
حجتالاسلام والمسلمین امیرعلی حسنلو، استاد حوزه و مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزههای علمیه قم در یادداشتی که بهمناسبت شهادت
امام صادق(ع) در اختیار ایکنا قرار داد، نوشت:
شیعه یعنی یاران و پیروان و تابعین یک نفر یا چند نفر و در اصطلاح به افرادی گفته میشود که از
امام علی(ع) پیروی کرده و آن حضرت را خلیفه بلا فصل پیامبر(ص) میدانند.
بر این اساس شیعه دو معنی عام و خاص دارد. معنی عام آن به عموم پیروان علی بن ابی طالب(ع) و معتقدین به خلافت و زمامداری بلا فصل آن بزرگوار بعد از پیغمبر خاتم(ص) گفته میشود و شیعه به این معنی در طول تاریخ و با گذشت ایام به گروهها و شعبههای متعدد تقسیم شد مثل شیعه زیدی، شیعه اسماعیلی و دیگر فرق و گروهها.
مذهب تشیع در حیات امام ششم دارای شناسنامه شد.
اما شیعه به معنی خاص به افرادی اطلاق میشود که علاوه بر این که به امامت و جانشینی بلافصل امام علی(ع) بعد از رحلت پیامبر(ص) اعتقاد دارند به امامت یازده فرزند آن حضرت نیز معتقد هستند و به این گروه شیعه اثنی عشری، امامیه، جعفری مذهب نیز اطلاق میشود. پیدایش شیعه و اطلاق این نام به گروهی خاص (پیروان علی(ع)) طبق روایات و گزارشات تاریخی به دوران زندگی و حیات حضرت محمد(ص) بر میگردد.
جابر بن عبدالله انصاری، صحابی رسول مکرم اسلام(ص) نقل میکند: ما در خدمت پیامبر(ص) بودیم، علی بن ابی طالب(ع) وارد شد، آن گاه پیامبر(ص) با اشاره به علی(ع) فرمودند: «و الذی نفسی بیده ان هذا و شیعته هم الفائزون یوم القیامه» «سوگند به کسی که جانم در قبضه قدرت اوست، همانا این مرد(علی) و پیروانش در روز قیامت البته از رستگاران خواهند بود.»
در جای دیگر میفرماید: یا علی تو و شیعیانت در بهشت هستید. با توجه به این موارد و موارد متعدد دیگر معلوم میشود شیعه از همان صدر اسلام به یاران و پیروان علی(ع) اطلاق میشد، اما همانطور که ذکر شد شیعه به نامهایدیگر نیز در طول تاریخ نام گذاری شده است. اینکه گفته میشود اثنی عشری (دوازده امام)، چون به دوازده جانشین و امام بعد از پیامبر(ص) معتقد است و این گونه گفته میشود امامیه بر این اساس که امامت را یکی از اصول دین میدانند.
اما چرا به جعفری (شیعه جعفری، مذهب جعفری) اطلاق گردیده است. در رابطه با این بخش باید گفت که بعد از رحلت پیامبر(ص) در دوره خلافت عمر نوشتن حدیث و حتی نقل آن ممنوع شد و این عمل حدود یکصد سال ادامه یافت تا این که در دوره امامت امام باقر(ع) که در ایام خلافت عمر بن عبد العزیز اموی بود، ممنوعیت کتابت و نوشتن حدیث برداشته و از طرفی هم به خاطر درگیری خلافت به مسائل دیگر فرصت مناسبی برای امام باقر(ع) و شاگردان آن ایجاد شد تا اخبار و روایات وارد شده از پیامبرو(ص) دیگر امامان جمع آوری و توسعه دهند و این امر در دوره امام صادق(ع) به اوج خود رسید.
یعنی در دورهای که از ۱۱۴ هجری تا ۱۴۸ هجری زمان حیات امام صادق(ع) پایه فکری نظام تشیع که در زمان پیامبر(ص) و ائمه پیشین طرح ریزی شده بود، مستحکم گردید.
