به گزارش ایکنا، در این روزهای تلخ و سنگینی که تقویم تاریخ معاصر ایران زیر بار فقدان جانسوز و شهادت رهبر انقلاب اسلامی با اندوهی عمیق ورق میخورد، بغضی تاریخی گلوی جامعه را میفشارد. شهادت ایشان، تنها از دست دادن یک رهبر سیاسی یا یک سکاندار اجرایی نبود؛ بلکه فقدان یک حکیم، یک متفکر جامعالاطراف و یک نظریهپرداز تمدنساز بود که هندسه معرفتی و هویتی انقلاب اسلامی را در میانه طوفان سهمگین تهاجمات فکری جهان معاصر پاسداری میکرد.
اکنون که دست جامعه از حضور فیزیکی، رهنمودهای مستقیم و کلام گرم این رهبر فرزانه کوتاه شده است، رسالتی بسیار سنگینتر از همیشه بر دوش رسانه احساس میشود؛ رسالت بازخوانی دقیق میراث فکری ایشان، تا مبادا این گوهر ناب در غبار گذر زمان دچار تحریف یا فراموشی شود، امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در همین راستا و با هدف واکاوی و بررسی این منظومه فکری، ایکنا در سلسله گزارشهایی به بازخوانی اندیشههای این رهبر شهید میپردازد. آنچه در ادامه میخوانید، روایتی تحلیلی و مستند از دیدگاههای رهبر شهید درباره نهاد حیاتی و بنیادین «جمهوری اسلامی» است؛ روایتی که در آن، جایجای متن با کلمات، ادبیات اختصاصی و بیانات مستقیم ایشان، همچون ستارگانی راهنما، چراغانی شده است تا صدای رسای ایشان در متن تاریخ زنده بماند.
برای شناخت دقیق و همهجانبه پدیده شگرفی به نام «جمهوری اسلامی»، نیازمند واکاوی در منظومه فکری متفکران و معماران اصلی این بنای عظیم هستیم. رهبر شهید با نگاهی عمیق، هستیشناسانه و مبتنی بر سنن الهی، جمهوری اسلامی را نه صرفا یک تغییر حاکمیت سیاسی در یک جغرافیای خاص، بلکه یک زلزله تمدنی و یک نقطه عطف تاریخی در نبرد همیشگی جبهه حق و باطل ارزیابی میکنند. در دورانی که مکاتب مادی شرق و غرب با تکیه بر زرادخانههای تسلیحاتی و امپراتوریهای رسانهای، انسان را در چنبره هژمونی خود محصور کرده بودند، ظهور این پدیده الهی، تمامی معادلات و محاسبات قدرتهای جهانی را بر هم زد. بررسی بیانات و اندیشههای این رهبر متفکر نشان میدهد که جمهوری اسلامی، تبلور عینی آیات قرآن در عصر مدرن است که توانسته است با تکیه بر ایمان، مقاومت و عقلانیت، از یک نهال نوپا به درختی تناور تبدیل شود. در این نوشتار جامع، تلاش میشود تا ابعاد گوناگون نظام اسلامی از ماهیت و چیستی، تا منطق مقاومت، سیاست خارجی و رسالتهای جهانی آن در آیینه اندیشههای این متفکر و رهبر شهید مورد بررسی و تحلیل دقیق قرار گیرد.

جمهوری اسلامی یعنی استقلال، آزادی، پایبندی به ایمان اسلامی
در قدم نخست، باید ماهیت و ارکان هویتی نظامی را شناخت که توانسته است چنین موج عظیمی در جهان ایجاد کند. از منظر این رهبر شهید، هویت این نظام آمیختهای از نفی سلطه بیگانگان و اثبات ارزشهای الهی است. ایشان در تبیین موجز و در عین حال جامع از چیستی این نظام میفرمایند: «جمهوری اسلامی یعنی استقلال، آزادی، پایبندی به ایمان اسلامی، حرکت در مسیر اسلام، تن ندادن به تحمیلات دشمنان، دعوت امت اسلامی به اتحاد البته با این بدند». این تعریف نشان میدهد که نظام اسلامی یک موجودیت خنثی و بیتفاوت نسبت به سرنوشت انسانها نیست و دارای یک رسالت جهانی برای بیداری و رهایی امت اسلامی است.
وقوع چنین پدیدهای در جهانی که با سرعت به سمت سکولاریسم و دینزدایی حرکت میکرد، شبیه به یک معجزه تاریخی بود. این نظام درست در نقطهای بنا شد که استکبار جهانی بیشترین سرمایهگذاری را برای حفظ منافع خود در آن انجام داده بود. رهبر شهید با اشاره به این تقابل شگفتانگیز و امدادهای غیبی در مسیر حفظ این نظام میفرمایند: «در دنیای مادی، در دنیای تسلط ابرقدرتها، در دنیای ستیزهگری همهجانبه با اسلام و معارف اسلامی و ارزشهای اسلامی، یک نظامی بهوجود بیاید برپایه اسلام، آن هم درست در نقطهای که بیش از همهجای دنیا تأثیر عوامل آن قدرتهای منحرف کننده نفوذ داشتند و حضور داشتند. [این] چیز عجیبی است؛ من و شما عادت کردیم. این همان «اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم» است. وَ یُثَبِّت اَقدامَکُم؛ دچار تزلزل هم نمیشوید، کما اینکه نشدیم».
همین ماهیت الهی و استقلالطلبانه بود که هیمنه پوشالی غرب را با چالشی اساسی مواجه ساخت. غرب که تا پیش از آن با تکیه بر قدرت نظامی و سیاسی خود، سرنوشت ملتها را تعیین میکرد، ناگهان با قدرتی از جنس ایمان روبهرو شد. ایشان در این خصوص با صراحت تأکید میکنند: «مهمترین چیزی که این عامل - عامل اقتدار نظامی و سیاسیِ [غرب] - را به چالش کشید، برپایی نظام جمهوری اسلامی بود».
نفس وجود جمهوری اسلامی دشمندرستکن است
یکی از مهمترین محورها در شناخت منظومه فکری این رهبر شهید، درک چرایی دشمنیهای پایانناپذیر نظام سلطه با جمهوری اسلامی است. برخی با نگاهی سطحی تصور میکنند که تغییر لحن یا عقبنشینی تاکتیکی میتواند به این دشمنیها پایان دهد، اما ایشان با نگاهی عمیق به ریشههای قرآنی و تاریخی این تقابل، اثبات میکنند که این درگیری، ذاتی و اجتنابناپذیر است. ایشان با رد تصورات خام و سطحیاندیشانه میفرمایند: «جمهوری اسلامی در حال یک مبارزه همهجانبه است، کسی تردید ندارد؛ همه این را قبول داریم که جمهوری اسلامی در حال یک مبارزه سخت و یک مبارزه همهجانبه است؛ نهفقط در زمینه سیاسی، [بلکه] در زمینههای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی، ما در حال مبارزهایم. [البته] جنگ نظامی و مبارزه نظامی هم در برههای از زمان بوده که متوقف شده و [الآن] نیست اما سختتر از آن، جنگهای امنیتی است، جنگهای اقتصادی است، جنگهای فرهنگی است که ما در جریانیم و در حال جنگیم؛ این را هیچکس نمیتواند انکار کند. بله، کسانی هستند که به اینکه ما در این وضعیت هستیم -در حال جنگ هستیم- اعتراض دارند که چرا با دنیا باید ما جنگ داشته باشیم؟ کسانی هستند که معترضِ به این معنا هستند. تصور آنها این است که جمهوری اسلامی این جنگ را شروع کرده؛ لذا میگویند خب چرا ما اینجور و در این وضعیت هستیم؟ به نظر ما این غفلت است؛ جمهوری اسلامی جنگی را با این ابعاد با دنیا شروع نکرده، بلکه نفسِ وجود جمهوری اسلامی یعنی آرمانها و اهداف و شعارهایی که در جمهوری اسلامی مطرح است -که خلاصه میشود در حکومت دین، خلاصه میشود در جامعه دینی- دشمندرستکن است، دشمنتراش است، جنگراهبینداز است. این همان جنگ معروف حق و باطل است که در طول تاریخ بوده؛ این چیز جدیدی هم نیست؛ هرجایی که نغمه توحید بلند شد و عدالت مطرح شد، دشمنانی در آنجا به وجود آمدند؛ این مال امروز نیست؛ وَکَذٰلِکَ جَعَلنا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیاطینَ الإِنسِ وَالجِنِّ یوحی بَعضُهُم إِلىٰ بَعضٍ زُخرُفَ القَولِ غُرورًا ۚ وَلَو شاءَ رَبُّکَ ما فَعَلوهُ ۖ فَذَرهُم وَما یَفتَرونَ * وَلِتَصغىٰ إِلَیهِ أَفئِدَةُ الَّذینَ لا یُؤمِنونَ بِالآخِرَةِ وَلِیَرضَوهُ وَلِیَقتَرِفوا ما هُم مُقتَرِفونَ؛ ابعاض جبهه باطل با یکدیگر همکاری میکنند، یعنی هم همکاری میکنند و هم طرفدار پیدا میکنند؛ کسانی اصغاء میکنند حرفهای اینها را و گوش میکنند و دنبال اینها حرکت میکنند؛ این[طور] هست. ما در جمهوری اسلامی شعارمان عبارت است از توحید، از ولایتالله و ولایت اولیاءالله، عدالت اجتماعی، تکریم انسان؛ این شعارهایی که ما داریم و دنبالش هستیم، اینها است و اینها دشمن دارد. ما با ظلم مخالفیم؛ کونا لِلظّالِمِ خَصماً وَ لِلمَظلومِ عَونا؛ ما این مکتب را داریم؛ خصم ظالمیم، عون مظلومیم. این موضع، طبعاً دشمن به وجود میآورد، دشمنی به وجود میآورد، دعوا راه میاندازد؛ این هست».

در این منطق روشن، هر گامی که نظام اسلامی به سوی پیشرفت برمیدارد، خشم دشمنان را بیشتر برمیانگیزد، زیرا موفقیت این الگو به معنای ابطال مکاتب ظالمانه آنهاست. ایشان در تبیین این حقیقت میفرمایند: «دشمن با هر کار خوبی که در نظام جمهوری اسلامی انجام بگیرد مخالف است؛ این ادعای محض نیست، استدلال دنبالش است. علتش این است: نظام جمهوری اسلامی نظامِ «لا تَظلِمونَ وَ لا تُظلَمون» است. قرآن به ما گفته «لا تَظلِمونَ وَ لا تُظلَمون»؛ هم ظلم نکنید، هم زیر بار ظلم نروید، به هیچ قیمت ظلم را نپذیرید. این نظام جمهوری اسلامی است. خب، آن نظامهایی که اساسشان برای ظلم کردن به وجود آمده، با یک چنین نظامی مخالفند و این طبیعی است؛ لذا هر پیشرفتی که در جمهوری اسلامی پیش میآید، آنها را عصبی میکند».
بر همین اساس است که این رهبر بصیر، این رویارویی را امتداد خط انبیاء الهی دانسته و تأکید میکنند: «امروز نبرد جمهوری اسلامی با استکبار - که با انقلاب آغاز شد و همچنان با قوت ادامه دارد - همان نبرد پیغمبران با طواغیت زمان، با شیاطین انس و جن است».
این تقابل ۴۰ ساله، با وجود تمام هزینهها و سختیها، نتوانسته است اراده این ملت را در هم بشکند. دشمنان از هیچ ابزاری برای نابودی این نظام دریغ نکردهاند، اما اراده الهی بر رشد و بالندگی این جریان تعلق گرفته است. ایشان با افتخار به این ایستادگی تاریخی اشاره کرده و میفرمایند: «از شروع انقلاب اسلامی تا امروز، چهل سال است که آمریکا و اذناب آمریکا و دستیاران آمریکا و مزدوران آمریکا علیه جمهوری اسلامی نقشه میکشند، فعالیت میکنند، پول خرج میکنند، تهدید میکنند، تحریم میکنند؛ به کوری چشم آنها جمهوری اسلامی در این چهل سال از یک نهال باریک تبدیل شده است به یک درخت تناور که «اَصلُها ثابِتٌ وَ فَرعُها فِی السَّماء». انشاءالله این شعاری که شما میدهید علیه آمریکا، علیه رژیم صهیونیستی، علیه دشمنان و مستکبرین، در آینده نه چندان دوری تحقق پیدا خواهد کرد و انشاءالله شما موفق خواهید شد».
ما امروز «دولت مقاومت»ایم
در هندسه معرفتی و سیاسی این رهبر شهید، مفهوم «مقاومت» از یک واکنش صرفا تدافعی و مقطعی، به یک نظریه کلان کشورداری و یک مکتب جامع ارتقا یافته است. ایشان با طرح مفهوم مترقی و راهبردی «دولت مقاومت»، جایگاه جمهوری اسلامی را در معادلات جهانی بازتعریف میکنند. تفاوت بنیادین میان یک گروه چریکی مقاومت با یک دولت مستقر که بر پایه مقاومت شکل گرفته است، در دامنه تاثیرگذاری و قدرت تولید الگو است. ایشان با تشریح این مفهوم میفرمایند: «ما امروز «دولت مقاومت»ایم. دولت مقاومت خیلی مهم است. دولت مقاومت با فلان سازمان مقاومت فرق دارد، با فلان جریان مقاومت در فلان کشور فرق دارد، با فلان شخصیت مقاومت فرق دارد. [البته] با آنها هم دشمنند؛ استکبار جهانی که اهل زیادهطلبی است، اهل تجاوز است، اهل دستاندازی به همه ثروتهای مادی و معنوی ملتهای عالم است، با هر عنصر مقاومت مخالف است، [لذا] با سازمانهای مقاومت هم مخالف است، با انسانهای مقاوم هم مخالف است، اما اینها کجا و دولت مقاومت که براساس مقاومت تشکیل بشود، کجا! جمهوری اسلامی دولت مقاومت است؛ دولت مقاومت که سیاست دارد، اقتصاد دارد، نیروی مسلح دارد، حرکات بینالمللی دارد، منطقه نفوذ وسیع در درون کشور و بیرون کشور دارد؛ این بسیار مهم است، و با هیچ عنصر مقاومت دیگری قابل مقایسه نیست. برای همین است که دشمنیها از همهجای دنیا - چه از سوی قدرتطلبان، چه از سوی نوکران قدرتطلبان- متوجه جمهوری اسلامی است».

دولت مقاومت در نگاه ایشان، مساوی با انزوا یا جنگطلبی نیست، بلکه رسیدن به نقطهای از اقتدار است که هیچ قدرتی جرأت تعرض به حقوق ملت را نداشته باشد. این همان مفهوم «بازدارندگی» در ادبیات سیاسی معاصر است که ریشه در آموزههای صریح قرآن کریم دارد. ایشان در تبیین ابعاد و مختصات این اقتدار میافزایند: «خب، «دولت مقاومت» یعنی چه؟ یعنی تسلیم زورگویی نشدن، تسلیم زیادهطلبی نشدن، در موضع اقتدار ایستادن. دولت مقاومت در موضع اقتدار قرار میگیرد. ببینید، دولت مقاومت نه اهل تجاوز است، نه اهل سلطهطلبی و دستاندازی به ملتها و کشورها است، نه اهل فرو رفتن در لاک دفاعی و موضع انفعال است؛ هیچکدام از اینها نیست. بعضی خیال میکنند اگر ما بخواهیم خودمان را از تهمت سلطهطلبی و اقتدارطلبی بینالمللی و منطقهای برکنار کنیم، باید برویم در لاک دفاعی؛ اینجوری نیست. در لاک دفاعی نمیرویم، در موضع انفعال قرار نمیگیریم، بلکه ما در موضع «اَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَ مِن رِباطِ الخَیلِ تُرهِبونَ بِهٖ عَدُوَّ اللهِ وَ عَدُوَّکُم» قرار میگیریم. در موضعی قرار میگیریم که در این آیه شریفه از آن تعبیر شده است به «تُرهِبونَ بِهٖ عَدُوَّ اللهِ وَ عَدُوَّکُم»؛ «تُرهِبونَ بِه» یعنی چه؟ «تُرهِبونَ بِه» همان چیزی است که در ادبیات سیاسی امروز به آن «قدرت بازدارندگی» میگویند. جمهوری اسلامی در جایگاهی قرار میگیرد که دارای قدرت بازدارندگی است؛ دارای اقتدار بازدارنده است؛ میخواهند این اقتدار نباشد».
