کد خبر: 4334844
تاریخ انتشار : ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۸
در نشستی مطرح شد

اندیشه بانو امین؛ پاسخ به بحران هویت و تلاش برای حفظ معنای قدسی

چهل‌ودومین سالگرد رحلت بانو امین با حضور تنی چند از اساتید علوم دینی در دانشگاه تهران برگزار شد. در این نشست، اصغر طاهرزاده، پژوهشگر دینی در سخنانی به جایگاه علمی و معنوی بانو مجتهده امین پرداخت. به باور او، بانو امین صرفا بانویی عالمه و متعلق به گذشته نیست بلکه مبدأ حضوری زنده و اثرگذار در تاریخ دینداری انسان معاصر است که بازخوانی آثار او می‌تواند پاسخی جدی به بحران هویت بشر در عصر تجدد به شمار آید.

در حال تکمیل / اندیشه بانو امین؛ پاسخ به بحران هویت و تلاش برای حفظ معنای قدسی

به گزارش خبرنگار ایکنا، این نشست که با حضور اساتید و پژوهشگرانی چون حجت‌الاسلام عبدالحسین خسروپناه و اسماعیل منصوری لاریجانی و بانو طاهره موسوی برگزار شد، گزارش‌هایی با عناوین «اندیشه بانو امین الگویی جامع برای حکمرانی حکمی» و «بازگشت به سلوک قرآنی شرط احیای معنویت در جامعه دینی است» تقدیم مخاطبان شد. در بخش دیگر نشست اصغر طاهر‌زاده  با موضوع حضور بانو امین در فردای ما از منظر کتاب «نفحات الرحمانیه» مقام علمی و معنوی این بانوی مجتهده را گرامی داشت که مشروح سخنان او را در ادامه می‌خوانیم:

انسانیت، ماورای زن و مرد؛ مواجهه با بشر دوران رضاخانی  

قبل از هر سخن، خوب است به حکم آنکه پرسش، نوعی پروا در تفکر محسوب می‌شود؛ پرسشی چند در رابطه با شخصیت فکری و تاریخیِ بانو امین داشته باشیم، به این ترتیب بحث را از اینجا آغاز می‌کنم که آیا مسئله ما در مواجهه با بانو مجتهده امین، زن یا مرد بودن است؟ سخن از انسانیت است؛ آن هم انسانی که در دوران رضاخانی و در دل روحیه‌ی سکولاریته، با بحران هویت روبه‌رو شده است. بانو امین، انسانیت را ماورای جنسیت زن و مرد، با بشریت آن دوره در میان گذاشت و این نکته، به‌نظر من، نقطه‌ آغاز فهم جایگاه تاریخی ایشان است.

یک بحث جدی وجود دارد که آیا مسئله‌ اساسی تفکر توصیف است یا پرسش؟ ما در نسبت با انسان‌ها چه می‌کنیم؟ توصیف می‌کنیم یا پرسش می‌کنیم؟ و اساساً پرسش‌گری چیست؟ آیا فقط کشف مجهولات است یا خودش یک نحوه تفکر است؟ آیا جایگاه تاریخی این نشست می‌تواند عاملی باشد برای درک فلسفه اسلامی، آن هم در جهت عبور بشر جدید از بحران هویت؟

نکته‌ای که برای من روشن بود و کتاب شریف «نفحات الرحمانیه» شاهد آن است که عنوان اصلی این جلسه، عمداً بر همین کتاب متمرکز شده. این سؤال، سؤال اساسی است. ما بحث شرط تقوا را مطرح کردیم، اما نه برای انباشت معلومات؛ برای اینکه بیاموزیم چگونه در این تاریخ حاضر شویم.  

من یک ماه پیش به بعضی از اساتید بزرگ دانشگاه عرض کردم مطمئن باشید، نه شما چیزی دارید که به من بیاموزید و نه من چیزی دارم که به شما بیاموزم؛ پس نسبت ما چیست؟ نسبت آموزش است یا نسبت حضور و تفکر مشترک؟

یک زمانی در مرحله مقدمات بودیم؛ اما امروز دیگر در آن‌جا نیستیم. امروز نشسته‌ایم در یک جایگاه تاریخی خاص و سؤال این است آیا متوجه شده‌ایم فلسفه اسلامی، بشر جدید را مخاطب قرار داده تا او را از بحران هویت نجات دهد؟

در حال تکمیل / اندیشه بانو امین؛ پاسخ به بحران هویت و تلاش برای حفظ معنای قدسی

دکارت، خود و مسئله‌ معرفت نفس  

در تاریخ اندیشه، شما با دکارتی مواجه می‌شوید که از شک به همه چیز برای رسیدن به یقین سخن می‌گوید. مسئله او «خود» است. سؤال من این است آیا انسان می‌تواند بدون اینکه خودش را بیابد، خودش باشد؟

این بحثِ پیچیده، ما را می‌برد به بحث معرفت نفس؛ بحثی که ریشه‌های عمیق آن را در الهیات، به‌ویژه جلد هشتم اسفار می‌بینیم. اگر آنجا دقت کنید، می‌بینید ملاصدرا دقیقاً متوجه چه وضعی از انسان شده است. اساساً صدرا با بشر جدید سخن می‌گوید.  او انسان را با خودش روبه‌رو می‌کند تا انسان، «بیشتر انسان» شود.

پرسش دوم این است  آیا ما به حضوری در آینده‌ای فکر کرده‌ایم که اکنون ما را معنا می‌کند و به حیات ما جان می‌بخشد؟

من نام این موقعیت را حضور اکنونِ بیکرانه و جاودان می‌گذرام.  اگر بخواهم با زبان هایدگر بگویم، بحث دازاین است؛ هرچند غربی‌ها زودتر به این مسئله رسیدند، اما به‌نظر من نتوانستند از آن عبور کنند. آینده‌ای که از آن حرف می‌زنم، عرصه‌ ظهور مواقف وجود است.

هوشیاری بانو امین و درک تاریخی  

در این افق، شخصیت بانو امین یکی از نمونه‌های ظهور وجود است؛ یکی از مواقف وجود. اگر این‌گونه به ایشان نگاه نکنیم، اساساً راه تفکر بسته می‌شود.  

پرسش این است که  آیا می‌توان هوشیاری بانو مجتهده امین را نوعی درک تاریخی دانست؟ اینجاست که باید تفاوت بگذاریم بین اندیشه و جمع‌آوری اطلاعات.  اندیشمند کسی نیست که فقط اطلاعات زیادی دارد؛ اندیشمند کسی است که زمانه‌ خود را می‌فهمد.

سؤال من این است بانو امین در مواجهه با جهان مدرن چه کسی است؟  یک زن باسواد و مستعد که درس خوانده؟ یا انسانی که طلوع جهان مدرن و مدرنیته را فهمیده و در دل آن، مجتهد شده است؟ 

قرون وسطا یعنی ادامه دیروز؛ هزار سال تکرار.  اما رنسانس یعنی جهت‌گیری به سوی آینده. مشکل اینجاست که جهان مدرن، در این حرکت به سوی آینده، هویت قدسی خود را فراموش کرد و به اومانیسم افتاد.

و اما بانو امین در این تاریخ جدید کجا ایستاده است؟ او نه در تداوم دیروز است و نه در گسست سکولار از قدس. اینجاست که بیشتر باید به جایگاه تاریخی آثار او اندیشید، تا به جای آنکه خود را در مقابل آنچه غرب با روحیه سکولاریته برای بشر آورده نبازیم بلکه متوجه حضوری شویم بستی گسترده تر از آنچه جهان غرب برای انسان پیش آورده است. 

در حال تکمیل / اندیشه بانو امین؛ پاسخ به بحران هویت و تلاش برای حفظ معنای قدسی

شخصیت‌های تاریخی؛ آغاز یک تاریخ زنده 

آثار بانو امین را باید هرمنوتیکی خواند. نوشته‌ها، روح تاریخی نویسنده‌اند.  گاهی ناگفته‌های یک اثر، بیش از گفته‌هایش با ما سخن می‌گوید. وقتی ایشان درباره امیرالمؤمنین(ع) می‌نویسد، نیامده قصه دیروز را بگوید. امیرالمؤمنین، مسئله امروز ماست. ایشان نمی‌خواهد صرفاً تعلیم بدهد؛ می‌خواهد نسبتی زنده بین ما و مولایمان برقرار کند.

شخصیت‌های تاریخی را نباید در گذشته دفن کرد.  آن‌ها مبدأ یک تاریخ‌اند؛ تاریخی که ما را دربرگرفته و در عین حال حضوری بیکرانه دارد. بانو امین از این سنخ است. او یک آغاز است  و آغاز، یعنی چیزی که باید ادامه پیدا کند، نه اینکه منجمد شود.  

بشر جدید، بشری است که دیگر نمی‌تواند با باورهای دیروزش زندگی کند، حتی اگر آن باورها درست بوده‌اند. مسئله، نسبت انسان با حقیقت در اکنون است.

به‌نظر من، کتاب  ‌«نفحات الرحمانیه» دقیقاً برای همین نوشته شده؛ اینکه انسان جدید چگونه می‌تواند در غوغای تجدد، زندگی قدسی داشته باشد و از بحران هویت عبور کند. اینجاست که باید به جایگاه تاریخی آثار بانو امین فکر کرد، نه اینکه او را صرفاً یک دانشمند در کنار دیگر دانشمندان گذشته بدانیم. 

اندیشه بانو امین؛ پاسخ به بحران هویت و تلاش برای حفظ معنای قدسی

حکمت صدرایی و گفت‌وگو با بشر جدید  

تمام توجه بانو امین به حکمت صدرایی است. چرا؟ چون فلسفه اسلامی، در اسلوب صدرایی، می‌تواند با بشر جدید گفت‌وگو کند. من یک جمله را همیشه تکرار می‌کنم: فلسفه اسلامی، در اسلوب صدرا، آینده خود را پیدا خواهد کرد. عظمت بانو امین همین‌جاست: اینکه فهمیده با صدرا می‌شود با انسان امروز و فردا سخن گفت. به همین دلیل است که بانو مجتهده امین، فقط یک چهره‌ تاریخی نیست. او آغازی در تاریخ دینداری است؛ آغازی که هنوز با ما سخن می‌گوید، چرا که اگر انسان در پیش خود، درست حاضر شود، می‌تواند در وسعت انسانیت، در افق تاریخ توحیدی، اکنون و فردای خود را معنا کند.

انتهای پیام
خبرنگار:
حدیث منتظری
دبیر:
سلما آرام
captcha