حجتالاسلام والمسلمین رحیم کارگر، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و مدیر مرکز آینده پژوهی موعودگرایان جهانی در یادداشتی که در اختیار ایکنا قرار گرفته است، نوشت: همدلی و اتحاد مردم ایران اسلامی برای پیروزی نهایی، از جنس ریشههای عمیق میهنی و دینی و تاریخی و فرهنگی است؛ از جنس همان چیزی که در تاریخ، دین، رنجها و امیدهای مشترک شکل گرفته و حالا مثل آتش زیر خاکستر آماده شعلهور شدن است. این ملت وقتی سختی میکشد، نمیشکند، وقتی تهدید میبیند، عقب نمیرود؛ وقتی فشار میآید، جمع میشود و یکدل و منسجم میماند و با قامت استوار بر میخیزد و میایستد.
در دل این مردم شجاع و قهرمان یک چیز مشترک حک شده است: هویت(هویت اسلامی و ملی). هویت یعنی اینکه هرکس، خود را جدا از خاک و فرهنگ و تاریخ و مذهب نداند. وقتی یک ملت خود را تکهتکه نمیبیند و از دور هم پراکنده نمیشود، آن وقت اختلافها هم مدیریت میشود و انسجام، همدلی و اتحاد و یکرنگی کامل شکل میگیرد. آنجا که انسانها به یک هویت واحد ایمان دارند، تفرقه در هوا پخش و اثرش کم میشود؛ چون مردم بلدند در کنار هم نفس بکشند، حتی وقتی نفسها سنگین است.
همدلی، اتحاد و انسجام میان مردم ایران اسلامی، ریشههایی عمیق و منطقی دارد که فراتر از شعارها و ظواهر است و در بزنگاههای تاریخی، به ویژه در مسیر دستیابی به پیروزی نهایی، نیروی محرکه اصلی ملت ایران بوده است. این دلایل را میتوان در چند محور کلیدی مورد بررسی قرار داد:
یک. ریشههای همسان و مشترک فرهنگی و تاریخی: ایران، با تاریخی چند هزار ساله، دارای فرهنگی غنی و مشترک است که در طول قرنها، ارزشها، باورها و سنتهای مشترکی را میان اقوام مختلف خود شکل داده است. این میراث مشترک، حس تعلق به یک هویت ملی واحد را تقویت میکند و پایهای مستحکم برای اتحاد فراهم میآورد. هر ایرانی، فارغ از قومیت و نژاد، خود را بخشی از این تاریخ بزرگ میداند و این حس مشترک، بستر همدلی را فراهم میکند.
دو. باورهای دینی و اعتقادی قوی و مانا: اسلام، به ویژه مذهب تشیع، نقش محوری در شکلگیری هویت و انسجام ملی ایران داشته و دارد. ارزشهای دینی مانند عدالت، حقطلبی، ایثار و مقاومت در برابر ظلم، که از بطن تعالیم اسلامی نشأت گرفتهاند، بهطور گستردهای در جامعه ایران پذیرفته شده و به عنوان معیاری برای سنجش حق و باطل عمل میکنند. این باورهای مشترک، نقطه اتکای قدرتمندی برای اتحاد در برابر دشمنان داخلی و خارجی ایجاد میکند و انگیزهای معنوی برای پیروزی نهایی فراهم میآورد.
سه. تجربه جمعی و تاریخی در مواجهه با چالشها: تاریخ معاصر ایران، مملو از چالشها، سختیها و تهدیداتی است که ملت ایران، به صورت جمعی با آنها روبرو شده است. از دوران انقلاب اسلامی گرفته تا دفاع مقدس و سالهای پس از آن، مردم ایران بارها طعم تلخ و شیرین اتحاد و یا تفرقه را چشیدهاند. تجربیات مشترک در مواجهه با دشمنان خارجی، تحریمها و فتنههای داخلی به تدریج، درک عمیقتری از ضرورت اتحاد و انسجام را میان مردم ایجاد کرده است. این تجربیات، به ویژه دوران دفاع مقدس، نمادی از اوج همدلی و ایثار ملت ایران در راه دفاع از میهن و آرمانهاست.
چهار. آرمانهای متعالی و چشمانداز روشن آینده: ملت ایران، دارای آرمانهای مشترکی است که در آموزههای دینی(بخصوص مهدویت و انتظار) و قانون اساسی و گفتمان عمومی جامعه جاری است؛ آرمانهایی چون خداگرایی، استقلال، آزادی، عدالت، عزت ملی و خودکفایی. این آرمانهای مشترک، جهتگیری واحدی به حرکت ملت میبخشد و انسجام آن را تضمین میکند. وجود یک چشمانداز روشن از آیندهای مطلوب، که در آن این آرمانها محقق شدهاند، به عنوان انگیزهای قوی برای تلاش مشترک و پایدار عمل میکند.
پنج. رهبری الهامبخش و هدایتگر: وجود یک رهبری بصیر، عادل و الهامبخش که بتواند مردم را حول محور آرمانها و ارزشهای مشترک متحد کند، نقشی حیاتی در حفظ و تقویت انسجام ملی ایفا میکند. این رهبری، با تبیین منطق مقاومت و هدایت جامعه به سوی اهداف متعالی، بستری برای همدلی و اتحاد پایدار فراهم میآورد. رهبر شهید ما و رهبر مقتدر حاضر ما، نمونههای درخشانی از این پیشوایی الهام بخش و هدایتگر بوده و هستند.
شش. احساس مسئولیت در مقابل آینده و سرنوشت ملی: درک عمیق از اینکه سرنوشت فرد و جامعه به هم گره خورده است، حس مسئولیتپذیری را در میان مردم تقویت میکند. این احساس مسئولیت، مانع از آن میشود که افراد در برابر مشکلات جامعه بیتفاوت باشند و آنان را به مشارکت فعال در حفظ اتحاد و تلاش برای پیروزی نهایی ترغیب میکند.
هفت. اتحاد فراملی به رغم تنوع و کثرت: ایران، سرزمینی با تنوع قومی، زبانی و فرهنگی است اما این کثرت، به جای ایجاد تفرقه، در پرتو ارزشهای مشترک و درک متقابل، به وحدت در کثرت منجر شده است. این قابلیت ملت ایران در حفظ انسجام ملی علیرغم تنوع، نشان از بلوغ اجتماعی و عمق پیوندهای هویتی و اعتقادی آنان دارد.
این عوامل، در کنار هم، نه تنها دلایل منطقی، بلکه ریشههای عمیق همدلی، اتحاد و انسجام مردم ایران اسلامی را برای دستیابی به پیروزی نهایی تشکیل میدهند. این پیوند ناگسستنی، سرمایه اصلی ملت ایران در پیمودن مسیرهای دشوار و رسیدن به اهداف متعالی خود است.
همه میدانند که پیروزی قطعی شانسی و اهدایی نیست بلکه از دل مردمی بیرون میآید که میفهمند تنها راه نجات، اتحاد و انسجام و یکرنگی است. تا وقتی این پیوند وثیق بین آحاد مردم وجود داشته باشد، هر ضربهای که وارد میشود، یا بیاثر میماند یا تبدیل میشود به چیزی که ملت را قویتر می کند. آینده روشن است، اما روشناییاش را باید با دستهای متحد ساخت و ایرانیان راه آن را بلد هستند.
انتهای پیام