امام صادق(ع) از فرصت به دست آمده و مناسب سیاسی موجود، که در نهایت، موجب انتقال خلافت از امویان به عباسیان گردید و با ملاحظه نیاز جامعه و آمادگی زمینه اجتماعی دنباله نهضت علمی و فرهنگی پدرش امام باقر(ع) را گرفت و حوزه وسیع علمی بزرگی به وجود آورد و در رشتههای مختلف علوم عقلی و نقلی آن روز را به شاگردان بزرگی هم، چون هشام بن حکم، محمد بن مسلم، جابر بن حیان و... آموخت که علاوه بر استحکام پایه اعتقادی شیعه موجب توسعه و گسترش آن هم شد؛ لذا در این دوره تکیه اصلی شیعه بر امام صادق(ع) بود و اکثر روایات را از آن حضرت اخذ میکرد و در این تاریخ؛ تشیع دارای شناسنامه شد و به صورت یک مذهب رسمی به نام امام صادق(ع) مزین گردید.
این درحالی بود که در این دوره مذاهب اهل سنت نیز درحال شکل گیری بود، پس در حقیقت گام دوم در بنیان گذاری مکتب را حضرت امام صادق(ع) برداشت. مکتبی که پایههای اولیه آن در زمان پیامبر(ص) و ائمه پیش از امام صادق برداشته شده بود؛ لذا به خاطر اهتمام امام صادق(ع) در گسترش و اشاعه فقه و عقاید شیعه این مذهب به نام آن حضرت مزین گردیده است.
دوران امامت امام صادق(ع)؛ نقطه عطفی در نهضت تشیع
دوران امامت امام صادق(ع) نقطه عطفی در نهضت تشیع و زمانی بسیار حساس برای این مکتب بوده است. چرا که این دوره، دورهای است مکاتب و مذاهب مختلف در شرف شکلگیری بودند.
از طرفی مذاهب اهل سنت و از طرفی گروه خوارج و مرجئه و قدریه و از دیگر هم گروههای منشعب شده از شیعه مثل کیسانیه، و دیگر گروهها درحال شکلگیری و یا فعالیت بودند، لذا برای تفکیک این مذهب با مذاهب دیگر پیروان این مکتب که در مکتب جعفری و حوزه درس آن حضرت تربیت یافته بودند، به این نام و عنوان شهرت یافتند چرا که اطلاق شیعه در دوره امام صادق(ع) معنای وسیعی داشت و به پیروان عثمان، طرفداران عباسیان، و دیگر گروهها نیز شیعه اطلاق میشد.
علم و تمدن انسانی مدیون تلاشهای امام صادق(ع) است
بنابراین در دوره امام صادق(ع) آن حضرت با تربیت شاگردان ودانشمندان بزرگ و فرستادن آنها به مناطق دیگر و جمع آوری و تدوین و استحکام بخشیدن به عقاید و فقه تشیع و نشر آن توسط شاگردان تربیت یافته و نیز برای تفکیک از دیگر فرقهها و گروههایی که در این دوره فعالیت داشتند، شریعت اسلام و آیین محمدی در چهره مذهب تشیع که هم زمان با پیامبر(ص) شکل گرفته بود، شکل و انسجام فکری محکم تری یافت و طرفداران آنان به نام شیعه امامی و شیعه جعفری شهرت یافتند و امام صادق به رئیس مذهب مشهور شد و فقه شیعه امامی را منسجم ساخت.
بنابراین فقه شیعه نیز در زمان حضرت بسط وسامان یافته است چنانکه فقه دیگر مذاهب اسلامی نیز پس از این قرن شکل یافت.
امام صادق (ع) موسس بسیاری از شاخههای علوم اسلامی است؛ اگر بگوییم بشریت و علم و تمدن انسانی مدیون تلاشهای امام صادق (ع) است سخن درستی است؛ چون علم و شعاع آن هرگز منحصر در نقطهای نمیماند بلکه همچون نور همه جای دنیا را فرا میگیرد و علم حضرت در آن عصر و بعدها در تمدن اسلام تاثیر آن و این آثار به همه جهان تابش نمود به روشهای مختلف در جهان منتشر گردید.
چنانکه جاحظ عالم بزرگ اهلسنت میگوید: «جعفر بن محمد، الذی ملأ الدنیا علمه و فقهه....؛ جعفر محمد کسی است که همه دنیا از علم و فقه او استفاده مینماید.»
