کد خبر: 4346342
تاریخ انتشار : ۲۵ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۳:۳۴
یک کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌وگو با ایکنا:

بن‌بست مذاکرات نتیجه «دستاوردسازی ترامپ» بود

غلامرضا کحلکی با تشریح ابعاد مذاکرات اخیر ایران و آمریکا گفت: این گفت‌و‌گو‌ها در بالاترین سطح طی دهه‌های گذشته برگزار شد، اما به‌دلیل تلاش آمریکا برای تحمیل خواسته‌هایی خلاف منافع ملی ایران به بن‌بست رسید؛ وی همچنین سناریوی محاصره تنگه هرمز را فاقد امکان عملی و پرهزینه برای آمریکا ارزیابی کرد.

غلامرضا کحلکی

غلامرضا کحلکی، کارشناس مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با ایکنا، درباره اقدام آمریکا در طرح محاصره تنگه هرمز و همچنین سرنوشت مذاکرات اخیر ایران و آمریکا، اظهار کرد: مذاکرات اخیر که ساعت‌ها به ریاست محمدباقر قالیباف برگزار شد، به‌لحاظ سطح و اهمیت، از عالی‌ترین سطوح مذاکراتی در چند دهه گذشته به شمار می‌رفت، اما در نهایت این مذاکرات به بن‌بست رسید.

وی در تشریح دلایل این بن‌بست افزود: برخلاف آنچه به‌عنوان «زیاده‌خواهی آمریکا» مطرح می‌شود، معتقدم باید موضوع را عمیق‌تر دید؛ آنچه بیش از هر چیز در این روند اثرگذار بود، عطش دونالد ترامپ برای دستاوردسازی است. ترامپ پس از آنکه در تحقق اهداف کلان خود از جمله تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران و کسب منافع اقتصادی از طریق حمله نظامی ناکام ماند، به‌دنبال آن بود که به هر شکل ممکن، یک دستاورد قابل ارائه برای توجیه رویکرد نظامی خود ایجاد کند.

این کارشناس مسائل بین‌الملل ادامه داد: در همین چارچوب، پیش از آغاز مذاکرات، آمریکا تلاش کرد از مسیر اقدامات میدانی به یک دستاورد برسد؛ از جمله حمله‌ای که به‌صورت زمینی علیه جمهوری اسلامی ایران و به‌ویژه در اصفهان طراحی شد تا بتواند یک موفقیت همه‌جانبه برای خود تعریف کند، اما این تلاش نیز با ناکامی مواجه شد.

کحلکی تصریح کرد: پس از این ناکامی، ترامپ با عقب‌نشینی نسبی از ادبیات بسیار تهاجمی خود — از جمله تهدید به نابودی یک تمدن — به سمت مذاکره حرکت کرد، اما این تغییر رویکرد نیز در راستای همان هدف اصلی یعنی «دستاوردسازی» بود، نه رسیدن به یک توافق پایدار و واقعی. با این حال، در جریان مذاکرات، طرفین بر سر مسائل کلیدی به جمع‌بندی نرسیدند و همین موضوع موجب شد مذاکرات به بن‌بست برسد.

این کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به محورهای اختلاف گفت: دو موضوع اصلی که مانع توافق شد، یکی بحث تغییر رژیم حقوقی تنگه هرمز و دیگری مسائل مربوط به برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران بود. ترامپ به‌دنبال آن بود که اعلام کند در چارچوب یک اقدام نظامی علیه ایران، توانسته است دستاوردهایی به‌دست آورد؛ از جمله اینکه مدیریت تنگه هرمز را به‌صورت مشارکتی با جمهوری اسلامی ایران در اختیار بگیرد و همچنین محدودیت‌هایی در برنامه هسته‌ای ایران ایجاد کند.این خواسته‌ها به‌ هیچ‌وجه با منافع ملی جمهوری اسلامی ایران همخوانی نداشت و به همین دلیل، قالیباف و تیم مذاکره‌کننده کشورمان زیر بار این رویکرد تمامیت‌خواهانه نرفتند و در نتیجه، آمریکا نیز نتوانست به دستاورد مورد نظر خود برسد.

وی در ادامه درباره طرح محاصره دریایی تنگه هرمز گفت: برخی این تنگه را به‌عنوان یک «برگ برنده راهبردی» یا حتی «بمب اتم اقتصادی» جمهوری اسلامی ایران در معادلات اخیر توصیف کرده‌اند و به همین دلیل، آمریکا به‌دنبال بی‌اثر کردن این اهرم است. در همین راستا، آمریکا تلاش دارد با نوعی «مدیریت پیشینی» از خارج از تنگه، عملاً آن را تحت کنترل یا محاصره قرار دهد، اما واقعیت این است که چنین سناریویی اساساً قابلیت اجرا ندارد.

