کد خبر: 4340917
تاریخ انتشار : ۱۰ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۹
یادداشت

دست برتر و ابتکار عمل محور مقاومت در وعده صادق ۴

به قلم احمد عبدالرحمن، تحلیلگر فلسطینی و کارشناس امور سیاسی و نظامی

جمهوری اسلامی ایران موفق شده است طی عملیات وعده صادق ۴ در بیشتر زمینه‌ها ابتکار عمل و دست برتر را دوباره به دست گیرد و از فاز دفاعی به فاز تهاجمی منتقل شود و دشمنان خود را در موقعیتی تنگ با گزینه‌های محدود در تنگنا قرار دهد.

نمی‌توان تأثیر یا اثربخشی تجاوز خائنانه آمریکایی صهیونیستی که جمهوری اسلامی ایران را در صبح نهم اسفند ماه ۱۴۰۴ هدف قرار داد، دست کم گرفت و همچنین نمی‌توان وسعت خساراتی را که ایران در آن صبح خونین متحمل شد، انکار یا پنهان کرد، که مهمترین آنها شهادت رهبر انقلاب و ناخدای کشتی امت و نظام ایران برای بیش از چهار دهه و نیم بود.

اهداف اصلی از تجاوز آمریکایی صهیونیستی علیه ایران

می‌توان باور و شاید ادعا کرد که هدف اصلی این جنگ تجاوزکارانه علیه ایران، سرنگونی نظام جمهوری اسلامی، به دست گرفتن کامل زمام قدرت و تبدیل این جمهوری عزیز و قدرتمند به یک رژیم مطیع و فرمانبردار اراده آمریکا و اسرائیل است، همانطور که در مورد اکثر رژیم‌های منطقه صادق بوده است که گرایش کامل آنها به محور شرارت با جنگ ناعادلانه آشکار شده و حتی به یک منطقه حائل برای محافظت از رژیم صهیونیستی یاغی تبدیل شده است؛ رژیمی که در دو سال گذشته ثابت کرده است که در کنار دولت‌های فعلی و قبلی آمریکا، در صدد ایجاد یک اتحاد منطقه‌ای برای دفاع از خود در برابر حملاتی که به‌ویژه از شرق می‌آید، بوده است، همانطور که همواره در صدد مقابله با حملاتی بوده که از یمن و لبنان می‌آید.


بیشتر بخوانید 


علاوه بر هدف تغییر نظام در جمهوری اسلامی که از زمان پیروزی انقلاب، به سرسخت‌ترین دشمن اسرائیل، آمریکا و بقیه محور شرارت تبدیل و تقریباً به تنها حامی نیروهای مقاومت و اپوزیسیون در منطقه بدل شده است، تمایل آمریکا، تحت ریاست جمهوری «دلال» دونالد ترامپ، برای کنترل ثروت ایران، از جمله نفت، گاز و سایر منابع، از جمله اهداف دیگر این جنگ است، همانطور که ترامپ با ونزوئلا انجام داد و در صدد است در سایر مناطق جهان انجام دهد. این علاوه بر تلاش برای ترسیم نقشه ژئوپلیتیکی جدید منطقه است که در آن «دولت عبری» تنها حاکم منطقه می‌شود و همه را برخلاف میل‌شان به اطاعت از رژیم جعلی اسرائیل که بیش از هفتاد و هفت سال در پی تحقق و تثبیت آن بوده است، مجبور می‌کند.

