به گزارش ایکنا از قم، مهدی وجدانی، روانشناس بالینی و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی(ره) در سی و یکمین نشست از سلسله نشستهای تخصصی در میدان که با عنوان «تداخل نقش خانواده و مدرسه در شرایط بحرانی»، ظهر امروز ۲۶ فروردینماه به صورت مجازی برگزار شد، با اشاره به مصداق عینی تداخل نقشها گفت: در دوران شیوع کرونا، ضربالمثل طنزآمیزی در میان خانوادهها رواج یافت که در آن مادران میگفتند: «تا دیروز بهشت زیر پای ما بود، اما امروز شغل انبیا نیز به ما افزوده شد.» این بیان، که آمیخته با ادبیات فرهنگی و اجتماعی جامعه است، حاکی از یک پدیده روانشناختی مهم تحت عنوان «تداخل نقش» بود.
وی افزود: پیش از آن، والدین صرفاً مسئولیت نظارت بر حضور فرزند در کلاس، بیدار نگه داشتن او و پاسخگویی به سوالات امتحانی را بر عهده نداشتند؛ بلکه وظیفه اصلی آنها ایفای نقش مادری بود و پیگیری امور تحصیلی و انضباطی، نقشی مکمل محسوب میشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی تصریح کرد: با این حال، در دوران کرونا، نقش آموزشی نیز ناگهان به وظایف مادرانه اضافه گردید. نتیجه این همپوشانی، عدم ایفای مطلوب هر دو نقش بود؛ نه نقش مادری به خوبی انجام شد و نه نقش معلمی.
وجدانی افزایش مراجعات به خدمات روانشناختی در آن دوره را مصداق بارز پدیده تداخل نقش دانست و بیان کرد: زمانی که انتظارات اجتماعی متناسب با نقشهای خانوادگی و اجتماعی شکل میگیرد و تکالیفی بر اساس آن تعریف میشوند، قضاوتهای حاصل از آن، مستقیماً بر احساس ارزشمندی یا ناتوانی فرد تأثیر میگذارد و این احساس، سایر نقشهای زندگی را تحتالشعاع قرار میدهد.
وی افزود: تداخل نقش باعث کاهش کیفیت ایفای وظایف میشود. وقتی کیفیت کاهش یابد، نتایج مورد انتظار حاصل نمیشود و این امر منجر به پیامدی خطرناک به نام «سردرگمی نقش» میگردد. سردرگمی نقش نیز مقدمهای بر رسیدن به «فرسودگی شغلی و روانی» است. لذا ضروری است که ابتدا خانوادهها نسبت به تعدد نقشهای موجود آگاه شوند تا بتوانند با مدیریت صحیح، از آسیبهای احتمالی جلوگیری کنند.
وجدانی اظهار کرد: در این راستا، نکتهای حائز اهمیت است که هرچه میزان سردرگمی نقش در افراد افزایش یابد، تلاشهای ناکارآمد نیز بیشتر میشود. برای مقابله با این وضعیت، چند نکته کلیدی وجود دارد که باید در ذهن متخصصان و والدین برجسته شود و آن آموزش نشانههای بحران به والدین و چرخه واکنشهای روانی خانواده در برابر تداخل نقش است.
این روانشناس بالینی با اشاره به مراحل واکنشی که خانوادهها هنگام مواجهه با تداخل نقش در شرایط بحران، طی میکنند، بیان کرد: مرحله اول انکار است. در ابتدای کار، والدین تمایل دارند واقعیت را انکار کنند. دلیل این انکار، ترس از پذیرش مسئولیت و نیاز به اقدام فوری است زیرا پذیرش مشکل به معنای شروع پروسهای دشوار است. انکار، راهکاری موقت برای تسکین اضطراب است اما دوام ندارد.
وی مرحله دوم را شرم و احساس گناه دانست و افزود: پس از فروپاشی انکار، احساس شرم و عذاب وجدان جایگزین میشود. در این مرحله، «فراخود» تقویت میشود و فرد خود را مقصر اصلی میداند. در پی این موضوع، جستجوی مقصر و بازگشت مسائل حلنشده پدید میآید. با فعال شدن فراخود، خانوادهها به دنبال شناسایی «سپر بلا» میگردند تا بار گناه را از دوش خود بردارند. تنشهای زوجینی که در دوران تحصیل مجازی افزایش یافته، منجر به جستجوی مقصر میشود.