بنابراین امام در شاخههای مختلف علمی از جمله کلام و علوم قرآن و تفسیر و شاخههایی از علوم طبیعی که تا زمان امام نامی از این علوم نبوده است، شاگردانی تربیت نمود و موسس این علوم بود؛ شاگردان امام از نقاط مختلف همچون کوفه، بصره، واسط، حجاز و مناطق مختلف ایران و.. نیز از قبایل گوناگون بودند که به مکتب آن حضرت میپیوستند و علم و اندیشه امام را در قالب حدیث و جوامع روایی در ممالک اسلامی منتشر نمودند و به غنای فرهنگ تمدن اسلامی افزودند.
در وسعت دانشگاه امام همین قدر بس که حسنبن علی وَشّاء، که از شاگردان امام رضا(ع) و از محدثان بزرگ بود، میگفت: «در مسجد کوفه، نهصد نفر استاد حدیث مشاهده کردم که همگی از جعفر بن محمد(ع) حدیث نقل میکردند» این منحصر به شیعه نبود بلکه از تمام ملل اسلامی در گرد شمع وجود حضرت مستفیض بودند. امام صادق(ع) با تربیت شاگردانی فقه ناب اسلامی و علوم دیگر حتی علم کیمیا که علم شیمی و علوم را تاسیس نمود و ترویج داد و علاوه حضرت در فقه و احکام شرع به تاسیس مکتب فقهی همت نمود.
از اینرو مذهب فقهی و مکتب امام به فقه جعفری که فقه شیعه هست و ریشه در فقه قرآن و نبوی و علوی داشت معروف شد؛ در مقابل مکاتب فقهی دیگر با که بر ساخته عباسیان بود با برجستگی بیمانند نمایان گردید.
مکتب تربیتی امام صادق(ع) منحصر به شیعه نبود
مکتب تربیتی امام منحصر به شیعه نبود بلکه فقها و دانشمندان بزرگ اهل سنت نیز تربیت شده مکتب آن حضرت و چشیده لذات معنوی از حضور حضرت بود؛ فقهای بزرگ مذاهب چهارگانه اهلسنت مستقیم و غیر مستقیم از مکتب علمی و علوم الهی حضرت بهرهمند بودند سخن معروف ابو حنیفه که بارها تکرار میکرد «اگر نبود دو سال نعمان هلاک میشد» مالک نیز از محضر امام بهرههای فراوان برده است؛ امام مالک بن انس (م ۱۷۹ هـ) پیشوای مذهب مالکی از شاگردان رسمی آن حضرت بوده است و در کتاب خود بدون واسطه از امام صادق(ع) نقل حدیث میکند.
امام شافعی (م ۲۰۴ هـ) شاگرد مالک بوده است و به وسیله او و دیگران از امام صادق (ع) روایت نقل میکند که این روایات در مسند شافعی موجود میباشد.
امام احمد بن حنبل (م ۲۴۱ هـ) مؤسس مذهب حنبلی هم شاگرد امام شافعی است و به وسیلة او از امام صادق -علیه السلام- با واسطه استفاده کرده است. بنابراین دو پیشوای دیگر امام شافعی و احمد بن حنبل از علم امام با واسطه مستفیض شده و همه اینها مرید امام بوده و بسیار ستودهاند کافی است کتاب امام صادق ومذاهب اربعه مورد مطالعه قرار داده شود که بخشی از خدمات علمی وتمدنی امام در آن منعکس شده است.
ابن حجر عسقلانی مینویسد: «فقهاء و محدثانی همچون، شعبه، سفیان ثوری، سفیان بن عیینه، مالک بن انس ابن جدیح، ابوحنیفه، و حبیب بن خالد، قطان، ابوعاصم، و گروه انبوه دیگری از جعفر بن محمد حدیث نقل کردهاند.»
جاحظ نیز صریحا ابوحنیفه و سفیان ثوری را از شاگردان امام صادق(ع) میداند و بیان میکند که این دو نفر از مکتب آن حضرت استفاده میکردند.
انتهای پیام