کد خبر: 4347314
تاریخ انتشار : ۳۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۵
ابوالحسن فیاض‌انوش مطرح کرد

جنگ رمضان میدان تقابل و جایگزینی تمدن‌هاست

عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان با تحلیل جنگ رمضان از منظر برخورد تمدن‌ها گفت: در مدل‌های تمدنی می‌بینیم که دو تمدن هنگام جایگزین‌شدن با یکدیگر برخوردهایی دارند؛ یعنی تمدنی که در سراشیبی قرار دارد، ما تمدن غرب را در این وضعیت می‌بینیم، با تمدنی که در حال برخاستن است، برای مدتی با هم برخورد می‌کنند.

ابوالحسن فیاض انوش عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهانایران در نهم اسفندماه سال گذشته برای دومین بار در طی یک سال، مورد تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفت و در جنگی 40 روزه، دفاعی تمام‌عیار از خود داشت و توانست جنایتکاران متجاوز را به عقب براند. حوادث و رخدادهایی که در این جنگ شاهد بودیم، می‌تواند مسیر تازه‌ای پیش روی ایران، منطقه و جهان بگشاید. در همین راستا، خبرنگار ایکنا از اصفهان، درباره روایت این جنگ 40 روزه و دستاوردهای آن با ابوالحسن فیاض انوش، عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان گفت‌وگو کرده است که متن آن را در ادامه می‌خوانیم:

ایکنا ـ کشور ما در شرایطی که خواهان جنگ نبود، مورد تجاوز قرار گرفت و به لحاظ قانونی و شرعی، ملزم به دفاع از خود و مقابله با متجاوز بود. به نظر شما، ایران در مقام دفاع از خود چه دستاوردهایی حاصل کرد؟

به‌طور کلی، جنگ رمضان برای ایران، دستاوردهایی نظامی و غیرنظامی‌ به‌دنبال داشت که نتیجه اصلی آن‌ها را می‌توان تقویت و افزایش روحیه خودباوری ملی دانست. دستاوردهای غیرنظامی ایران شامل سه محور اصلی است؛ محور نخست، بروز مجدد و بیش از پیش روحیه اتحاد، همبستگی و انسجام ملی در مردم ایران که نمونه آن را در جنگ 12 روزه نیز شاهد بودیم.

با توجه به طولانی‌تر‌ شدن جنگ رمضان نسبت به جنگ 12 روزه، این انسجام ملی به‌ شیوه خاصی تجلی یافت؛ به‌طوری که مردم ایران با حضور خود، اجتماعات شبانه‌ای در خیابان‌ها، در ماه مبارک رمضان و بعد از آن رقم زدند که اقتضائات خاصی داشت و بسیار چشمگیر بود. اجتماعات شبانه مردم در جنگ رمضان را می‌توان دستاورد بزرگ معنوی و فرهنگی برای جامعه ایرانی در نظر گرفت و به آن تکیه زد، زیرا بسیاری از توطئه‌های دشمنان را نقش بر آب کرد و باعث برانگیخته‌شدن خشم آنان شد.

دشمنان ایران خشم خود نسبت به حضور همه‌جانبه مردم در میادین را به‌وسیله رسانه‌ها ابراز کردند. رهبر شهید انقلاب اسلامی به مبعوث‌شدن مردم در موقعیت‌های بحرانی آینده اشاره کرده بودند؛ این حضور پرشور ملت ایران به سخن رهبر شهید امت جامه عمل پوشاند. تجمعات شبانه مردم ایران در دوران 40 روزه جنگ و 14 روز آتش‌بس بسیار مهم و تأثیرگذار بود.

محور دوم دستاوردهای غیرنظامی، واضح‌ترشدن چهره شخصیت‌ها، گروه‌ها و جناح‌هایی در کشور بود که روحیه خودباوری در آنان چندان قوی نیست. این افراد می‌توانند در بدنه حاکمیت هم حضور داشته باشند، ولی دیدیم که با گذشت زمان زیادی از آغاز جنگ، بسیاری از آنان سکوت کردند، با رسانه‌های خارجی ارتباط گرفتند، مطالبی نوشتند و با این اقدامات نشان دادند که انسان‌های زمان‌شناسی نیستند و چه‌بسا با وجود در اختیار داشتن مقام و منصب‌ها، از مردم جامعه عقب‌تر ایستاده‌اند. با وضوح بیشتر چهره این جماعت، رسانه وظیفه دارد بیش از پیش به آنان بپردازد. باید دانست که پرداختن به آنان، منافی وحدت و انسجام ملی نیست، چراکه بخشی از تقویت انسجام و وحدت، شناسایی عوامل مخرب همبستگی و معرفی بیشتر آنان به جامعه است.

