یکی از کلیدیترین نکات در سیره علوی، نصرت دین خداست. آن بزرگمرد تاریخ اسلام تمام وجودش وقف یاری دین خدا بود؛ او نه برای قدرت، بلکه برای برپایی حق و عدالت و احیای سنت پیامبر(ص) گام برمیداشت و در یکی از دشوارترین دورههای تاریخ اسلام، تعریفی جامع از نصرت دین ارائه داد که فراتر از شعار، در عمل تجلی یافت. خبرنگار ایکنا از اصفهان در سالروز شهادت آن حضرت، در گفتوگو با حجتالاسلام عبدالرسول قاسمی، عضو هیئت علمی جامعةالمصطفیالعالمیه، به این موضوع پرداخته است که سیره علوی چه درسهایی برای یاریگری دین در دنیای معاصر به ما میآموزد. در ادامه، متن این گفتوگو را میخوانیم.
حقیقت دین در نگاه پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع)، در اخلاق و اعتقادات تجلی مییابد. بنابراین، انسان با پرورش اعتقادات و اخلاق در خود، به حقیقت دین دست مییابد. به این ترتیب، احکام دربردارنده بخش ظاهری دین است؛ زیرا فردی که به دینی اعتقاد یافته، باید ظاهر آن را نیز بهوسیله احکام حفظ کند. البته در روایات بیان شده که به عبادت زیاد نمیتوان بسنده کرد، چراکه تفکر و اندیشه از آن مهمتر است و ساعتی تفکر از ۷۰ سال عبادت ارزشمندتر تلقی میشود.
احکام در دین اسلام در دو بخش فردی و اجتماعی ارائه میشود. احکام فردی شامل عباداتی مانند نماز، روزه و... است. نماز که ستون دین معرفی شده، اگر بهصورت جمعی انجام شود، فضیلت بیشتری دارد. اسلام دو جنبه فردی و اجتماعی را از هم تفکیک نکرده است و کاملاً آنها را درهمتنیده میداند. در نتیجه، نمیتوان گفت یکی بر دیگری تقدم دارد.
شیعه به معنای کسی است که در همه ابعاد از دیگری پیروی میکند. در دوران امامت حضرت علی(ع)، برخی افراد فقط دفاع از حضرت را ملاک میدانستند و دیگر امور دین را انجام نمیدانند. امیرالمؤمنین(ع) آنان را از این شیوه نهی میکرد و میفرمود خودشان نیز همه امور مورد تأکید را انجام میدهند. بنابراین، پیروان ایشان نیز باید همه این امور را انجام دهند؛ زیرا همه آنها برای رسیدن به خداست.
یار واقعی دین یا شیعه واقعی امیرالمؤمنین(ع)، کسی است که امام را در همه امور پیشوای خود در نظر بگیرد، بهطوری که هنگام جنگ همراه او بجنگد، هنگام کار مانند او کار کند و... . حضرت علی(ع) در دستورالعملی خطاب به مالک اشتر میفرماید: «مردمی که تو را برای حکومت بر آنان انتخاب کردم، مخلوقات خدا و برادران دینی تو هستند.» در نتیجه، در حکمرانی هیچ تفاوتی میان آنها وجود ندارد.
قرآن کریم، حضرت محمد(ص) را الگویی نیکو برای انسانها معرفی کرده است. کتابهای گوناگونی همچون سنن النبی یا حلیة المتقین نگاشته شده که به معرفی آداب زندگی پیامبر(ص) میپردازد تا همه افراد بتوانند از آن الگو بگیرند. علمای دین معتقدند اگر در همه عرصهها همچون حضرت محمد(ص) و حضرت علی(ع) عمل کنیم، شیعه به معنای واقعی محقق شده است.
همانطور که پیش از این بیان شد، امیرالمؤمنین(ع) در نامه به مالک اشتر، افراد را به دو دسته تقسیم میکند؛ کسانی که همفکر و همعقیده مالک هستند، مانند مسلمانان و کسانی که متفاوت از او میاندیشند، مانند پیروان ادیان دیگر و سپس از مالک میخواهد که به همه این افراد، مانند یکدیگر توجه کند و رفتارش با همه یکسان باشد. یک حاکم عادل نباید در ارائه خدمات و حمایتها، اقشار مردم را از یکدیگر تفکیک کند.
در بخش دیگری از این نامه، امیرالمؤمنین(ع) درباره قضات به مالک توصیه میکند که دست این قشر را باز بگذارد و معاش آنان را بهخوبی تأمین کند تا از نظر مادی به مراجعان خود توجهی نداشته باشند. اگر زندگی این افراد تأمین باشد، دیگر بهدنبال دریافت رشوه و هدیه از مراجعان خود نخواهند بود و به عدالت در جامعه حکم میکنند.
حضرت علی(ع) خطاب به قاضیای که منسوب ایشان نبود، جایگاه قاضی را ویژه انبیا و اولیای الهی دانست و تأکید کرد که اشقیا نباید به قضاوت اشتغال داشته باشند. ظاهر روایت نشان میدهد که ایشان قصد داشت به مخاطب خود تذکر دهد که در دسته سوم قرار نگیرد.
در اجرا و عمل به معارف دینی، بعضاً با تزاحم اقتضائات مواجه میشویم، بهطوری که چند امر واجب و حرام با یکدیگر تزاحم مییابند و باید از میان آنها، اهم را از مهم تشخیص داد. البته ترجیح این است که همه معارف و احکام دین در جامعه اجرا شود، ولی گاهی این امر امکانپذیر نیست.
