
عابد اکبری، کارشناس بینالملل در گفتوگو با ایکنا، درباره اقدام آمریکا در محاصره دریایی ایران اظهار کرد: اقداماتی از این دست، چه از نظر عملیاتی و چه از نظر حقوقی، با پیچیدگیها و هزینههای بسیار بالایی همراه است و احتمال اینکه ایالات متحده بتواند آن را بهصورت کامل و مؤثر اجرا کند، بسیار پایین است.
وی افزود: از منظر حقوق بینالملل، محاصره دریایی اصولاً در زمره اقدامات جنگی تعریف میشود و تنها در چارچوب یک مخاصمه مسلحانه و با اعلام رسمی وضعیت جنگی قابل توجیه است. بنابراین اجرای آن بدون مجوز شورای امنیت یا پشتوانه یک نهاد بینالمللی، اقدامی یکجانبه، غیرقانونی و در تعارض آشکار با منشور ملل متحد محسوب میشود.
اکبری تصریح کرد: چنین اقدامی نهتنها فاقد وجاهت حقوقی است، بلکه میتواند بهعنوان نقض صریح قواعد بینالمللی تلقی شود، چرا که اصولاً اعمال محدودیت بر تردد دریایی کشورها نیازمند چارچوبهای مشخص حقوقی و اجماع بینالمللی است.
وی ادامه داد: در غیاب چنین چارچوبی، هرگونه تلاش برای اعمال محاصره دریایی، بهمعنای ورود به یک فاز تنشآلود و حتی جنگی خواهد بود.
این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به واقعیتهای میدانی منطقه گفت: حتی اگر آمریکا با تمام ظرفیت نظامی و لجستیکی خود وارد عمل شود، کنترل کامل ورودی و خروجیهای خلیج فارس و دریای عمان برای هیچ کشوری بهطور کامل امکانپذیر نیست.
وی افزود: حجم بالای ترافیک تجاری و رفتوآمد کشتیها در این منطقه بهگونهای است که هرگونه تلاش برای اعمال محدودیت، به احتمال زیاد با واکنشهای زنجیرهای و افزایش تنش همراه خواهد شد.
اکبری تأکید کرد: در چنین شرایطی، اجرای محاصره دریایی بدون بروز درگیری نظامی تقریباً غیرممکن است و همین مسئله هزینههای این اقدام را برای آمریکا بهشدت افزایش میدهد.
وی اظهار کرد: در صورت پیگیری این سیاست، سطح ناامنی در منطقه بهطور قابل توجهی افزایش خواهد یافت و این موضوع نهتنها بر ایران، بلکه بر کل منطقه و حتی اقتصاد جهانی تأثیرگذار خواهد بود.
وی افزود: خلیج فارس یکی از مهمترین شریانهای انرژی و تجارت جهانی است و هرگونه اختلال در آن میتواند پیامدهای گستردهای به همراه داشته باشد.
اکبری در ادامه، واکنشهای احتمالی ایران را در سه سطح «عملیاتی»، «نظامی» و «دیپلماتیک» دستهبندی کرد و گفت: جمهوری اسلامی ایران ابزارهای متنوعی برای مواجهه با این اقدام در اختیار دارد.
وی افزود: در سطح عملیاتی، ایران میتواند با تکیه بر موقعیت ژئوپلیتیکی خود، مسیرهای جایگزین تجاری را فعال کند. بهعنوان مثال، توسعه تجارت زمینی و ریلی از طریق ترکیه، آذربایجان، عراق در غرب و شمالغرب، و پاکستان و کشورهای آسیای میانه در شرق و شمالشرق، از جمله گزینههای پیشرو است.
وی ادامه داد: این ظرفیتها به ایران امکان میدهد تا وابستگی خود به مسیرهای خاص دریایی را کاهش داده و انعطافپذیری بیشتری در تجارت خارجی ایجاد کند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با اشاره به توان نظامی ایران گفت: جمهوری اسلامی ایران حتی پس از تحولات اخیر، حضور فعال و مؤثر خود را در خلیج فارس و دریای عمان حفظ کرده و این حضور نشاندهنده سطح بالای بازدارندگی کشور است.
وی افزود: برگزاری رزمایشهای دریایی و طراحی سازوکارهایی برای تأمین امنیت عبور کشتیهای تجاری میتواند پیام روشنی به طرف مقابل ارسال کند مبنی بر اینکه ایران توان مدیریت شرایط و مقابله با محدودیتها را دارد.
