کد خبر: 4342009
تاریخ انتشار : ۰۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۹
در گفت‌وگو با ایکنا مطرح شد

منجی‌گرایی؛ نقطه روشن امید در عبور از تاریکی‌های بحران

مدیر مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم با بیان اینکه اعتقاد به ظهور منجی نقطه‌ای روشن است که انسان را از یأس و ناامیدی دور می‌کند، گفت: امید‌داشتن، خود از عوامل تاب‌آوری به‌شمار می‌رود و اگر روزنه امیدی برای افراد وجود داشته باشد، موجب می‌شود مقاومت و صبرشان افزون شود.

روح‌الامین مجتبی کلباسی اشتری مدیر مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قمنوروز امسال با شمیم مقاومت و عطر شهادت رهبر انقلاب اسلامی گره خورده است. در روزهایی که دشمنان نظام اسلامی جنگی دیگر را به ما تحمیل کرده‌اند، حقیقتی به نام «امید به منجی» چونان دژی استوار، قلب‌های ملت را صیقل می‌دهد. تاریخ نشان داده است که جوامع معتقد به ظهور در بحرانی‌ترین دقایق، حماسه‌سازترین حضورها را رقم می‌زنند. خبرنگار ایکنا از اصفهان در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام روح‌الامین مجتبی کلباسی اشتری، مدیر و پژوهشگر مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم به بررسی این موضوع پرداخته است که باور به آمدن موعود چگونه در پیکره اجتماع، قدرت تولید می‌کند و چگونه این ایمان مانع از فروپاشی روانی جامعه در میانه جنگ و تهدید می‌شود. متن این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانیم.

ایکنا ـ منجی‌گرایی به چه معناست و چه تمایزی بین انتظار و منجی‌گرایی وجود دارد؟ آیا منجی‌گرایی باوری انفعالی است یا یک مکتب فکری فعال؟

منجی‌گرایی یعنی توجه به اینکه در آینده‌ای دور یا نزدیک، کسی خواهد آمد و مظلومان و ستم‌دیدگان را از ظلم و تباهی نجات خواهد داد. مفهوم انتظار که در حقیقت بازتابی از این عقیده است، در میان بسیاری از مردم و مللی که به منجی‌ اعتقاد دارند، فعلیت ندارد؛ به این معنا که اقدامی در این راستا انجام نمی‌شود.

آنچه از امتیازات مکتب اهل بیت(ع) به‌شمار می‌رود، این است که برای انتظار منجی موعود که همان حضرت مهدی(عج) است، یک‌سری وظایف، تکالیف و در حقیقت آماده‌سازی زمینه مطرح شده‌ که به تفاوت بین منجی‌گرایی عمومی در سطح جهان و منجی‌گرایی در اسلام یا موعودگرایی(مهدویت) منجر می‌شود.

طبیعی است که هر فکر سازنده و پیش‌برنده‌ای در اثر بعضی از سوءبرداشت‌ها می‌تواند به عاملی مخرب تبدیل شود. مثلاً، گفته شود از ما که کاری برنمی‌آید، منجی موعود باید از راه برسد و اصلاحات را انجام دهد. این برداشت، غلط است. 

توهمی در بعضی از اذهان وجود دارد که می‌گویند باید به فساد دامن بزنیم تا منجی بیاید. این نوعی تناقض است. کسی که در انتظار مصلح است، اگر خود مفسد باشد، در صف کسانی قرار دارد که آن مصلح علیه آن‌ها وارد صحنه خواهد شد. هیچ‌وقت فساد نمی‌تواند زمینه صلاح باشد. اگر به این مسئله بی‌توجهی شود، همان انتظار سازنده، فعال و مؤثر ممکن است به انتظاری رکودآفرین و ضعف‌آور تبدیل شود که ارتجاع و پسرفت را به‌دنبال دارد. 

ایکنا ـ منجی‌گرایی چگونه می‌تواند به‌عنوان عاملی امیدبخش در شرایط بحرانی عمل کند؟ چه سازوکارهایی در باور به منجی وجود دارد که به جامعه برای عبور از بحران کمک می‌کند؟ آیا منجی‌گرایی مانع از اقدام عملی برای رفع بحران می‌شود یا برعکس، انگیزه‌بخش است؟

توجه به منجی اولاً موجب دوری از یأس و ناامیدی می‌شود. مردم فلسطین بیش از نیم‌قرن است که زیر ظلم استکبار جهانی، انگلیس، آمریکا و صهیونیست‌های خبیث قرار دارند یا مردم ویتنام که دهه‌ها زیر حملات و فشارهای دولت مستکبر آمریکا بودند. اگر مأیوس شوند، طبیعتاً یأس‌شان عامل سستی، نابودی و بی‌تحرکی می‌شود؛ ولی اگر نقطه امیدی اعم از یاری خداوند برای ظهور منجی داشته باشند، موجب می‌شود که از یأس نجات پیدا کنند و امیدوار شوند.

