به گزارش خبرنگار ایکنا از اصفهان، نشست مجازی «بررسی ابعاد حقوقی و سیاسی بینالمللی محدودیت تنگه هرمز» از سلسلهنشستهای دانشافزایی استادان با محوریت جنگ رمضان، عصر چهارشنبه، ۱۲ فروردینماه به همت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه اصفهان برگزار شد.
در ابتدای این نشست، محمدعلی بصیری، دانشیار روابط بینالملل دانشگاه اصفهان در مقدمه سخنان خود اظهار کرد: جنگ کنونی با چنین ابعاد وسیعی برای همه غیر قابل تصور بود، بهطوری که در آینده نظام نوینی در جهان، بهویژه در منطقه ایجاد خواهد کرد. یکی از این پیامدها، مسئله تنگه هرمز در جایگاه محور اساسی تقابل ایران و طرف مقابل است. از منظر علم سیاست و روابط بینالملل، نظم جهان بهصورت آنارشیک است و دولتی مسلط به شکل سیاست داخلی برای یک کشور وجود ندارد.
وی ادامه داد: به این ترتیب، اگر قوانین و حقوق بینالملل را در راستای برقراری عدالت در نظر بگیریم، اصل سیاست بینالملل را نیز باید بهمثابه قدرت بدانیم. در تقابل میان حقوق و سیاست در نظام بینالملل، حقوق مجری قویای ندارد و ارتش جهانی آن را ضمانت نمیکند. در نتیجه، معمولاً مغلوب سیاست میشود. کسی که بتواند در میدان سیاست قدرت بیشتری اعمال کند، با وجود نقض بزرگترین موازین و کنوانسیونهای بینالمللی، باز هم بازیگر عمده روابط بینالملل خواهد شد.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان تصریح کرد: مصداق کامل این مناسبات، رژیم صهیونیستی در طول ۷۵ سال گذشته است. این رژیم و متحدانش بهتبع قدرتی که دارند، حقوق و مقررات بینالمللی را به معنای اتم به بازی گرفتهاند. اکنون، اگر ایران قدرت و توانایی نگهداری تنگه هرمز را داشته باشد و بتواند بازی منطقه را به نفع خود بگرداند، مسائل حقوقی بهشدت به حاشیه رانده میشوند و کمتر به واقعیت نزدیک خواهند بود.
وی اولین بحث خود را به تنگههای دریایی اختصاص داد و در این خصوص گفت: تنگههای آبی دو دریای بزرگ یا اقیانوس را به یکدیگر متصل میکنند و بهدلیل موقعیت ژئوپولیتیک یا استراتژیک این تنگهها که تعداد آنها در کل دنیا به ۹ عدد میرسد، نقشی حیاتی در عرصه تجارت جهانی، امنیت دریایی و ارتباطات ایفا میکنند. تنگهها بهطور معمول چهار نقش سازمانیافته دارند که عبارت است از تأثیر بر تجارت جهانی، نقش استراتژیک نظامی و امنیتی، مرکز تنش ژئوپولیتیک و فشار سیاسی و حفظ آزادی دریانوردی.
بصیری تأکید کرد: تنگهها در عرصه تجارت، بهسبب کاهش مسیرهای طولانی زمینی، هزینههای حملونقل را کاهش میدهند. همچنین، در سالهای اخیر نقش ویژهای در انتقال انرژی، بهویژه نفت خام و انتقال کالا ایفا میکنند. از تنگههای دریایی با عنوان خط طلایی تنفس دولتها نیز یاد میشود. نقش استراتژیک نظامی و امنیتی تنگهها بهگونهای است که کنترل و نظارت بر جابجایی ناوگانهای تجاری و نظامی را برعهده دارند، بهطوری که معمولاً محل استقرار نیروها و پایگاههای نظامی دولتهای بزرگ هستند.