کحلکی در تبیین این موضوع گفت: نخستین دلیل، ماهیت راهبردی تنگه هرمز است. این تنگه یک شاهراه حیاتی در نظام بین‌الملل محسوب می‌شود که نقش تعیین‌کننده‌ای در امنیت انرژی، امنیت غذایی و ثبات بازارهای جهانی دارد؛ بنابراین هرگونه اختلال در آن، پیامدهای گسترده و غیرقابل کنترلی برای اقتصاد جهانی به همراه خواهد داشت. در چنین شرایطی، محاصره تنگه عملاً به معنای وارد کردن شوک به اقتصاد جهانی است و این مسئله هزینه‌های سنگینی برای آمریکا و متحدانش به‌دنبال خواهد داشت.

این کارشناس مسائل بین‌الملل دلیل دوم را الزامات نظامی این اقدام دانست و گفت: محاصره تنگه هرمز بدون رویارویی مستقیم نظامی با جمهوری اسلامی ایران ممکن نیست. این اقدام مستلزم حضور فعال و گسترده نیروهای دریایی آمریکا و ایجاد محدودیت برای تردد کشتی‌های ایرانی است که به‌طور طبیعی با واکنش ایران مواجه خواهد شد.

وی ادامه داد: باید توجه داشت که ایالات متحده در آب‌های دوردست فعالیت می‌کند، در حالی که ایران در آب‌های نزدیک خود دارای برتری ژئوپلیتیکی است. این مسئله باعث می‌شود هرگونه اقدام نظامی برای آمریکا پرهزینه، فرسایشی و در بلندمدت غیرقابل تداوم باشد.

کحلکی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نقش بازیگران ثالث در مذاکرات گفت: در میانه مذاکرات ایران و آمریکا، یک بازیگر مخرب و تأثیرگذار وجود دارد و آن رژیم صهیونیستی است. نتانیاهو به‌دلیل شرایط متزلزل سیاسی در سرزمین‌های اشغالی، از جمله پرونده‌های فساد مالی و فشارهای داخلی و بین‌المللی، به‌شدت به تداوم بحران در منطقه نیاز دارد تا بتواند موقعیت خود را حفظ کند. از همین رو، این رژیم به‌عنوان یک «بازیگر شرور» تلاش می‌کند روند مذاکرات را با اختلال مواجه کند. همچنین لابی‌های صهیونیستی در آمریکا، به‌ویژه در جریان ترامپیسم، نقش پررنگی در جهت‌دهی به سیاست‌های این کشور دارند. این شبکه تأثیرگذاری باعث می‌شود که همواره سایه صهیونیسم بر روند مذاکرات سنگینی کند و مانع از رسیدن طرفین به توافق شود.

کحلکی درباره آینده روندها نیز گفت: نمی‌توان احتمال برگزاری دور جدید مذاکرات را رد کرد؛ همان‌طور که احتمال تشدید تنش و حتی درگیری نیز وجود دارد. در حال حاضر، هر دو طرف در حال بازسازی و تقویت توان نظامی خود هستند و این وضعیت می‌تواند به دو مسیر متفاوت منتهی شود؛ یا حرکت به سمت مذاکره برای خرید زمان و بازیابی توان، یا حرکت به سمت افزایش تنش و رویارویی.

این کارشناس مسائل بین‌الملل در ادامه با اشاره به تحولات منطقه اظهار کرد: در شرایط کنونی، رژیم صهیونیستی تمرکز خود را بر لبنان و مقابله با حزب‌الله قرار داده است تا بتواند در این جبهه به یک دستاورد دست پیدا کند. هدف از این رویکرد، کسب برتری در یک جبهه و سپس انتقال میدان تقابل به سطحی گسترده‌تر و متوجه کردن آن به جمهوری اسلامی ایران است.

کحلکی در پایان اظهار کرد: یکی از نگرانی‌های جدی، تنها ماندن لبنان و حزب‌الله است؛ چراکه این بازیگران در موفقیت‌های پیشین محور مقاومت، از جمله در مواجهه با رژیم صهیونیستی، نقش بسیار مهمی ایفا کرده‌اند. به‌نظر می‌رسد در سناریوی پیش‌رو، ابتدا درگیری‌ها میان متحدان جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی تشدید شود و سپس در مرحله بعد، تقابل به‌صورت مستقیم‌تر میان ایران و این رژیم و حتی ایالات متحده شکل بگیرد.

انتهای پیام
خبرنگار:
سعید امینی
دبیر:
علیرضا سپهوند
captcha