آنچه این قدرت را ارزشمندتر میسازد، درونزا بودن آن است. جمهوری اسلامی این اقتدار را عاریه نگرفته است، بلکه با خون دلها و مجاهدتهای فرزندان خود به دست آورده است. رهبر شهید با تاکید بر این استقلال بینظیر خاطرنشان میکنند: «آنچه جمهوری اسلامی دارد، آنچه تاکنون تحصیل کرده است -که با ابتکار خود و با همت خود تحصیل کرده است و رهین منت هیچ دولت و هیچ قدرت دیگری نیست- برای بازدارندگی و برای داشتن اقتدار بازدارنده به دست آورده است و تحصیل کرده است، بعد از این¬هم در این راه پیش خواهد رفت».
جمهوری اسلامی برای هیچ کشوری تهدید نیست
در مقابل ماشین عظیم پروپاگاندای غرب که همواره تلاش میکند از جمهوری اسلامی یک هیولای جنگطلب و یک تهدید برای صلح جهانی تصویرسازی کند، رهبر شهید با استناد به حقایق تاریخی و مبانی اعتقادی، این تصویرسازی دروغین را در هم میشکنند. نظام اسلامی، به دلیل ماهیت ضد ظلم خود، هرگز نمیتواند آغازگر تجاوز و تعدی به حقوق دیگران باشد. ایشان با صراحت و اطمینان در این باره میفرمایند: «جمهوری اسلامی برای هیچ کشوری تهدید نیست؛ ما برای همسایههای خودمان هم هیچوقت تهدید نبودیم، چه برسد به جاهای دوردست؛ این را تاریخِ نزدیک ما بهطور واضح نشان میدهد».
بزرگواری و سعه صدر نظام اسلامی در برخورد با محیط پیرامونی، نشاندهنده عمق ثبات و نیت صادقانه آن برای برقراری صلح مبتنی بر عدالت است. ایشان در توصیف این حسن همجواری میفرمایند: «جمهوری اسلامی دنیا را ناامن نمیکند، منطقه را هم ناامن نمیکند، حتی محیط همسایگان را هم ناامن نمیکند، حتی در موارد زیادی بدرفتاریهای برخی از همسایگان را هم با بزرگواری تحمل میکند».

بر همین اساس، دکترین سیاست خارجی جمهوری اسلامی هم بر پایه کشورگشایی و سلطهجویی هم بر اساس اخوت اسلامی و همگرایی منطقهای بنا شده است. ایشان این راهبرد کلان را چنین تبیین میکنند: «ما سیاست خارجی خودمان را مبتنی کردیم بر دوستی و برادری و ارتباط با همه کشورهای مسلمان و کشورهای منطقه از همسایه و غیر همسایه؛ این سیاست ما است؛ ما همینجور هم عمل کردیم، همینجور هم در آینده عمل خواهیم کرد».
در کنار این سیاست تعاملی، جمهوری اسلامی یک رسالت بزرگ جهانی نیز بر دوش دارد و آن ارائه قرائت اصیل و رهاییبخش از اسلام به جهانیان است. ایشان این رسالت را تکلیف همگانی دانسته و میفرمایند: «ما بایستی تلاش کنیم، یعنی در نظام جمهوری اسلامی، کار بزرگ و مهم این است که ما همه - هر کسی در هر نقطهای قرار دارد که توانی در این زمینه دارد - باید تلاشمان این باشد که اسلام ناب را مطرح کنیم، اسلامِ طرفدار مظلوم و ضد ظالم را در دنیا مطرح کنیم».
