کد خبر: 4344166
تاریخ انتشار : ۱۴ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۶:۵۲
یادداشت

ارزیابی سیاست‌های خصمانه عربستان در قبال ایران از منظر واقع‌گرایی سازه‌انگارانه

سیاست‌های خصمانه عربستان سعودی در قبال ایران صرفاً از منظر واقع‌گرایی محض قابل تبیین نیست، بلکه تحت تأثیر درک دولت این کشور از هویت متعارض ایران نسبت به خود معنا می‌یابد و به دنبال آن جهت‌گیری سیاست خارجی‌‌اش را نسبت به این کشور تنظیم می‌کند.

ایران و عربستان سعودیواقع‌گرایی، یکی از بنیادی‌ترین نظریه‌های روابط بین‌الملل، نقشی محوری در درک رفتار بازیگران سیاسی ایفا می‌کند. این رویکرد با تمرکز بر مؤلفه‌های عینی قدرت شامل توان نظامی، منابع، منافع ملی و امنیت ملی و با در نظر گرفتن ساختار آنارشیک نظام بین‌الملل، به تحلیل رفتار کنشگران در عرصه‌های منطقه‌ای و جهانی می‌پردازد. در حالی که واقع‌گرایی کلاسیک بر ذات قدرت‌طلب انسان و واقع‌گرایی ساختاری بر اهمیت ساختارهای عینی و مستقل از ذهن بازیگران تأکید دارد، نظریه سازه‌انگاری رویکرد متفاوتی ارائه می‌دهد.

این نظریه معتقد است که تلاش بازیگران برای افزایش قدرت و موازنه قوا، نه صرفاً امری عینی و مستقل از ذهن، بلکه برساخته‌ای از اذهان بازیگران است. این برساخت، نتیجه تعاملات میان آن‌ها، برداشت‌ها و تفاسیری است که در این تعاملات شکل می‌گیرد و معانی‌ای که از طریق عوامل سازه‌انگارانه مانند ارزش‌ها، هنجارها، فرهنگ، تاریخ و روابط متقابل به دست می‌آید، در نهایت هویت بازیگران را شکل می‌دهد.

هر دو نظریه واقع‌گرایی و سازه‌انگاری، معیارهای مهمی برای ارزیابی رفتار بازیگران، به‌ویژه دولت‌ها ارائه می‌دهند. با این حال، تلفیق این دو رویکرد، امکان تحلیل جامع‌تر و عمیق‌تری از رفتار بازیگران فراهم می‌کند. در چارچوب رویکرد تلفیقی واقع‌گرایی سازه‌انگارانه، می‌توان به ارزیابی و درک بهتری از سیاست‌های خصمانه عربستان سعودی نسبت به ایران دست یافت.

عربستان سعودی و به‌کارگیری رویکرد واقع‌گرایی سازه‌انگارانه در قبال ایران

عربستان سعودی یکی از بازیگرانی است که در طول تاریخ، رقابت‌ها و منازعات متعددی با ایران داشته است. این رقابت‌ها و منازعات در حال حاضر نیز ادامه پیدا کرده و به شکل‌گیری سیاست‌های خصمانه‌ای از سوی عربستان علیه ایران منجر شده است.

از منظر واقع‌گرایی، عربستان سعودی همواره قدرت نظامی و نفوذ منطقه‌ای ایران را واقعیتی عینی و تهدیدی بالقوه تلقی کرده و بنابراین، تلاش می‌کند تا قدرت خود را افزایش دهد و از قدرت رقیب بکاهد. این رویکرد، ماهیت رقابت بر سر قدرت و امنیت در یک نظام آنارشی را بازتاب می‌دهد.

با این حال، تهدید ناشی از افزایش قدرت ایران و به دنبال آن، اتخاذ سیاست‌های خصمانه و ضدایرانی از سوی عربستان سعودی، صرفاً نتیجه‌گیری منطقی از موازنه قوا نیست. بخشی از این موضوع، برساخته‌ای در اذهان نخبگان سعودی و جامعه عربستان است. در این چارچوب سازه‌انگارانه، عربستان سعودی در جایگاه یک قدرت عربی سنی‌مذهب و محافظه‌کار، قدرت نظامی ایران را در کنار هویت شیعی آن، نوعی تهدید وجودی برای خود قلمداد می‌کند. این درک متقابل از تهدید، لزوماً عینی نیست، بلکه محصول تفسیر و معنایی است که از طریق هویت‌ها و تاریخ شکل گرفته است.

مقامات سعودی اغلب ایران را قدرتی می‌دانند که به دنبال احیای امپراتوری پارسی خود در چارچوب مذهب تشیع است. تلاش جمهوری اسلامی ایران برای صدور انقلاب اسلامی، در ایدئولوژی شیعی آن ریشه دارد و این امر از دیرباز منبع بی‌اعتمادی عمیق و پایدار در عربستان سعودی بوده است.

پس از تأسیس نظام جمهوری اسلامی ایران، مقامات وقت سعودی با همراهی سایر کشورهای حوزه خلیج فارس، سازمان شورای همکاری خلیج فارس را به‌منظور مقابله با گسترش انقلاب اسلامی در مناطق تحت حاکمیت خود تشکیل دادند. علاوه بر این، عربستان سعودی به حمایت از صدام حسین در جنگ تحمیلی هشت ساله علیه ایران پرداخت. پس از پایان جنگ تحمیلی نیز این کشور از طریق همکاری‌های نظامی و اقتصادی با ایالات متحده آمریکا در جایگاه مهم‌ترین قدرت فرامنطقه‌ای دشمن ایران، حمایت از بعضی گروه‌های سیاسی، قومی و مذهبی مخالف جمهوری اسلامی ایران با هدف تهدید امنیت ملی ایران، مخالفت با برنامه هسته‌ای ایران، حمله به یمن در سال ۲۰۱۵، تبلیغ وهابیت از طریق شبکه‌های رسانه‌ای، تلاش برای ایجاد هلال سنی در مقابل هلال شیعی، حمایت از مخالفان حکومت بشار اسد در سوریه، تلاش برای مهار قدرت حزب‌الله از طریق حمایت از جناح مخالف ۱۴ مارس، به‌ویژه سعد حریری و حزب متبوعش، حمایت مالی از رسانه‌های ماهواره‌ای ضد ایران و ترغیب ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی برای حمله به ایران و قرار دادن حریم هوایی خود در اختیار آمریکا در جنگ رمضان، همگی نشان‌دهنده سیاست‌های خصمانه عربستان سعودی نسبت به جمهوری اسلامی ایران است.

در اینجا، دولت عربستان سعودی تصور می‌کند که توسعه برنامه هسته‌ای و نظامی ایران و از طرفی، حمایت این کشور از گروه‌های محور مقاومت مانند حزب‌الله، حماس و انصارالله یمن، نفوذ منطقه‌ای ایران و توازن قوا را به زیان آن و متحدانش، به‌ویژه ایالات متحده آمریکا تغییر داده است.

اما این سیاست‌های خصمانه صرفاً از منظر واقع‌گرایی محض قابل تبیین نیست؛ بلکه تحت تأثیر درک دولت عربستان سعودی از هویت متعارض ایران نسبت به خود معنا می‌یابد و به دنبال آن جهت‌گیری سیاست خارجی‌‌اش را نسبت به این کشور تنظیم می‌کند. بنابراین، عربستان سعودی اقدامات هسته‌ای، نظامی و منطقه‌ای ایران را تهدیدی علیه امنیت و هویت خود تفسیر می‌کند و از طریق غیریت‌سازی یا ساختن یک دشمن خارجی، به دنبال کاهش و مهار قدرت ایران است. حمایت از آمریکا در جنگ رمضان و قرار دادن حریم هوایی خود در اختیار این کشور برای تداوم اقدامات جنگی علیه ایران، در راستای همین سیاست‌های خصمانه و برساخته صورت می‌گیرد.

انتهای پیام
خبرنگار:
پگاه سادات طباطبایی
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha