
کیومرث یزدانپناه، استاد جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران، در گفتوگو با ایکنا، با اشاره به روند مذاکرات هستهای اخیر ایران و آمریکا اظهار کرد: اگر با در نظر گرفتن همه جوانب و با مرور تحولات سه تا چهار دهه گذشته به موضوع نگاه کنیم، باید بپذیریم که رسیدن به یک توافق راهبردی، رسمی، مؤثر و دوجانبه میان ایران و آمریکا ـ آن هم در سطحی که بازدارنده و پایدار باشد ـ بسیار دشوار و حتی نزدیک به غیرممکن است.
وی افزود: مذاکرات ژنو را نیز باید در همین چارچوب تحلیل کرد. صرفنظر از تفاوتهایی که در ظاهر میان این دور از مذاکرات با ادوار گذشته دیده میشود، در باطن اتفاق جدیدی رخ نداده و ما همچنان در همان نقطه آغازین اختلافات بنیادین قرار داریم. به تعبیر دیگر، این روند بیشتر استمرار یک مسیر فرسایشی است تا گشایش یک افق تازه.
این استاد ژئوپلیتیک دانشگاه تهران با بیان اینکه «فرصت برای یک توافق مؤثر و بازدارنده عملاً به سر آمده است»، تصریح کرد: مجموعه تحولات منطقهای و بینالمللی، همراه با تغییر در موازنههای قدرت، نشان میدهد که امکان دستیابی به توافقی که بتواند مانع از برخورد سخت و فیزیکی میان تهران و واشنگتن شود، به شدت محدود شده است.
وی ادامه داد: حتی اگر پیشنهادهایی مانند ارسال مرحلهای بخشی از اورانیوم غنیشده ایران به خارج از کشور، فروش آن یا نگهداری تحت نظارت یک کشور ثالث مطرح شود، این اقدامات الزاماً نمیتواند اعتماد ساختاری مورد نظر آمریکا را ایجاد کند؛ زیرا مسئله اصلی واشنگتن صرفاً موضوع هستهای نیست، بلکه تغییر رفتار سیاسی جمهوری اسلامی ایران در سطوح مختلف است.
یزدانپناه تأکید کرد: آمریکا تغییر رفتار ایران را در سه سطح بینالمللی، منطقهای و داخلی دنبال میکند. در سطح بینالمللی، موضوع نحوه تعامل ایران با نظم جهانی مطرح است؛ در سطح منطقهای، مسئله نقشآفرینی تهران در غرب آسیا و مناسبات با بازیگران مختلف اهمیت دارد؛ و در سطح داخلی، نوع حکمرانی و تحولات اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است. با در نظر گرفتن این سه حوزه، چشمانداز روشنی از تغییر مطابق با انتظارات آمریکا دیده نمیشود و همین موضوع، امکان توافق جامع را دشوار میکند.
وی در بخش دیگری از این گفتوگو با اشاره به مسئله انعطافپذیری دو طرف گفت: در فضای فعلی، بهراحتی نمیتوان درباره میزان انعطافپذیری ایران یا آمریکا قضاوت کرد اما یک شاخص مهم، نوع ادبیات تهدید و آرایش میدانی دو طرف است. هرچه زبان تهدید تندتر و تحرکات نظامی پررنگتر شود، فضای روانی و سیاسی برای انعطاف در مذاکرات محدودتر خواهد شد.
این استاد دانشگاه توضیح داد: ایران شرط توافق را لغو مؤثر تحریمها و دریافت تضمین معتبر برای جلوگیری از جنگ میداند. در مقابل، آمریکا پیشنهادهای خود را به گونهای طراحی میکند که ایران امتیازاتی بدهد تا از بروز درگیری جلوگیری شود. این دو رویکرد متفاوت، اساساً تعریف متفاوتی از «توافق» ارائه میدهد و همین مسئله مانع شکلگیری اعتماد متقابل میشود.
وی اظهار کرد: وقتی یکی از طرفین توافق را ابزار مهار و کنترل میداند و طرف دیگر آن را مسیر رفع فشار و عادیسازی روابط تلقی میکند، طبیعی است که برداشتها از انعطافپذیری نیز متفاوت باشد.
یزدانپناه با تأکید بر اینکه کشمکش ایران و آمریکا صرفاً یک تنش دوجانبه نیست، اظهار کرد: در پس این معادله، بازیگران دیگری نیز حضور دارند که بر تصمیمسازی واشنگتن اثر میگذارند. اسرائیل یکی از مهمترین این بازیگران است که در سالهای اخیر تلاش کرده سیاست آمریکا در قبال ایران را به سمت برخورد سختتر سوق دهد.
وی افزود: تجربه حمله به برخی تأسیسات هستهای ایران نشان داد که اسرائیل میتواند در شکلدهی به تصمیمات نظامی آمریکا نقشآفرین باشد. این متغیر همچنان در معادلات فعلی فعال است و نمیتوان آن را نادیده گرفت.
این تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک ادامه داد: متحدان اروپایی آمریکا، بهویژه برخی کشورهای شاخص مانند فرانسه، آلمان و انگلیس نیز در شرایط خاصی قرار دارند. بحرانهای داخلی اروپا، پیامدهای جنگ اوکراین و تلاش برای بازتعریف نقش ناتو میتواند برخی بازیگران اروپایی را به سمت حمایت از سیاستهای سختگیرانهتر علیه ایران سوق دهد. حتی در صورت بروز درگیری، احتمال مشارکت یا همراهی ساختار ناتو دور از ذهن نیست.
وی «تحولات داخلی ایران» را سومین متغیر اثرگذار دانست و گفت: حوادث تلخ سالهای اخیر، سایه سنگینی بر فضای سیاست خارجی انداخته است. بخشی از جامعه ایران نسبت به هرگونه مذاکره تحت عنوان جمهوری اسلامی با آمریکا نگاه مثبتی ندارد و این مسئله در سطح تصمیمسازی قابل چشمپوشی نیست. حکمرانی در داخل کشور باید این مسئله را بهدرستی درک و تحلیل کند و برای ترمیم شکافهای اجتماعی اقدام کند. در غیر این صورت، هرگونه توافق احتمالی نیز با چالش مشروعیت و مقبولیت داخلی مواجه خواهد شد و این امر میتواند روند اجرای آن را با مشکل روبهرو کند.
این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به هزینههای احتمالی یک توافق گفت: حتی اگر توافقی حاصل شود، ممکن است پرهزینهترین توافق تاریخی ایران باشد؛ زیرا پیوست آن مجموعهای از تعهدات و هزینههایی است که تهران باید بپذیرد. برخی سناریوها حاکی از آن است که ایران ممکن است پیشنهاد همکاریهای گسترده اقتصادی، از جمله مشارکت آمریکا در حوزه انرژی، استخراج نفت و گاز، نوسازی ناوگان حملونقل دریایی یا سرمایهگذاری در معادن و زیرساختهای ارتباطی را مطرح کند اما این موارد لزوماً تضمینکننده تغییر رویکرد واشنگتن نخواهد بود، زیرا مسئله اصلی از نگاه آمریکا فراتر از همکاری اقتصادی است.
یزدانپناه با بیان اینکه گسلهای ژئوپلیتیک ایران در سطوح داخلی، منطقهای و جهانی فعال هستند، گفت: در چنین شرایطی، دایره مانور ایران در مذاکرات محدود است. وقتی فشارهای اقتصادی، چالشهای اجتماعی و تنشهای منطقهای همزمان وجود دارد، امکان ارائه «منوی متنوع» برای اقناع طرف مقابل کاهش مییابد.
وی در ادامه به آرایش نظامی آمریکا در منطقه اشاره کرد و گفت: همزمان با مذاکرات، شاهد تقویت حضور و پشتیبانی نظامی آمریکا در خاورمیانه و جنوبغرب آسیا هستیم. این آرایش نظامی بیش از آنکه نشانه تمایل به صلح باشد، از منظر تحلیلی میتواند نشانه آمادهسازی برای سناریوهای سختتر باشد. به نظر میرسد گزینه جنگ همچنان در محاسبات واشنگتن وجود دارد و حتی ممکن است تلاشهایی برای کسب نوعی مشروعیت بینالمللی ـ ولو ضمنی ـ در جریان باشد. هرچند چین و روسیه احتمالاً با صدور مجوز صریح برای حمله به ایران مخالفت خواهند کرد، اما آمریکا ممکن است در پی ایجاد فضای سیاسی لازم برای توجیه اقدام خود باشد.
وی هشدار داد: حجم تجهیزات، لجستیک و پشتیبانی نظامی که در منطقه مستقر شده، با یک عملیات محدود و کوتاهمدت همخوانی ندارد و اگر یک درگیری رخ دهد، احتمالاً گسترده و زمانبر خواهد بود و تبعات انسانی، اقتصادی و حیثیتی سنگینی برای ایران به همراه خواهد داشت.
یزدانپناه درباره روند مذاکرات غیرمستقیم گفت: گرفتار شدن در یک روند فرسایشی و غیرمستقیم، چشمانداز روشنی ایجاد نمیکند. مذاکرات غیرمستقیم به سختی میتواند به تفاهم مستقیم و پایدار منجر شود، زیرا عنصر اعتمادسازی در آن بسیار ضعیف است. اگر قرار است توافقی شکل بگیرد، باید ریسک مذاکره مستقیم پذیرفته شود. مذاکره مستقیم میتواند نخستین گام برای ایجاد اعتماد حداقلی باشد، هرچند پذیرش آن نیز هزینههای سیاسی خاص خود را دارد. تا زمانی که مذاکرات با برچسب «غیرمستقیم» ادامه یابد، انتظار خروجی مؤثر و سازنده چندان واقعبینانه نیست. به نظر میرسد خود این شیوه مذاکرات نشان میدهد که دو طرف نیز نسبت به امکان دستیابی به دستاورد جدی تردید دارند.
یزدانپناه در جمعبندی تحلیل خود گفت: در شرایط فعلی، نمیتوان چشمانداز مذاکرات را مثبت ارزیابی کرد. البته نباید فضای ناامیدی مطلق ایجاد کرد یا خوراک رسانهای افراطی در هر دو سوی خوشبینی و بدبینی تولید کرد، اما واقعیت این است که دستیابی به توافق جامع و بازدارنده بسیار دشوار است. اگر توافقی در این شرایط حاصل شود، میتواند برای ایران یک برگ برنده بزرگ و حتی شبیه به معجزه سیاسی باشد؛ اما با توجه به آرایش نظامی آمریکا، تحولات منطقهای، نقش بازیگران ثالث و شرایط داخلی، احتمال جنگ در کوتاهمدت از احتمال توافق بیشتر به نظر میرسد.
این استاد ژئوپلیتیک در پایان تأکید کرد: ایران در عین پیشبرد مذاکرات باید برای سناریوهای سخت نیز آماده باشد. اگر درگیری نظامی رخ دهد، شرایط کشور بهمراتب دشوارتر از وضعیت کنونی خواهد شد و پیامدهای آن محدود به حوزه نظامی نخواهد بود، بلکه ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی گستردهای خواهد داشت.
انتهای پیام