
به گزارش ایکنا، حجتالاسلام و المسلمین کاظم قاضیزاده؛ استاد
درس خارج حوزه، شامگاه ششم اسفند ماه در سلسله جلسات سخنرانی به مناسبت ماه مبارک رمضان به موضوع«
آموزههای نامه امام علی (ع) به مالک اشتر در نهج البلاغه» پرداخت. این نشست در مؤسسه فهیم در قم برگزار شد.
متن سخنان این استاد حوزه و رئیس مؤسسه فهیم به شرح زیر است:
حکمرانی خوب با این تعبیر حدود 30 سال قبل آن هم از منظر اقتصادی در دنیا مطرح است ولی باور بنده این است که میتوان از نصوص دینی برای مفاهیم جدید هم استفاده کنیم. نامه امیرمؤمنان(ع) به مالک اشتر مجموعه قابل توجهی از اصول حکمرانی خوب را ارائه میدهد و البته طبعا چون در دنیای جدید هستیم نمیتوان گفت که این نامه همه مفاهیم حکمرانی خوب را پوشش میدهد؛ مثلا در صدر اسلام حکومتها دخالت زیادی در حد امروز در زندگی مردم نداشتند و یک فرد میتوانست به یک روستای دوردست برود و مایحتاج زندگی خودش را از طریق کشاورزی و دامداری تامین کند و کاری هم با سیستم دولتی نداشته باشد ولی امروز خدمات و دخالت دولت در زندگی مردم زیاد است. همین چند وقت قبل وقتی اینترنت قطع شد بسیاری به مشکل برخورد کردند و شغل و ارتباطات خود را از دست دادند.
امروز تبلیغات مسئله بسیار مهمی است و دولتها با ابزار رسانههای مدرن در اندیشه و ذهن مردم اثر میگذارند یا نیروهای نظامی منسجمی برای دولتها وجود دارد که در گذشته نبوده است. در دنیای جدید امکان برگزاری انتخابات با مشارکت عمومی و جابجایی قدرت و تفکیک قوا و گردش قدرت وجود دارد ولی در قدیم مطرح نبوده است.
حضرت علی(ع) در نامه به مالک توصیه کرده است عجله به انجام کار نداشته باش و آن را خشمگینانه انجام نده در حالی که میتوانی راه گریزی پیدا کنی. نوع تعامل حکومت با مردم باید طوری باشد که یک راه در رو پیدا کند یعنی اگر کسی را میتوان بدون بازداشت توبیخ کرد باید این کار بشود و اگر میشود فردی را با بازداشت از کار خلاف بازداشت نباید حکم زندان به او بدهیم و ... . قرآن کریم هم فرموده است که ای پیامبر(ص) تو اگر نسبت به مردم نرمخو و مهربان نبودی از کنار تو پراکنده میشدند و مهربانی تو نعمت الهی است. فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ ۖ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ ۖ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ .
حتی توصیه قرآن آن است که اگر کسی در حق شما بدی کرد شما با وجه احسن و نه حتی حسن به او پاسخ دهید تا او جذب شود. کانه ولی حمیم. یا در آیه دیگر فرمود: ولیعفوا و لیصفحوا ؛ حاکم هم در ارتباط با خدا کوتاهی دارد و او هم دوست دارد خدا او را ببخشد بنابراین باید مردم را ببخشد.
نگاه از بالا به پایین ممنوع
و لا تقولن انی معمر ...؛ توصیه دیگر حضرت آن است که حاکم جایگاه خود را در ارتباط با مردم تعریف کند و نگوید من فرمانروا هستم و بقیه باید اطاعت کنند یعنی نباید حکومت از بالا به پایین به مردم نگاه کند زیرا باعث خواهد شد تا در قلوب دیگران پستی ایجاد شود و دین به زوال خواهد رفت و فتنهها زیاد و حکومت تغییر خواهد کرد زیرا ممکن نیست که حکومتی مستکبر باشد و مردم در درازمدت آن را تحمل کنند.
حضرت امیر(ع) در سه جنگ با دشمنانشان جنگیدند و هر سه جنگ هم ظاهرا طرف مقابل، مسلمان بودند؛ در نهایت تعبیر حضرت در مورد این افراد آن است که اینها برادران دینی ما هستند که البته مرتکب بغی و شورش شدند. حاکم هم باید در روحیه و هم در گفتار و رفتار خودش نگاه بالا به پایین نداشته باشد مثلا خلیفه عباسی(هارون) میگفت هر جا خورشید میتابد حکومت من است.
در دنیای قدیم یکی از توصیههای حکمرانی خوب این بود که حکمران در تهذیب نفس و توجه به آخرت کوشا باشد زیرا نظارت بیرونی مانند نهادهای نظارتی و ... وجود نداشته است که بخواهند کسی را استیضاح و از کار برکنار کنند و یا قدرت گردشی باشد و اگر کسی خلیفه میشد تا بمیرد و یا کشته شود خلیفه بود.
حضرت نصیحت فرمودند حاکم باید از تکبر و فخرفروشی خودش را دور کند و نگاه کند به خدا و ببیند قدرت خدا بر همه چیز مسلط است. خدا گاهی کسی چون نمرود را با یک پشه نابود کرد و فرعون را غرق کرد و امروز هم بیماریهایی چون سرطان در چند روز میتواند جان یکنفر را بگیرد.
براساس توصیه حضرت، حاکم خوب است مقداری به مرگ فکر کند زیرا بعد از پایان عمر باید جوابگوی کارهای خود باشد؛ اینکه قدرت خدا بالاتر است سبب میشود تا حاکم گرفتار کبر نشود. حضرت در توصیه دیگری به انصاف تاکید فرمودند؛ در دنیای جدید برای عدالت نظریاتی ارائه شده است که مهمترین آن نظریه جان رالز است. حرف اصلی وی آن است که عدالت همان انصاف است.
