کد خبر: 4344054
تاریخ انتشار : ۱۵ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
یادداشت

زمین در آتش جنگ؛ سه فاجعه محیط‌زیستی و راهکار ترمیم

مدرس درس خارج فقه محیط زیست با تأکید بر اینکه احیای طبیعت آسیب دیده از جنگ، مرهم نهادن بر روان جریحه‌دار انسانیت است، گفت: زدودن میراث شوم جنگ از چهره خاک فریضه‌ای برای جبران روزگاران معطل مانده است که عزمی راسخ و همتی ملی می‌طلبد.

جمعه/ محیط زیست ایران نیازمند عزم راسخ و همت ملی برای زدودن غبار جنگآیت‌الله احمد مبلغی، مدرس درس خارج فقه محیط زیست طی یادداشتی که در اختیار ایکنا قرار داده، ضمن تشریح منطق اسلامی مبنی بر «مادرپنداری زمین»، سه ضربه‌ای که جنگ‌ها به محیط زیست می‌زنند را بیان و راهکارهای التیام و جبران خسارات جنگ بر محیط زیست را با تکیه بر حدیثی از امام رضا(ع) در سه محور اصلی ارائه کرد که در ادامه با هم می‌خوانیم.

در ساحت معرفت‌شناسی توحیدی و در نگاه ژرف بوم‌شناختی اسلام، زمین «مام مهربان هستی» و آغوش گشوده‌ای است که رسالت تسکین، تفرج و امنیت‌بخشی به روان آدمی را بر عهده دارد.

منطق «مادرپنداری زمین»، ریشه در دو منبع فیاض معرفت اسلامی، یعنی مشکاتِ قرآن و چشمه‌سار سنت دارد. در ساحت کلام‌الله، آفریدگار حکیم، خمیرمایه‌ کالبد خاکی آدمی را از طینت همین ارض سرشته و در نوای قدسی خویش، پرده از این پیوند تکوینی برداشته است؛ آنجا که می‌فرماید: «مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ؛شما را از این زمین آفریدیم».

از این منظرگاه، نسبت انسان و طبیعت، همان عهد ازلی فرزندی و مادری است؛ عهدی آکنده از شفقت، پیوندی وثیق و عاطفی، و نیازی عمیقاً وجودی. این معنای لطیف، در آینه‌ کلام نبوی نیز به زیباترین شکل بازتاب یافته است؛ آنگاه که کاروان‌سالار مخلوقات حضرت محمد(ص) فرمودند: «تَحَفَّظوا مِنَ الأَرضِ فَإِنَّها أُمُّكُم؛ بر جان زمین محافظت گمارید، که او مام مهربان شماست».

سه لایه ضربت

آنگاه که تیغ قهر جنگ از نیام برمی‌آید، این مادر صبور و حیات‌بخش، آماج جراحاتی سهمگین قرار می‌گیرد. اگر با ترازوی خِرد و چشمی عالمانه به کالبدشکافیِ این فاجعه بپردازیم، درخواهیم یافت که شمشیر جنگ، پیکر این مادر را در سه لایه و با سه ضربت متفاوت، مجروح و تباه می‌سازد:

نخستین ضربت، «تخریب آرایه‌ها» و ویرانی سیمای جمال‌شناختیِ زمین است.

خداوند باری تعالی، صورت این مادر را با حُله‌ای از سبزی و طراوت آراسته است تا نگریستن در آن، زنگار هَمّ و اندوه را از آینه دل بزداید و آن «تفرّج» و گشایش روانی را که امیر بیان علی(علیه‌السلام) فرمودند، محقق سازد. جنگ در گام نخست، این آرایه‌های ظاهری را مخدوش می سازد. بمباران‌ها و آتش‌باری‌های سنگین، سرسبزی‌ها و درختان خیابان و پارک‌ها را به تلی از خاکستر بدل می‌سازد و گاه پناهگاه‌های حیات وحش و زیستگاه‌های پرندگان تسبیح‌گوی، ویران می‌شوند و چهره‌ی پرطراوت کوهستان‌ها با حفر خندق‌ها و انفجارها، پر از آبله و زخم می‌گردد. در این مرحله، انسان جنگ‌زده، پیش و بیش از هر چیز، منبع آرامشِ بصری و پناهگاه عاطفی خویش را از دست می‌دهد و با مادری سوگوار و رخسارخراشیده روبه‌رو می‌شود که دیگر سایه‌ساری برای تسکین فرزندش ندارد.

