کد خبر: 4342722
تاریخ انتشار : ۰۵ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۹
یادداشت

صلحِ پایدار؛ نیازمند زیرساخت‌های قوی، پشتوانه اجتماعی، اقتدار سیاسی و نظامی

صلحِ پایدار، نیازمند زیرساخت‌های قوی، پشتوانه اجتماعی، اقتدار سیاسی و قدرت نظامی است، صلح و جنگ دو روی یک سکه‌اند و نمی‌توان صلح را بدون شناخت دقیقِ تقابل‌ها و تضادهای میان جوامع درک کرد.

مسعود زمانی‌مقدم، عضو هیئت علمی دانشگاه لرستانمسعود زمانی‌مقدم، عضو هیئت علمی دانشگاه لرستان در یادداشتی که در اختیار ایکنای لرستان قرار داده با توجه به جنگ رمضان به بررسی صلح‌گرایی سانتیمانتال پرداخته است که متن آن را در ادامه می‌خوانیم:

این روزها که جنگ نابرابر و وحشیانه آمریکایی - اسرائیلی علیه وطن‌مان را تجربه می‌کنیم، لازم است در به‌کارگیری مفهوم «صلح» دقت کنیم. به نظر می‌رسد عده‌ای مفاهیم «صلح» و «جنگ» را در دو قطب متضاد و مطلق دسته‌بندی می‌کنند. اما این دوگانه‌انگاریِ ساده‌اندیشانه، پیوند عمیق و پیچیده میان این دو را پنهان می‌کند و نشان‌دهنده و مروج نوعی صلح‌گرایی سانتیمانتال است.

این رویکرد با نادیده‌ گرفتن ریشه‌های سیاسی - امنیتی و واقعیت‌های میدانی، به ستایش پیش‌پاافتادهه صلح در هر شرایطی می‌پردازد. این رویکرد، بدون درک شرایط تاریخی و ساختاری، مقاومت در برابر تهاجم بیگانه را انکار می‌کند و به همین دلیل، نه‌تنها ضامن صلح نیست، بلکه چه‌بسا با ایجاد توهم امنیت، زمینه‌ساز جنگ‌های بزرگ‌تر، خسارات جبران‌ناپذیر و تضعیف بنیه اجتماعی می‌شود.

در مقابل، صلح‌گرایی در معنای درست آن، رویکردی عقلانی، متعادل و منطقی در مواجهه با دیگریِ متخاصم است. از این نظر، صلح نه آرمانی انتزاعی و بی‌بنیاد، که پدیده‌ای زمینه‌مند است که تنها در بستر قدرت اجتماعی و توانمندی دفاعی معنا می‌یابد. اساساً قدرت نظامی پشتوانه‌ای حیاتی برای حفظ صلح است، نه مانعی در برابر آن.

گرچه صلح‌دوستی لازم است، اما باید با صراحت این باور نادرست را به چالش کشاند که «صلح، همواره و تحت هر شرایطی، ارزشی مطلق است که باید از آن دفاع کرد». حقیقت این است که گاهی «جنگیدن در برابر دشمن»، انتخاب ما نیست، بلکه ضرورتی برای بقا و صیانت از موجودیت و ارزش‌های بنیادین ماست و گاهی، مسیر رسیدن به صلحی پایدار و عادلانه، از گذرگاه مبارزه و مقاومت می‌گذرد.

صلح و جنگ دو روی یک سکه‌اند و نمی‌توان صلح را بدون شناخت دقیقِ تقابل‌ها و تضادهای میان جوامع درک کرد. صلحِ پایدار، نیازمند زیرساخت‌های قوی، پشتوانه اجتماعی، اقتدار سیاسی و قدرت نظامی است. در مقابل، صلح سانتیمانتال که فاقد عمق و پشتوانه بازدارنده است، خطری است که جامعه را در برابر بیگانگان متخاصم، بی‌دفاع می‌گذارد و نوعی تسلیم‌طلبیِ بدون ضمانت صلح پایدار را حمایت می‌کند. 

در نتیجه، دفاع از صلح، تنها زمانی معنادار است که به‌جای تکیه بر شعارهای زیبا و احساسات زودگذر، بر پایه واقع‌گرایی و دیدگاه استراتژیک و بلندمدت استوار باشد. صلح‌گرایی خوب است، ولی نه در هر شرایطی و نه وقتی که ممکن است به ضد خودش تبدیل شود. بر این اساس، در جنگی که بر ما تحمیل شده، شایسته نیست که دچار صلح‌گرایی سانتیمانتال شویم، بلکه باید مقاومت را ادامه دهیم تا صلح پایدار برای کشورمان تضمین شود و سایه جنگ از سرمان برداشته شود. تنها در این صورت است که می‌توان از صلح دم زد و به استقبال آن رفت، وگرنه جنگ بر صلح ارجحیت خواهد داشت.

انتهای پیام
captcha