امید منشأ حرکت است؛ البته امیدی که موجب سازندگی و تلاش برای نجات باشد، وگرنه اگر صرفاً عاملی برای تخدیر شد، ما هم جزو طایفه فساد می‌شویم و ذهنیت‌مان این می‌شود که منجی برای چه و نجات که بیاید. از همین رو زمینه‌سازی‌کردن، صالح‌بودن و مبارزه با ظلم، زمینه‌های ظهور منجی را فراهم می‌کند. از شرایط لازم برای ظهور موعود آخرالزمان(عج) همین آمادگی است که باید در اهل ایمان وجود داشته باشد.

ایکنا ـ تأثیر باور به منجی بر تاب‌آوری فردی و اجتماعی در شرایط بحرانی چیست؟

امید‌داشتن، خود از عوامل تاب‌آوری به‌شمار می‌رود. اگر روزنه امیدی برای افراد وجود داشته باشد، موجب می‌شود مقاومت و صبرشان افزون شود. در تقابل حق و باطل، افرادی به شهادت می‌رسند؛ اگر این مسئله موجب یأس و ناامیدی شود، بسیار خطرناک است، برای اینکه صبر را از بین می‌برد و این تصور به‌وجود می‌آید که دنیا به آخر رسیده است.

اگر این یأس حاکم شود، تباه‌کننده جسم و جان افراد خواهد شد؛ ولی در نقطه مقابل وقتی شهادت در مسیر حق را نوعی درجه، مقام و رتبه بدانیم و به چشم سنگ‌بنای وعده الهی به آن نگاه کنیم، در عین حال که غم سنگین و جانکاهی برای خانواده شهدا دارد، نقطه روشن و امیدی را هم در دل‌ها زنده می‌کند. پس به‌مراتب با مرگ‌های معمول و طبیعی تفاوت دارد. ناراحتی و غصه‌خوردن برای کسی که از دنیا می‌رود، بجاست و تمام می‌شود؛ ولی پیامی ندارد. در صورتی که شهادت به فرموده قرآن مجید پیام دارد و شاهدیم که این پیام در جریان امور چگونه عمل می‌کند؛ کمااینکه شاهد بودیم خون رهبر شهید انقلاب اسلامی چگونه بسیاری را بیدار و زنده کرد.

این مطلب نمونه‌های فراوانی در تاریخ ما داشته است؛ از گذشته‌های دور تا امروز، از خون شهدای کربلا تا خون شهدای انقلاب، جنگ تحمیلی و سایر شهدا، همچنان این پیام جاری است. بنابراین، اعتقاد به ظهور منجی نجات‌بخشی که مدافع و یاور مظلومان است و دشمن ظالمان و ستمگران خواهد شد، تاب‌آوری را بسیار افزایش می‌دهد. علاوه بر اینکه مهدویت نقطه امید و نقطه‌ای روشن در آینده تاریخ به‌شمار می‌رود که انسان را از یأس دور می‌کند، شهادت و جایگاهی که شهید نزد خداوند دارد نیز وعده‌ای امیدبخش و پیشگیری‌کننده از یأس و ناامیدی و عوارض سنگین آن است.

ایکنا ـ منجی‌گرایی چگونه می‌تواند به هویت‌بخشی و یکپارچگی و انسجام اجتماعی در زمان بحران کمک کند؟

توجه به موعود و جایگاه او در نظام آفرینش و تاریخ، آثار و پیامدهای عظیم اجتماعی به‌دنبال دارد. گاهی مسئله ما فردی است، مثل اینکه شخصی گرفتاری دارد و سپس نقطه امیدی پیدا می‌کند؛ اما وقتی مسائل بزرگ می‌شود و شکل اجتماعی به خود می‌گیرد، طبیعتاً این عناصر امیدبخش اجتماعی هستند که بسیار کارآمد عمل می‌کنند.

ما به وعده خداوند که حق است، باور داریم. نه فقط در آیات و روایات، بلکه در لسان همه انبیا و اولیا این وعده تکرار شده است. در اواخر سوره صافات می‌خوانیم، این بخشنامه‌ای است که ما به همه رسولان خود به شکل عمومی ابلاغ کردیم؛ اینکه طایفه حق پیروزند و لشکر ما لشکر غالب است. وعده درباره منجی آخرالزمان و کسی که باید بیاید و تمامی آرمان‌های انبیا و اولیا را محقق کند، وقتی شکل اجتماعی به خود می‌گیرد، هویت جمعی را شکل می‌دهد. این هویت جمعی، جامعه را در برابر حوادث سنگین مقاوم می‌کند.

ایکنا ـ چه سوءبرداشت‌هایی درباره منجی‌گرایی وجود دارد که ممکن است باعث گرایش به انفعال شود؟ رایج‌ترین برداشت‌های غلط از منجی‌گرایی چیست؟

ما تجربه هشت سال دفاع مقدس را داریم. اگر اندکی در این سابقه تأمل و از منظر اجتماعی به آن نگاه کنیم، این سؤال مطرح می‌شود که با وجود کمک دولت‌ها به صدام در آن زمان، اگر اعتقاد به امام عصر‌(عج) و موعود آخرالزمان و نقش آن حضرت در حوادث نبود، چگونه مردم دوام می‌آوردند؟ آنچه جبهه‌ها را مستحکم و دل مردم را قوی می‌کرد، همین توجه به عنصر انتظار و جایگاه امام عصر(عج) بود.

اعتقاد به موعود آخرالزمان و آرمان‌های او می‌تواند سبب انسجام اجتماعی شود و دژ محکمی در برابر تبلیغات و فشارهای دشمن ایجاد کند. این موضوعی تجربه‌شده و دارای آثار عینی در تاریخ ماست. امروز نیز در صحنه‌های اجتماعی، بعضی آسیب‌ها درباره موعودگرایی و اعتقاد به ظهور ولی خدا وجود دارد؛ از جمله مواردی که پیش‌تر به آن‌ها اشاره کردیم، این بود که بگوییم کاری از ما برنمی‌آید و خود حضرت باید ظهور کند. این رفع تکلیف از خود اگر نتیجه اعتقاد به مهدویت و موعود باشد، نقطه‌ای انحرافی و نوعی فرار و گریز به‌شمار می‌رود که بسیار خطرناک است.

از آسیب‌های دیگری که در این زمینه قابل توجه است، اینکه خودمان را برخلاف آموزه‌های مهدوی به بعضی از حرف‌های بی‌اساس مشغول کنیم، از جمله تعیین‌کردن وقت برای ظهور. «کذب‌ الوقاتون» به معنای کسانی است که برای ظهور وقت معین می‌کنند. این‌ها دروغ می‌گویند.

آسیب دیگر، «استعجال» است؛ یعنی قبل از موعد چیزی را خواستن و شتاب‌کردن. هر چیزی و هر حادثه‌ای به یک‌سری زمینه‌ها و شرایط نیاز دارد تا تحقق پیدا کند. طبیعتاً ظهور هم از این قاعده مستثنی نیست. خداوند سننی در این جهان دارد، از جمله سنت تغییر. تا وقتی تغییر در درون مردم جهان صورت نگیرد، ظهور هم تحقق پیدا نمی‌کند. بنابراین، اگر بی‌آنکه این تغییر در ما حاصل شده باشد، به‌دنبال ظهور باشیم، طبیعتاً عجله کرده‌ایم.

در تاریخ اسلام، شاهد صدها مورد ادعاهای باطل و دروغ درباره ظهور و مهدویت بوده‌ایم. کسانی ادعا کردند که ما همان مهدی(عج) هستیم یا ادعای ارتباط با ایشان یا نیابت خاص از جانب حضرت را داشتند. این‌ها از آسیب‌های مهم مهدویت است که باید به آن‌ها توجه داشت و به‌شدت پرهیز کرد. 

ایکنا ـ چه الگوهایی در تاریخ اسلام وجود دارد که در آن‌ها منجی‌گرایی به‌عنوان منبع امید و توانمندسازی عمل کرده است؟

در تاریخ اسلام موضوع مهدویت و اعتقاد به حضرت مهدی(عج) بارها موجب خیزش‌های عظیم علیه ظلم و جور شده است. به نهضتی که بعد از واقعه عاشورا در انتقام و خونخواهی شهدای کربلا اتفاق افتاد، بنگرید. قیام مختار، قیامی با عنوان مهدویت بود و موجب تحرک شد. در نهایت نیز زمینه سقوط بنی‌امیه را فراهم کرد. پس از آن، بنی‌عباس نیز با شعارهای رضایت آل پیامبر(ص) و مهدویت به میدان آمدند. 

دولت فاطمیون در مصر، موحدین در آندلس و جزایر مدیترانه و حتی دولت صفویه در ایران بر مبنای همین عقیده موعودگرایی تشکیل شدند. البته همه آن‌ها به انحرافاتی گرفتار آمدند و همین مسئله موجب شکست‌هایی برایشان شد.

اما انقلاب اسلامی در مقابل هجوم استکبار جهانی و فرهنگ بیگانه با انرژی مهدویت و قدرت عظیم این اعتقاد حرکت کرد. قیادت و رهبری این انقلاب به دست نایب عام امام عصر(عج)، حضرت امام خمینی(ره) و پس از ایشان هم امام شهید انقلاب اسلامی رقم خورد. همه این‌ها با عنوان نیابت عام حضرت ولی عصر(عج) و در ادامه آرمان عدالت و نجات‌بخشی است که مردم را به میدان می‌آورد؛ مردمی که در طول سال‌های متمادی این‌طور مقاومت می‌کنند. همه این حرکت‌ها مبتنی بر موعودگرایی و منجی‌گرایی است.

انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا مظفری فرد
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha