اقتصاد مقاومتی یک «استراتژی بقای بلندمدت» است؛ با محور تولید، کاهش وابستگی و سیاستهای پایدار که اقتصاد را از چرخه شوک و واکنشهای مقطعی بهخصوص در شرایط بحرانی و جنگ بیرون میآورد و بر همگان(عوام و خواص) تکلیف است تا اقتصاد مقاومتی را با دو بال وحدت ملی و امنیت ملی دنبال کنند.
اقتصاد مقاومتی به منزله طراحی و اداره اقتصاد به شکلی است که کشور در برابر شوکها و فشارهای بیرونی (تحریم، شوک ارزی، جنگ تجاری و تحمیلی) زمینگیر نشود و حتی اگر ضربهای خورد، دوباره بتواند سریع خود را تنظیم و تقویت کند.
بر این اساس پس از دومین جنگ تحمیلی رژیم صهیونی و آمریکا علیه کشورمان حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام نورزی، سال ۱۴۰۵ را به نام «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی» نامگذاری کردند و فرمودند: «یک روزنه امید دشمن، بهرهگیری از ضعفهای اقتصادی و مدیریتی است که از دیرباز شکل گرفته است. رهبر شهیدمان اعلیالله مقامه در سالهای متعددی محور اصلی و شعار سال را متوجه امر اقتصاد کرده بودند. به نظر قاصر این حقیر هم تأمین معیشت مردم و ارتقای زیرساختهای زیستی و رفاهی و تولید ثروت برای عموم مردم نکته کانونی و نوعی دفاع و بلکه پیشروی چشمگیر در مقابل جنگ اقتصادی که دشمن به راه انداخته تلقی شود. از توفیقات بنده امکان شنیدن سخنان مردم عزیز از انواع طبقات اجتماعی بوده است. از جمله در بازهای زمانی، با هیئتی ناشناس با شما در تاکسی که به درخواست خودم تهیه شده بود در خیابانهای تهران همسفر میشدم و به سخنانتان گوش فرامیدادم و این نوع نمونهگیری را از خیلی از نظرسنجیها برتر میدانستم. برداشت بنده در خیلی موارد موافق کلمات شما که معمولاً به شکل انتقادات مختلف مربوط به جهات اقتصادی و مدیریتی بیان میشد، بود. در این ضمن خیلی چیزها از شما فراگرفتم و همچنان بهدنبال یادگیریهای جدید هستم. از جمله در همین ایام قبل و بعد از ۱۹ رمضان المبارک باز هم از افراد مختلفی از شما که در میادین حضور داشتید مواردی را آموختم. امیدوارم از این نعمت محروم نشوم. در پی این آموختنها و شنیدنها و سایر مطالعات، تلاشی به عمل آمده که نسخه علاجی کارساز و کارشناسیشده تدوین شود که تا حد ممکن جامعالاطراف بوده باشد که بحمدالله تا حد قابل قبولی این مطلب تحقق پیدا کرده و بهزودی آماده عمل توسط مسئولان عالیهمت با همکاری همه آحاد ملت خواهد بود، انشاءالله تعالی. در آخر این قسمت با تأسی به رهبر عظیمالشأن شهید، شعار امسال را (اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی) اعلام میدارم.»
خبرنگار ایکنا از قم در گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمین رحیم کارگر، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی به تبیین شعار سال پرداخته است که مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانیم:
رهبر معظم انقلاب شعار سال ۱۴۰۵ را «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیّت ملی» اعلام کردند. اقتصاد مقاومتی، اصلیترین و استوارترین نظریه اقتصادی برای رشد و پویایی ایران اسلامی و گذر از همه نظریات مخرب و ویرانگر اقتصادی غربی و غربزدگی ایرانی در این نیم قرن اخیر است.
«اقتصاد مقاومتی» یک رویکرد اقتصادی است که با هدف حفظ استقلال اقتصادی کشور در برابر فشارهای خارجی و داخلی، بهویژه در شرایط تحریم و نااطمینانیهای بینالمللی، طراحی و ترویج میشود. این رویکرد بر افزایش تابآوری و خودکفایی اقتصادی تمرکز دارد، اما موضوع بحث ما ورای این مسئله یعنی بحث مهم «فرهنگ اقتصاد مقاومتی» است.
فرهنگ اقتصاد مقاومتی به مجموعهای از باورها، ارزشها و رفتارها گفته میشود که به ترویج و حمایت از اصول اقتصاد مقاومتی در جامعه کمک میکند. این فرهنگ به موازات تعاریف کلی اقتصاد مقاومتی، بر ادراک و نگرش مردم نسبت به تولید، مصرف و سرمایهگذاری داخلی و توانمندسازی درونی اقتصادی با انجام تغییرات مهم در کنش و بینش و ارزشهای اقتصادی جامعه تأکید دارد.
