به گزارش خبرنگار ایکنا از اصفهان، حجتالاسلام والمسلمین محمد قطبی، مدیرعامل خانه خلاق و نوآوری اشراق در وبینار «جایگاه مردم از دیدگاه مقام معظم رهبری» که سهشنبه، ۲۶ اسفندماه به همت دفتر تبلیغات اسلامی و خانه فناوریهای فرهنگی اصفهان برگزار شد، اظهار کرد: نظریه «امت بهمثابه رهبر» از دیرباز، یکی از اندیشههای علمی نظریهپردازان فقه جعفری و شیعی بوده است؛ ولی بعد از انقلاب اسلامی و نظریه «ولایت فقیه» که بهوسیله امام خمینی(ره) مطرح شد، تا امروز بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.
وی افزود: این نظریه را میتوان از دیدگاههای منطق کلامی و استناد به آیات قرآن کریم بررسی کرد. یکی از اصول منطق بر مبنای کلام، بیان میکند که هدایت انسانها در زمین بلاتکلیف نمیماند. به عبارت دیگر، ما براساس منطق معتقدیم که خداوند انسانها را به حال خود رها نمیکند و مخلوقات خود را در همه ادوار تاریخ، به روشهای گوناگون، اما در چارچوبی ثابت هدایت میکند.
مدیرعامل خانه خلاق و نوآوری اشراق بیان کرد: این هدایت در دوران مبعوثشدن پیامبران الهی، شیوه خاص خود را داشت و با نگاه شیعه، در دوران اهل بیت(ع) به روشی متفاوت ادامه یافت؛ ولی براساس روایات ائمه اطهار(ع) و مطالب قرآن کریم، در دوران غیبت حضرت ولیعصر(عج) که دورانی طولانی محسوب میشود نیز امر هدایت بلاتکلیف نخواهد بود.
وی با اشاره به جایگاه و وظیفه مراجع تقلید در عصر غیبت گفت: کسی که ولایت فقیه را در این عصر برعهده دارد، موظف است انسانها را هدایت کند. این امور بر مبنای یکی از قواعد دین است. اگر به این اصل باور نداشته باشیم، میتوان گفت خداوند هنگامی که برگزیدهای از سوی خود در میان انسانها نداشته، آنان را به حال خود نیز رها کرده است. با توجه به اصلی که در ابتدا بیان شد، این موضوع در علم منطق کلامی مردود است.
قطبی تصریح کرد: خداوند حضرت محمد(ص) را مستقیماً مبعوث و با اعجاز به جهانیان اعلام کرد که ایشان پیامبر است. اعلام امامت و وظیفه هدایتگری امامان معصوم هم بهوسیله پیامبر صورت میگیرد، بهطوری که با ذکر نام و نشان معرفی میشوند؛ ولی در عصر غیبت که نام و نشانی وجود ندارد، باید پرسید چه کسی مأمور تحقق حکومت دینی است و این نکتهای ظریف و اساسی محسوب میشود.
وی ادامه داد: در طول تاریخ فقه شیعه مباحث بسیاری مطرح و نهایتاً در نظریه «ولایت فقیه» امام خمینی(ره) این نتیجه حاصل شد که تأسیس حکومت دینی برعهده آحاد یک ملت است؛ یعنی فقط پادشاهان، سلاطین یا مراجع دین وظیفه انجام این کار را ندارند، بلکه آحاد جامعه وظیفه دارند حکومتی دینی تشکیل و جامعهای دینی شکل دهند.
مدیرعامل خانه خلاق و نوآوری اشراق تأکید کرد: از آنجا که هر انسانی در دنیا وظایف فردی، مانند نماز و روزه و وظایف اجتماعی برعهده دارد، قرآن کریم نیز در آیات ۴۱ سوره حج، ۱۰۴ آلعمران و ۲۵ حدید بیان کرده است که کل مردم بهصورت تک به تک یا جامعه، وظیفه تشکیل حکومت دینی را برعهده دارند. با پذیرش این نظریه، باید به این سؤال پاسخ داد که جمع عددی افراد یا اجتماع وظیفه مبارزه با طاغوت را برعهده دارد یا یک روح جمعی.
