کد خبر: 4340714
تاریخ انتشار : ۲۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۴:۴۳

بالاترین مرتبه شُکر استفاده از استعداد در راه خداوند است

دانشیار گروه روانشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه گفت: بالاترین مرتبه شکر، این است که استعداد و ظرفیت خود را در راه خداوند به کار گیریم.

شکر

به گزارش خبرنگار ایکنا از قزوین، مسعود آذربایجانی، دانشیار گروه روانشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در وبینار آموزشی ویژه ماه مبارک رمضان که شب گذشته 22 اسفندماه به همت دپارتمان درمان معنوی مرکز طلیعه سلامت و مرکز دانش‌بنیان گسترش و آزمایش روانشناسی معنوی جان‌بزرگی برگزار شد، با اشاره به شرایط روز جامعه و جنگ رمضان گفت: به لطف الهی و همدلی اعجازگونه‌ای که در میان مردم در این روزها و شب‌ها شکل گرفته، به امید خداوند پیروزی نزدیک است، اما در عین حال هرکس باید وظیفه خودش را در این مسیر انجام بدهد.


بیشتر بخوانید:


وی ادامه داد: طبیعتاً توده مردم کار خود را انجام می‌دهند و ما نیز به عنوان اقشار فرهنگی و دانشگاهی وظیفه دشوارتری داریم و باید با تولید محتوا، جهت‌دهی و حرکت ایجاد کنیم و این موارد خیلی مهم است، در این راستا پیشنهاد می‌شود با الهام از آیه انفال 60 که خداوند می‌فرماید «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکمْ وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَی ءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یوَفَّ إِلَیکمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُون» یعنی در برابر آنها (دشمنان) آنچه توانایی دارید از نیروآماده سازید (و همچنین) اسبهای ورزیده (برای میدان نبرد) تا به وسیله آن دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید و (همچنین) گروه دیگری غیر از اینها را که شما نمی شناسید و خدا می شناسد و هر چه در راه خدا (و تقویت بنیه دفاعی اسلام) انفاق کنید. به شما باز گردانده می شود و به شما ستم نخواهد شد.

دانشیار گروه روانشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه  اظهار کرد: در این آیه خداوند می‌فرماید برای مقابله با دشمن با همه آنچه در توان دارید جبهه خودی را تقویت کنید و برای مقابله با دشمن آماده شوید، تا آن حدی که دشمن خدا و خودتان را بترسانید و این یک راهبرد برای ما در همه دوران‌هاست، این انتظاری است که خداوند از ما در این شرایط دارد و قرآن نوید شکست باطل را به ما داده است.

وی با اشاره به جنایت‌های رژیم صهیونیستی به ویژه جنایت مدرسه دخترانه شجره طیبه میناب بیان کرد: در صفحه 305 جلد سیزدهم تلمود که یکی از کتاب‌های صهیونیست‌هاست آمده است برای پیروزی بر دشمنانتان اول خون دختران آن‌ها ریخته شود و این جزو مواردی است که تعالیم الهی را تحریف کرده‌اند و خداوند در آیه 41 سوره مائده می‌فرماید «يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَوَاضِعِهِ» یعنی یهودیان برای پیشبرد کار خودشان مطالب خداوند را تحریف کرده‌اند درحالی که خدا در آیه 32 سوره مائده می‌فرماید: «مِنْ أَجْلِ ذَٰلِكَ كَتَبْنَا عَلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا» یعنی به این سبب بر بنی اسرائیل لازم و مقرّر کردیم که هر کس انسانی را جز برای حق، [قصاص] یا بدون آنکه فسادی در زمین کرده باشد، بکشد، چنان است که همه انسان‌ها را کشت.

این استاد روانشناسی افزود: دختر بی‌گناهی که در مدرسه بود چه کرده‌ بود که شما با آن‌ها این کار را کردید؟ نتیجه‌اش این است که خداوند برای این‌ها ذلت و خاری را مقدر کرده است در آیه 61 سوره بقره می‌فرماید «وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ۗ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ۗ ذَٰلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ» یعنی و [داغِ] خواری و بیچارگی و نیاز بر آنان زده شد و سزاوار خشم خدا شدند؛ این [خواری و خشم] به سبب آن بود که آنان همواره به آیات خدا کفر می ورزیدند و پیامبران را به ناحق می کشتند؛ این [کفرورزی و کشتن پیامبران] به علت آن بود که [از فرمانِ من] سرپیچی نمودند و پیوسته [از حدود حق] تجاوز می کردند.

وی گفت: من می‌خواهم این بشارت را بدهم که پیش‌بینی‌های خداوند بر این دلالت دارد که شکست دشمن قطعی است البته این پیش‌بینی‌های آینده کاملاً سیال است و مربوط به رفتار، منش و عمل ماست، اگر مردم همین طور پای کار کشور باشند پیش‌بینی خداوند به وقوع خواهد پیوست. ما روانشناسان به عنوان نخبگان جامعه وظیفه داریم برای اقشار مردم به ویژه قشر خاکستری که ممکن است به دلیل ناآگاهی فریب دشمن را بخورند؛ محتوا تولید کنیم و آن‌ها را به سمت حقیقت رهنمون سازیم و مسائل جنگ و جهاد را برای مردم روشن کنیم.

دعا هسته، گوهر و حقیقت عبادت است

آذربایجانی در بخش دیگری از سخنان خود درباره دعای ابوحمزه ثمالی بیان کرد: خداوند هدف خلقت را برای انسان‌ها و گروه جنیان عبادت قرار دادیم در سوره غافر آیه 60 خداوند این عبادت را تشریح کرده‌ است و می‌فرماید «وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ ۚ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ» یعنی پروردگارتان گفت: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، آنان که از عبادت من تکبّر ورزند، به زودی خوار و رسوا به دوزخ درآیند.

وی خاطرنشان کرد: منظور از عبادت دعاست و یا باید گفت که مصداق بارز عبادت دعاست، در روایتی آمده است که دعا هسته، گوهر و حقیقت عبادت است یعنی وقتی انسان به عبادت می‌رسد که حال دعا برایش ایجاد شده باشد و نکته مهم اینکه تقریباً در همه ادیان یکی از محورهای ضروری دعاست.

دانشیار گروه روانشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه اظهار کرد: در دعای ابوحمزه که ماه رمضان قرائت می‌شود فرصتی وجود دارد که انسان حقیقت عبادت نزدیک شود؛ دعای ابوحمزه ابعاد معنوی انسان را تحلیل روانشناختی می‌کند، موانع را برای ما می‌گوید و مسیر را مشخص می‌کند تا ما مرحله به مرحله بتوانیم به غایت و هسته اصلی دعا نزدیک شویم.

وی گفت: یکی از مواردی که در اواسط دعای ابوحمزه بیان می‌شود عوامل و زمینه‌هایی است باعث بی‌توجهی انسان به احوال معنوی می‌شود و امام سجاد (ع) حدود یازده عامل را می‌شمارد که باعث بی‌توجهی انسان به مسائل معنوی شده است، در پس از این بخش دعا اللّٰهُمَّ إِنِّى كُلَّما قُلْتُ قَدْ تَهَيَّأْتُ وَتَعَبَّأْتُ وَقُمْتُ لِلصَّلاةِ بَيْنَ يَدَيْكَ وَناجَيْتُكَ أَلْقَيْتَ عَلَىَّ نُعاساً إِذا أَنَا صَلَّيْتُ وَسَلَبْتَنِى مُناجاتَكَ إِذا أَنَا ناجَيْتُ، مالِى كُلَّما قُلْتُ قَدْ صَلُحَتْ سَرِيرَتِى وَقَرُبَ مِنْ مَجالِسِ التَّوَّابِينَ مَجْلِسِى عَرَضَتْ لِى بَلِيَّةٌ أَزالَتْ قَدَمِى وَحالَتْ بَيْنِى وَبَيْنَ خِدْمَتِكَ؛ حضرت به بیان عوامل می‌پردازند.