برای اینکه بتوانیم فرهنگ اقتصاد مقاومتی را در جامعه، ساری و جاری کنیم و ذهن فرهنگی جامعه را تغییر دهیم، نیازمند جهاد و تحول در ابعاد مختلف فکری و ارزشی و رفتاری هستیم که به بخشی از آنها اشاره میشود:
۱- زندگی اقتصادی با معنا و پویا: فرهنگ اقتصاد مقاومتی پیش از آنکه مجموعهای از توصیهها باشد، اندیشه و روحی است که باید در رگهای یک ملت جریان پیدا کند؛ روحی که از باور به تواناییهای خود آغاز و به رفتارهای مسئولانه، هوشمندانه و امیدوارانه ختم میشود. این فرهنگ زمانی معنا پیدا میکند که مردم احساس کنند اقتصاد فقط یک مسئله تخصصی یا تصمیمی حکومتی نیست؛ بلکه میدان مشارکت تکتک آنان است. در روزگاری که فشارهای بیرونی سنگینتر شده و مسیر رشد را دشوارتر میکند، هیچ چیز به اندازه این فرهنگ نمیتواند ستون اصلی بقا، عزت و پیشرفت اقتصادی یک ملت باشد.
۲- تصمیم آگاهانه برای زیست سالم اقتصادی: برای ساختن چنین فرهنگی، نخست باید باور کنیم که سرنوشت اقتصادی سرزمینمان در دستان خود ماست. هرچه ایمان ما به توان داخلی بیشتر شود، وابستگیهای بیهوده کمتر شده و ارادهمان برای ساختن آیندهای مستقل محکمتر میشود.
وقتی به جای انتظار کشیدن، خود دست به کار شویم؛ وقتی خریدهایمان را با عقل و دقت انجام دهیم؛ وقتی تولیدات داخلی را با افتخار انتخاب کنیم و از خرید افراطی کالاهای لوکس و مصرفی خارجی بپرهیزیم؛ آنگاه استقلال اقتصادی، بخشی از زندگی روزمرهمان خواهد شد و در حد شعار باقی نخواهد ماند. هر قدمی که در حمایت از تولید داخلی، در توسعه مهارتهای شخصی یا در تقویت کسبوکارهای بومی برداشته میشود، گامی است به سمت استحکام بیشتر ریشههای اقتصادی کشور.
۳- فرهنگ متعهد و مسئولیت شناس: در کنار این خودباوری، تعهد و مسئولیتپذیری فردی و جمعی نقش مهمی دارد. هر کس باید بداند که رفتار اقتصادی او -هر چند کوچک- اثر جمعی دارد. وقتی کارمندی کار خود را با دقت و وجدان انجام میدهد، وقتی کارفرمایی کیفیت را فدای سود نمیکند، وقتی یک مصرفکننده به جای تجمل و ولخرجی، مصرف هوشمندانه را انتخاب میکند، این رفتارهای کوچک در کنار هم تبدیل به موجی بزرگ از مسئولیتپذیری اقتصادی میشوند. جامعهای که اعضایش خود را شریک در ساختن آینده بدانند، هیچ فشاری نمیتواند آن را به زانو درآورد.
۴- استفاده آگاهانه و انتخاب درست اقتصادی: در این میان، مدیریت درست مصرف و قناعت و میانهروی و تعادل اقتصادی جایگاه ویژهای دارد. در شرایط فشار و بحران، اسراف و تجملگرایی و خرید بیرویه خطری پنهان و ویرانکنندهاند. قناعت به معنای محرومیت نیست؛ بلکه نوعی استفاده آگاهانه و انتخاب درست و آزادی فکر و اندیشه(زادی از بردگی مصرف و چشموهمچشمی) است.
اگر هر خانواده پیش از خرید بیندیشد و از مصرفگرایی جلوگیری کند، اگر منابع را با دقت مصرف کند، جامعه به سرعت مقاومتر و چابکتر خواهد شد. هر مصرف غیرضروری، سستی در ستونهای اقتصاد است و هر مدیریت عاقلانه، تقویتی برای ستونهای مقاومت.
۵- درستکاری و اعتماد ملی: هیچ اقتصادی بدون صداقت و درستی و اعتماد پایدار نمیماند. اگر مردم در معاملات خود صادق باشند، اگر از گرانفروشی، کمفروشی یا سوءاستفاده از شرایط پرهیز کنند، اعتماد عمومی تقویت میشود و این اعتماد خود یک سرمایه بزرگ است. فرهنگ اقتصاد مقاومتی با فساد سازگار نیست و نخستین جبهه مبارزه با فساد، وجدان فردی مردم است. هر جا صداقت باشد، آنجا مقاومت قویتر است.
