کد خبر: 4342747
تاریخ انتشار : ۰۶ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۳:۰۶
حجت‌الاسلام یوسفی مطرح کرد

معماری نظم اقتصادی نوین ایران از مسیر «کنترل هرمز» تا «اخراج آمریکا»

مدیر گروه اقتصاد اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، از شکل‌گیری یک نظم اقتصادی نوین خبر داد که در آن ایران با عبور از چرخه باطل «مذاکره، جنگ و آتش‌بس»، از طریق کنترل کامل تنگه هرمز و اخراج خفت‌بار آمریکا از منطقه، ضمن اخذ صد‌ها میلیارد دلار غرامت از کشور‌های متجاوز، جایگاه تعیین‌کننده‌ای در معادلات اقتصادی جهان به دست خواهد آورد.

احمد علی یوسفی

در شرایط حساس کنونی و پس از تجربه ادواری مذاکره، جنگ و آتش‌بس، نظریه‌ای نوین در محافل راهبردی ایران شکل گرفته که فراتر از مدیریت بحران، به دنبال بازتعریف جایگاه اقتصادی و امنیتی ایران در نظام بین‌الملل است. حجت‌الاسلام والمسلمین احمدعلی یوسفی، مدیر گروه اقتصاد اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در گفت‌وگو با ایکنا، به تشریح ابعاد این راهبرد با محوریت «کنترل تنگه هرمز»، «اخراج آمریکا» و «اخذ غرامت بازدارنده» پرداخته است.

مشروح این گفت‌وگو به شرح ذیل است:

ایکنا- تحلیل شما از وضعیت کنونی ایران در مواجهه با تحولات منطقه چیست و آیا ایران از یک چرخه باطل رنج می‌برد؟

متأسفانه ایران سال‌هاست در یک چرخه باطل و تکرارشونده گرفتار شده که من آن را «مذاکره، جنگ و آتش‌بس» می‌نامم. این چرخه نه تنها هزینه‌های مادی و معنوی سنگینی بر کشور تحمیل کرده، بلکه مانع از دستیابی ایران به جایگاه واقعی خود در معادلات منطقه‌ای و جهانی شده است. تجربه نشان داده هر بار که به امید صلح پای میز مذاکره نشسته‌ایم، دشمن از فرصت استفاده کرده و ضربه‌ای تازه وارد کرده است.

جنگ اخیر که از آن به عنوان «جنگ رمضان» یاد می‌شود، دقیقاً در شرایطی رخ داد که ایران حسن نیت خود را برای صلح به همه جهان نشان داده بود. این نشان می‌دهد که مسیر مذاکره محض، نه تنها راهگشا نیست، بلکه دام‌هایی است که دشمن برای ما پهن کرده است. بنابراین باید از این چرخه خارج شویم و وارد مسیر جدیدی شویم که در آن خودمان تعیین‌کننده باشیم، نه طرفی که همیشه واکنش نشان می‌دهد.

ایکنا- برای خروج از این چرخه چه باید کرد؟

دو گام را باید مدنظر داشت؛ گام نخست، خارج کردن خود از این چرخه باطل است. این امر وقتی محقق می‌شود که دو هدف راهبردی محقق شود: نخست، فراهم شدن زمینه نابودی رژیم صهیونیستی به دست مردم فلسطین و مقاومت اسلامی با پشتیبانی ایران و دوم، اخراج کامل و خفت‌بار آمریکا از منطقه خلیج فارس.

این دو هدف، کلید طلایی خروج از چرخه مذاکره و جنگ است. وقتی دشمن اصلی یعنی آمریکا از منطقه اخراج شود و پایگاه‌هایش از بین برود، و وقتی رژیم صهیونیستی که ریشه اصلی ناامنی در منطقه است، زمینه نابودیاش فراهم شود، آنگاه دیگر کسی جرأت تهدید ایران را نخواهد داشت. الحمدلله این گام نخست هم‌اکنون توسط نیروهای نظامی با پشتیبانی حضور گسترده مردم در حال تحقق است. نیروهای مسلح ما با تدبیر و شجاعت، این مسیر را دنبال می‌کنند. من تأکید می‌کنم هرگونه ترسیم هدفی غیر از آنچه گفتم، خلاف مصلحت نظام و خیانت به خون‌های ریخته شده است. امروز نباید از این مسیر عقب‌نشینی کنیم.

ایکنا- گام دوم را با محوریت «تنگه هرمز» مطرح کردید. لطفاً دقیقاً توضیح دهید که منظور از کنترل تنگه هرمز چیست و چه تفاوتی با بستن آن دارد؟

تفاوت اساسی میان «بستن» و «کنترل کامل» وجود دارد. بستن تنگه هرمز یک اقدام مقطعی و انفعالی است که می‌تواند هزینه‌های بین‌المللی برای ایران داشته باشد اما کنترل کامل تنگه هرمز به معنای تثبیت حاکمیت عملیاتی ایران بر این شاهراه حیاتی انرژی جهان است. این به معنای آن است که هر کشتی که از این آبراه عبور می‌کند، با قوانین و مقرراتی که ایران تعیین می‌کند، مواجه باشد. این کنترل به ما این امکان را می‌دهد که بتوانیم غرامت‌های تاریخی خود را از کشورهای متجاوز وصول کنیم.

اجازه دهید صریح بگویم: ایران صدها میلیارد دلار خسارت مالی و غیرمالی از جنگ‌ها، تحریم‌ها و آشوب‌های گذشته دارد. این خسارت‌ها باید از آمریکا، رژیم صهیونیستی و کشورهای منطقه‌ که در این جنایات نقش داشته‌اند، اخذ شود. با کنترل تنگه هرمز، این امکان فراهم می‌شود که این غرامت‌ها را وصول کنیم. آن وقت است که تحریم‌های اقتصادی عملاً بی‌اثر می‌شوند؛ چون ایران می‌تواند به میزان خسارت ناشی از تحریم‌ها، غرامت لازم را اخذ کند. این یک تحول اساسی در معادلات اقتصادی منطقه خواهد بود.

ایکنا- سازوکار عملیاتی اخذ این غرامت‌ها چگونه است؟ آیا مکانیزم مشخصی برای این کار طراحی شده است؟

بله، سازوکار مشخص و چندلایه‌ای برای این کار طراحی شده است. ما می‌توانیم از طرق مختلف غرامت‌ها را وصول کنیم:

اول، تعیین میزان غرامت هر کشور متخاصم و اخذ نقدی آن. این غرامت بر اساس میزان خسارتی که هر کشور به ایران وارد کرده، محاسبه می‌شود.

دوم، مصادره نفت، گاز و سایر انرژی‌های کشورهای متخاصم صادرکننده و واردکننده. هر کشوری که در ائتلاف دشمن علیه ایران قرار دارد، منابع انرژی‌اش که از تنگه هرمز عبور می‌کند، قابل مصادره است.

سوم، مصادره نفت‌کش‌های کشورهای متخاصم. شناورهایی که حامل انرژی این کشورها هستند، در زمره غرامت قرار می‌گیرند.

چهارم، مصادره کالاهای تجاری کشورهای متخاصم و اشخاص مرتبط.

پنجم، مصادره کشتی‌های تجاری.

ششم، استفاده از سایر طرق ممکن برای اخذ غرامت.

هفتم، در صورت عدم امکان اخذ غرامت، نابودی امکانات کشورهای متخاصم به میزان خسارت وارده.

نکته مهم این است که ما برای کشورهای همسایه خلیج فارس هم فرصت در نظر گرفته‌ایم. اگر آنها ظرف ۱۰ روز تمام همکاری‌های خود را با آمریکا و اسرائیل قطع کنند، نیروهای بیگانه را اخراج کنند و امکانات نظامی و امنیتی آنها را مصادره یا نابود کنند، از تخفیف چشمگیر در پرداخت غرامت برخوردار خواهند شد. این یک فرصت واقعی برای آنهاست تا مسیر خود را از دشمنان این منطقه جدا کنند.

ایکنا- ارزیابی شما از توان اقتصادی ایران در جنگ رمضان چیست؟ آیا ایران از ظرفیت لازم برای تاب‌آوری در این شرایط برخوردار است؟

اقتصاد هر جنگی عامل مهمی برای ادامه، پایداری و پیروزی است. خوشبختانه ایران از برتری‌های اقتصادی چشمگیری نسبت به دشمن برخوردار است. من این برتری‌ها را در سه محور دسته‌بندی می‌کنم:

محور اول، تأمین هزینه‌های جنگ با کمترین فشار: ذخایر انواع ابزارهای نظامی ایران با تدبیر رهبر شهید بسیار عالی است و برای مدت‌های طولانی توان دفاع و تهاجم را داریم. مهم‌تر از آن، تقریباً تمام فناوری ابزارهای نظامی ما بومی و ساخت داخل است. یعنی هم توان تولید در حین جنگ را داریم و هم با هزینه‌ای بسیار پایین‌تر نسبت به طرف‌های متخاصم می‌توانیم تولید کنیم. در مقابل، آمریکا و رژیم صهیونیستی مجبورند در برابر پهپادهای ارزان‌قیمت ما از ابزارهای گران‌قیمت استفاده کنند. این نسبت هزینه-فایده کاملاً به نفع ماست.

محور دوم، افزایش هزینه‌های جنگ برای دشمن: قیمت نفت در حدود ده روز اول جنگ تقریباً دو برابر شد. این امر هزینه‌های جنگ و اقتصاد کشورهای متخاصم را به شدت افزایش می‌دهد. بسیاری از کشورهای منطقه خلیج فارس که با دشمن همراهی می‌کنند، قادر به صادرات نفت خود نیستند و هزینه نگهداری نفت استخراج‌شده، فشار مضاعفی بر آنها وارد می‌کند. در حالی که ایران می‌تواند نفت خود را بفروشد و کالاهای ضروری را صادر و وارد نماید. بستن تنگه هرمز برای ایران نه تنها ضرر ندارد، بلکه با منافع اقتصادی سرشاری همراه است.

محور سوم، خودکفایی در کالاهای اساسی: ایران همیشه کشور چهار فصل بوده است. تأمین بسیاری از کالاهای ضروری مانند گندم در داخل کشور از امتیازات بزرگ اقتصادی ایران است که کشورهای متخاصم منطقه از آن برخوردار نیستند. با تدبیر امام شهید، ذخیره کالاهای ضروری ما برای ماه‌های طولانی مناسب است و با برنامه‌ریزی خودکفایی، می‌توانیم تاب‌آوری خود را افزایش دهیم.

نتیجه این سه محور این است که تاب‌آوری اقتصادی ایران نسبت به کشورهای متخاصم بسیار بالاست. مسئولین باید تثبیت و تقویت این تاب‌آوری را دنبال کنند و نیروهای نظامی با اطمینان و قوت قلب در مسیر نابودی رژیم صهیونیستی و اخراج خفت‌بار آمریکای جنایتکار از منطقه تلاش کنند.

ایکنا- برای تبدیل این راهبرد به گفتمان عمومی چه باید کرد. نقش نهادهای مختلف در این مسیر چیست و چه انتظاری از مردم دارید؟

امروز این مسیری که من تشریح کردم، باید تبدیل به گفتمان عمومی شود. مردم در حضورهای میدانی خود باید این اهداف را از مسئولین مطالبه کنند. هرگونه سستی در مقابل دشمن و هرگونه سخنی که بوی آتش‌بس و سازش بدهد، باید سرکوب شود.

تمام دستگاه‌های تبلیغی باید پای کار این گفتمان بیایند. حوزه‌های علمیه با همه نیروهایش در سراسر کشور، مفهوم «پیروزی هدفمند» و «غرامت بازدارنده» را با همه مردم مطرح نمایند. مردم باید اهداف حضور گسترده خود را به این سمت سوق بدهند.

صدا و سیما مسیر روشن و مقصد مشروع بیان شده را برای مردم تبیین کند.

نیروهای نظامی عزیز اقدامات خود را برای وصول به پیروزی هدفمند و غرامت بازدارنده تنظیم کنند.

شورای عالی امنیت ملی و مسئولین کشور سیاست‌ها و برنامه‌ها را در مسیر روشن شده تنظیم و در مسیر عملیاتی شدن قرار دهند.

امروز همه ما مسئولیم. من این را یک وظیفه همگانی می‌دانم. خون‌های ریخته شده در این مسیر، امانتی در دست ماست. نباید اجازه دهیم این خون‌ها پایمال شود. پیروزی هدفمند و غرامت بازدارنده، حق مسلم ملت ایران است و با همت و وحدت همه، به آن دست خواهیم یافت.

انتهای پیام
خبرنگار:
سعید امینی
دبیر:
مهدی مخبری
captcha