وی ادامه داد: تنگههای دریایی از نظر نظامی و امنیتی بر موازنه قدرت نیز تأثیر دارند؛ یعنی کشوری که حتی بخشی از یک تنگه را در اختیار داشته باشد، در ارتقای قدرت مادی و معنوی خود توانمندتر میشود. این آبراهها همیشه مرکز تنشهای ژئوپلیتیک هستند. تنگههای اصلی مانند هرمز، امید نیک یا بابالمندب از گذشته تاریخی محل رقابت قدرتهای بزرگ بودهاند. بنابراین، در اختیار داشتن تنگه، نقش بسیار کلیدی در جایگاه اقتصادی و نظامی این کشورها داشته است.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان گفت: قدرتهای استعماری پرتغال، اسپانیا، فرانسه، انگلیس، آمریکا و شوروی از گذشته در این منطقه با یکدیگر در رقابت بودند و امروز این رقابت در بین قدرتهای منطقهای، از جمله ایران و دیگر کشورها در جریان است. عمدتاً کشورهای اطراف یک تنگه از آن برای مذاکرات سیاسی، بینالمللی و تهدیدی برای حل مشکلات پیچیده اقتصادی و دیپلماتیک استفاده میکنند. بیشتر تنگهها منطقه بالقوه درگیری در دوران جنگ، صلح یا تنشهای منطقهای هستند.
وی درباره حفظ آزادی دریانوردی بیان کرد: براساس حقوق دریاها، آبهای آزاد و تنگههایی که به آبهای آزاد متصلاند، در انحصار دولت ساحلی قرار ندارند. بنابراین، حق عبور ترانزیت آزاد باید براساس حقوق دریاها باشد تا هر کشوری بدون مزاحمت دیگران بتواند آزادانه ترانزیت کند. همچنین، نظم دریایی بینالملل تحت تأثیر این تنگهها قرار دارد.
بصیری در خصوص مهمترین تنگههای جهان توضیح داد: اولین و مهمترین تنگه جهان، هرمز است که با اتصال دریای عمان و خلیج فارس، شریان حیاتی حداقل ۲۰ درصد از انرژی جهان و کالاها را برعهده دارد. این تنگه از گذشته محل رقابت بوده است. دومین تنگه مهم جهان، مالاکا، یکی از شلوغترین تنگهها و محل انتقال کالا و انرژی در جهان، در میان اقیانوس هند و اقیانوس آرام قرار دارد و برای کشورهای چین، ژاپن و کره جنوبی بسیار حائز اهمیت است.
وی با بیان اینکه بابالمندب سومین تنگه مهم جهان است، ادامه داد: «دروازه اشک» عنوان دیگر تنگه بابالمندب است که دریای سرخ، خلیج عدن و اقیانوس هند را به یکدیگر متصل میکند. این تنگه مسیر کشتیرانی را بهوسیله کانال سوئز بین آسیا و اروپا برای انتقال انرژی و کالا تسهیل میکند. همچنین، جبلالطارق نام چهارمین تنگه مهم جهان است که اقیانوس اطلس را به دریای مدیترانه متصل میکند و تجارت بین اروپا و آفریقا از این مسیر انجام میشود.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان اظهار کرد: کانال سوئز با وجود اینکه کانالی مصنوعی و ساخته دست انسان است، پنجمین تنگه مهم جهان شناخته میشود. این کانال ابتدا بهوسیله کوروش هخامنشی ایجاد و در ادامه، ساخت آن بهوسیله اروپاییها تکمیل شد تا اروپا و آسیا در خاک کشور مصر به یکدیگر متصل شوند. ششمین تنگه، یعنی تنگه تایوان نیز یکی از پرترددترین مسیرهای دریایی و محل تنشهای ژئوپلیتیک بین کشورهای چین و تایوان است.
وی افزود: تنگه سنگاپور، هفتمین تنگه مهم جهان است که مسیر حیاتی تنگه مالاکا به آن متصل میشود و محل حملونقل دریایی در جنوب شرقی آسیاست. هشتمین تنگه، یعنی بسفر، دو تنگه کلیدی در دریای سیاه را به مدیترانه متصل میکند. این تنگه در کنترل ترکیه و همکاری روسیه و اوکراین قرار دارد. نهمین تنگه با عنوان دریک نیز بین آفریقای جنوبی و قطب جنوب قرار دارد و محل کشتیرانی اقیانوس اطلس و آرام است.
بصیری از تنگه هرمز با عنوان مهمترین تنگه جهان یاد کرد و گفت: این تنگه محور ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک بین قاره آسیا، اروپا و آفریقا بهشمار میرود. ۲۰ درصد نفت کل جهان، حدود ۴۰ درصد از گاز طبیعی، ۳۰ درصد اطلاعات اینترنت جهانی و در نهایت، میزان قابل توجهی کالا و خدمات از این تنگه عبور میکند. بنابراین، هر اختلالی که در این تنگه ایجاد شود، جهان را با مشکلاتی روبهرو میکند.