اکبری تصریح کرد: این اقدامات میتواند نقش مهمی در خنثیسازی سناریوهای فشار ایفا کند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود بر اهمیت دیپلماسی تأکید کرد و گفت: در سطح دیپلماتیک، ایران باید با ایجاد اجماع منطقهای و فرامنطقهای، هزینه این اقدام را برای آمریکا افزایش دهد.
وی افزود: اگرچه ممکن است برخی کشورهای منطقه هنوز به درک دقیقی از پیامدهای این اقدام نرسیده باشند، اما بسیاری از بازیگران بینالمللی تمایلی به همراهی با چنین سیاستی ندارند.
اکبری ادامه داد: کشورهایی مانند چین، روسیه، ژاپن، کرهجنوبی و حتی برخی کشورهای اروپایی از جمله فرانسه، بریتانیا و اسپانیا نشانههایی از عدم تمایل به همراهی با این اقدام نشان دادهاند.
وی درباره احتمال بروز درگیری نظامی اظهار کرد: امکان رویارویی مستقیم وجود دارد، اما این موضوع به میزان جدیت آمریکا در پیگیری این سیاست بستگی دارد.
وی افزود: اگر این اقدام صرفاً در حد یک نمایش سیاسی و برای ترمیم وجهه آمریکا پس از تحولات اخیر باشد، احتمال درگیری کاهش مییابد و بهمرور شرایط به سمت عادیسازی پیش خواهد رفت.
اکبری گفت: در صورتی که آمریکا بخواهد با هزینههای بالا این مسیر را دنبال کند، احتمال تشدید تنش و حتی درگیری مستقیم افزایش خواهد یافت.
وی تأکید کرد: با این حال، جمهوری اسلامی ایران همواره بر حفظ ثبات منطقهای و تأمین امنیت خلیج فارس تأکید داشته و بهدنبال ایجاد یک نظم پایدار در این منطقه است.
این کارشناس بینالملل درباره نقش تنگه هرمز در مذاکرات آینده اظهار کرد: همانطور که در بازی شطرنج، موفقیت به نحوه استفاده از مهرهها بستگی دارد، در عرصه سیاست نیز بهرهگیری از ابزارها نیازمند مهارت و استراتژی است.
وی افزود: ایران در برخی دورهها توانسته از ظرفیتهای خود، از جمله برنامه هستهای، بهخوبی استفاده کند و در برخی مقاطع نیز این بهرهبرداری کمتر بوده است.
اکبری تصریح کرد: استفاده از ظرفیت تنگه هرمز نیز بهعنوان یک اهرم، نیازمند نگاه راهبردی و بلندمدت است و نباید صرفاً بهعنوان یک ابزار مقطعی به آن نگریسته شود.
وی با رد دوگانهسازی میان مذاکره و تقابل گفت: در ادبیات روابط بینالملل، مذاکره هیچگاه بهمعنای نفی تقابل نیست و حتی در شدیدترین منازعات نیز کشورها از ابزار گفتوگو استفاده میکنند.
وی افزود: مذاکره میتواند ادامه جنگ، بخشی از آن یا حتی مقدمهای برای مدیریت تنش باشد، بنابراین ایران میتواند در عین حفظ مواضع خود، از این ابزار برای تثبیت جایگاهش بهره ببرد.
اکبری در پایان درباره امکان دستیابی به توافق برد-برد میان ایران و آمریکا اظهار کرد: تحقق چنین توافقی در گرو پذیرش واقعیتهای جدید از سوی آمریکاست.
وی افزود: تحولات اخیر نشان داده که قدرت و نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی ایران بیش از گذشته برای جهان آشکار شده و روایت جدیدی از این قدرت در حال شکلگیری است.
وی گفت: اگر آمریکا این واقعیت را بپذیرد و برای ایران در نظم منطقهای سهمی قائل شود، امکان دستیابی به توافقی که منافع هر دو طرف را تأمین کند وجود دارد.
این کارشناس بینالملل اظهار کرد: اما در صورت تداوم رویکردهای گذشته و نادیده گرفتن این واقعیتها، نهتنها دستیابی به توافق برد-برد دشوار خواهد بود، بلکه حتی تأمین منافع آمریکا نیز با چالش مواجه میشود.
انتهای پیام