اعتماد به خدا و سنن آفرینش؛ بیاعتمادی به دشمن
ایستادگی در برابر توفان حوادث و عبور از بحرانهای پیچیده در طول دهههای گذشته، نیازمند یک دستگاه محاسباتی دقیق و مبتنی بر عقلانیت وحیانی بوده است. نظام اسلامی هرگز بر اساس احساسات زودگذر یا توهمات تصمیمگیری نکرده است. رهبر متفکر انقلاب با کالبدشکافی نظام محاسباتی جمهوری اسلامی، پایههای این عقلانیت را تشریح میکنند. در این نگاه، شناخت دقیق قوانین الهی حاکم بر هستی و درک واقعبینانه از ماهیت پلید دشمن، دو رکن اساسی تصمیمسازی هستند. ایشان در بیانی کلیدی میفرمایند: «عناصری که این محاسبات [محاسبات جمهوری اسلامی] را شکل میداده اینها است: اول، اعتماد به خدا و سنن آفرینش؛ دوم، بیاعتمادی به دشمن و شناخت او».
این عقلانیت، یک عقلانیت منفعل و گوشهگیرانه نیست و عقلانیتی است که موتور محرک عمل، مجاهدت و تلاش خستگیناپذیر است. ایشان مؤلفههای این خردورزی پویا را چنین برمیشمارند: «تکیه به عمل و پرهیز از بیکارگی؛ اعتماد به نصرت الهی؛ تکیه به تکلیف و مجاهدت در راه تکلیف؛ اینها آن چیزهایی است که از روز اول تا امروز مجموعه عناصر قوه عقلانی نظام اسلامی را - که پایه و زیربنای حرکت او بود - شکل داده است».

نظام اسلامی، هم مقتدر است، هم مظلوم
یکی از ظریفترین و در عین حال عمیقترین تحلیلهای این رهبر شهید درباره وضعیت جمهوری اسلامی، ترسیم پارادوکس ظاهری «اقتدار» و «مظلومیت» است. نظام اسلامی از یک سو به دلیل تکیه بر قدرت لایزال الهی، پشتیبانی مردمی و دستاوردهای عظیم علمی و دفاعی، در اوج اقتدار قرار دارد و توانسته است اراده خود را بر قدرتهای استکباری تحمیل کند. اما از سوی دیگر، به دلیل مواجهه با یک امپراتوری رسانهای دروغپرداز، تروریسم اقتصادی، تحریمهای ظالمانه و هجمههای ناجوانمردانه همهجانبه، در جایگاه مظلومیت قرار گرفته است. ایشان با بیانی حکیمانه این دوگانه را چنین حل میکنند: «نظام اسلامی، هم مقتدر است، هم مظلوم. این اقتدار نظام، منافاتی ندارد با مظلومیت».
مظلومیت جمهوری اسلامی، مظلومیتِ ضعف و ذلت نیست؛ بلکه مظلومیتی از جنس مظلومیت امیرالمؤمنین(ع) است که در عین شجاعت و قدرت بینظیر، آماج تیرهای زهرآگین تهمت و ناجوانمردی قرار میگرفت.
در کنار این ایستادگی پرشکوه در عرصه بینالملل، نظام اسلامی از رسالتهای درونی و مسئولیتهای خطیر خود در قبال جامعه نیز غافل نیست. صیانت از روح و روان جامعه و حفظ حریمهای اخلاقی، از جمله تعهدات غیرقابل اغماض حکومت دینی است. ایشان با تاکید بر این بُعد از وظایف حاکمیتی میفرمایند: «امنیت اخلاقی، امنیت اجتماعی جزو وظایف ما است؛ جزو وظایف جمهوری اسلامی است؛ نمیتوانیم اینها را رها کنیم».
در یک نگاه جامع و نهایی به منظومه فکری این رهبر شهید، جمهوری اسلامی حقیقتی است ریشهدار در اعماق تاریخ انبیاء که رسالت خطیر پرچمداری توحید، عدالت و کرامت انسانی را در عصر جاهلیت مدرن بر دوش گرفته است. نظامی که با عقلانیت متصل به وحی، مقاومت فعال و بازدارنده و قلبی سرشار از مهر و برادری برای امت اسلام، مسیر پرفراز و نشیب خود را به سوی تمدن نوین اسلامی با صلابت طی میکند و در این راه روشن، هیچ توطئه و عداوتی قادر نخواهد بود اراده پولادین این ملت و وعده تخلفناپذیر الهی را دگرگون سازد.
انتهای پیام