به گزارش یکنا از مازندران، حجتالاسلام والمسلمین عباداله فضلیانکاری، مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، امروز با ارسال یادداشتی به این خبرگزاری با عنوان «حیات طیبه در زیر آهن و آتش» به رمزگشایی از معجزه نظام جمهوری اسلامی در جنگ رمضان پرداخت.
در این یادداشت آمده است؛ در میانه جنگی که رسانههای جهان آن را «جنگ تحمیلی سوم» یا «جنگ رمضان» نام نهادند، جهانیان منتظر فروپاشی نظم و امنیت و نظام جمهوری اسلامی در ایران بودند.
دشمن با اتکا به قدرت تسلیحاتی پیشرفته و ائتلافی پیچیده از قدرتهای جهانی و هستهای، تصور میکرد با حذف فیزیکی تاثیرگذارترین شخصیت ایران(رهبر معظم انقلاب و امام شهیدان) و قدرتمندترین فرماندهان نظامی، معادله مقاومت را یکسره به نفع خود خاتمه دهد. آنها برخی از زیرساختها را کوبیدند، غیرنظامیان را برای ایجاد رعب و وحشت به خاک و خون کشیدند و صریحترین تهدید تاریخ را فریاد زدند: «بازگشت به عصر حجر».
در منطق محاسبات سختافزاری، هر ملتی در برابر چنین هجمه همهجانبه و بیرحمی از هم میپاشید. اما در ایران، ورق بهگونهای دیگر برگشت. قدرت نظامی و موشکی ایران در این نبرد نابرابر، بیتردید برگ برندهای راهبردی بود و دقت و توان بازدارندگی آن در این جنگ اثبات شد. اما حقیقت میدان، حقیقتی عمیقتر از آهن و آتش و سلاح بود. قدرت اصلی ایران، مردمش بودند. اگر پای مردم در میان نبود، یقین بدانید نه موشکها حریف فشار روانی جهانی میشدند و نه سیاستمداران پشت میزهای مذاکره قدرت مانور داشتند. آنچه ایران را از فروپاشی نجات داد و نجات میدهد، حضور مردم در میدان بود؛ مردمی که بیش از چهل روز، زیر باران و در شب سرد، هوای غبارآلود تهدید و زیر سایه سنگین موشکباران، با زبان روزه و دلهایی مالامال از ایمان، در خیابانها ایستادند و «قدرت» تولید کردند.
اما این صحنهها برای ناظران جهانی یک چالش حلنشدنی است، چگونه مردمی که امنیت جانی ندارند، آرامش روحی دارند؟ چگونه زیر آتش و آهن، طمأنینه و سکینه دارند؟ اینجاست که پای معادلهای فراتر از محاسبات مادی به میان میآید؛ معادلهای که قرآن کریم از آن به «حیات طیبه» یاد میکند: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً».
حیات طیبه، زندگیای گوارا و شیرین در دل تلخیهای عالم مادی است. این وعده الهی به مؤمنانِ اهل عمل است که اگر زمین زیر پایتان بلرزد، دلهایتان به ذکر خدا آرام گیرد.
بارش مداوم موشکها، ویرانی خانهها و فقدان رهبری بزرگ و عزیزترین سرداران، برای ملتی که در بستر نظام اسلامی طعم «حیات طیبه» را چشیده، تلخ است، اما به حکم ما رأیت إلا جمیلا زیباست؛ رنج دارد، اما پوچی و فروپاشی ندارد. این همان رازی بود که تحلیلگران پنتاگون و اتاقهای فکر غربی از درک آن عاجز ماندند و فروپاشی پیشبینیشده را به شکست قطعی خود مبدل دیدند.
اینجاست که باید پرسید: سرچشمه این ایستادگی عجیب کجاست؟ چرا این ملت بر خلاف تمام پیشبینیهای جامعهشناسان غربی، «قرار» را فدای «فرار» کردند و ترس بر غیرتشان غلبه نیافت؟ پاسخ را باید در مکتبی جست که این ملت را پرورده است.
این مردم، تربیتیافته مکتب اثنیعشری و شاگردان حقیقتجوی مکتب علوی و حسینی در بستر نظام مقدس جمهوری اسلامی هستند. اگر ریشههای فکری و اخلاقی این ملت در آموزههای اهل بیت(ع) مستحکم نشده بود، بیگمان رفتار آنان نیز به مانند ملتهای دیگر، محافظهکارانه و تسلیمطلبانه میشد.
امروز برخی با نگاههای تقلیلگرایانه میپرسند: آیا نظام جمهوری اسلامی در تربیت اخلاقی و اجتماعی مردم موفق بوده است؟ پاسخ، فریاد رسای همین چهل شب مقاومت در جنگ رمضان است. اینکه ملتی در زیر بمباران، مرگ عزیزترین سردارانش را تاب بیاورد، خرابی خانهاش را تاب بیاورد، اما ذرهای از عهد خود با خدا و ولایت عقبنشینی نکند، بزرگترین نمود موفقیت یک «نظام تربیتی» است. در واقع موفقیت نه در قبضه کردن تانک و موشک، بلکه در قبضه کردن دلهایی است که دیگر از هیاهوی قدرتهای پوشالی جهان نمیلرزند.
آری، مکتب علوی و حسینی در بستر نظام جمهوری اسلامی مردمی را تربیت کرد الگوی مردمان جهان شد همانطور که مکتب اهل بیت(ع) و بستر نظام جمهوری اسلامی فارغ از جغرافیای جمعیتی و سرزمینی الگویی تأثیر گذار و چراغ راه آزادگان جهان شد؛ و اگر نبود این بستر تأثیر گذار مکتب اهل بیت(ع) هم تاثیر نخواهد داشت کما اینکه نمونههای آن را در برخی کشورها مشاهده میکنیم.
آری آری، جنگ رمضان، آینه تمامنمای این موفقیت عظیم اخلاقی و تربیتی اجتماعی مکتب اهل بیت(ع) در بستر نظام جمهوری اسلامی بود.
انتهای پیام
بعثت مردم یعنی همین