در مواجهه با کارزار دیوانه‌واری که علیه ایران آغاز شده و به نظر می‌رسد از چندین سال پیش از نظر اطلاعاتی و عملیاتی آماده شده و ادامه تجاوز ۱۲ روزه است و ترورها و عملیات خرابکارانه‌ای که از زمان پیروزی انقلاب متوقف نشده‌اند، جمهوری اسلامی ایران مانند یکه‌مردی بدون متحدان زیاد در مقابل طوفان ایستاده است و با توجه به مشکلات و بحران‌های فراوان در سطوح مختلف، که در صدر آنها وخامت اوضاع اقتصادی در نتیجه محاصره و تحریم‌ها قرار دارد، علاوه بر «اعتراضات داخلی هدایت‌شده» که به اقدامات خرابکارانه گسترده‌ای تبدیل شده است، که اگر پایداری جمهوری اسلامی و گرد هم آمدن توده مردم در حمایت از نظام اسلامی نبود، کشور را در کام یک جنگ داخلی ویرانگر فرو می‌برد، به‌ویژه از آنجا که شرط‌بندی دشمنان قسم خورده جمهوری اسلامی، آنها را بر آن داشت تا با تمام ابزارهای تبلیغاتی مورد نیاز، صرف میلیون‌ها دلار، علاوه بر سلاح‌های گرمی که در بسیاری از مناطق ایران برای به شهادت رساندن نیروهای امنیتی و پلیس و حتی کشتن شهروندان عادی برای شعله‌ور کردن آتش فتنه و درگیری‌های داخلی استفاده شد، از آن حمایت کنند. 

در مواجهه با همه این‌ها، ایران با تمام سازمان‌ها و نهادهای خود، طرح‌هایی را که از قبل آماده شده بودند، فعال کرد. این طرح‌ها بر انعطاف‌پذیری تاکتیکی فوق‌العاده‌ای متکی بودند که قادر به پاسخگویی به شرایط مختلف، حتی شرایطی که کشور، رهبر اول و تعداد زیادی از فرماندهان نظامی و امنیتی خود را از دست می‌دهد، علاوه بر هدف قرار دادن مراکز حکومتی آن بود که بر اجرای سیاست‌های مختلف کشور نظارت دارند و بخش عمده‌ای از ثبات مورد نیاز هر ملت و هر کشوری را تأمین می‌کنند.

انتقال ایران از مرحله دفاع به دکترین تهاجم و حمله 

نه تنها این، بلکه جمهوری اسلامی ایران موفق شده است ابتکار عمل و دست برتر را در بیشتر زمینه‌ها بازیابد و از مرحله دفاع به تهاجم منتقل شود و دشمنان خود را در موقعیت تنگنا و با گزینه‌های محدود، که برخی از آنها ممکن است خودکشی به نظر برسند، مانند توسل به سلاح‌های تغییر‌دهنده بازی مانند سلاح‌های هسته‌ای، و برخی دیگر، در صورت توسل، تسلیمی بی‌سابقه محسوب می‌شوند و در صورت وقوع، شکستی کوبنده برای محور شرارت در مواجهه با قدرت و صلابت جمهوری اسلامی به‌شمار خواهد رفت که امروز در خط مقدم قدرت‌های جهانی مخالف نیروهای سلطه و استعمار قرار دارد.

در سطح سیاسی، پس از آنکه ایالات متحده آمریکا موفق شد بسیاری از کشورهای جهان را به موضع سختگیرانه خود در قبال ایران جلب کند، که در آن از تاکتیک ارعاب، «سرکوب» و کشتار معترضان استفاده کرد، علاوه بر روایت معمول در مورد خطر برنامه هسته‌ای ایران برای منطقه و جهان در کنار برنامه موشک‌های بالستیک که می‌توان آن را همانطور که روند جنگ نشان داد، به عنوان تهدید اصلی برای رژیم صهیونیستی جنایتکار و پایگاه‌های اطلاعاتی و نظامی آمریکا در منطقه دانست، از همه اینها برای کسب مشروعیت بین‌المللی برای تجاوز خود علیه ایران استفاده کند؛ مشروعیتی که توسط همه کشورهای محور شرارت به آن اعطا شده است، علاوه بر کشورهای مهم منطقه‌ای که طی دو هفته گذشته مشخص شد که آنها سکوهایی برای پرتاب موشک‌ها و هواپیماهای پیشرفته آمریکایی هستند و آشیانه‌ها و باندهای هواپیماهای جنگی دشمن در آنها بزرگتر از سایر مؤسسات خدماتی آنهاست و بودجه مازاد آنها برای جبران خسارات بزرگ آمریکا و حتی رژیم اسرائیل در رویارویی فعلی اختصاص داده شده است.