وجدانی سومین مرحله از واکنشهای روانی را تلاشهای ناکارآمد دانست و گفت: وقتی نقشها به هم ریخته و تداخل ایجاد میشود، سردرگمی پدیدار میگردد. در این حالت، افراد تلاشهای متعددی انجام میدهند، اما این تلاشها به نتیجه نمیرسد و فرد وارد چرخهای معیوب از «سرزنش»، «تنبیه»، «حمایت افراطی» و در نهایت «وابستگی» میشود.
وی تصریح کرد: در مورد حمایت افراطی باید توجه داشت که فردی که چنین حمایتی را ارائه میدهد، در واقع نیازهای خود را بر نیازهای دیگران مقدم میشمارد؛ ظاهراً به دنبال برآوردن نیاز طرف مقابل است، اما در باطن، نیازهای خودش مانند کنترل یا احساس ارزشمندی، درگیرتر است. این رفتار باعث میشود دیگران وابسته شوند. وقتی وابستگی شکل میگیرد، فرد دریافتکننده مدام خدمات دریافت میکند و چرخه ادامه مییابد.
وجدانی اظهار کرد: افرادی که در چرخه حمایت عاطفی و وابستگی گرفتار میشوند، پس از مدتی توانایی حمایت از خود را از دست میدهند و به شدت دچار فروپاشی میشوند. یکی از عوامل تشدیدکننده این چرخه، کمالگرایی است.
وی با ارائه راهکار برای شکستن این چرخه بیان کرد: اولین گام ضروری شنیدن فردی است که در این سیکل گرفتار شده است. پژوهشها و رویکردهای مختلف نشان میدهند که یکی از سختترین موانع برای این افراد، «انسداد انرژی» و هیجانات سرکوبشده ناشی از موقعیتهای ناتمام است. بنابراین، شنیده شدن و تسهیلگری توسط اعضای خانواده حیاتی است تا اعضا بتوانند همدیگر را درک کنند.
این روانشناس بالینی ادامه داد: گام دوم، تایید و پذیرش احساسات است. بسیاری از افراد در این شرایط با خشم و ناکارآمدی مواجهاند و احساس میکنند مقصر هستند. پذیرش این احساسات بدون قضاوت، کلید آرامش است.
وی یکی از مولفههای کلیدی سلامت روان در دنیای امروز را وجود «امنیت عاطفی» در فضای خانواده دانست و اظهار کرد: بهترین روش برای تسلط بر این شرایط بحرانی، ایجاد فضای امن است. یکی از مولفههای کلیدی سلامت روان این نیست که اعضای خانواده هرگز با هم چالش نداشته باشند یا بحث نکنند بلکه معیار اصلی این است که فرد بداند اگر مشکلی پیش آمد، اعضای خانواده پشت او هستند و در صورت نیاز، کنارش حاضرند.
وجدانی ادامه داد: مرحله بعدی مدیریت انتظارات است. والدین باید بپذیرند که وقتی فرزندشان دچار مشکل میشود، به تنهایی قادر به حل آن نیستند و حتماً باید از متخصصان کمک بگیرند. گاهی خانوادهها تمایل دارند یکدیگر را حمایت کنند، اما نقطه شروع این کمک را نمیدانند و در تلاش برای تغییر دادن دیگری گیر میکنند. برای اصلاح این روند، دو اصل بنیادین پیشنهاد میشود؛ شنیدن فعال قبل از قضاوت به این معنا که تا زمانی که صحبت طرف مقابل کامل نشده است، نباید اظهار نظر کرد.
این استاد دانشگاه در پایان تاکید کرد: تغییر نگرش نسبت به مالکیت دومین اصل است. خانواده باید به این نتیجه برسند که نسبت به یکدیگر مسئولیت دارند، اما هیچکس مالک دیگری نیست. هدف، کمک و مراقبت است، نه تحمیل خواستههای شخصی.
انتهای پیام