اقتصاد مقاومتی یعنی آن اقتصادی که در شرایط فشار، تحریم، دشمنیها و خصومتهای شدید میتواند تعیین کننده رشد و شکوفایی کشور باشد و برای تحقق کامل نیازمند ارکانی چون مقاوم بودن، مردمی بودن، حمایت از تولید ملی است. اقتصاد مقاومتی بر مبنای جهاد اقتصادی و نظام انگیزشی اسلامی، رویکردی نو در قالب گفتمان انقلاب اسلامی است که با تدوین یک استراتژی علمی و کارشناسیشده و بازتعریف فلسفه وجودی نهادها و قوانین، به مقاومسازی و ترمیم ساختارهای فرسوده و ناکارآمد موجود اقتصادی میپردازد. در این میان، ارائه مفاهیم جامع و تبیین راهبردها و الزامات اساسی این نگرش اقتصادی میتواند ضمن جلوگیری از برخی برداشتهای سلیقهای و شخصی، الگویی برای عملکرد سازنده آن بوده و مانع سرگردانی مردم و مجریان در تحقق این مهم باشد.
خبرنگار ایکنا در گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمین محسن الویری، مدیر گروه تاریخ دانشگاه باقر العلوم(ع) و رئیس انجمن مطالعات تمدنی حوزههای علمیه به تبیین مولفههای موثر در تحقق اقتصاد مقاومتی براساس شعار سال پرداخت. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانیم:
سه رکن اصلی این شعار، اقتصاد مقاومتی، امنیت ملی و وحدت ملی است که این سه رکن تفاوتهایی با یکدیگر دارند؛ تفاوت اصلی آنها در چگونگی نقشآفرینی مردم است. دو محور اقتصاد مقاومتی و امنیت ملی ارکانی هستند که نیازمند برنامه جامع اعلام شده از سوی مسئولان است اما وحدت ملی این طور نیست و حتی اگر برنامه خاصی از سوی مسئولان مطرح نشود باز هم مردم میتوانند در آن نقش داشته باشند.
نقشآفرینی مردم در اقتصاد مقاومتی و امنیت ملی کنشگری در قالب همراهی است یعنی برنامهای باید اعلام شود و سپس مردم در تحقق آن نقش داشته باشند و برای اجرای آن برنامه مشارکت کنند یعنی نقشآفرینی مردم در تحقق آن، همراهی برای حسن اجراست اما در وحدت ملی اگر برنامه اعلامی وجود داشته باشد بسیار خوب است اما حتی اگر برنامه اعلامی نیز وجود نداشته باشد، باز هم مردم میتوانند خودشان برای تحقق یافتن آن وارد عمل شوند، به عبارت دیگر کنشگری مردم در آنجا به صورت راهبری است و محدود به همراهی نیست بلکه مردم با رویههایی که اتخاذ میکنند، میتوانند مدیریت اجرای آن را در دست بگیرند.
برای مثال آنچه از ابتدای جنگ تحمیلی اخیر با حضور شبانه مردم در خیابانها دیدیم نشاندهنده این امر است. مسئولان تنها از مردم خواستند که در خیابانها حضور یابند و برنامهای مدون و مشخصی برای چگونگی حضور اعلام نشد اما خلاقیت و ابتکار مثال زدنی مردم برای چگونگی حضور در خیابانها نشان داد که مردم در زمینه وحدت ملی منتظر برنامه خاصی نمیمانند و کنشگری خود را در قالب راهبری نشان میدهند.
میان دو رکن دیگر یعنی امنیت ملی و اقتصاد مقاومتی این تفاوت وجود دارد که در عرصه اقتصاد مقاومتی در پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب از برنامهای سخن به میان آمده که از سوی کارشناسان تدوین شده و به زودی ابلاغ میشود اما این نکته درباره امنیت ملی وجود ندارد و باید دید که برنامه مورد نظر رهبر معظم انقلاب چیست؟ طبعا اگر از جنس سیاست کلی و با توجه به قانون اساسی باشد، ابتدا باید به تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام برسد و اگر جنبه اجرایی داشته باشد، علی القاعده از سوی نهادهای اجرایی اعلام خواهد شد.
حال اگر بخواهیم به پرسش شما برگردیم، زمانی که از مردم سخن میگوییم باید توجه داشته باشیم که گاه مردم به مثابه افراد مورد نظرمان هستند و گاه به مثابه سازمانها و گروهها. نقش مردم برای تحقق شعار سال جاری با توجه به این دو تلقی از مردم تفاوت میکند.
درباره وحدت ملی که تحقق آن متوقف بر اعلام یک برنامه از سوی مسؤولان نیست، هر کسی چه افراد و چه گروهها و سازمانها باید در مورد خود این سوال را مطرح کند که من چه میتوانم انجام دهم و پاسخ این پرسش را مبنای عمل خود قرار دهد. البته دایره سازمانها و نهادهای اجتماعی گسترده است و خانواده را نیز میتوان ذیل آن در نظر گرفت.
باید هریک از ما به عنوان یک شهروند معمولی از خودمان بپرسیم که من به عنوان یک شهروند در سال جاری برای تحقق این شعار چه کاری میتوانم انجام دهم. برای مثال میتوانم بگویم که من برای کمک به تحقق وحدت ملی، سطح تحمل خود را بالا میبرم، بر مدارای خود به هنگام مشاهده کژیها میافزایم، بدبینی خود را نسبت به دیگران کاهش میدهم، از تنگنظری سیاسی دوری میجویم، در برنامههای خیریه حضور فعالتری پیدا میکنم و با زبان نرم از آرمانهای انقلاب بیشتر از قبل دفاع میکنم.
اگر مراد از مردم را به جای آحاد مردم، گروهها و سازمانهای اجتماعی و نهادها در نظر بگیریم، هر سازمان و گروهی متناسب با فلسفه وجودی و مأموریت خود باید به این پرسش پاسخ دهد. اگر به عنوان نمونه روی دانشگاهها تکیه کنیم، باید هر دانشگاهی این سوال را پاسخ دهند که سهم ما در تحقق وحدت ملی به عنوان یک رکن از سه رکن شعار سال جاری چیست؟
تجربه موفقی را برخی از دانشگاهها از جمله دانشگاه باقرالعلوم(ع)، در خلال این جنگ تحمیلی داشتند که به نظر من شایسته صورتبندی و الگوبرداری است، همانطور که این دانشگاه بلافاصله پس از شروع جنگ، ستادی را تشکیل داد و پس از رایزنی با اعضای هیئت علمی خود برنامهای را در چند محور تدوین کرد و تقریبا همه اعضای دانشگاه برای اجرای آن کمک کردند، برای تحقق شعار سال هم همه دانشگاهها میتوانند به اقدامی مشابه دست بزنند.
در شرایط امروز کشور، لازم است دانشگاهها بیشتر از گذشته، به امتداد اجتماعی نقش خود بیندیشند، کار دانشگاه اگر تاکنون به صورت عمده تولید علم در قالب پژوهش و انتقال علم در قالب آموزش بود، اکنون سزاوار است امتداد اجتماعی علم یعنی کاربست علم در جامعه را هم در دستور کار خود قرار دهند یعنی همان گونه که مشخص است برنامههای آموزشی و پژوهشی چگونه انجام میگیرد، در خصوص کاربست اجتماعی علم نیز که رکن سوم علم است باید برنامه مشخص و مدونی وجود داشته باشد.
به عنوان مثال اگر نقش دانشگاهها در عرصه تولید و انتقال علم اغلب یک نقش ملی است، در عرصه امتداد اجتماعی علم لازم نیست که همه دانشگاهها همه فعالیتهای اجتماعی خود را در سطح ملی ببیند، این نقش اجتماعی میتوانند حتی محلی باشد. یک دانشگاه میتواند محوطه اطراف خود و محلهای که در آن واقع شده را به عنوان مخاطب خود در نظر بگیرد و انواع آموزشهای کوتاه مدت برای تببین مفهوم وحدت ملی و راههای تحقق آن و آسیبهای آن را به مردم همان محله آموزش دهد و حتی از فضای سر در و دیوارهای دانشگاه به عنوان فضای تبلیغی استفاده کند.
درباره اقتصاد مقاومتی و امنیت ملی نیز که همانطور که ذکر شد مردم چه به عنوان افراد و چه به عنوان گروهها و سازمانها، میتوانند همراهی داشته باشند نه راهبری و لذا بهتر است صبر کنند که برنامهها از سوی مسؤولان اعلام شود و سپس برای چگونگی کمک به حسن اجرای آن راه حل پیدا کنند.
انتهای پیام