دومین و هولناک‌ترین جراحت، «تخریب عمیق چرخه‌ بازتولید و بازحیات‌آفرینی» است.

«عقیم‌سازی» عامدانه‌ مام طبیعت

اگر ضربت نخست بر «پوست» و «رخسار» زمین بود، این ضربت بر «زهدان» و «احشای درونی» زمین فرود می‌آید. طبیعت در هندسه‌ الهی، دارای چرخه‌های هوشمند خودپالایی و بازتولید است؛ اما جنگ‌های مدرن این چرخه‌ها را عقیم می‌سازند. فی المثل، استفاده از تسلیحات شیمیایی، با ریختن مواد سمی بر سر مزارع، میکروارگانیسم‌های حیات‌بخشِ خاک را قتل‌عام می‌کند. نفوذ این سموم و فلزات سنگین به سفره‌های آب زیرزمینی که شریان‌های خون این مادرند، آب را از «مایه حیات» به «جام شوکران» بدل می‌سازد. در این مرتبه، زمین قدرت باروری خویش را از دست می‌دهد؛ بذرها در دل خاک مسموم می‌پوسند و چرخه‌ نیتروژن و کربن مختل می‌شود. این ضربت، در حقیقت «عقیم‌سازی» عامدانه‌ مام طبیعت است.

سومین خسران، «محروم شدن از فرایند عمران و بالندگی در یک بازه‌ زمانی» است.

جنگ، زمان را از طبیعت می‌دزدد

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید شما را از زمین رویاندیم و استعمار (عمران و آبادانی) آن را از شما طلب کردیم. طبیعت برای حفظ تعادل خود نیازمندِ زمان و مدیریت مهرورزانه‌ انسان خلیفه‌الله است. جنگ، زمان را از طبیعت می‌دزدد. وقتی منطقه‌ای وسیع به مدتی طولانی با ذخائر جنگی ریخته شده در دل خاک مواجه می‌شود، نه تنها در آن بازه‌ زمانی هیچ طرح بیابان‌زدایی، درخت‌کاری یا آبخیزداری در آن انجام نمی‌پذیرد، بلکه حتی پس از پایان جنگ، در خسران زمانی، بیابان‌ها پیشروی می‌کنند و گاه فرسایش خاک به نقطه بی‌بازگشت می‌رسد و یک نسل کامل از فرایند عمران و آبادانی زمین محروم می‌مانند. این ضربت، متوقف کردن نبضِ تکامل و بالندگی محیط زیست در تونل زمان است.

آثار عمیق مادرپنداری زمین

پندار مادرانه برای پهنه خاک، آثاری بس سازنده بر روان آدمی و بر حیات او به همراه دارد. انسان هرگز موجودی منحصرا زیست‌شناختی نیست؛ بل او همواره با نمادها و با معانی نفس می‌کشد. تجسم زمین به سان مادری زخم‌خورده که رخسار وی خراشیده، زهدان او عقیم و جوانی‌اش به یغما رفته است، عمیق‌ترین تاروپود عاطفه را برای پذیرش مسئولیت، شفقت و عشق در جان انسان مرتعش می‌سازد. چنین زبانی، افزون بر آن که زبانی دینی است، آوای فطرت نیز هست و توانی شگرف دارد تا عواطف بشری را در راه پاسداشت طبیعت بسیج کند؛ بسی نیرومندتر از تمامی آمارهایی که سراسر خشک و علمی هستند.

این زاویه‌ دید، عمیقا بر احساسات پاک بشری استوار است و دقیقا همان نقطه‌ مفقوده‌ای است که جهان مدرن برای عبور از بحران‌های زیست‌محیطی به آن نیازمند است؛ یعنی آشتی دادن عقل محاسبه‌گر با قلب معناجو.

سه لایه تخریب در ادبیات معاصر علمی

باید توجه داشت آنچه از آن به  تخریب آرایه‌ها یاد کردیم، در ادبیات علمی تحت عنوان نابودی خدمات فرهنگی و روانی اکوسیستم شناخته می‌شود؛ دانشمندان امروزین به روشنی دریافته‌اند که پیوند بصری و حضور در طبیعت، ترشح هورمون‌های استرس‌زا را کاهش داده و شبکه‌های عصبی مرتبط با آرامش را در مغز انسان فعال می‌کند.

آنچه تخریب چرخه‌ بازتولید و زهدان زمین نامیدیم، همان اختلال کشنده در چرخه‌های بیوژئوشیمیایی، مرگ میکروارگانیسم‌ها و افت تاب‌آوری زیست‌بوم است که بنیان حیات را در یک منطقه می‌خشکاند.

جنگ، ساعتِ بیولوژیکِ زمین را از کار می‌اندازد

آنچه محرومیت زمانی از فرایند عمران نامیدیم، در علم محیط زیست با عنوان توقفِ توالی بوم‌شناختی و خسران فرصت‌های احیا شناخته می‌شود؛ چرا که طبیعت برای ترمیمِ خود نیازمند زمان است و جنگ، ساعتِ بیولوژیکِ زمین را از کار می‌اندازد.

پس از درک این سه لایه ویرانگر، اکنون پرسش اینجاست که چگونه باید بر جراحات این مادر رنجور مرهم نهاد؟ راهکار بنیادین این التیام را باید در کلام خردمندانه ثامن‌الحجج، حضرت امام رضا(ع) جستجو کرد؛ آنجا که یک قانون جاودانه بوم‌شناختی را چنین ترسیم می‌فرمایند: «الأرضُ الطیِّبةُ متى تُعُوهِدَتْ بالعِمَارَةِ وَالسَّقْيِ، دَامَتْ عِمَارَتُهَا وَزَكَى زَرْعُهَا، وَإِنْ تُغُوفِلَ عَنْهَا، فَسَدَتْ وَجَفَّتْ؛ زمین پاک، آنگاه که با آبادانی و آبیاری تیمار گردد، خرمی آن پایدار و رویش آن پربرکت خواهد شد؛ و اگر به ورطه غفلت رها شود، به تباهی و خشکی می‌گراید». بر مدار این حکمت ناب، راهکارهای التیام و جبران خسارات جنگ را می‌توان در سه محور اصلی پیگیری کرد.

نخستین منزلگاه در این پویش احیا، زدودن میراث شوم جنگ از چهره خاک است. این مهم، که در حقیقت فریضه‌ای برای جبران روزگاران معطل مانده است، عزمی راسخ و همتی ملی می‌طلبد. باید بی‌درنگ، با به کار بستن دانش نوین، پهنه خاک را از لوث آلاینده‌ها تطهیر کرد تا قفل سکون از فرایند آبادانی گشوده شود و راه برای حضور تیمارگران طبیعت هموار شود.

در گام دوم، برای احیای چرخه‌ بازتولید، باید زهدان مسموم این مادر را تطهیر کرد. بهره‌گیری از روش‌های پالایش زیستی، کاشتن گیاهان جاذبِ فلزات سنگین و تزریقِ باکتری‌های تجزیه‌کننده‌ مواد شیمیایی به خاک و آب، راهکاری است عالمانه تا زمین دوباره توانایی بارداری و زایش را بازیابد و چرخه‌ حیات از نو کوک شود.

در گام واپسین، برای بازگرداندن آرایه‌ها و سیمای جمال‌شناختی، باید دست مهر بر سر این مادر کشید. بذرپاشی گسترده‌ هوایی، بازگرداندن حق‌آبه‌ تالاب‌ها، و کاشت گونه‌های بومی، حُله‌ سبز را دوباره بر تن این مادر می‌پوشاند.

با این مراقبت‌های سه‌گانه است که مام طبیعت دگربار لبخند خواهد زد و آغوش سبز و پرطراوت خویش را برای تفرج، آرامش و زدودن اندوه از روان خسته‌ بشریت، باز خواهد گشود. احیای طبیعت پس از جنگ، تنها یک اقدام فیزیکی نیست؛ بلکه مرهم نهادن بر روان جریحه‌دار انسانیت است.

به امید پیروزی قاطع و سریع ایران اسلامی در این جنگ‌ تحمیلی آمریکای جنایتکار و صهیونیست‌های ویرانگر.

انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا ایرجی
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha