مشاهدات میدانی و تحلیل دیدگاههای منتقدان سینما نشان میدهد، پلتفرمهای پخش فیلم و سریال ایرانی که زمانی جایگزینی امیدبخش برای تلویزیون و سینما بودند، امروز با کاهش کیفیت تولید، فقدان ایدهپردازی و افت مخاطب روبهرو هستند. از فیلیمو و نماوا تا پلتفرمهای تازهتأسیس مانند شیدا، همگی با بحران محتوا و الگویی تکراری مواجهاند؛ بحرانی که به گفته کارشناسان، نشانهای از خلأ در سبد فرهنگی خانواده ایرانی است.
پلتفرمهای پخش آنلاین فیلم و سریال از اواخر دهه 80 شمسی با مجموعههایی چون «قهوه تلخ»، «در قلب یخی» و در ادامه با اثر پرمخاطب «شهرزاد» شناخته شدند. در این دوره، برندهایی مانند فیلیمو، نماوا و فیلمنت شکل گرفتند و بازار نمایش خانگی را رونق دادند؛ اما پس از یک دهه فعالیت، بسیاری از این شبکهها نتوانستند مسیر موفقیت خود را حفظ کنند و اکنون با رکود، افت مخاطب و ضعف در تولید محتوا دستوپنجه نرم میکنند.
فیلیمو در جایگاه شناختهشدهترین پلتفرم، تولیداتی چون «محکوم» و «هزار و یک شب» را برای فصل زمستان در نظر گرفته است. «محکوم» با سناریویی تکراری و کشدار، پس از ۲۲ قسمت مخاطب را خسته کرد و شباهتهای آشکاری با آثار محمدحسین مهدویان دارد. حضور مشاوران کارگردان مرتبط با او نیز نتوانست به اثر عمق ببخشد. «هزار و یک شب»، پروژه مشترک ایران و ترکیه با کارگردانی مصطفی کیایی، با وجود استفاده از بازیگران مطرحی چون هدیه تهرانی و پرویز پرستویی، نتوانست نظر مخاطبان را جلب کند. طولانیشدن روایت، شخصیتپردازی ضعیف و فضای مصنوعی بازیها باعث شد تا بینندگان پس از چند قسمت این سریال را رها کنند.
در کنار این آثار، برنامه «گل یا پوچ» نیز پس از موفقیت فصل اول، در فصل دوم با اجرای صابر ابر که از اساس مجری نیست، نتوانست جذابیت و هیجان فصل قبلی خود را حفظ کند. برنامه گفتوگومحور «اکنون» به میزبانی سروش صحت نیز اگرچه مخاطب خاص و فرهیخته دارد، اما در دسته فیلم و سریال قرار نمیگیرد و بیش از آنکه سرگرمکننده باشد، جنبه تحلیلی و فکری دارد. فیلیمو حتی با بازنشر دوباره سریال موفق «یاغی» تلاش کرده تا ویترین خود را حفظ کند، که نشانه آشکار کاهش تولید جدید و بحران محتوا در این پلتفرم است.
در میان آثار اخیر نماوا، سریال تاریخی «سووشون» براساس رمان شناختهشده سیمین دانشور، با وجود تحسین منتقدان بهدلیل وفاداری به متن اصلی، نتوانست استقبال گسترده مخاطبان را جلب کند. فاصله طولانی میان فصل اول و دوم این مجموعه باعث شده است تا وفاداری مخاطب کاهش یابد و جذابیت اثر در ذهن بینندگان کمرنگ شود.
پلتفرم فیلمنت با سریال «برِتا» تلاش کرد تا در ژانر جنایی مخاطبان را حفظ کند، ولی در حالیکه شروعی پرکشش داشت، از قسمتهای میانی به روایت کند، غیرمنطقی و شخصیتهای ناشناخته دچار شد. فقدان ریتم سریع و منطق روایی، مخاطب را خسته و از همراهی با داستان منصرف کرده است. با وجود بازیگران توانمندی چون شهرام حقیقتدوست، ضعف در فیلمنامه و نبود تعلیق مؤثر سبب شد تا بسیاری از بینندگان از ادامه تماشای آن صرفنظر کنند.
از دیگر برنامههای این پلتفرم، استندآپ کمدی ابوطالب حسینی است که تجربهای نو در نمایش خانگی محسوب میشود، اما بهدلیل کوتاهی اپیزودها و نبود استمرار در تولید محتوا، هنوز جایگاه ثابت در میان مخاطبان پیدا نکرده است. در میان آثار اخیر فیلمنت، سریال «وحشی» با نمایش زندگی سخت زندانیان سابق، توانسته پیامهای اجتماعی معناداری منتقل کند. با وجود موفقیت نسبی، فضای خشن و مضامینی چون خشونت و سوءمصرف مواد مخدر باعث شده تا این مجموعه از دایره آثار خانوادگی خارج شود. منتقدان تأکید دارند که اینگونه آثار باید با هشدار سنی و محدودیت محتوایی همراه باشد.
پلتفرم شیدا پس از شکست نسبی با سریال «آبان»، توانست با «بامداد خمار» توجه گستردهای جلب کند. اقتباس از رمان محبوب و کارگردانی دقیق سبب شد تا فصل نخست موفقیت قابل توجهی داشته باشد. با این حال، فاصله طولانی میان فصل اول و دوم خطر از دست دادن مخاطب را برای این پلتفرم به دنبال دارد.
در حال حاضر میتوان گفت، سبد فرهنگی خانواده ایرانی با فقر محتوایی روبهروست؛ سینماها فیلم برجستهای برای عرضه ندارند، گرانی کتاب مطالعات عمومی را کاهش داده و پلتفرمهای اینترنتی نیز با ضعف تولید و فقدان ایده روبهرو شدهاند. پیشنهاد کارشناسی این است که ساترا (سامانه نظارت بر رسانههای صوت و تصویر) فقط بر محتوای منتشرشده نظارت نکند، بلکه در مرحله تولید و ایدهیابی نیز نقشی فعال ایفا کند تا از تکرار بحران کنونی جلوگیری شود. حمایت از خلاقیت، هدایت هنرمندان به سمت موضوعات اجتماعی و ایجاد توازن میان جذابیت و پیام فرهنگی از الزامات دوران جدید نمایش خانگی است.
انتهای پیام