اعتقاد ما شیعیان این است که عدالت واقعی و گستره واقعی دین در زمان ظهور حضرت حجت(عج) محقق خواهد شد؛ زیرا تا پیش از ظهور ایشان، اختلافات زیاد و امکانات در دسترس انسانها با یکدیگر متفاوت است. قطعاً در زمان حضرت علی(ع) نیز چنین شرایطی وجود داشت؛ اگر ایشان میخواست خلافت را به هر نحوی در دست گیرد، امور دیگر از دست میرفت و مشخص نبود که دین اسلام به شکل امروزی باقی میماند یا نه.
در نتیجه، حضرت سکوت پیشه کرد تا اصل دین حفظ شود. خلافت امری ظاهری بود و در ادامه مردم نیز دریافتند که خود امیرالمؤمنین علی(ع) شایستهترین فرد برای حکومت است و با اشتیاقی فراوان بعد از ۲۵ سال نزد ایشان رفتند.
برپایی عدالت اجتماعی، اصل اساسی حکومت حضرت علی(ع) بود، بهطوری که در همان ابتدای پذیرش خلافت فرمود: «حکومت بر شما هیچ ارزشی برای من ندارد، مگر اینکه بتوانم حق مظلومی را از ظالم بگیرم، عدالت را در جامعه جاری کنم و اموال حرامی را که بسیاری در میان خود تقسیم کرده و نزد خود انباشته کردهاند، پس بگیرم و به بیتالمال بازگردانم.»
البته بعد از اینکه حضرت به خلافت رسید، سه جنگ گسترده علیه ایشان به راه انداختند. غیر از نهروان که جنگ افراد نادان و بیخرد با حضرت علی(ع) بود، دو جنگ دیگر، یعنی جمل و صفین بر سر برپایی عدالت بود. طلحه، زبیر و عایشه، از مسلمانان سرشناس بودند و بهخوبی حضرت علی(ع) را میشناختند، ولی بر سر منافع مادی، پشت حضرت را خالی کردند و توانایی تحمل عدالت ایشان را نداشتند. در هر حال، حضرت علی(ع) در اولین سخنان خود در جایگاه خلیفه مسلمانان، به برپایی عدالت اجتماعی و مبارزه با فساد اقتصادی اشاره کرد.
همانطور که پیش از این گفته شد، حقیقت دین اخلاق، اعتقاد، تفکر و انسانیت است. در دنیای مدرن یا دورههای پیش از آن، فهم انسانیت و اخلاق برای همه انسانها امری ساده بوده و هست؛ بهطوری که قبح گناهکردن را درک میکنند. اولین کاری که انسان در این عرصه باید انجام دهد، این است که بخشی از زندگی خود را به تفکر درباره چنین مسائلی اختصاص دهد.
در روایات متعدد توصیه شده است که انسان باید زمان خود را به چند قسمت تقسیم کند، قسمتی را به تفکر و اندیشه اختصاص دهد، برای زندگیاش برنامه داشته باشد و همه امور را براساس برنامهریزی و اصول خاص خود اجرا کند. البته که دنیای مدرن، دنیای سرگرمی است و انسانها را چنان به امور دنیا سرگرم میکند که انسانیت و معنویت را فراموش میکنند.
جنگی که امروز در آن قرار داریم، مرگ انسانهای فراوان و قتل کودکان، اموری است که بسیاری از مردم دنیا نسبت به آن بیتفاوت هستند. میتوان بخشی از انسانها را از وقوع این اتفاقات، بیاطلاع در نظر گرفت؛ ولی در سالهای گذشته، وقایع غزه پیش چشم همه دنیا بود و به آن توجه چندانی نداشتند.
دنیاطلبی و دنیاخواهی بزرگترین مانع در این مسیر است که امروز بهوضوح شاهد آن هستیم. در دوران امامت حضرت علی(ع) نیز دو گروه معاویه و عمروعاص در صفین و طلحه و زبیر و عایشه در جمل که در مقابل حضرت ایستادند، دنیاطلبان بودند. البته اصحاب جمل اولین کسانی بودند که با حضرت علی(ع) بیعت کردند، ولی با ایشان وارد جنگ شدند.
خوارج که با حضرت علی(ع) جنگیدند نیز از جمله جاهلان مقدس بودند. جهل مقدس نیز مانع مهم دیگری در یاریرساندن به دین است. چنین افرادی نماز میخوانند و به امور دین رسیدگی میکنند، ولی فهم درستی از آن ندارند. روز عاشورا نیز همین دو دسته، شامل دنیاطلبان و جاهلان مقدس در برابر امام حسین(ع) ایستادند و ایشان را به شهادت رساندند. دسته دوم، یعنی جاهلان مقدس، از دنیاطلبان نیز خطرناکتر هستند.
حضرت علی(ع) بعد از جنگ با خوارج، شکستدادن و کشتن آنان فرمود: «من بودم که چشم فتنه را کور کردم.» خوارج نماز میخواندند، دائم روزه میگرفتند و قرآن را حفظ میکردند، ولی عموم مردم را فریب میدادند. بنابراین، خطر بیشتری برای جامعه مسلمانان داشتند. امروز نیز آمریکا و رژیم صهیونیستی همان گروه معاویه و عمروعاص و افرادی که بدون تأمل و تفکر به شورش و هرجومرج میپردازند، همان جاهلان هستند.
انتهای پیام