۶- تولید مبتنی بر خلاقیتهای فردی و جمعی: در فرهنگ اقتصادی مقاومتی، نوآوری بومی و خلاقیت ملی نقشی حیاتی دارند. روزهای سخت، همیشه فرصتهایی برای زایش ایدههای بزرگ هستند.
اگر جوانان، کارآفرینان و صاحبان دانش به جای ناامیدی، راهی تازه بجویند؛ اگر هرکس تلاش کند راهی خلاقانه برای حل مشکلات پیدا کند؛ اگر مهارتها رشد کنند و دانش وارد صحنه اقتصاد شود، حتی شدیدترین فشارها تبدیل به فرصت خواهند شد. اقتصاد مقاومتی به معنای ایستادن نیست؛ بلکه به معنی ساختن، خلق کردن و بالا رفتن در سختترین تندبادها (بهخصوص تندباد جنگ) است.
۷- تعاون و زیست امتوار در جامعه اسلامی: شاید مهمترین رکن این فرهنگ، همبستگی میان مردم باشد. هیچ ملتی بدون همدلی و تعاون و نوعدوستی در تلاطم بحرانها پایدار نمیماند.
وقتی مردم به یکدیگر کمک و کسبوکارهای کوچک را حمایت میکنند؛ وقتی به جای سرزنش، دست یکدیگر را میگیرند و هرکس سهم خود را -هر چقدر کوچک- در آبادانی اقتصاد ادا میکند؛ جامعه به یک پیکر واحد تبدیل میشود. چنین جامعهای هیچگاه شکست نمیخورد.
۸- شکوه ملی و عدم وابستگی به قدرتهای استعماری: در نهایت، فرهنگ اقتصاد مقاومتی یعنی عزت؛ عزتی که از مقاومت در برابر فشارها، امید به آینده، تلاش پیگیرانه و رفتار درست اقتصادی زاده میشود. یعنی باور به اینکه هر سختی میتواند پلهای برای قدرت بیشتر باشد و مردم، فارغ از هر طوفان بیرونی، از درون قدرتمند بمانند. فرهنگ اقتصاد مقاومتی دعوتی است به شرافتمندانه زندگی کردن و هوشمندانه مصرف کردن، به پرتوان کار کردن و امیدواری در روزهای سخت؛ دعوتی است برای اینکه هر فرد بداند سهمی در ساختن فردای کشور دارد و اگر این سهم را با جدیت ادا کند، هیچ قدرتی توان شکستن او و ملت او را نخواهد داشت.
توجه به فرهنگ اقتصاد مقاومتی، نه تنها در شرایط جنگ و بحران، بلکه بهطور کلی برای ساختن یک اقتصاد تابآور، خودکفا و عزتمند ضروری است. رعایت این اصول توسط تکتک شهروندان و مدیران، مجموعهای قدرتمند از اراده جمعی را شکل میدهد که قادر است هر تهاجم اقتصادی را خنثی کرده و ملت را به سوی سربلندی رهنمون کند.
فرهنگ اقتصاد مقاومتی یعنی ما باور کنیم که راه عزت، در «خرد اقتصادی» و «همت جمعی» است؛ نه در چشمداشت به دیگران. روزهای سخت جنگ و تحریم به سر میآید، اما ملتِ مقاوم، از این سختیها باید فرصت بالارفتن و رفاه و پیشرفت را بسازد. وقتی دشمن دنبال تضعیف اعتماد مردم است، آنان با صداقت و امانت، اعتماد میسازند. وقتی دشمن فشار میآورد که امیدها فروبریزد، مردم امید را با تلاش واقعی زنده نگه میدارند.
مهمترین توصیهها در شرایط خطیر فعلی این است که مردم باید بدانند که اقتصاد مقاومتی یعنی هر ریال ارزش دارد؛ یعنی ولخرجی و اسراف، نه فقط یک عادت بد، بلکه ضربهای به مسیر پیشرفت کشور است. یعنی مصرف ما حسابشده باشد، خریدها براساس نیاز انجام شود و منابع کشور بیحساب هدر نرود.
اقتصاد مقاومتی یعنی دست روی توان داخلی بگذاریم: تولیدکننده ایرانی را پشتیبانی کنیم، مهارت یاد بگیریم، کار را باکیفیت و وجدان انجام دهیم و اگر راه بسته بود، با خلاقیت راه تازه باز کنیم.
انتهای پیام