کد خبر: 4346581
تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۶:۰۱
معاون پژوهش جامعه الزهرا(س) در گفت‌وگویی مطرح کرد

سنت ابتلاء؛ از غربالگری اجتماعی تا شکوفایی استعدادهای توحیدی

صدیقه شاکری حسین‌آبادی، در گفت‌وگویی به واکاوی ابعاد گوناگون «سنت آزمایش و ابتلاء» در قرآن کریم پرداخت. وی با تأکید بر اینکه آزمون‌های الهی نه برای کسب علم توسط پروردگار، بلکه برای پرورش صفات عالیه انسانی و جداسازی صادقین از کاذبین طراحی شده‌اند، مفهوم «تمحیص» را کلیدی‌ترین عنصر برای درک تحولات اجتماعی و سیاسی امروز دانست. شاکری در این مصاحبه با نقد نگاه لذت‌گرا به زندگی، راهکارهایی همچون «فرهنگ استرجاع»، «بصیرت توحیدی» و «اضطرار در دعا» را به عنوان ابزارهای قرآنی برای مدیریت استرس و رسیدن به ثبات قدم در مواجهه با بلایا و ناملایمات تبیین کرد.

تمحیص و ابتلاءسنت آزمایش و ابتلاء از سنن مشهور و قطعی الهی است؛ انسان به وسیله تکالیف سخت و دشوار آزمایش می‌شود تا خوبان از بدان جدا شوند؛ این سنت از سنن الهی است که در طول تاریخ عمر بشر برای همه رخ می‌دهد تا افراد خالص از ناخالص جدا شوند و بهشتیان صف خود را از دیگران بازشناسند و جدا کنند.

خبرنگار ایکنا با هدف بررسی بیشتر این موضوع در آیات قرآن کریم با صدیقه شاکری حسین‌آبادی؛ معاون پژوهش جامعه الزهرا(س)، گفت‌وگو کرده است که در ادامه آن را می‌خوانیم: 

ایکنا ـ آیات قرآن کریم که به موضوع آزمایش اشاره دارند، چه اهداف و مقاصدی را برای این امر بیان می‌کنند؟ فلسفه وجودی آزمایش الهی از منظر کلام اسلامی چیست؟

قبل از آغاز لازم است عرض کنم که بیش از 40 روز از شهادت امام عزیز ما گذشته است و مردم در این مدت این سوز جانکاه را با روح غم زده به خیابان‌ها کشاندند. مردم ایران و همه آزادگان جهان به همراه آنان با خود و امامشان عهد شرف و غیرت بستند تا سکوت را بر خود حرام کنند و رستاخیزی جهانی را به نمایش بگذارند و به شکرانه زعامت فرزند خلفشان مکتب و مرام امام شهیدشان را تبیین کنند و شبانگاهان به پاسداری از ثمره و سیره آن امام شهید به خیابان‌ها آمدند و خروشی لرزه‌افکن در برابر مستکبران سر دهند. موسای ما رفت اما به تعبیر خود ایشان، مردم ما مبعوث شدند؛ بعثتی که منجی آخرالزمان را با چشمان و قلوبشان خواستار شدند.

سخن را با این آیه شریفه آغاز می‌کنم؛ وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ؛ أُولَٰئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ.

آیات متعددی در قرآن به موضوع آزمایش و امتحانات الهی پرداخته و ثمراتی نیز برای آن ذکر کرده است؛ مطمئنا امتحانات الهی ایجاد علم برای خداوند نیست بلکه عوایدی برای خود انسان دارد از جمله اینکه؛ انسان توانایی‌های خودش را بشناسد  و در تعامل با جهان، خودش را با توانایی‌هایش سازگار کند. به عبارت دیگر آزمایش برای پرورش و تربیت خود انسان و صفات عالیه اوست و اگر این تکالیف نباشد شایستگی‌ها هم متجلی نخواهد شد و انسان مستحق پاداش و توبیخ نخواهد بود. 

در آیه شریفه که قرائت شد انوع آزمایشات را خدا بیان و تأکید کرد همه انسان‌ها با ترس، گرسنگی و نقص در مال و جان و ... مورد آزمایش قرار می‌گیرند و خدا به صابرین بشارت داده است و بشارت الهی مسئله کوچک و عادی نیست. خداوند متعال این آزمایشات را برای شکوفایی صفات عالی انسانی در وجود انسان قرار داده است. البته این سنت قطعی الهی است اما هر انسانی هم به اندازه توانایی خود مورد تکلیف و آزمون قرار می‌گیرد و فراتر از توانایی از کسی آزمون گرفته نخواهد شد. 

باید به این نکته هم توجه شود که هدف از آزمایشات الهی شکوفایی استعدادهای انسانی برای رسیدن به کمال است اما این به معنای مجبور بودن او در این مسیر نیست؛ خدا انسان را موجودی مختار آفریده است و به اجبار او را به مسیری نمی‌برد بلکه گروهی که خواهان سعادت باشند از موقعیت حداکثر استفاده را می‌برند. 

سنت آزمایش امر مسلم و قطعی است و ما هر لحظه در حال آزمون هستیم و این سنت و امتحان ادامه می‌یابد و شکست در یک امتحان به معنای گمراهی فوری و عذاب نیست و خداوند رحمان و حکیم بارها و بارها انسان را مورد آزمايش در یک مقوله و یا مقولات مختلف قرار داد تا فرد بتواند جبران کند و شکست‌های قبلی را پلی برای پیشرفت خود قرار دهد و اینکه چه کسی پیروز و عاقبت بخیر می‌شود باید دست به دعا برداریم. 

قرآن کریم در آیات دوم و سوم سوره مبارکه عنکبوت فرموده است: أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ؛ آیا مردم گمان می‌کنند همین که بگویند ایمان داریم رها خواهند شد و مورد آزمایش و آزمون قرار نمی‌گیرند؟ رسیدن به مدارج بالای کمال بدون امتحان محال است و خدا این سنت را برای همه انسان‌ها اعم از انبیاء و اولیاء و مردم عادی قرار داده است لذا فرمود: وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ۖ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ؛ تا معلوم شود چه کسانی صادق و راستگو هستند و چه کسانی دروغگو و بدها از خوب‌ها جدا شوند و این سنت الهی تا قیامت است و در این سنت تغییر و تبدیلی هم رخ نخواهد داد. 

تمام سنن الهی از یگانه سنت الهی یعنی عدل پیروی می‌کند که همان قانون علت و معلول است و به همین دلیل است که قوانین الهی هیچ وقت تغییر نمی‌کند و از بین هم نمی‌رود. با توجه به افراد و مراتب و مدارج افراد مواد آزمون مانند مال و جان و اعضای بدن و مقام و آبرو و بیماری و خطرات و جنگ، شیطان و هوای نفس و ... هم موارد آزمون هستند. بنابراین انسان در روال طبیعی خود باید خودش را با چرخه عدل الهی تطبیق دهد و با آن حرکت کند و برای رسیدن آسان و درست به مقصد از آن‌ها بهره ببرد. 

ایکنا ـ قرآن و روایات چگونه به تأثیر آزمایش‌های اجتماعی الهی بر قوام جامعه اشاره می‌کنند؟

آزمایش‌های الهی نقاط ضعف و قوت انسان را به خودش نشان می‌دهد و علاوه بر آن ثمرات اجتماعی نیز دارد و افراد صالح و فاسق و مؤمن و منافق را در عرصه اجتماعی نمایان می‌کند. قرآن کریم با لفظ تمحیص به این موضوع اشاره دارد. در آیه 141 سوره آل عمران فرموده است: وَلِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ؛ و [نیز این پیروزی‌ها و ناکامی‌ها] برای آن است که کسانی را که [از روی حقیقت] ایمان آورده‌اند [از عیوب و آلودگی‌ها] تصفیه و پاک کند، و کافران را نابود نماید.

اکنون در جامعه خودمان درگیر امتحان سختی به نام جنگ شدیم و در این میان، چهره واقعی بسیاری از افراد شناخته می‌شود و چیزهایی که پوشیده بود در حال حاضر نمایان شده است و می‌شود؛ لذا صف افراد دلاور و شجاع از کسانی که روحیه ضعیف و زبون و سازشکاری دارند جدا می‌شود.  

شأن نزول برخی آیات به ویژه آیات مرتبط با تبوک و احزاب به خوبی این آزمايشات الهی را در سطح اجتماعی نشان می‌دهد. به‌عنوان نمونه در سوره نساء آیه 95 فرموده است: لَا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ ۚ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً ۚ وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَىٰ ۚ وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا؛ آن گروه از مؤمنانی که بدون بیماری جسمی [و نقص مالی، و عذر دیگر، از رفتن به جهاد خودداری کردند و] در خانه نشستند، با مجاهدانی که در راه خدا با اموال و جان‌هایشان به جهاد برخاستند، یکسان نیستند. خدا کسانی را که با اموال و جان هایشان جهاد می کنند به مقام و مرتبه ای بزرگ بر خانه نشینان برتری بخشیده است. و هر یک [از این دو گروه] را [به خاطر ایمان و عمل صالحشان] وعده پاداش نیک داده، و جهادکنندگان را بر خانه نشینانِ [بی عُذر] به پاداشی بزرگ برتری داده است.

هرگز افراد با ایمانی که بدون ناراحتی از جهاد برگشتند با مؤمنانی که با مال و جان خود جهاد کردند یکسان نیستند، خداوند مجاهدانی را که با جان و مال خود جهاد کردند بر قاعدین برتری بخشیده است و هر دو گروه بسته به اعمال نیکشان وعده پاداش نیک داده است و البته مجاهدان را با پاداش بزرگی، برتری بخشیده است. 

ایکنا ـ چگونه مفاهیم روان‌شناختی مانند تاب‌آوری، خودشناسی، مدیریت استرس و سازگاری می‌توانند در تحلیل مواجهه انسان با سختی‌ها و ناملایمات (به‌عنوان بخشی از آزمایش الهی) از منظر دینی و انسانی به کار آیند؟

یکی از رشته‌های روان‌شناسی مطرح در علوم انسانی روان‌شناسی مثبت‌گرا است که بیشتر به دنبال تقویت رفتارهایی است که انسان بتواند مسیر درست زندگی کردن را طی کند و موجب رشد و شکوفایی او شود. یکی از مواردی که در این زمینه مورد بحث است موضوع رضایتمندی از زندگی است. 

ابتلائات و امتحانات الهی در دو قالب نعمت و بلا رخ می‌دهد و واکنش به آن هم مثبت و یا منفی است. واکنش منفی در مقابل بلاها منجر به جزع و فزع است و واکنش مثبت شکر و رضامندی نسبت به خداوند است. اگر قدر نعمت دانسته شود شکرگزاری و اگر دانسته نشود موجب کفران است. 

در مورد سختی و نقمت موضوع مهم از منظر توحیدی پذیرش و فهم آن است. خداوند در آیه: كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ؛ جنگ [با دشمن] بر شما مقرّر و لازم شده و حال آنکه برایتان ناخوشایند است. و بسا چیزی را خوش ندارید و آن برای شما خیر است، و بسا چیزی را دوست دارید و آن برای شما بد است؛ وخدا [مصلحت شما را در همه امور] می‌داند و شما نمی‌دانید.

فرموده است که جهاد و قتال برای ما نوشته شد در حالی که خدا می‌داند نسبت به این مسئله کراهت دارید و بعد فرمود: وَعَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ. به عبارت دیگر فکر نکنید هر خیری به شما برسد ارتقاء درجه برای شماست و ممکن است نعمتی برای انسان شر و نقمتی برای انسان خیر باشد. از این رو اگر نظام ارزیابی ما لذت‌گرایی باشد این نظام، غلط است. خداوند فرموده است. وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ کَفَرُوا أَنَّما نُمْلي‏ لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلي‏ لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ؛ خیال نکنند کسانی که کافر شدند لذات و نعمات  برای آنان خیر است بلکه این نعمات برای آنان است تا عذابشان زیاد شود. 

ایکنا ـ چه درس‌های اخلاقی و تربیتی( (مانند صبر، شکر، توکل، رضا) از دیدگاه قرآن و روایات در مواجهه با آزمایش‌های الهی(چه در سختی و چه در نعمت) قابل استخراج است؟

اگر انسان به خوبی صفات جمال و جلال خدا یعنی رحمانیت، رحیمیت، حکمت و عدالت خدا را بشناسد رضایت‌مندی از آنچه خدا برای او در نظر می‌گیرد در بعد فردی و اجتماعی حاصل خواهد شد و به تعبیر دیگر توحید پایه درک سنت ابتلاء و امتحان است و بر این اساس، شکر و صبر نشانه ایمان است و نشاط برای انسان از امتحانات الهی حاصل می‌شود زیرا انسان چیزی را می‌پسندد که جانان پسندد. 

