ریحانه پورخلیلی، استاد پژوهشگر و دانشجوی مقطع دکترای دانشکده علوم قرآنی قم در یادداشتی که در اختیار ایکنا قرار داد، نوشت: «در شرایطی که ملت ایران طی دهههای اخیر با اشکال گوناگونی از جنگ – از جنگ نظامی تا جنگ رسانهای و اقتصادی – روبهرو بوده است، یکی از مؤثرترین ابزارهای دفاع فرهنگی و انسانی، «روایتگری زنانه» در عرصه بینالمللی است. این نوع روایتگری، اگر بر پایه آموزههای قرآنی و الگوهای معصومانی، چون حضرت فاطمه زهرا(س) و حضرت زینب(س) شکل گیرد، میتواند چهرهای انسانی، اخلاقی و الهی از مقاومت ملت ایران به جهانیان عرضه کند.
قرآن کریم به مؤمنان فرمان میدهد که در برابر ظلم چنان با صداقت و استدلال سخن گویند که حقیقت آشکار شود:
«لَا یُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَن ظُلِمَ» ( نساء/ ۱۴۸).
این آیه اجازه بیان ظلم را به مظلوم میدهد و آن را وظیفهای اجتماعی در مسیر اقامه عدالت معرفی میکند. از همین منظر، در مقابل جنگ تحمیلی یا فشارهای ناعادلانه بر ملت ایران، وظیفه انسانی و ایمانی زنان آگاه، ارائهی روایتهای واقعی از آسیبهای انسانی، فرهنگی و اخلاقی این جنگ است.
الگوی حضرت فاطمه زهرا(س) در خطبه فدکیه نماد پرقدرتی از دفاع زبانی و فکری در برابر ظلم است. ایشان با بهرهگیری از منطق قرآنی و زبان عاطفه، جامعهای دچار غفلت را بیدار ساختند. برای زنان ایرانی در مواجهه با تبلیغات منفی و تحریفهای رسانهای جهانی، این سیره میتواند الگوی روشنی باشد: روایت حقیقت با عقلانیت و بر پایه اصول الهی. این رویکرد، دیپلماسی زنان ایرانی را از سطح واکنش به سطح اثرگذاری فعال در افکار عمومی جهانی ارتقا میدهد.
حضرت زینب(س) نیز در عصر خود با دیپلماسی کلامی در برابر قدرت تبلیغاتی اموی ایستادند. خطبههای ایشان در کوفه و شام نشان داد که چگونه میتوان با زبان مظلومیت و شهامت، دروغهای نظام سلطه را افشا کرد. امروز، در برابر جنگ نابرابر ظلم و هجمههای رسانهای و سیاسی علیه ایران، صدای زنان مقاوم میتواند نقشی مشابه ایفا کند: صدایی که ظلم ظالم را روایت میکند، اما در عین حال بر کرامت، ایمان و حقانیت ملت ایران تأکید دارد.
در فضای کنونی جهان، جنگها تنها با اسلحه هدایت نمیشوند؛ بلکه جنگ روایتها، تصویری را که از ملتها ساخته میشود، تعیین میکند. اگر فرهنگ دفاع مقدس و مقاومت ایران از نگاه زنان روایت شود، لایههایی از انسانیت، مادرانگی و فداکاری آشکار میگردد که برای افکار جهانی ملموستر و اثرگذارتر است. زنان میتوانند تجربههای انسانی از فقدان، آوارگی، زندگی زیر تحریم، و تلاش برای بقا را به زبان جهانی ترجمه کنند؛ همانگونه که حضرت زینب(س) در شام حقیقت عاشورا را از درون اسارت روایت کرد.
قرآن در آیهای دیگر فرمان میدهد:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ» (نساء/ ۱۳۵).
شهادت دادن برای خدا، یعنی ایستادن در کنار حقیقت و بر ضد تحریف. در عصر ما، این شهادت میتواند بهصورت روایتگری صحیح از واقعیتهای ملت ایران در برابر تبلیغات ظالمانه جلوهگر شود.
بنابراین، «دیپلماسی زنان ایرانی» باید بر سه محور شکل گیرد:
۱. روایت حقیقت و کرامت ملی بر پایه آموزههای قرآنی؛ بیان عزت در دل سختیها.
۲. استفاده از زبان انسانی و جهانی برای انتقال پیام مقاومت و صلح؛ بیانی که قلبها را مخاطب قرار دهد.
۳. الهام از الگوهای اهلبیت(ع) در شجاعت، استدلال و صداقت؛ همان راهی که حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) پیمودند.
در نهایت، روایت زنان ایرانی از جنگ و فشارهای ظالمانه، اگر با عقلانیت قرآنی و بیانی زینبی همراه شود، میتواند به گفتمان نوین انسانی در روابط بینالمللی تبدیل شود؛ گفتمانی که ایران را بهعنوان ملت مقاوم، صبور و عدالتخواه معرفی میکند. این دیپلماسی روایی، ادامه همان رسالت تاریخی است: دفاع از حق با زبان صداقت، شجاعت و ایمان.
انتهای پیام