تقارن اولین روز بهار با عید سعید فطر، از آن رخدادهایی است که ذهن و دل انسان را به درنگ وامیدارد. بهار در جهان طبیعت، فصل رویش دوباره، آغاز حیاتی تازه و نشانهای روشن از قدرت خداوند است و عید فطر در جهان معنویت، زمانه بازگشت به فطرت، رهایی از غبارهای نفسانی و رسیدن به پاکی درونی. وقتی این دو آغاز در یک روز جمع میشوند، تصویر زیبایی از پیوند آفرینش و عبودیت رقم میخورد؛ پیوندی که قرآن کریم بارها بر آن تأکید کرده است.
قرآن، احیای طبیعت را نشانهای از حکمت و قدرت الهی معرفی میکند و آن را با حیات قلبی و معنوی انسان پیوند میزند. در سوره روم، آیه 19 میفرماید: «وَیُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا»؛ زمین پس از مرگش دوباره زنده میشود. این آیه نه تنها خبر از دگرگونی طبیعت میدهد، بلکه حقیقتی عمیقتر را به یاد انسان میآورد: همانگونه که زمین پس از زمستانِ سرد جان میگیرد، انسان نیز میتواند پس از دورهای از غفلت، دوباره حیاتی تازه پیدا کند. همین نگاه در سوره حج آیه 5 نیز تکرار میشود؛ جایی که نزول باران و رویش گیاهان، نشانهای از نظام حکیمانه الهی معرفی میشود.
در سوی دیگر، عید فطر قرار دارد؛ روز شکرگزاری برای توفیق عبادت، روز بازگشت به اصل و پاکی، و روزی که طبق روایت پیامبر اکرم(ص)، خداوند مزد روزهداران را به طور کامل عطا میکند. عید فطر از ریشه «فطر» به معنای گشودگی، آغاز و رجوع به فطرت است. انسان پس از یک ماه روزهداری، تمرین تقوا و خودداری، به نقطهای میرسد که در آن جان او سبکتر، روشنتر و آمادهتر برای شروعی تازه میشود.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، ذیل آیات سوره بقره درباره روزه، توضیح میدهد که فلسفه روزه، سوق دادن نفس انسان به تقواست؛ یعنی همان نیرویی که او را به مسیر درست زندگی و بازگشت به حقیقت وجودیاش هدایت میکند. در این نگاه، پایان ماه رمضان به معنای پایان یک تمرین روحی است؛ تمرینی که جان انسان را برای حرکت در مسیر الهی نیرومندتر میکند.
تقارن این دو «آغاز»، در حقیقت تقارن دو نوع حیات است؛ حیات طبیعی که در بهار متجلی است و حیات معنوی که در عید فطر شکوفا میشود.
بهار، طبیعت را از خواب زمستانی بیدار میکند؛ عید فطر، دل انسان را از رکود غفلت میرهاند. بهار، زمین را میلرزاند و زنده میکند؛ فطر، قلب را میلرزاند و نور ایمان را در آن زنده میسازد.
نهجالبلاغه نیز در خطبه 192 هنگامی که امیرالمؤمنین علی(ع) نشانههای قدرت الهی را در طبیعت برمیشمارد، به همین حقیقت اشاره دارد که طبیعت، «کتاب روشنگر» خداست؛ کتابی که هر فصل آن درسهای تازهای برای انسان دارد. نوروز، اگرچه ریشه در سنتهای کهن ایرانی دارد، اما در جهانبینی اسلامی نیز میتواند فرصتی برای نو شدن و بازنگری در مسیر زندگی باشد؛ درست همانگونه که عید فطر چنین نقشی را در معنویت انسان ایفا میکند.
یکی از پیوندهای زیبای میان این دو رخداد، مفهوم «طهارت» و «پاکی» است. بهار، زمین را از آلودگیهای زمستان میزداید. عید فطر، روح را از آلودگیهای گناه پاک میکند. بهار، جامهای جدید بر تن طبیعت میپوشاند؛ عید فطر، جامهای تازه بر جان انسان مینشاند. در این همنشینی، پیام واحدی دیده میشود: آغاز دوباره.
از نگاه دینی، انسان باید از نشانههای طبیعی برای رشد معنوی الهام بگیرد. قرآن بارها انسان را دعوت میکند که در آیات آفاقی (جهان بیرون) و انفسی (درون خود) بنگرد. تقارن بهار و فطر، تلاقی همین دو آیه است: آیهای بیرونی که درختان و شکوفهها آن را روایت میکنند، و آیهای درونی که دل روزهداران آن را تجربه میکند.
این همزمانی، فرصتی است تا انسان سال خود را نه تنها با تحول طبیعت، بلکه با تحول قلبی آغاز کند. همانگونه که زمین با بهار جان میگیرد، جان انسان نیز با فطر باید به سوی زیبایی، پاکی و حرکت در مسیر رضای الهی جان تازهای بگیرد.
منابع: قرآن کریم، نهجالبلاغه، تفسیر المیزان علامه طباطبایی، تفسیر نمونه آیتالله مکارم شیرازی.
به کوشش مرضیه حافظیفر
انتهای پیام