
به گزارش ایکنا از مازندران، به نقل از روابط عمومی بنیاد شهید و امور ایثارگران
شهرستان بابلسر،
قدیر گرجی، رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران بابلسر عصر روز، 25 بهمن ماه به همراه جمعی از پیشکسوتان دفاع مقدس، با حضور در منزل خانواده پاسدار شهید
محمدرضا پورعزیز مقری، با همسر این شهید والامقام دیدار و گفتوگو کرد.
در این دیدار صمیمانه، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره این شهید سرافراز، بر تداوم راه شهدا، پاسداشت آرمانهای والای انقلاب اسلامی و صیانت از فرهنگ ایثار و شهادت تأکید شد. حاضران، خانوادههای معظم شهدا را سرمایههای معنوی جامعه دانسته و نقش آنان را در ترویج فرهنگ مقاومت و بصیرت بیبدیل توصیف کردند.
این محفل معنوی با قرائت بخشی از وصیتنامه شهید عطرآگین شد و فضای مجلس را سرشار از حال و هوای جهاد و اخلاص کرد.
در پایان این دیدار، به پاس سالها صبر، بردباری و ایثار خانواده معظم شهید، تابلوفرشی مزین به تمثال مبارک این شهید گرانقدر به همسر ایشان اهدا شد.
روایت زندگی و شهادت پاسدار شهید محمدرضا پورعزیز مقری؛ از مقریکلا تا آسمان ایثار
شهید محمدرضا پورعزیز مقری، ۳۰ شهریور ۱۳۴۶ در روستای «مقریکلا» از توابع «رودبست» شهرستان بابلسر، در خانوادهای متدین و پرتلاش دیده به جهان گشود. او در دامان پدر و مادری زحمتکش و فداکار، موسی و بمانی پرورش یافت و از همان سالهای کودکی با روحیهای مسئولیتپذیر و متعهد شناخته میشد.
تحصیلات خود را تا مقطع متوسطه در دبیرستان شبانه «امیرکبیر» بابلسر ادامه داد و همزمان با اوجگیری دفاع مقدس، مسیر زندگیاش را با آرمانهای انقلاب اسلامی گره زد.
با آغاز تجاوز رژیم بعث عراق به مرزهای کشور، این جوان مؤمن در ۲۰ آبان و اول بهمن سال ۱۳۶۰، در کسوت بیسیمچی، به ترتیب راهی جبهههای سرپلذهاب و تنگه چزابه شد. او در عملیاتهای غرورآفرین عملیات فتحالمبین و عملیات بیتالمقدس نیز به عنوان تکتیرانداز و کمکآرپیجیزن حضوری فعال و مؤثر داشت.
محمدرضا در ۹ اسفند ۱۳۶۲ در منطقه نورد اهواز از ناحیه دست راست مجروح شد، اما جراحت نیز مانع استمرار حضورش در جبهههای حق علیه باطل نشد. وی در ۱۵ خرداد ۱۳۶۳ به عضویت سپاه بابلسر درآمد و تنها یک هفته بعد، در ۲۲ خرداد، به سمت مسئول مخابرات در لشکر ۸ نجف اشرف منصوب شد. او همچنین مدتی در واحد اطلاعات ـ عملیات سپاه بابلسر و مریوان خدمت کرد و از ۱۱ مهر تا ۲ آذر ۱۳۶۴ به عنوان نیروی تبلیغات مشغول فعالیت بود.
زهرا اکبری، همسر شهید، درباره زندگی مشترک کوتاه اما سرشار از صفای خود چنین روایت میکند: ما دو سال زندگی مشترک داشتیم. او را به دلیل خلوص و راستگوییاش انتخاب کردم. در بیشتر کارهای خانه کمکحالم بود و با صبر و آرامش، مشکلات را حل میکرد.
سرانجام این پاسدار فداکار، ۱۵ دی ۱۳۶۴ در پادگان شهید عبادت مریوان، بر اثر بمباران هوایی دشمن بعثی، به مقام شامخ شهادت نائل آمد. پیکر مطهرش با بدرقه یادگارانش، «راحله» و «طاهره»، در گلستان شهدای «بالامحله» مقریکلا آرام گرفت تا نامش در حافظه تاریخ این دیار، جاودانه بماند.
انتهای پیام