وی تصریح کرد: وابستگی اقتصاد قدرتهای جهان به تنگه هرمز اهمیت زیادی دارد، بهطوری که بخش عمدهای از نفت وارداتی چین از این تنگه عبور میکند؛ ولی اروپا و آمریکا اخیراً وابستگی خود به نفت این منطقه را بهدلیل ناامنیها کاهش دادند. موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد تنگه هرمز بهصورتی است که با وجود عرض ۵۰ کیلومتری، دو کشور ایران و عمان کنترل آن را برعهده دارند. بخش میانهای آن آبراههای آزاد و بینالمللی است که در زمان صلح، دیگر کشورها باید بتوانند بهصورت آزادانه از آن تجارت کنند.
این استاد دانشگاه اضافه کرد: از نظر حقوقی در زمان جنگ که امنیت ملی یکی از دو طرف به خطر میافتد، میتوان آن را بست که امروز شاهد چنین وضعیتی در تنگه هرمز هستیم. این تنگه دارای قابلیت اقدام نظامی است و بیشترین برتری نظامی و دفاعی این اقدام بهدلیل موقعیت ژئواستراتژیکی منحصربهفرد، در موقعیت هزار و ۶۰۰ کیلومتری شمالی این تنگه، متعلق به ایران است؛ زیرا شرایط را برای نیروهای نظامی مستقر در آن، مینگذاری آسان در این ناحیه، پرتاب موشکهای ساحلی و قرارگرفتن قایقهای تندرو فراهم کرده است.
وی تأکید کرد: کشوری که تنگه هرمز را در اختیار داشته باشد، میتواند نظم منطقهای را مدیریت و برای نظم جهانی چانهزنی کند. در عرصه حقوقی، تنگه هرمز آبراهی بینالمللی شناخته میشود و تحت کنوانسیون حقوق دریاها، حق عبور ترانزیتی همه کشتیها و هواپیماها تضمین شده است؛ ولی اگر بین حقوق و منافع تنش ایجاد شود، حق عبور ترانزیتی به چالش کشیده میشود و میتواند تفسیرهای متفاوتی از منابع حقوقی مطرح شود که تعهدات بینالمللی کشورها را نیز متزلزل میکند. اگر تنگه هرمز در انحصار کشوری قرار گیرد و نظم حقوقی را برهم بزند، آثار بلندمدتی بر قیمت نفت جهانی و یافتن مسیرهای جایگزین نفت خواهد داشت.
بصیری در خصوص سه وضعیت حقوقی ایران در عرصه بینالملل توضیح داد: احتمال طرح شکایت بهوسیله کشورهای متضرر در این جنگ علیه ایران در شورای امنیت وجود دارد. طرح شکایت تعدادی از کشورها به دیوان لاهه نیز وجود دارد تا از ایجاد نظم نوین پیشگیری کنند. همچنین، اگر مجالس داخلی ایران و عمان قانونگذاری جدیدی داشته باشند تا دولتهایشان نظام حقوقی جدیدی بر این حوزه اعمال کنند، وضعیت جدیدی ایجاد میشود که پیچیدگیهای لایه لایهای بهدنبال خواهد داشت.
وی در خصوص ابعاد سیاسی و بینالمللی تنگه هرمز گفت: ایران از گذشته بارها هشدار داده بود که اگر منافع امنیتی و حیاتیاش تهدید شود، از این تنگه بهمثابه اهرم فشار استفاده میکند و عملاً امروز آن را اجرایی کرده است تا هزینههای طرف مقابل را افزایش دهد و بازدارندگی ایجاد کند. این اهرم فشار مانند شمشیری دولبه، میتواند از نظر سیاسی خطرات فراوانی داشته باشد. مزایای آن برای ایران بیان شد، ولی طرف مقابل بهدنبال بستهشدن این تنگه میتواند بسیج جهانی ایجاد کند تا دوباره آن را بگشاید. البته حتی اگر موفق به بازکردن تنگه نشوند، میتوانند ایران را منزوی کنند و تحت فشار قرار دهند تا از مواضع خود کوتاه بیاید.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان افزود: مسدودشدن تنگه هرمز بهوسیله ایران، میتواند واکنش کشورهای ذینفع این تنگه، از جمله عربستان سعودی را بهدنبال داشته باشد؛ چراکه این اقدام کشورهای عربستان سعودی و امارات را بیش از همه متضرر کرده و بیشترین میزان صادرات نفت و کالای آنان از این تنگه در جریان است. بعد از این دو کشور، بیشترین ضرر متوجه کشور عراق است که صادرات نفت و کالای خود را از تنگه هرمز انجام میدهد. عراق با داشتن مرزهای زمینی گسترده، حساسیت کمتری نسبت به دو کشور یادشده دارد. عمان که کشوری ساحلی در این منطقه است، نقشی حیاتی در حفظ و نگهداری از تنگه هرمز دارد. همچنین، روابط معتدل و محتاطانهای با ایران دارد؛ ولی در نهایت باز هم رویدادهای تنگه بر اقتصاد این کشور تأثیرگذار است.
وی بیان کرد: ایالات متحده آمریکا یکی از قدرتهای بزرگ جهان است که بیشترین حساسیت را نسبت به بستهشدن تنگه هرمز دارد. اساساً هدف از ایجاد ناوگان پنجم دریایی در بحرین، مدیریت تنگه هرمز بود که در این جنگ متحمل ضربات سنگینی شد و جایگاه خود را در ساحل جنوبی بحرین از دست داد. البته بخش قابل توجهی از حساسیت آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز جنبه حیثیتی دارد.
بصیری گفت: بعد از آمریکا، بازشدن تنگه هرمز برای چین که یکی از قدرتهای جهان است، اهمیت بسیاری دارد؛ زیرا بزرگترین واردکننده نفت از مجموعه کشورهای خلیج فارس بهشمار میرود، بهطوری که حدود ۷۰ درصد از انرژی این منطقه به چین وارد میشود. چین کالاهای وارداتی خود را از این تنگه عبور میدهد. روسیه نیز نسبت به باز یا بسته بودن این تنگه حساس است. البته تنگه هرمز نقش حیاتی برای روسیه ندارد و بهطور غیرمستقیم بر آن تأثیر میگذارد.
وی ادامه داد: اتحادیه اروپا نیز بهسبب تأثیری که بستهبودن تنگه هرمز بر قیمت نفت میگذارد و تورمی که بهدنبال دارد، نسبت به باز بودن آن حساس است. هند نیز به وضعیت تنگه هرمز اهمیت میدهد، ولی با توجه به اینکه سیاست خارجی این کشور شریک دزد و رفیق قافله بودن است، کنش نظامی ندارد. از جمله دیگر تأثیرات سیاسی بستهشدن تنگه هرمز میتوان به اهرم فشار بودن آن در مذاکرات و مباحث هستهای اشاره کرد. وضعیت تنگه هرمز در جنگ روانی نیز اهمیت بسیاری دارد.
این استاد دانشگاه اظهار کرد: وضعیت تنگه هرمز بر بازارهای بینالمللی نیز تأثیر داشته است، مانند شوک نفتی که به بازار وارد شد و در آینده نیز باید ببینیم چه میشود. تورم جهانی، کاهش رشد اقتصاد بینالملل، افزایش تولید، مصرف و حملونقل، نوسانات بازارهای سهام در جهان، امنیت انرژی و تنوعبخشی و تقویت نقش بازارهای بینالملل، از جمله پیامدهای بستهشدن تنگه هرمز است. با تقاضای کشورهای جهان در اعتراض به بستهشدن تنگه هرمز، احتمال ورود شورای امنیت سازمان ملل به این مسئله وجود دارد. همچنین، سازمان تجارت جهانی و آژانس بینالمللی انرژی در حال ورود به این مسئله هستند.
وی در جمعبندی سخنان خود تصریح کرد: اگر از نظر سیاسی و بینالمللی، بستن و بسته نگهداشتن تنگه هرمز را برای مدت قابل توجهی بهصورت پیشفرض در نظر بگیریم، آثاری از جمله بیاثرکردن تحریمهای نفتی ایران، بیاثرکردن بخشی از تحریمهای تجارت جهانی ایران، کسب درآمد ترانزیتی برای اولین بار در تاریخ ایران، اهرمسازی برای تعیین ارز مرجع، کنترل سرمایهگذاری در کشورهای عربی منطقه، کنترل تسلیحات در منطقه، ابهام در نتیجه جنگ، ایجاد جنگ کریدورها و تأثیرگذاری بر الگوهای دیگر تنگهها در آینده را بهدنبال خواهد داشت.

در ادامه این نشست، علیرضا آرشپور، دانشیار حقوق بینالملل دانشگاه اصفهان با طرح این پرسشها که آیا ایران به مسدودکردن تنگه هرمز و اخذ عوارض مطابق با اصول و قواعد حقوق بینالملل، بهویژه حقوق دریاها و کنوانسوین ۱۹۸۲ حقوق دریاها اقدام خواهد کرد، همچنین آیا تعهدات عرفی که درباره حقوق دریاها شکل گرفته، ایران را ملزم به رعایت میکند و آیا ایران میتواند با مشارکت عمان، رژیم حقوقی برای تنگه هرمز ایجاد کند، اظهار کرد: برای پاسخ به این سؤالات باید چند واژه کلیدی را بررسی و سپس براساس تعریف و تبیین آنها، موضع ایران را مشخص کنیم.
وی ادامه داد: تنگهها، گذرگاههای اصلی حملونقل و کشتیرانی هستند. با توجه به اینکه تنگهها مسیرهای کوتاهتر و مناسبتری برای عبور کشتیهای تجاری هستند، اهمیت فراوانی دارند. علاوه بر این، توسعه تجارت جهانی در گرو عبور از تنگههای بینالمللی است. حقوق دریاها دو بخش مناطق دریایی و آبراههای بینالمللی را شامل میشود. کنوانسیون ۱۹۸۲ که انگلیسیها از آن با عنوان قانون اساسی دریاها یاد میکنند، از جمله کنوانسیونهای پرحجم از نظر مواد است.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان بیان کرد: بنابر ماده ۱۷ کنوانسیون حقوق دریاها، همه کشتیهای همه کشورها از حق عبور بیضرر از دریای سرزمینی برخوردارند؛ یعنی کشتیهای نظامی، خصوصی و دولتی متعلق به همه کشورها، حتی کشورهای محصور در خشکی نیز میتوانند از آن عبور کنند. عبور بیضرر نیز شامل دو بخش است؛ بهطوری که کشتیها صرفاً برای مقاصد کشتیرانی عبور میکنند و اقداماتی که نظم و امنیت کشور ساحلی یا بهطور کلی صلح را به خطر اندازد، عبور را از حالت بیضرر خارج میکند.
وی افزود: بنابراین، کشور ساحلی میتواند اقداماتی انجام دهد. براساس بند دو از ماده ۱۹ کنوانسیون حقوق دریاها، از جمله اقداماتی که عبور از حالت بیضرر را خارج میکند، هر گونه تهدید به استفاده از زور علیه حاکمیت، تمامیت ارضی و استقلال سیاسی کشور ساحلی یا صاحب تنگه است یا روشهایی که در مغایرت با اصول حقوق بینالملل مندرج در منشور ملل متحد قرار دارد، مانند تسلیحات و رزمایش بهوسیله کشتیهای در حال عبور که ممنوع است.
آرشپور در پاسخ به این سؤال که آیا عبور بیضرر حق است یا اختیار و دولت ساحلی میتواند از حق خود استفاده کند و جلوی عبور بیضرر را بگیرد یا نه، گفت: براساس ظاهر کنوانسیون ۱۹۸۲ این یک حق است، بهطوری که حقوق بینالملل دریاها و قواعد عرفی این حق را برای کشتیها قائل شده است؛ ولی از سوی دیگر، کشور ساحلی در شرایطی، حق تعلیق عبور کشتیهایی را دارد که عبور بیضرر را نقض کردهاند.
وی تصریح کرد: به این ترتیب، باید برای تعلیق عبور کشتیها دلایل امنیتی وجود داشته باشد. همچنین، تعلیق باید موقتاً انجام شود و بهصورت مناسب کشتیها و کشورهای گوناگون را از تعلیق عبور آگاه کنند. این تعلیق عبور باید بدون تبعیض نسبت به همه کشتیهای کشورها اعمال شود. از سوی دیگر، عبور ترانزیتی به معنای آزادی کشتیرانی و پرواز بر فراز تنگه است. البته این آزادی باید بهصورت پیوسته و سریع صورت گیرد. حق عبور ترانزیتی شامل استفاده از وسایل معمولی دریانوردی و پرواز برای اهدافی است که بهطور طبیعی با این عبورها مرتبط هستند، ولی هر گونه فعالیتی که هدف عبور نداشته باشد، ممنوع است.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان تأکید کرد: ماده ۳۷ کنوانسیون به تنگههایی اختصاص دارد که برای کشتیرانی بینالمللی مورد استفاده قرار میگیرند و دو بخش از دریای آزاد را به منطقه انحصاری و اقتصادی متصل میکنند. ماده ۳۸ میگوید که در تنگههای موضوع ماده ۳۷، همه کشتیها و هواپیماها از حق عبور ترانزیت برخوردارند. بنابراین، عبور ترانزیتی در مقایسه با عبور بیضرر، گستردگی بیشتری دارد؛ زیرا شامل آزادی عبور کشتی و پرواز بر فراز تنگههاست. همچنین، قابل تعلیق نیست و دولت ساحلی که صاحب تنگه است، نمیتواند نسبت به دریافت عوارض اقدام کند.
وی ادامه داد: ماده ۳۷ درباره تنگههایی است که برای کشتیرانی بینالمللی استفاده میشوند و تنگه هرمز با اتصال خلیج فارس به دریای عمان، چنین کارکردی دارد. بنابراین، تا اینجای بحث امکان تعلیق و مسدودکردن تنگه وجود ندارد؛ ولی از نظر حقوقی استدلالهایی وجود دارد که ایران میتواند نسبت به اخذ عوارض از کشتیهایی که قصد عبور از تنگه هرمز را دارند، اقدام و حتی رژیمی حقوقی برای تنگه تنظیم کند.
آرشپور با بیان اینکه کنوانسیون ۱۹۸۲ حق شرط نمیپذیرد، ادامه داد: به این ترتیب، هر گاه کشوری قصد ملحقشدن به معاهدهای را دارد، باید در قالب بیانیهای اعلام کند که پارهای از آثار این معاهده را نمیپذیرد؛ یعنی عضویت در آن منوط به این است که بعضی از آثار مربوط به معاهده نسبت به آن کشور مستثنی باشد. در نتیجه، وقتی به مذاکراتی که درباره این کنوانسیون صورت گرفته است، دقت میکنیم، میبینیم که کشورهایی از جمله ایران، اعلامیههای تفسیری صادر کرده و در آن عبور از تنگه هرمز و دریای سرزمینی خود را تابع عبور بیضرر قرار داده و بیان کردهاند که اگر کشتیهای نظامی قصد عبور از تنگه را داشته باشند، باید پیشتر از ایران اجازه بگیرند.
وی گفت: درباره عبور بیضرر کشتیهای جنگی هم دو دیدگاه وجود دارد؛ بعضی از کشورها معتقدند که اطلاع قبلی به کشور ساحلی کافی است، اما بعضی دیگر آن را کافی نمیدانند و کسب اجازه را لازم میدانند. ایران عضو کنوانسیون ۱۹۸۲ نیست، بهطوری که معاهده را امضا کرده، ولی تصویب نکرده است. در نتیجه، از نظر قراردادی هیچگونه تعهدی نسبت به اجرای آن ندارد. براساس اصل نسبیبودن آثار قرارداد، قراردادها نمیتوانند کشورهای غیرعضو را به اجرای چیزی ملزم کنند.
دانشیار دانشگاه اصفهان اضافه کرد: کنوانسیون ۱۹۸۲ عمل تدوین را شامل میشود و به توسعه تدریجی نیز مبادرت ورزیده است. وظیفه اصلی کمیسیون حقوق بینالملل، تدوین و توسعه حقوق بینالملل است؛ به این معنا که قواعد عرفی را که از پیش شکل گرفته و آموزههایی که وجود داشته، ولی مکتوب نشده، دستهبندی و طبقهبندی کند. در میان آنها، الزام حقوقی با عنوان عنصر معنوی برای رعایتکردن آنها از سوی کشورها ایجاد میشود.
وی بیان کرد: در این بین، ایران و ۱۴ کشور دیگر دائماً اعتراض خود را به عبور ترانزیتی که جنبه عرفی یافته، اعلام کردهاند. بنابراین، این قرارداد عرفی برای این کشورها قابل استناد نیست. با توجه به این دو استدلال، در شرایط موجود که امنیت کشور و مواردی از این دست به خطر افتاده، ایران میتواند شرایطی برای عبور و مرور از تنگه هرمز، مسائلی مرتبط با شرایط محیط زیستی و تنظیم ترافیک عبور از تنگه ایجاد کند و هزینههایی برای این عبور مدنظر قرار دهد تا بعد از خاتمهیافتن جنگ، با تثبیت قوانین جدید، از این اهرم خدادادی که خدماتش در ۴۷ سال گذشته با بزرگواری تقدیم جهان شده، استفاده بهینهتری داشته باشد.
انتهای پیام