محور سوم، اشراف هرچه بیشتر بر ظرفیت‌های جغرافیایی ـ سیاسی و جغرافیایی ـ اقتصادی کشور است. از ابتدای انقلاب اسلامی، مسئله بستن تنگه هرمز از سوی ایران مطرح شده بود؛ برخی این سخنان را به تمسخر می‌گرفتند و برخی آن‌ها را تخیلی می‌دانستند. امام خمینی(ره) در ابتدای جنگ تحمیلی عراق فرمودند، اولین ناو آمریکایی که به خلیج فارس می‌آید، باید مورد اصابت پرتابه‌های ایرانی قرار گیرد؛ اما برخی مسئولان با ملاحظات و مصلحت‌اندیشی این اقدام را انجام ندادند، ولی امروز با شهادت قائد اعظم امت و تأکید رهبر معظم انقلاب، تنگه هرمز کنترل شد. این اقدام نشان داد که در تمام طول عمر انقلاب اسلامی، ما با نجابت یا غفلت از این اهرم فشار بزرگ به‌خوبی استفاده نکرده بودیم.

ایکنا ـ دستاوردهای نظامی شامل کدام موارد هستند؟

در عرصه دستاوردهای نظامی، مباحث بسیاری مطرح شده است که اکنون به چهار مورد از آن‌ها اشاره می‌کنم. این چهار مورد برای اولین بار در تاریخ نظامی جهان محقق شدند. اولین مورد، انهدام آواکس آمریکایی در فرودگاه بود. می‌دانیم که برای برخورد دقیق موشک به بدنه این هواپیما از فاصله چند صد کیلومتری، دقت فراوانی لازم است و این مسئله محقق شد. این مدل از هواپیماها نقش فراوانی در مدیریت جنگ داشتند، اما یکی از آن‌ها کاملاً منهدم شد و سه‌تای دیگر به‌شدت آسیب دیدند. در نتیجه، راهبری هوایی آمریکا تا حدی فلج شد.

مورد دوم، انهدام سوخت‌رسان‌های آمریکایی بود که همه مردم دنیا را شگفت‌زده کرد. مورد سوم، سقوط F35 بود که بعضاً آن را پنهان‌ از چشم خداوند توصیف می‌کردند. ادعا می‌شد که هیچ سامانه‌ پدافندی نمی‌تواند این جنگنده را شکار کند؛ ولی به لطف خدا به‌وسیله ایرانیان مورد اصابت قرار گرفت و در مرکز ایران سقوط کرد. به این ترتیب، مقدمه طراحی سناریوی نجات خلبان آن به دروغ برای انجام عملیات هلی‌بورن فراهم شد.

مورد چهارم، انهدام سامانه راداری تاد است. این سامانه، شکارگر موشک است و به‌آسانی نمی‌توان آن را شکار کرد. بنابراین، شکارکردن این سامانه راداری به‌ معنای اقدامی بزرگ است. در نتیجه، خودباوری ملی و دوری از روحیه خودتحقیری، نتیجه واضح دستاوردهای نظامی و غیرنظامی جنگ رمضان برای ایران است که باید با سرمایه‌گذاری فراوان، آن را به بدنه جامعه تزریق کرد. رسانه‌ها و برخی افراد در داخل کشور، به مدت طولانی روحیه خودتحقیری را به جامعه القا کردند؛ اما امروز به سبب دستاوردهایی که در جنگ تحمیلی سوم حاصل شد، روحیه شعفی در همه سنین و اقشار جامعه احساس می‌شود که باید به آن ارج نهاد و آن را برجسته‌تر کرد.

ایکنا ـ به نظر شما، جنگ رمضان را برای نسل امروز و آینده ایران چگونه باید روایت کرد تا حقایق آن بی‌کم‌وکاست ثبت و ضبط شود؟

جنگ رمضان می‌تواند در سه سطح خرد، کلان و ملموس روایت شود. هر مورخی می‌تواند رویدادها را از منظر خرد، یعنی مسائل روزمره نگاه کند. این سطح بسیار مهم است، به‌طوری که وقایع روزمره و تجربیات شخصی هر انسان، نه‌تنها به‌وسیله مورخان، بلکه از سوی همه افراد جامعه، از استاد دانشگاه گرفته تا خانم خانه‌دار یا دانش‌آموزان باید در خاطرات شخصی آنان با جزئیات ثبت شود. به احتمال زیاد، این گزارش‌ها هیچ‌گاه در هیچ‌کجا منتشر نخواهد شد، ولی ثبت این تجربیات برای آینده فرزندان و نسل‌های بعدی هر خانواده اهمیت بسیار دارد. دست به قلم‌ بودن را همیشه به دانشجویان و بعضاً به دیگر افراد توصیه می‌کنم. هر کسی باید تجربیات خود را در زندگی ثبت و ضبط کند.

منظور از سطح کلان، روایت از منظر تمدن و برخورد تمدن‌هاست. در موقعیت‌هایی که غرق در جزئیات هستیم، ممکن است به حضور در مقاطع مهم جهان و تاریخ کمتر اهمیت دهیم. برای نمونه، می‌توان شخصی را در نظر گرفت که در کوچه‌پس‌کوچه‌های محله‌ای به‌دنبال نشانی می‌گردد، ولی کسی که با بالگرد آن محله را تماشا می‌کند، بهتر می‌تواند موقعیت را بررسی کند.

بنابراین، نگاه تمدنی به حوادث، به ما کمک می‌کند تا در افت‌وخیز وقایع، میزان کمتری از اضطراب و دلهره را تجربه کنیم. با نگاهی که مکتب اسلام به مفاهیم انتظار، مهدویت و... دارد، می‌توان در نظر داشت که سرنوشت این جنگ و رویارویی به نابودی یک تمدن و جایگزین‌شدن تمدن دیگری منجر خواهد شد. اگر با جدیت به وعده‌های الهی و بعد از آن، به توانمندی‌های خود ایمان داشته باشیم، حتماً از این مقطع عبور خواهیم کرد.

ما ملت ایران، اکنون در میانه راه قرار داریم. در اینجای مسیر نباید به دستاوردهایی که حاصل کردیم، سرگرم و از هدف اصلی غافل شویم. باور دارم که این جنگ، چیزی نیست که با یک یا دو برخورد این‌گونه به پایان برسد؛ بلکه مدت بیشتری به طول خواهد انجامید. اگر آغاز آن را سال 1403 در نظر بگیریم، حداقل دو سال طول می‌کشد تا به پایان برسد؛ چراکه مدل‌های تمدنی چنین الگویی را نشان می‌دهد. در مدل‌های تمدنی می‌بینیم که دو تمدن هنگام جایگزین‌شدن با یکدیگر برخوردهایی دارند؛ یعنی تمدنی که در سراشیبی قرار دارد، ما تمدن غرب را در این وضعیت می‌بینیم، با تمدنی که در حال برخاستن است، برای مدتی با هم برخورد می‌کنند.

سطح سوم، روایت ملموس است. در این سطح باید از موقعیت‌های پیش‌آمده به‌خوبی استفاده کنیم. بیشتر مورخان برای روایت تاریخ از روایت‌های مکتوب اسناد بهره می‌برند. ممکن است مورخان آینده با اما و اگر به اسنادی که امروز بر جای مانده است، نگاه کنند. خوشبختانه کشور ما امروز چند سند کاملاً بکر در دست دارد که می‌تواند آن‌ها را به یادمان تبدیل کند. یکی از این اسناد، مدرسه شجره طیبه میناب است. این مکان به هیچ وجه نباید بازسازی شود؛ بلکه باید به سایت یا موزه‌ای برای آیندگان تبدیل شود تا نسل‌های بعدی شاهد جنایتی باشند که امروز در ایران اتفاق افتاد. عکس و نام دانش‌آموزان شهید این مدرسه باید در این موزه نصب شود. این حادثه چنان فجیع است که شاید آیندگان گمان کنند داستانی بیش نیست و اصلاً بچه‌های شهید میناب وجود خارجی نداشتند؛ ولی ما با ثبت این مدرسه و نصب تصاویر کودکان می‌توانیم از این مسئله پیشگیری کنیم.

سند دیگر، حادثه دشت مهیار در صحرای نصرآباد اصفهان است. نباید لاشه‌های هواپیماها از محل حادثه جابه‌جا شود، زیرا این مکان می‌تواند یک سایت ملی بسیار ارزشمند برای کشور باشد. می‌توان در محل وقوع این حادثه، موزه‌ای با سه بخش بنا کرد؛ بخشی از آن، سالن شیشه‌ای بزرگی برای نمایش تمام لاشه‌های باقی‌مانده از هواپیما باشد و از این اجسام در برابر باد، بارندگی و... محافظت کند.

در بخش دیگری از این موزه، همه اسناد جنگی به‌‌جامانده از جنگ 12 روزه و رمضان ثبت و ضبط شود که می‌تواند شامل اوراق هویتی به‌جا‌مانده از آمریکایی‌ها در صحرای نصرآباد، لاشه‌های به‌جامانده از موشک‌ها و... در سراسر کشور باشد. بخش سوم نیز بازوی رسانه‌ای بین‌المللی موزه به سه زبان فارسی، عربی و انگلیسی است؛ به‌طوری که در قالب انتشارات، رخدادهای جنگ را در سطح جهان منتشر کند و میزبان گردشگران ایرانی و خارجی باشد.

این سبک روایت، آیندگان را با واقعیت ملموس جنگ تحمیلی سوم بیشتر آشنا می‌کند. می‌توان این موزه را «ایران قوی» نام‌گذاری کرد، ولی توصیه می‌کنم که کلیت پروژه، «نصرآباد» نامیده شود؛ چراکه این حادثه در صحرای نصرآباد اتفاق افتاد. علاوه بر این، نام نصرآباد از دو واژه ترکیب شده است که واژه اول، یعنی «نصر» می‌تواند تداعی‌کننده یاری و نصرت خداوند باشد و کلمه دوم، یعنی آباد باعث آبادانی و رونق بیشتر منطقه جنوب شرق اصفهان باشد.

البته فاجعه ناو دنا را نیز فراموش نکرده‌ام، اما با توجه به اینکه به محل رخداد این فاجعه دسترسی نداریم، در بحث جای نگرفت. اگر بتوان اجسام باقی‌مانده از آن ناو را به کشور منتقل کرد یا تصاویری از آن داشته باشیم، می‌توانیم با قرار دادن آن‌ها در موزه، در بخش میراث ملموس از آن استفاده کنیم. اهمیت این فاجعه بسیار زیاد است.

ایکنا ـ با توجه به رخدادها و تجارب حاصل از جنگ رمضان، رویکرد ما از این پس نسبت به شرایط و آینده کشور چگونه باید باشد؟

باید به یاد داشته باشیم که پیروزی ایران تا این مرحله از جنگ، صرفاً مقدمه‌ای برای ورود به گام دوم انقلاب اسلامی است. ما برای آغاز مرحله جدیدی از این تاریخ، باید بدانیم که در چه شرایطی قرار داریم و این دوران چه ویژگی‌هایی برای ما ایجاد کرده است. به نظر من، حداقل سه خصوصیت برای این مرحله می‌توان در نظر داشت. اولاً، اگر به لطف خداوند با سرافرازی از این برهه عبور کنیم، شاهد اقتدار بیشتر ایران در سطح منطقه و جهان خواهیم بود. تبدیل‌شدن ایران به قدرت چهارم دنیا، برای عناصر داخلی و خارجی مسجل می‌شود.

اگر با ظرفیتی که ایران دارد، بتواند این جنگ را با دست برتر به پایان برساند، مسئولان کشور باید شرایط جدید را به‌خوبی مدیریت کنند. بنابراین، پیروزی بعد از مدتی که پیش‌تر بیان کردم، ایران را وارد دوره‌ای از رفاه و شکوفایی اقتصادی خواهد کرد. مدل‌های تاریخی نشان می‌دهند، کشورهایی که برای سال‌های قابل توجهی تحت تحریم‌های طولانی بودند، با تحمل آن شرایط و تثبیت دستاوردهای خود در یک پیروزی بزرگ، چشم‌اندازهای اقتصادی عظیمی انتظار آن‌ها را می‌کشد.

در بیان ویژگی سوم، این جنگ حداقل باید شرایطی فراهم کند که شاهد ازاله روحیه ایران‌ستیزی، ایران‌فروشی و تحقیر ایران باشیم که در میان بخشی از جمعیت داخل کشور وجود داشت. حیف است که ملتی با این استعداد و توانمندی، دچار چنین زخم‌های روحی باشد. روحیه ایران‌تحقیری را بعد از رخدادهای سال 1388 در بخشی از بدنه جامعه با شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» مشاهده می‌کردیم.

این شعار نشان می‌داد که بخشی از جامعه فهمی از این واقعیت نداشت که حتی اگر ما کاری با قدرت‌های جهان نداشته باشیم، آن‌ها دست از سر ما برنمی‌دارند. این جنگ اهمیت بازوهای کمکی ما، به‌ویژه لبنان برای حمایت از ایران را نشان داد. روحیه ایران‌ستیزی در بخشی از بدنه مدیران و بدنه اجرایی کلان کشور نیز به چشم می‌خورد که باید عرصه بر این اقشار نیز به تنگ آید و برای ملت عیان شود، این گروه که بخشی از عاملیت جنگ را نیز برعهده داشتند، حداقل یک دهه، با تکیه بر نتوانستن و اصرار بر مذاکره، پیشرفت کشور را به تعویق انداختند.

ایکنا ـ با توجه به جنگ رمضان و تبعات ناشی از آن، به نظر شما، موضع افکار عمومی جهان در قبال آمریکا و رژیم صهیونیستی به چه سمت‌وسویی خواهد رفت؟ 

در تاریخ هفتم اکتبر 2023 وقتی رژیم صهیونیستی وارد معرکه‌ای شد که حماس برای آن ایجاد کرده بود، رهبر شهید انقلاب فرمودند اسرائیل هیچ‌گاه به وضعیت خود در پیش از این تاریخ باز نخواهد گشت. به زعم من، هفتم اکتبر و فجایعی که اسرائیل در غزه ایجاد کرد، چهره‌ مظلومی را که یهودیان از خود برای جهان ساخته بودند، فروریخت. به این ترتیب، بسیاری از دانشگاهیان و مردم در بطن جامعه غرب لب به اعتراض علیه آنان گشودند.

مدیریت اذهان بعد از جنگ جهانی دوم به‌گونه‌ای بود که بخش زیادی از مردم دنیا رژیم صهیونیستی را مظلوم و محق می‌دانستند تا هر کاری که دوست دارد، انجام دهد؛ ولی امروز با ندای بلندی که انقلاب اسلامی هنگام تولد خود سر داد و بیان کرد که اسرائیل غده‌ای سرطانی است، همگان شاهد بودند که این رژیم به هیچ انسانی در سراسر جهان رحم نخواهد کرد. فریاد انسان‌ها در مغرب‌زمین، مبنی بر اینکه ما اسیر اسرائیل هستیم و چرا جوانان ما باید برای اسرائیل کشته شوند، از تاریخ هفتم اکتبر اتفاق افتاد.

به نظر من این وضعیت ادامه خواهد یافت، زیرا زمان علیه نظام سلطه است. رژیم صهیونیستی به این حقیقت پی برده و به همین دلیل خود را به تکاپویی با هزینه‌های عظیم انداخته‌؛ به‌طوری که قوانین بین‌المللی را زیر پا می‌گذارد و به هیچ‌چیز اعتنا نمی‌کند. این اقدامات نشانه اواخر عمر این رژیم است، زیرا کسی که بتواند خود را به نحو معقولی بازسازی کند، به چنین پرده‌دری‌هایی نیاز ندارد.

همه این اتفاقات فقط در صورت حفظ انسجام و وحدت ملی ایرانیان و عملکرد هماهنگ مسئولان با میدان محقق خواهد شد. مطالبات مردم مبنی بر اینکه به مذاکره بی‌اعتماد هستند، باید جدی گرفته شود. ما باز هم در آتش‌بس 14 روزه برای چندمین بار تجربه کردیم که مذاکره، فریب ما و فرصتی برای بازسازی دشمن بوده است. البته شاید خود ما نیز توانسته باشیم خود را تقویت کنیم.

انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا سادات مرتضوی
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha