجر میشود. در مباحث گذشته به مسئله استقلال نوجوان اشاره شد. نوجوان امروز بیش از گذشته به دنبال استقلال است. استقلال برای همه انسانها اهمیت دارد؛ انسان ابتدا از نظر جسمی از مادر مستقل میشود و در مراحل بعدی استقلال عاطفی و مالی را تجربه میکند.
بیشتر بخوانید:
نوجوان امروز دوست دارد هویت مستقل خود را نشان دهد و حتی آن را برجسته کند. شاید دلیل این برجستهسازی آن باشد که کمتر به این نیاز توجه شده است. این ویژگی، در اصل مثبت است و در ابعاد فردی و اجتماعی میتواند نتایج سازندهای داشته باشد. بنابراین همه فعالان حوزه تعلیم و تربیت باید تقویتکننده این ویژگی باشند.
نوجوان امروز صراحت و جسارت دارد و خودسانسوری نمیکند. اگر خواستهای داشته باشد، آن را بهراحتی بیان میکند و از ابراز احساسات، اعتقادات و طرز فکر خود هراسی ندارد.
این جسارت و صراحت باید تقویت شود. یکی از راههای آن، میدان دادن به نوجوان است؛ بهگونهای که در کنار والدین، مربیان و معلمان در خانه و مدرسه فرصت اظهار نظر و بروز داشته باشد.
پیش از آنکه این ویژگی به شکلی منفی بروز کند، باید در فضایی مطمئن و سالم امکان ظهور پیدا کند. راهکار دوم، جهتدهی به این ویژگیهاست. نوجوان ممکن است استقلال بخواهد، اما نداند این استقلال چگونه و از چه مسیری به دست میآید، چه کمکی به او میکند و چه آسیبهایی ممکن است داشته باشد. لازم است این میل به استقلال، هدایت شود تا بداند در کجا و چگونه آن را بهدرستی بروز دهد. این جهتدهی رسالت اصلی والدین و مربیان است.
اگر این ویژگی نادیده گرفته یا سرکوب شود، نوجوان به فضایی سوق پیدا میکند که در آن به جسارت و استقلال او توجه شود؛ فضایی که لزوماً سالم و تحت نظارت تربیتی نیست و از همانجا آسیبها آغاز میشود. در چنین شرایطی، ویژگی مثبت او ممکن است در مسیری انحرافی قرار گیرد.
مسیر سوم در حوزه تعلیم و تربیت، اصلاح است. برخی رفتارهای نوجوانان به دلیل اشتغال بیش از اندازه به فضای مجازی و نبود منابع غنی فکری و عقلانی نیازمند اصلاح است.
اگر دو راهکار تقویت و جهتدهی بهدرستی اجرا شود، فرآیند اصلاح نیز موفقتر خواهد بود؛ زیرا در این دو مرحله اعتماد و صمیمیت شکل گرفته و پذیرش نوجوان افزایش یافته است. در چنین فضایی میتوان آسیبهایی را که از ارتباطات نامطمئن دریافت کرده، اصلاح کرد.
مسائلی که در شمارههای قبل مطرح شد؛ مانند کاهش تمرکز، ضعف حافظه یا کمحوصلگی نیز قابل اصلاح است، به شرط آنکه دو مرحله نخست بهدرستی طی شده باشد. متأسفانه ما در ارتباط با نوجوان، ابتدا سراغ اصلاح رفتار میرویم و همین امر رابطه را مخدوش میکند و دیگر به تقویت و جهتدهی نمیرسیم.
در راهبرد اصلاح، اصل تدریج و مدارا بسیار مهم است. متولیان تعلیم و تربیت باید بهآرامی عمل کنند تا نقاط ضعف نوجوان به نقاط قوت تبدیل شود و به تعادل برسد. باید توجه داشت که اصلاح، پس از جهتدهی معنا پیدا میکند.
معمولاً در انتقال ارزشهای دینی، تمرکز ما بر رفتار نوجوان است؛ اما اگر نگاه جامع به دین داشته باشیم، باید سه ساحت را در نظر بگیریم؛ سه ساحتی که در قرآن کریم، روایات و سنت اهلبیت(ع) به آن اشاره شده است: ساحت عقاید و باورها، ساحت اخلاق و شخصیت، و ساحت رفتارهای دینی.
ساحت نخست، بنیان فکری نوجوان را میسازد؛ ساحت دوم شخصیت او را شکل میدهد و ساحت سوم در رفتار او بروز مییابد. فردی که بخواهد دیندار باشد، باید در هر سه ساحت رشد کند. در تربیت نوجوان نیز باید این سه بعد همزمان مورد توجه قرار گیرد.
ضعفی که در سالهای اخیر وجود داشته، تمرکز بیش از حد بر ساحت سوم، یعنی رفتارهاست؛ برای مثال تأکید صرف بر حجاب یا نمازخوان شدن نوجوان. رفتار دینی بدون تقویت باور و شخصیت، پایدار و عمیق نخواهد بود. ممکن است در کوتاهمدت اثرگذار باشد، اما در نخستین بحران یا چالش فرو میریزد.
تربیت قرنطینهای، یعنی قرار دادن نوجوان در شرایطی که هیچ شبههای نشنود، شیوه درستی نیست. باید با تقویت عقاید، قدرت تحلیل و استنباط دینی عمیق را در او پرورش داد. همچنین نوجوان باید بیاموزد برای رشد شخصیت خود وقت بگذارد و رذایل اخلاقی را کنترل یا اصلاح کند.
فضایی که برای نوجوان در نظر گرفته میشود باید متناسب با دنیای او باشد. این فضا نباید سنتی و مبتنی بر سخنرانی یکطرفه باشد. نوجوان امروز با تصویر، فیلم و کلیپ انس بیشتری دارد. این ابزارها میتواند ذهن او را با پرسش درگیر کند و مسیر گفتوگو را مرحلهبهمرحله پیش ببرد.
با توجه به کاهش تمرکز و تغییر الگوی تفکر نوجوان ـ که امروز چندبعدی شده ـ ارائه مطالب طولانی و استفاده از اصطلاحات سنگین یا عربی میتواند ارتباط را قطع کند. در مساجد، هیئتها و محیطهای دینی باید با زبان قابل فهم نوجوان سخن گفت تا ارتباط مؤثر برقرار شود.
تعامل واقعی زمانی شکل میگیرد که هم او گفتوگوی ما را درک کند و هم ما گفتوگوی او را بفهمیم. نوجوان در مسائل دینی بهشدت به دنبال عقلانیت است و این نیاز باید جدی گرفته شود. مطالبی که پشتوانه عقلانی و مستند ندارند نباید مطرح شود؛ بلکه باید سخنانی بیان شود که از استدلال قوی برخوردار است تا پذیرش بیشتری ایجاد کند.
سخنرانی یکطرفه در دنیای امروز کارآمد نیست. فضا باید بهگونهای باشد که نوجوان احساس شنیدهشدن واقعی داشته باشد، نه ظاهری. همانگونه که یکی از روانشناسان بیان میکند: درمان از زمانی آغاز میشود که شنیدن آغاز میشود؛ یعنی زمانی که فرد احساس کند حرفش فهمیده و درک شده است.
انتهای پیام