این استاد روانشناس بیان کرد: دعاها بالاترین سخنانی است که از معصومین ما صادر شده است، ائمه وقتی با مردم سخن می‌گفتند سطح کلامشان را پایین می‌آوردند به طوری که برای مردم قابل درک و فهم باشد اما وقتی با خداوند سخن می‌گفتند لطیف‌ترین، عمیق‌ترین و بالاترین معارف را بیان می‌کردند چون دیگر محدودیتی برای آن‌ها وجود نداشت.

وی ادامه داد: حضرت در دعای ابوحمزه ثمالی با تعبیر «لعلک» (شاید) به زیبایی بیان می‌کنند که با احتمال بالایی، یکی از این موانع توجه به معنویت در درون ما وجود دارد. این بیان، ما را فرامی‌خواند تا با جستجو و تحلیل روانی، عمق‌یابی و کاوش در وجود خویش، دریابیم کدام‌یک از این احتمالات در مورد ما صدق می‌کند.

آذربایجانی خاطرنشان کرد: در دعای ابوحمزه آمده است «سَيِّدِى لَعَلَّكَ عَنْ بابِكَ طَرَدْتَنِى وَعَنْ خِدْمَتِكَ نَحَّيْتَنِى؛ سرور من، شاید مرا از درگاهت رانده‌ای و از خدمتت برکنار نموده‌ای» این سخن، گفتگویی میان معشوق و عاشق است. آیا چنین است که نمی‌خواهی من به خانه‌ تو بیایم؟ «أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِى مُسْتَخِفّاً بِحَقِّكَ فَأَقْصَيْتَنِى؛ یا مرا دیده‌ای که حقّت را سبک می‌شمارم، پس از پیشگاهت دورم ساختی» شاید من حقوق الهی و وظایف بندگی خود را رعایت نکرده و آن‌ها را سبک شمرده‌ام، و به همین دلیل مرا دور ساخته‌ای. این موارد را باید در خودمان بیابیم.

وی در ادامه تصریح کرد: بنابراین اگر حال دعا نداریم، باید ببینیم کدام‌یک از این موانع در ما وجود دارد. در دعای ابوحمزه آمده «أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِى مُعْرِضاً عَنْكَ فَقَلَيْتَنِى؛ یا شاید مرا روی‌گردان از خود مشاهده کردی، پس مرا مورد خشم قرار دادی» دلیلش این است که چون احساس می‌کنی به تو پشت کرده‌ام، توجهی به من نمی‌کنی.

دعا اعلام نیاز نیست؛ بلکه خودِ نیاز است

این استاد دانشگاه گفت: در روایتی آمده است یکی از دوستان امام موسی کاظم(ع) خطایی مرتکب شده بود، برای اینکه از بوی دهانش متوجه خطا نشوند، وقتی دید امام(ع) نزدیک می‌شوند، صورتش را به دیوار کرد تا حضرت متوجه نشوند. حضرت به آرامی از کنارشان عبور کردند و آهسته فرمودند: «هر کاری هم می‌کنید، به ما پشت نکنید» این نکته بسیار مهم است؛ هر کاری کردیم، نباید به خداوند پشت کنیم. این شب‌ها را جدی بگیریم، از آخرین فرصت‌های این ماه استفاده کنیم و اگر رابطه‌مان با خدا غبارآلود و خاکستری شده است، آن را شفاف کرده و به سوی خداوند بازگردیم.

وی ادامه داد: در دعای ابوحمزه آمده «أَوْ لَعَلَّكَ وَجَدْتَنِى فِى مَقامِ الْكاذِبِينَ فَرَفَضْتَنِى؛ یا شاید مرا در جایگاه دروغ‌گویان یافتی، پس به دورم انداختی» منظور این است که با خداوند صادق باشیم؛ در جایگاه صدق می‌توانیم خداوند را بیابیم. هیچ‌کس نمی‌تواند همانند خودمان، ما را از نظر روانی تحلیل کند. 

استاد روانشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه اظهار کرد: امروزه در روانشناسی مثبت‌نگر مشاهده شده است که اگر شکرگزار باشیم، حال خودمان و خانواده‌مان بهتر می‌شود. شکر به این معناست که هر آنچه داریم، در مسیری قرار دهیم که خداوند آن را خلق کرده است. گفتن «الحمدلله» یک مرتبه از شکر است، اما بالاترین مرتبه شکر، این است که استعداد و ظرفیت خود را در راه خداوند به کار گیریم در این خصوص در دعای ابوحمزه آمده «أَوْ لَعَلَّكَ فَقَدْتَنِى مِنْ مَجالِسِ الْعُلَماءِ فَخَذَلْتَنِى؛ یا شاید مرا از هم‌نشینی با دانشمندان دور یافتی، پس خوارم نمودی» یعنی همواره باید در پی همنشینی با عالمان ربانی باشیم که یاد خداوند را در دل ما زنده می‌کنند.

وی اضافه کرد: حضورت در این دعا می‌فرماید: «أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِى فِى الْغافِلِينَ فَمِنْ رَحْمَتِكَ آيَسْتَنِى؛ یا شاید مرا در گروه بی‌خبران دیدی، پس از رحمتت ناامیدم کردی» یعنی آن‌قدر مشغول مسائل دنیا شده‌ایم که از حقیقت غافل گشته‌ایم. در ادامه می‌فرمایند: «أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِى آلِفَ مَجالِسِ الْبَطَّالِينَ فَبَيْنِى وَبَيْنَهُمْ خَلَّيْتَنِى؛ یا شاید مرا با مجالس بیهودگان مأنوس دیدی، پس مرا به آنان واگذاشتی».

آذربایجانی خاطرنشان کرد: امام سجاد در این دعا فرمودند: «أَوْ لَعَلَّكَ لَمْ تُحِبَّ أَنْ تَسْمَعَ دُعائى فَباعَدْتَنِى؛ یا شاید دوست نداشتی دعایم را بشنوی، پس دورم نمودی» بدترین کیفر برای انسان این است که خداوند دوست نداشته باشد صدای او را بشنود. حضرت فرموند: «أَوْ لَعَلَّكَ بِجُرْمِى وَجَرِيرَتِى كافَيْتَنِى؛ یا شاید به خاطر جرم و جنایتم کیفرم نمودی» شاید به خاطر خطاها، تکرار آن‌ها و عدم توبه، خداوند بنده را کیفر می‌دهد. با گناه، به خود لطمه می‌زنیم و این خودتخریبی‌ها که با گناه انباشته می‌شود، موجب می‌شود حال دعا نداشته باشیم.

وی گفت: در دعای ابوحمزه آمده است: «أَوْ لَعَلَّكَ بِقِلَّةِ حَيائِى مِنْكَ جازَيْتَنِى؛ یا شاید به خاطر کمی حیایم از تو، مجازاتم نمودی» در اینجا حضرت از واژه «بی‌حیا» به طور مستقیم استفاده نمی‌کنند که این خود ظرافت کلام است. هنگامی که داستان زلیخا پیش آمد، پارچه‌ای روی بت خود انداخت؛ حضرت یوسف (ع) فرمودند: «تو روی بت پارچه انداختی، من چگونه از خدای خودم خود را مخفی کنم؟» بی‌حیایی و حیا، همواره با ایمان همراه هستند؛ وقتی حیای ما کاسته شود، ایمانمان نیز کم می‌شود و این‌گونه حال مناجات ما نیز کاهش می‌یابد.

دانشیار گروه روانشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در پایان با بیان اینکه دعا اعلام نیاز نیست؛ بلکه خودِ نیاز است، اظهار  کرد: در این بخش از دعای ابوحمزه، حدود ۱۰ عامل را به عنوان موانع یا زمینه‌هایی برشمردیم که حال دعا و مناجات ما را مختل می‌کنند.

انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا عبداللهی
captcha