کد خبر: 4345553
تاریخ انتشار : ۲۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۳
فتح قریب/ ۷۹

دیپلماسی؛ استمرار میدان

دیپلماسی باید استمرار میدان باشد. توقف جنگ و دفاع تهاجمی علیه آمریکا و اسرائیل ارتباط میدان و دیپلماسی را قطع و احتمال موفقیت دیپلماسی را بسیار ضعیف می‌کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین محمد شجاعیان، دانشیار علوم سیاسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاهحجت‌الاسلام والمسلمین محمد شجاعیان، دانشیار علوم سیاسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه طی یادداشتی که در اختیار ایکنای قم قرار داد، نوشت: نظریه قالب در میان نظریه‌پردازان آمریکایی و سیاستمداران آمریکایی در 80 سال گذشته نظریه رئالیسم (واقع‌گرایی) بوده است. مطابق این نظریه، نظام بین‌الملل خصلت آنارشیک دارد. یعنی هیچ نوع اقتدار مرکزی و برتری در آن وجود ندارد، برخلاف سیاست داخلی.

در نتیجه همه کشورها در عرصه سیاست خارجی در پی افزایش قدرت هستند و قدرت تضمین و ابزار رسیدن آن‌ها به اهدافشان در سیاست خارجی است. بالاترین شکل قدرت در نظریه رئالیسم، قدرت نظامی است. اشکال دیگر قدرت نیز در خدمت این شکل از قدرت هستند و می‌توانند تقویت‌کننده آن باشند.

سیاستمداران آمریکایی بعد از جنگ جهانی دوم عموما بر‌اساس نظریه رئالیسم، در عرصه بین‌المللی و سیاست خارجی عمل کرده‌اند. در چنین فضایی که هر کشوری در پی افزایش قدرت خویش برای حفظ موجودیت و ارتقای امنیت خویش است، صلح (نبود جنگ) صرفا از طریق قدرت به‌دست می‌آید. در حال حاضر توسل به قدرت نظامی به‌صورت عریان و بدون توسل به دلایل قانونی و اخلاقی در بالاترین سطح از سوی دولت ایالات متحده در حال تحقق است.

آتش‌بس برای ادامه مذاکره یا نبرد

مذاکره در منطق چنین بازیگری در نظام بین‌الملل صرفا به معنای تحمیل خواسته‌های قدرت برتر یا قدرت‌های بزرگ بر بازیگرانی است که قدرت حفظ امنیت ملی خویش را ندارند. به عبارت دیگر مذاکره برای دولتی مثل ایالات‌ متحده روشی غیر خشونت‌آمیز برای تحمیل خواسته‌ها و سلطه خود بر دیگر بازیگران است. در این منطق، مذاکره و تحریم اقتصادی و تهدید و مانند آن هزینه کمتری از حمله نظامی خواهد شد.

بازیگران و کشورهایی که تسلیم خواسته‌ها از طریق روش‌های کم‌هزینه نشوند مورد حمله نظامی قرار خواهند گرفت. آنچه که از حمله نظامی جلوگیری می‌کند قدرتی از جنس همان قدرت است یعنی قدرت نظامی. البته ایمان، وحدت، تکنولوژی، موقعیت جغرافیایی، صبر و توکل همه قدرت نظامی را تقویت خواهند کرد.

دستاوردهای ایران اسلامی در جنگ حاضر هرگز از طریق مذاکره به‌دست نمی‌آمد. حفظ و تثبیت این دستاوردها از طریق قدرت نظامی امکان‌پذیر است.

مذاکره یا روش‌های دیگر دیپلماتیک تنها در صورتی می‌تواند مؤثر باشد که همراه با قدرت نظامی باشد. یعنی مذاکره استمرار میدان باشد. اگر دیپلماسی استمرار میدان باشد احتمال اثرگذاری آن وجود دارد.

اما مذاکره با بازیگری که در طول حداقل 200 سال گذشته از ترکیب قدرت نظامی و دیپلماسی برای سلطه و حذف دیگر بازیگران استفاده کرده است، به شدت دشوار است. تجربه مذاکرات ایران و ایالات متحده در دهه‌های گذشته تاکنون نشان می‌دهد که دیپلمات‌های ما در بیشتر موارد نتوانسته‌اند از طریق دیپلماسی و مذاکره به اهداف اصلی دست یابند.

نقض مفاد آتش‌بس از سوی ایالات متحده و فرزند نامشروعش اسرائیل، نشانه‌های آشکاری از تلاش ایالات متحده برای تحمیل خواسته‌ها و از بین بردن دستاوردهای ایران در عرصه میدان است.

توقف جنگ و دفاع تهاجمی علیه آمریکا و اسرائیل؛ قطع ارتباط میدان و دیپلماسی 

به عبارت دیگر آمریکا می‌خواهد پیروزی‌های میدانی ما را از طریق مذاکره مخدوش و بی‌اثر کند. آنچه که در عرصه نظامی نتوانسته است به‌دست آورده می‌خواهد از طریق دیپلماسی و مذاکره‌ای که همراه با تهدید در بالاترین سطح آن است به‌دست آورد. از همین ابتدا پیداست که چنین مذاکراتی در فضای کنونی به نفع ایران نخواهد بود.

پیشنهاد مهم در این زمینه استمرار جنگ و آتش‌بس برای حفظ دستاوردها و ندادن فضای تنفس و تجدید قوا به دشمن است. این اقدام احتمال موفقیت هر نوع مذاکره یا دیپلماسی احتمالی را افزایش می‌دهد.

در‌واقع دیپلماسی باید استمرار میدان باشد. اما توقف جنگ و دفاع تهاجمی علیه آمریکا و اسرائیل ارتباط میدان و دیپلماسی را قطع و احتمال موفقیت دیپلماسی را بسیار ضعیف می‌کند به‌ویژه در مواجهه با بازيگری که تجربه زیادی در بهره‌گیری از دیپلماسی و میدان نظامی برای سلطه در همه اشکال آن را دارا است.

انتهای پیام
دبیر:
مژگان فرهنگیان
captcha