کد خبر: 4334730
تاریخ انتشار : ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۷:۴۶
یک تحلیلگر مسائل بین‌المللی:

هدف آمریکا در مذاکره خرید زمان برای تکمیل پازل فشارها علیه تهران است

دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا امروز در سفارت عمان در ژنو برگزار می شود اما دورنمای این دور از مذاکرات نشان از آن دارد که واشنگتن نه به‌دنبال توافق، بلکه در پی خلع سلاح ایران، خرید زمان و تکمیل پازل فشار همه‌جانبه با همراهی اروپا علیه تهران است. برپایه این تحلیل یک کارشناس مسائل بین‌المللی معتقد است با ادامه تقاضاهای نامشروع آمریکایی‌ها می‌توان حدس زد که نشست پیش‌رو بی‌نتیجه باشد زیرا «دستورکار واقعی آمریکا فراتر از پرونده هسته‌ای است.»

روح الله مدبر

روح‌الله مدبر، کارشناس و تحلیلگر خبرگزاری اسپوتنیک روسیه در گفت‌وگو با ایکنا، در ادامه فضای حاکم بر دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا را از هم‌اکنون قابل پیش‌بینی دانست و گفت: طرف آمریکایی اساساً اراده‌ای برای رسیدن به توافق متوازن ندارد و هدف اصلی آن خرید زمان برای تکمیل پروژه‌های فشار علیه تهران است. اصرار واشنگتن بر «غنی‌سازی صفر» و طرح همزمان موضوعات موشکی نشان می‌دهد که دستورکار واقعی آمریکا فراتر از پرونده هسته‌ای است.

مدبر تصریح کرد: زمانی که طرف آمریکایی از غنی‌سازی صفر سخن می‌گوید و حتی پا را فراتر گذاشته و موضوع توان موشکی ایران را مطرح می‌کند، در واقع به‌دنبال خلع سلاح ایران است و نه حل‌وفصل یک اختلاف فنی هسته‌ای. تجربه یک سال گذشته نشان داده هر میزان مذاکره مستقیم میان تهران و واشنگتن انجام شده، نه‌تنها به کاهش فشارها منجر نشده، بلکه طرف مقابل با گستاخی بیشتری مطالبات جدیدی را مطرح کرده است.

وی با اشاره به دیدار اخیر ترامپ و نتانیاهو گفت: این ملاقات با هدف مدیریت افکار عمومی و ایجاد فضای فریب طراحی شد. اعلام این‌که «به نتیجه نرسیدیم» در حالی مطرح می‌شود که تقسیم کار مشخصی میان آمریکا و متحدانش وجود دارد و پروژه فشار علیه ایران به‌صورت هماهنگ دنبال می‌شود. این رویکرد نشان می‌دهد مذاکرات بیش از آنکه مسیر توافق باشد، ابزاری برای پیشبرد اهداف راهبردی واشنگتن است.

کارشناس و تحلیلگر خبرگزاری اسپوتنیک روسیه با بیان اینکه ساده‌انگاری است اگر تصور شود پذیرش شروط آمریکا به توافق پایدار می‌انجامد، اظهار کرد: تجربه‌های پیشین نشان داده حتی در صورت عقب‌نشینی‌های گسترده نیز ساختار تحریم و فشار باقی می‌ماند. مسئله اصلی آمریکا مهار و تضعیف قدرت بازدارندگی ایران است و پرونده هسته‌ای صرفاً بهانه‌ای برای پیشبرد این هدف کلان محسوب می‌شود.

پروژه «خلع سلاح»؛ فراتر از پرونده هسته‌ای

مدبر در ادامه با تشریح اهداف طرح موضوع موشکی از سوی ترامپ اظهار کرد: طرح همزمان مسئله موشکی دو هدف را دنبال می‌کند؛ نخست، تحقیر تیم مذاکره‌کننده ایرانی و القای این گزاره که حتی با وجود خطوط قرمز اعلامی، تهران همچنان پای میز مذاکره حاضر می‌شود و دوم، زمینه‌سازی برای پروژه خلع سلاح. آمریکا به این جمع‌بندی رسیده که توان موشکی ایران یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های بازدارندگی است و بدون تضعیف آن، امکان فشار نهایی وجود ندارد.

وی ادامه داد: الگوی مورد نظر واشنگتن شباهت‌هایی با سناریوهایی دارد که پیش‌تر در برخی کشورها اجرا شد؛ یعنی ابتدا ایجاد محدودیت‌های گسترده دفاعی و سپس افزایش فشارهای سیاسی و امنیتی. هر بار نیز بهانه‌ای تازه مطرح می‌شود تا افکار عمومی تصور کند مطالبات آمریکا محدود و قابل حل است، در حالی که هدف نهایی تضعیف ساختار دفاعی کشور است.

کارشناس و تحلیلگر خبرگزاری اسپوتنیک روسیه، با اشاره به جنگ رسانه‌ای همزمان با مذاکرات گفت: بخشی از راهبرد آمریکا مبتنی بر عملیات روانی است تا از طریق القای «پیشرفت در مذاکرات» یا «فرصت محدود»، فضای داخلی ایران را دچار دوقطبی کند. این سیاست با هدف مدیریت افکار عمومی و انتقال مسئولیت شکست احتمالی مذاکرات به تهران طراحی شده است.

وی افزود: نکته ویژه‌ای که در این میان قابل توجه است، حضور یک پیاده‌نظام داخلی برای آمریکا در ایران است؛ جریان غربگرا که در رسانه‌ها به تبلیغ و سراب‌سازی برای افکار عمومی می‌پردازد. این گروه تلاش می‌کند افکار عمومی و حاکمیت ایران را به سمت تسلیم هدایت کند و وانمود سازد که مذاکره با آمریکا می‌تواند مشکلات کشور را حل کند، در حالی که تمام پروژه مذاکرات یک فریب جدی است و هدف واقعی آمریکا گرفتن زمان و آماده‌سازی ضربه نهایی است.

مدبر تأکید کرد: خطر این جریان برای منافع ملی ایران حتی از ارتش اسرائیل نیز بیشتر است، زیرا آن‌ها در لباس دوست، افکار عمومی و تصمیمات داخلی کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

مدبر تصریح کرد: اعلام مواضع متناقض از سوی ترامپ، از یک‌سو ابراز خوش‌بینی نسبت به مذاکرات و از سوی دیگر تهدید به اقدامات سخت، دقیقاً در راستای همین راهبرد است. این الگو پیش‌تر نیز تجربه شده و هدف آن ایجاد فشار روانی، شکاف سیاسی داخلی و آماده‌سازی افکار عمومی برای سناریوهای بعدی است.

جنگ روایت‌ها و نقش جریان‌های داخلی

مدبر با بیان اینکه بخشی از فشارها از طریق جنگ روایت‌ها دنبال می‌شود، اظهار کرد: آمریکا علاوه بر ابزارهای رسمی، از ظرفیت رسانه‌ای و سیاسی برخی جریان‌ها برای پیشبرد اهداف خود بهره می‌برد. این جریان‌ها با القای این گزاره که «همه مشکلات با مذاکره حل می‌شود» فضای انتظاری در جامعه ایجاد می‌کنند و هرگونه بن‌بست را به عدم انعطاف تهران نسبت می‌دهند.

وی ادامه داد: در حالی‌که واشنگتن در شرایط تقابل راهبردی با ایران قرار دارد، طرح این ادعا که صرفاً با امتیازدهی می‌توان به نتیجه رسید، نادیده گرفتن واقعیت صحنه بین‌المللی است.

مدبر تأکید کرد: بزرگ‌ترین خطا در چنین شرایطی، غفلت از ابعاد تبلیغاتی و امنیتی مذاکرات و واگذاری میدان رسانه‌ای به طرف مقابل است.

کارشناس و تحلیلگر خبرگزاری اسپوتنیک روسیه بیان کرد: تیم آمریکایی از نظر عملیات روانی و رسانه‌ای بسیار حرفه‌ای عمل می‌کند و لازم بود در برابر آن، ساختاری منسجم و تقسیم‌کارشده برای مدیریت افکار عمومی شکل گیرد. در شرایط کنونی، هر پیام یا اظهار نظر نسنجیده می‌تواند در پازل تبلیغاتی طرف مقابل مورد استفاده قرار گیرد و به ابزار فشار تبدیل شود. اگر مدیریت دقیق روایت‌ها صورت نگیرد، حتی موفقیت‌های دیپلماتیک نیز می‌تواند در فضای رسانه‌ای به شکست تعبیر شود.جنگ امروز صرفاً نظامی نیست، بلکه جنگ روایت‌ها و ادراک‌هاست و غفلت از آن هزینه‌های سنگینی به همراه خواهد داشت.

 مونیخ، اروپا و آزمون واکنش تهران

مدبر در بخش دیگری از این گفت‌وگو با اشاره به تحولات اخیر در کنفرانس امنیتی مونیخ گفت: تمرکز بر حواشی، مانند محل حضور برخی چهره‌ها، مسئله اصلی را پنهان می‌کند. آنچه اهمیت دارد، نوع پیام‌هایی است که از این نشست‌ها مخابره می‌شود و نحوه صف‌آرایی کشورهای اروپایی در قبال ایران است. طی ماه‌های گذشته، روندی از تشدید فشارها و اتخاذ رویکردهای سخت‌تر علیه تهران مشاهده می‌شود که صرفاً محدود به پرونده هسته‌ای نیست. قرار دادن برخی نهادهای ایرانی در فهرست‌های تحریمی و طرح مباحث حقوق بشری نشان‌دهنده تقسیم کار مشخص میان اروپا و آمریکا است.

کارشناس و تحلیلگر خبرگزاری اسپوتنیک روسیه افزود: در این تقسیم کار، اروپا نقش پیگیری پرونده‌های حقوق بشری و ایجاد اجماع سیاسی را بر عهده گرفته و آمریکا تمرکز خود را بر فشارهای اقتصادی و امنیتی گذاشته است. تصور وجود شکاف راهبردی میان اروپا و آمریکا در موضوع ایران چندان با واقعیت منطبق نیست و در بسیاری از موارد، هماهنگی کامل دیده می‌شود. ادامه وضعیت انفعالی در برابر مواضع تند برخی کشورهای اروپایی می‌تواند به تثبیت این رویکردها منجر شود. هرگونه پیام ضعف یا سکوت در برابر اقدامات خصمانه، ممکن است به‌عنوان چراغ سبز برای فشارهای بیشتر تعبیر شود و هزینه‌های بعدی را افزایش دهد.

آینده مذاکرات؛ توافق یا تقابل مدیریت‌شده؟

مدبر در جمع‌بندی اظهارات خود اظهار کرد: آنچه امروز در دستور کار واشنگتن قرار دارد، بیش از آنکه «توافق» باشد، مدیریت یک روند فرسایشی برای تضعیف مؤلفه‌های قدرت ایران است. طرح مکرر گزینه‌های تهدیدآمیز در کنار دعوت به مذاکره، نشان‌دهنده راهبرد «فشار همراه با فریب» است. در چنین شرایطی، هرگونه ارزیابی از آینده مذاکرات باید مبتنی بر شناخت دقیق اهداف واقعی طرف مقابل باشد. اگر هدف آمریکا خلع سلاح و تغییر موازنه قدرت باشد، طبیعی است که توافقی پایدار و متوازن شکل نخواهد گرفت، مگر آنکه چارچوب مذاکرات تغییر اساسی کند.

کارشناس و تحلیلگر خبرگزاری اسپوتنیک روسیه تصریح کرد: تهران باید ضمن حفظ انسجام داخلی، از افتادن در دام دوقطبی‌های مصنوعی پرهیز کند و با درک ماهیت جنگ ترکیبی، پاسخ متناسبی در حوزه دیپلماتیک و رسانه‌ای ارائه دهد. آینده مذاکرات بیش از هر چیز به میزان واقع‌بینی در تحلیل رفتار آمریکا و اروپا وابسته است. تجربه‌های گذشته نشان داده هرگاه تصمیم‌گیری‌ها بر مبنای ارزیابی دقیق از صحنه بین‌المللی و پرهیز از خوش‌بینی افراطی بوده، منافع ملی بهتر تأمین شده است. در مقطع کنونی نیز ضروری است با هوشیاری کامل، از تکرار خطاهای پیشین جلوگیری شود و سیاست خارجی بر پایه اقتدار، انسجام و مدیریت فعال روایت‌ها پیش رود.

انتهای پیام
خبرنگار:
سعید امینی
دبیر:
مهدی مخبری
captcha