حضرت امیر(ع) هم در تعبیرشان بر انصاف در برابر خدا و مردم تاکید کردند(انصف الله و انصف الناس...). نسبت به خدا و مردم انصاف به خرج بده. یکی نسبت به خودت، دیگری در برابر کسانی که خیلی نزدیک به تو هستند و بعد اقوام و فامیل و در نهایت کسانی از رعیت که به تو علاقه دارند و به عبارتی هوادار حکومت تو هستند یعنی اگر میخواهی نسبت به این چهار گروه رفتاری داشته باشی انصاف را در تعامل با آنان رعایت کن.
تاکید بر انصاف
نباید مجازات افراد خاص با بقیه فرق کند و مثلا زندان نروند و اگر رفتند زندانشان هتل باشد. یک گروه مثلا نظم جامعه را بهم میزنند ولی با آنان متفاوت از سایر مردم برخورد میشود. حضرت توصیه کردند که باید منصفانه رفتار شود. قرآن کریم هم در دو آیه فرموده است: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَىٰ أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ ۚ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَىٰ بِهِمَا؛ در آیه دیگر: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ.
آیه دوم میگوید قسط و عدالت را حتی در برابر دشمنان خود رعایت کنید؛ در آیه اول هم تاکید دارد قائم به قسط باشید و عدالت را رعایت کنید ولو علیه خودتان، والدین و اقربین و نگویید فامیل و قوم من هست و بیشتر مراعات او را بکنم. جالب اینکه فرموده است: إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَىٰ بِهِمَا؛ این نشان میدهد که عمدتا فساد در این مسائل از نوع مالی بوده است و خلفا از این جهت هوای نزدیکان خود را داشتند. فرموده است اگر فقیر و یا غنی باشد خداوند سزاوارتر از شما نسبت به آنان است و خدا خواسته است برخی فقیر و برخی غنی باشند.
امروزه یکی از مشکلات بزرگ حکومتها و منابع تحقق فساد که نام امروزی آن ناترازی است این است که دست برخی افراد به منابع بیشتر از دیگران است. قبل از انقلاب شرکت واحد اتوبوسهایی داشت که امتیاز ویژه برای کارمندان شرک واحد قائل بود و یا اگر کسی کارمند قطار بود امتیاز ویژه داشت و یا هواپیما و بعد از انقلاب هم متاسفانه این مسئله رفع نشد و گفتند فلان فرد عضو هیئت علمی است و بچههای او میتوانند از امتیاز انتقال از یک شهرستان به یک شهر بزرگ استفاده کنند.
اینکه قرار باشد هر کسی به هر بهانه از جمله کارمند یک اداره و وزارتخانه و ... امکانات بیشتری نسبت به دیگران داشته باشد در نهایت منجر به این خواهد شد که افرادی که بیتالمال بیشتری در دسترس آنان است بیشتر هم از آن بخورند و ببرند؛ این خلاف انصافی است که حضرت فرمودند؛ ایشان تاکید کردند اگر انصاف در جامعه و حکمرانی نباشد ظلم است و کسی که به عباد خداوند ظلم کند دشمن خدا است. یعنی حاکمان فقط مسئول در برابر مردم نیستند و مسئول در برابر خداوند هم هستند و هر کسی که خدا دشمن او باشد حجت و دلیل او را باطل خواهد کرد و دشمن او هست تا زمانی که توبه کند.
در زمان امیرمؤمنان(ع)، حضرت در مسئله بیتالمال خیلی بر برابری تاکید کردند و برای هر شخص ماهانه سه دینار قرار دادند در حالی که در دوره عثمان و عمر اینطور نبود. عمر بین کسانی که بدری و احدی و احزاب بودند و یا بعدا مسلمان شدند در اعطای بیتالمال تفاوت زیادی قائل میشد و در دوره عثمان این روند بدتر شد و به نزدیکانش پولهای بی ضابطه میداد و برای آن توجیهاتی هم میآوردند.
ابن ابی الحدید میگوید شیوه حضرت امیر(ع) در پرداخت بیتالمال یک شیوه و شیوه خلفای قبل از ایشان شیوه دیگر؛ گرچه او هر دو را اجتهادی میداند و توجیه میکند ولی انصاف به خرج داده و میگوید شیوه حضرت امیر(ع) همان شیوه مدیریتی پیامبر(ص) بوده است.
حضرت در ادامه این نامه به آثار ظلم حکومت اشاره فرمودند و تاکید کردند هیچ چیزی نعمت را تغییر نمیدهد مگر اینکه شما بر ظلم پافشاری کنید. الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم. البته این روایت در منابع اهل سنت هست ولی در شیعه نیست؛ حضرت فرمودند حکومت با ظلم نمیتواند دوام یابد یعنی وقتی نابرابری و بی انصافی زیاد شد مساوی تغییر نعمت است و بالاترین نعمت هم حاکمیت و حکومت است.
برخی فکر میکنند با ظلم و جور و فشار دولت قوی میشود ولی حضرت فرمودند برعکس است. از نظر حضرت(ع) بدترین نوع ظلم هم ریختن خون برخی از افراد به ناحق است. ای مالک از خونریزی به ناحق بپرهیز؛ خونریزی به حق یعنی مثلا کسانی مسلح بودهاند و مردم را کشتهاند و حاکم باید آنان را قصاص کند ولی خونریزی به ناحق چیزی جز بدبختی و پیامد سوء نخواهد داشت.
انتهای پیام