از این رو انتظارات انسان تنظیم شده و انتظارات واقعی از غیرواقعی جدا می‌شود. در این راستا، علاوه بر توحیدمحوری، معادمحوری و یقین به آخرت موجب غنای درونی در انسان می‌شود و نزدیکی به خدا در اوج بلا حاصل می‌شود، زیرا انسان با همه وجود دریافت می‌کند که چرا خدا در آیه 115 سوره مؤمنون فرموده است: أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ؛ آیا پنداشته‌اید که شما را بیهوده و عبث آفریدیم، و اینکه به سوی ما بازگردانده نمی‌شوید؟ وقتی انسان قرار است معاد و آخرت داشته باشد جایی برای ناراحتی و غیرخشنودی وجود ندارد. 

در ابتدای بحث به آیه 156 سوره بقره اشاره شد و در ادامه آن خداوند فرموده است: وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ؛ أُولَٰئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ. صابرین کسانی هستند که  وقتی به آنان مصیبتی وارد شود انا لله و انا الیه راجعون می‌گویند. راه پیروزی در این آزمایش صبر و استقامت و توجه به گذرابودن مشکلات است و اینکه انسان بداند قرار نیست دائما در دنیا باشد. در روایت داریم وقتی با مصیبت مواجه شدید کلمه استرجاع را زیاد بگویید. 

نکته دیگر اینکه نتیجه تفکر و روش زندگی در سایه باور به انا لله و انا الیه راجعون منتج به این نتیجه است: أُولَٰئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ. خدا امید و رحمتش را بر این افراد نازل می‌کند و اینها هدایت شده هستند و این موضوع انگیزه قوی در انسان ایجاد می‌کند که شکرگزار باشد و بگوید خدایا شکر از اینکه این سختی و مصیبت را به من دادی که مایه شکرگزاری من شود. 

ایکنا ـ راه‌کارهای قرآنی و روایی برای دعا، استغاثه و یاری جستن از خداوند در هنگام مواجهه با آزمایش‌های دشوار چیست؟

در این باره آیه 62 سوره مبارکه نمل را مطرح می‌کنم که معمولا قبل و بعد از دعا تبرکا و تیمنا می‌خوانیم: أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِيلًا مَّا تَذَكَّرُونَ؛ کیست که هر گاه مضطر از او درخواست بکند او را اجابت کند و سوء را از او رفع کند؟ به عبارتی راهکار دومی که ما در مواجهه با امتحانات سخت از قرآن استفاده می‌کنیم این است که انسان باید در درگاه الهی مضطر و درمانده شود و از تمامی امکانات  ظاهری ببندد و واقعا به خدا متصل شود و انا لله‌ بودن را با همه وجود درک کند و دل از غیر خدا ببرد و فقط دل به او توجه داشته باشد و نتیجه این نیز، مهم و جالب است. 

در تفاسیر در ذیل این آیه شریفه گفته شده است که اگر دعاهای ما مستجاب نشود چه دلیلی دارد؟ از جمله اینکه شاید برای ما خیر نبوده است یا شاید درخواست ما جدی و همراه با اضطرار نبوده است؛ شاید در درگاه خدا اخلاص نداشتیم و برخی حکمت و موارد دیگر. مثلا شاید درخواست و دعای ما به صلاح ما نیست و یا خدا به جای آن بلایی از ما دفع کرده است یا در قیامت جبران کند و یا به نسل آینده عطا کند. بنابراین اگر دیدگاه انا للهی و انا الیه راجعونی و اضطرار داشته باشیم انشاءالله سوء و بدی از ما دور خواهد شد. در ذیل آیه دارد که مضطر حقیقی حضرت صاحب الزمان(عج) است و یکی از دعاهای اصلی ما هم همین باید باشد.  

انتهای پیام
خبرنگار:
علی فرج زاده
دبیر:
سلما آرام
captcha