پس از شروع جنگ، موازنه سیاسی وارونه شد و ایران با هوشمندی و زیرکی بی‌نظیر، توانست موضع آمریکا و اسرائیل را در همه زمینه‌ها افشا کند و حتی بسیاری از کشورهای جهانی و منطقه‌ای را وادار به تغییر موضع خود که به نفع طرف مقابل بود، کرد. این امر در مواضع کشورهایی مانند چین، روسیه، ترکیه، هند و دیگران، علاوه بر اکثر کشورهای منطقه، مشهود بود که متوجه شدند طرح آمریکا و اسرائیل با هدف کنترل کل منطقه و سرقت ثروت آن است که مستقیماً آنها را تهدید می‌کند و می‌تواند بعداً به آنها نیز سرایت کند.

پیامدهای نظامی وعده صادق ۴

در سطح نظامی نیز، شاهد عدم تعادل آشکار به نفع محور متخاصم با انقلاب اسلامی هستیم، که دارای توانایی‌ها و منابعی است که تقریباً هیچ کشور دیگری در جهان با آن برابری نمی‌کند، به ویژه از نظر نیروی هوایی، کشتی‌های جنگی و سیستم اطلاعاتی عظیم متکی بر ماهواره‌ها، ابزارهای تکنولوژیکی، علاوه بر اطلاعات انسانی و پیش‌بینی، جمهوری اسلامی با توانایی‌های خود و با قابلیت‌های تولید داخل توانست کنترل نبرد شدید را دوباره به دست گیرد و علیرغم حجم جان‌فشانی‌ها و فداکاری‌ها، مسیر آن را به نفع خود تغییر دهد. این چیزی بود که برای دشمنانش و حتی بسیاری از حامیان و تحسین‌کنندگانش شگفت‌آور به نظر می‌رسید، زیرا انتقال رهبری، عدم تعادل در توانایی‌ها، علاوه بر عملیات خائنانه و ناگهانی که قلب و ذهن نظام جمهوری اسلامی را هدف قرار داد، بسیاری را به احتمال فروپاشی دولت و انهدام نهادهای حاکم و حتی اینکه این اتفاق در عرض چند روز نخست رخ خواهد داد؛ همانطور که «دیوانه کاخ سفید» به همراه جنایتکار جنگی و مرد تحت تعقیب عدالت بین‌المللی که در تل‌آویو پنهان شده بود، آرزو داشت.

با این حال، پاسخ نظامی کیفی ایران که در این نبرد گسترش یافت و به تمام پایگاه‌های آمریکایی در منطقه، و در رأس آنها پایگاه مرکزی به نام [اسرائیل] رسید، علاوه بر هدف قرار دادن تمام مراکز امنیتی و اطلاعاتی و لانه‌های جاسوسی که تصور می‌شد از چشم اطلاعات ایران دور هستند، به ویژه به این دلیل که در ساختمان‌های مسکونی و برج‌ها در بسیاری از کشورهای منطقه قرار دارند و آدرس‌های دروغین و گمراه‌کننده می‌گیرند، کار به جایی رسید که کشتی‌های دریایی عظیم آمریکا که بازوی بلند آمریکا محسوب می‌شوند و تقریباً کنترل مطلق آن را بر تمام آبراه‌های جهان تضمین می‌کنند و از طریق آنها همه دشمنان و مخالفان خود را تهدید می‌کنند، هدف قرار گرفتند و این امر باعث شد که آمریکا عقب‌نشینی و فرار کند و در بهترین حالت صدها کیلومتر از مرزهای ایران فاصله بگیرد.

ماحصل اقتصادی وعده صادق ۴

از نظر اقتصادی، ایران قدرتمند، علیرغم تحریمی که بیش از چهل و هفت سال بر آن اعمال شده و علیرغم حملات گسترده‌ای که برخی از آنها منابع طبیعی، بنادر و حتی بسیاری از کارخانه‌های تولیدی حیاتی آن را هدف قرار داده، موفق شده است بر این تنگنا غلبه و روند انهدام و خشک کردن منابع آن را خنثی کند. علاوه بر این، تحت همین تجاوز، جمهوری اسلامی توانسته است تولید نفت خود را بیش از دوره قبل از جنگ افزایش دهد و علیرغم دشمنان، موفق به صادرات مقادیر زیادی از آن شده است.

به موازات آن، ایران موفق شده است هزینه جنگ را برای طرف مقابل افزایش دهد. با هوش بی‌نظیر، اکنون بیش از یک چهارم صادرات نفت و گاز جهان را کنترل می‌کند و موفق شده است بسیاری از کشورها را وادار کند تا برای عبور نفتکش‌هایشان از تنگه حیاتی و استراتژیک هرمز التماس کنند، تنگه‌ای که علیرغم تهدیدهای ترامپ برای باز کردن آن با زور، از آغاز جنگ تاکنون هیچ نفتکشی جز پس از اخذ مجوز از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از آن عبور نکرده است.

در سطح اقتصاد داخلی، ایران توانسته است تمام نیازهای مردم خود را به غذا و دارو تأمین کند. طبق گزارش رسانه‌های خارجی، تاکنون هیچ کمبودی در بازارها ثبت نشده است و هیچ نشانه‌ای از فروپاشی اقتصادی، آنطور که دشمنان امیدوار بودند، مشاهده نشده است. این امر تأثیر مثبتی بر عموم مردم ایران داشته است که اعتمادشان به نظام اسلامی و دولتشان که به طور فعال برای رفع نیازهای آنها و تأمین هر آنچه برای آنها در این دوران سخت و حساس لازم است، تلاش می‌کند، تقویت شده است.

پیروزی جمهوری اسلامی ایران در جنگ رسانه‌ای و روایت‌ها

جنبه مهم رسانه‌ای نیز شاهد یک تغییر کیفی و تعیین‌کننده بوده است، زیرا روایت ایران در مورد تجاوز جاری و حق ایران برای پاسخ به آن، بسیار فراتر از روایت آمریکایی و اسرائیلی رفته است که با وجود در اختیار داشتن اکثر امپراتوری‌های رسانه‌ای جهان و دریافت حمایت از کانال‌های تلویزیونی بزرگ، حتی آنهایی که به زبان عربی صحبت می‌کنند، به شکلی بی‌سابقه فاقد اعتبار هستند. این امر باعث شده است که بسیاری از مشهورترین چهره‌های رسانه‌ای در سراسر جهان، علاوه بر میلیون‌ها نفر در رسانه‌های اجتماعی، ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و متحد «خودشیفته» او در «تل‌آویو» را دروغگو بنامند و بیشتر اظهارات آنها، همراه با اظهارات سخنگویان نظامی و سیاسی آنها، حتی در رسانه‌های خودشان نیز به جنجال بزرگی تبدیل شده و حتی به منبع غنی تمسخر و استهزا تبدیل شده است. 

در مقابل، سخنگویان ایرانی به ویژه پس از وقایع بسیاری که صحت روایت‌های آنها و درجه بالای اعتبار و شفافیت آنها را آشکار کرد، اعتبار بالایی کسب کرده‌اند، که باعث می‌شود آنها به وضوح ضررهای خود را اعلام کنند، در حالی که طرف مقابل پنهان‌کاری می‌کند و پشت روایت‌های متناقض خود پنهان می‌شود، و اغلب پشت روایت‌هایی که فاقد پایین‌ترین سطوح حرفه‌ای‌گری و بی‌طرفی هستند.

در جبهه‌های دیگر، ایران ابتکار عمل را دوباره به دست گرفت، مانند کنترل «اعتراضات داخلی» که به ابزاری در دست دشمنان حکومت برای سرنگونی نظام تبدیل شده بود. «راهپیمایی‌های اعتراضی کوچک» که بزرگ و اغراق‌آمیز شده بودند، به راهپیمایی‌های میلیونی در حمایت از انقلاب، حمایت از گزینه مقابله با تجاوز و حمایت از رهبر جدید تبدیل شدند، رهبری که پدرش(قدس سره)، توسط متجاوزی که می‌خواست مشارکت بین نهاد دینی و سیاسی و مردم را از بین ببرد، ترور شد اما در عوض، منسجم‌تر و متحدتر شد و تمام توهمات دشمنان انقلاب در داخل و خارج را در مسیر خود نقش بر آب کرد.

ابتکار عمل محور مقاومت در جنگ منطقه‌ای 

بازپس‌گیری ابتکار عمل تنها به جمهوری اسلامی ایران محدود نشد، بلکه به سایر جبهه‌های مقاومت، به‌ویژه در لبنان و عراق نیز گسترش یافت. برخی معتقد بودند که این جبهه‌ها برای التیام زخم‌های خود و سازماندهی مجدد صفوف خود پس از شکست‌هایی که متحمل شده بودند، به‌ویژه آنچه برای حزب‌الله در لبنان اتفاق افتاد، عقب‌نشینی کرده‌اند. اما این حزب عزیز و قدرتمند، مانند گروه‌های مقاومت اسلامی در عراق، با قدرتی بازگشت که هیچ‌کس انتظارش را نداشت، به‌ویژه دشمن اسرائیلی که به اشتباه تصور می‌کرد که بزرگترین ضربه تاریخ حزب را به آن وارد کرده است، زیرا نتانیاهوی در حال فروپاشی در حال گسترش بود. علاوه بر این، این حزب هواداران و تحسین‌کنندگان خود را نیز غافلگیر کرد، کسانی که به نوعی ناامیدی دچار شده بودند، به‌ویژه با حملات پی‌درپی اسرائیل بدون پاسخ در طول سال گذشته، که این تصور را ایجاد می‌کرد که حزب‌الله قدرت خود را از دست داده و نمی‌خواهد یا نمی‌تواند دوباره با دشمن صهیونیستی مقابله کند.

با این حال، آنچه از زمان پیوستن حزب‌الله به نبرد با دشمن جنایتکار رخ داده و دستاوردهای چشمگیری که به دست آورده، تصویر را وارونه کرده‌است و کل روایت قبلی رژیم اسرائیل را که توسط دشمنان حزب و مقاومت در داخل و خارج لبنان اتخاذ شده بود، واژگون کرده است.

در هر صورت، پس از گذشت یک ماه از آغاز عملیات «وعده صادق ۴» ایران برای پاسخ به جنایات دشمنان و پس از آنکه حزب‌الله در لبنان به آن پیوست، همه احتمالات ممکن به نظر می‌رسد و مرحله بعدی بسیار حساس و پیچیده به نظر می‌رسد و منطقه و شاید جهان آماده رویدادهای چشمگیر و ژئوپلیتیکی است که ممکن است در برخی از پیامدهای خود منجر به ظهور بحران‌های بین‌المللی و تحولات جهانی شود.

مسیر پر خطر حکام فریب‌خورده در منطقه 

با این حال، تنها نکته ثابت در تمام اتفاقاتی که می‌افتد این است که دشمنان ملت دشوارترین مسیر را برای رسیدن به هدف خود انتخاب کرده‌اند و مسیری پر از خطرات فراوان را در پیش گرفته‌اند، فریب قدرت بیش از حد را خورده‌اند و دچار خودبزرگ‌بینی شده‌اند. با این حال، به نظر نمی‌رسد محاسبات میدانی آنها با محاسبات نیروهای مقاومت و مبارزه‌طلب مطابقت داشته باشد، نیروهایی که هرگز یک ببر کاغذی یا توهمی که با اولین آزمایش از بین می‌رود، نبوده‌اند، بلکه ساختاری یکپارچه از اراده و عزم، و پایداری بر اصول، و قبل از همه اینها، باور عمیق به حقانیت آرمان خود و مشروعیت اهدافشان داشته‌اند؛ اهدافی که هرگز به اندازه این زمان به تحقق نزدیک‌تر نبوده‌اند.   

انتهای پیام
مترجم:
اشرف بصیری
captcha