وی افزود: با استناد به عبارت «كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ» میتوان گفت که امت روح واحد و یکپارچه جامعه است که اعضای آن با یکدیگر همپیمان میشوند و آن را ایجاد میکنند. وظیفه اصلی امت، اقامه دین به معنای حکومت است. در دوران امام خمینی(ره) وظیفه اجتماعی امت، مبارزه با طاغوت و تشکیل حکومت اسلامی بود که رهبری آن را خود حضرت امام(ره) برعهده گرفتند. در نهایت نیز مردم موفق شدند این حکومت را تشکیل دهند.
قطبی تصریح کرد: وظیفه اجتماعی امت، سه حالت دارد که یکی مبارزه با طاغوت و تشکیل حکومت است، مانند انقلاب اسلامی ایران. حالت دوم بعد از شکلگیری حکومت اسلامی است، مانند ۴۷ سالی که جمهوری اسلامی با همه کاستیها در ایران استقرار یافت. وظیفه مردم در این دوران، اطاعت از نظام سیاسی و مشارکت با آن است. وظیفه سوم نیز در بخش پایانی بیان میشود.
وی در شرح استناد به قرآن برای نظریه «امت بهمثابه رهبر» گفت: مقام معظم رهبری، حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای در اولین پیام خود برای ملت ایران، نکات فراوانی مطرح کردند، از جمله اشاره به آیه ۱۰۶ سوره بقره که تاکنون کسی چنین برداشتی از آن مطرح نکرده بود. واژه «آيَةٍ» در عبارت «مَا نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ» از آیه ۱۰۶ سوره بقره به معنای نشانه، دلیل و راهنماست که در اینجا به معنای همان راهنمای انسانهاست که پیش از این درباره آن سخن گفتیم.
مدیرعامل خانه خلاق و نوآوری اشراق اضافه کرد: این آیه میگوید خداوند هیچ راهنمایی را کنار نمیگذارد، مگر اینکه راهنمای بهتر یا مشابه آن را جایگزین میکند. پیامبر اسلام(ص) بهمثابه راهنمای ارشد از دنیا رفت و خداوند حضرت علی(ع) را جایگزین کرد که از نظر راهنمایی، بالاتر از حضرت محمد(ص) بود.
وی با اشاره به وظیفه رهبران جامعه در دوران غیبت امام زمان(عج) بیان کرد: این رهبران فقط در جایگاه هدایت جامعه با حضرت ولیعصر(عج) مشابهت و همترازی دارند. هدایتگر بودن آنان به معنای همترازی کامل این رهبران با آن حضرت نیست؛ جایگاه امامت امام زمان(عج) برای خود ایشان محفوظ است. این مبنایی قرآنی است تا انسانها از هدایت بازنمانند.
قطبی اظهار کرد: در مدل جامعه ما، سیستم رهبری منطقی توزیع شده است. با وجود اینکه یک نفر در صدر جایگاه ولایت فقیه قرار دارد تا از خروج جامعه اسلامی از مسیر و مدار دین پیشگیری کند، این مأموریت صرفاً بهدست یک نفر صورت نمیگیرد. یکی از ابعاد آن، امر قانونگذاری است؛ بهطوری که مبنای عملکرد جامعه قرار میگیرد و رهبر فقط وظیفه صیانت از آن را برعهده دارد. نمایندگان مردم در مجلس قانون را تصویب میکنند.
وی ادامه داد: فقهای شورای نگهبان بازوهای کمکی رهبری در نظارت شرعی بر قوانین هستند. در نتیجه، در این عرصه نیاز چندانی به نظارت مستقیم رهبر انقلاب نیست. جایگاه فقهای شورای نگهبان، نوعی جایگاه تنفیذی است که به هنگام نبود خود رهبر نیز میتواند به کار خود ادامه دهد. این توزیع نقش در جامعه، از فروپاشی آن به هنگام نبود رهبر پیشگیری میکند؛ مانند شرایطی که در هفت روز فقدان رهبر در جامعه داشتیم.
مدیرعامل خانه خلاق و نوآوری اشراق ادامه داد: از سوی دیگر، رئیس قوه قضائیه نیز یکی از افرادی است که بهوسیله رهبر جامعه در این جایگاه منصوب شده است. در راهبری جامعه هم ولی فقیه در هر استان نمایندهای دارد. البته رهبر جامعه اسلامی در دستگاههای دیگری مانند دانشگاه یا جهاد کشاورزی نیز میتواند نماینده داشته باشد. در نتیجه میتوان گفت که امر ولایت فقیه، یعنی صیانت از اسلامی و شرعی بودن جامعه، در قامت نمایندگیها اجرا میشود.
وی در خصوص جایگاه مردم از دیدگاه آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی گفت: برای شناخت دیدگاه ایشان باید از منابع علمی گوناگون کمک گرفت که امروز برای ما این دسترسی مقدور نیست؛ اما خود ایشان در اولین پیام به ملت ایران از آیه ۱۰۶ سوره بقره، قاعده محکم و مستدل «امر رهبری جامعه بر زمین نمیماند» را ساخت؛ بهطوری که خداوند بعد از گرفتن آیتالله سیدعلی خامنهای، در طول هفت روز که جامعه بدون رهبر بود، امت را جایگزین رهبر کرد.
قطبی بیان کرد: کلمه «آیه» به معنای نظام رهبری است که میتواند بر دوش یک نفر یا یک امت باشد. در نتیجه، امت اسلامی ایران در آن هفت روز، اجازه خطا و منحرفشدن جامعه را در هیچ عرصهای نداد که دقیقاً همان وظیفه رهبر جامعه است. این منطق در اندیشه فکری رهبر معظم انقلاب کاملاً مشهود است؛ چراکه به مثابه یک قاعده از آن بهره بردند.
وی افزود: در این رویکرد، امت بهمثابه رهبر یا کسی که جامعه را هدایت میکند، در نظر گرفته میشود. این دیدگاه به امت عظمت و بزرگی میدهد. وجود کسی در جایگاه رهبر جامعه که چنین دیدگاهی نسبت به مردم دارد، چندین پیامد برای جامعه یا امت اسلامی به دنبال دارد. درواقع، قاعدهای که مورد استفاده رهبر انقلاب قرار گرفت، نشان میدهد که امت بهمثابه رهبر است و باید از این پس بسیار مورد توجه قرار گیرد.
مدیرعامل خانه خلاق و نوآوری اشراق تصریح کرد: با توجه به نظریه امت بهمثابه رهبر، مردم در حکمرانی دینی، فقط آحاد جامعه نیستند، بلکه روحی یکپارچه به نام امت هستند. امت در مرزهای جغرافیای سیاسی محدود نیست. در نتیجه، کل انسانهایی که دین دارند و اقامه دین را بر خود لازم میدانند، عضوی از این امت هستند. بنابراین، رهبر جامعه هم امام امت اسلام است.
وی ادامه: امت، مهمترین استوانه، ستون اصلی و مالک اصلی جامعه و کشور است که در متن پیام رهبر معظم انقلاب نیز بیان شده است. امت یا مردم در نظامهای پادشاهی به هیچ وجه چنین جایگاهی ندارند. براساس این نظریه، اگر هر منصب مدیریتی به هر دلیل مختل شود، مردم میتوانند جای آن را بگیرند؛ ولی اگر کارکرد مردم با اختلال مواجه شود، مدیران نمیتوانند وجود آنان را جبران کنند. به همین سبب در روزهای اخیر شاهد تأکید مسئولان کشور بر حفظ اتحاد و یکپارچگی ملت بودیم.
قطبی تأکید کرد: امت در همه سطوح جامعه حق راهبری و مداخله دارد. امتی که میتواند بهمثابه رهبر باشد، بهمثابه رئیس جمهور، نماینده مجلس و هر منصب مدیریتی دیگری که دچار اختلال شده نیز میتواند باشد. همچنین، امت ولینعمت اصلی است. امروز، بزرگترین نعمت در کشور ما، امت ماست.
وی گفت: امام خمینی(ره) در سخنان خود اعلام کرد که مقام ملت ایران حتی از یاران امام حسین(ع) نیز بالاتر است؛ چراکه یاران آن حضرت، از ولی خدا که آشکار بود، فقط اطاعت میکردند؛ ولی ملت ما علاوه بر تأسیس حکومت اسلامی، از آن تبعیت هم میکنند. این قاعده کاملاً درست و بجاست. در نهایت، امت نباید اجازه دهد که جامعه اسلامی بلاتکلیف بماند و باید یکپارچگی خود را حفظ کند.
انتهای پیام