به گزارش ایکنا، حجتالاسلام والمسلمین محمد متقیان تبریزی؛ استاد حوزه علمیه، 30 فروردینماه در نشست علمی «متولی آتش بس و صلح در جنگ با دشمن» که از سوی گروه فقه سياسی مرکز فقهی ائمه اطهار با همکاری حوزه علمیه امام حسن بن علی المجتبی(ع) واحد خواهران تهران برگزار شد، تأکید کرد: در کتب فقهی بابی به نام مداهنه یا آتشبس داریم که البته با مسامحه با عنوان صلح نیز یاد میشود. همچنین در کتب فقهی درباره متولی این مسئله بحث شده است از جمله در مورد جهاد ابتدایی نظر مشهور در فقه شیعه این است که کسی که متولی جهاد ابتدایی است، امام معصوم(ع) است. یعنی وقتی غیبت کبری و امام غایب است، جهاد ابتدایی هم وجود ندارد لذا فقها به دوره غیبت عصر هدنه و آتشبس دائمی با کفار گفته میشود و برخی به آن عصر تقیه گویند.
متن سخنان وی به شرح زیر است:
در مورد جهاد دفاعی گفته شده است که اساساً نیاز به اذن ندارد. امام در تحریر الوسیله گفتهاند که دفاع و جهاد دفاعی نیازی به اذن امام و نایب خاص و عام ندارد و بر هر مکلفی واجب است که از کشور اسلامی دفاع کند.
برخی مانند آیتالله مؤمن و آیتالله خویی و امام شهید، آیتالله خامنهای قائل بودند که جهاد ابتدایی هم در عصر غیبت مشروعیت دارد و نیازی به اذن امام معصوم(ع) هم ندارد. امام خمینی(ره) معتقد بودند که جهاد ابتدایی نیاز به اذن امام دارد.
در جهاد دفاعی گفته شده است که نیازی به اذن ولی فقیه و امام معصوم و نایبان عام و خاص آن ندارد ولی این به معنای عدم مدیریت رهبری و ولی فقیه نیست و باید با مدیریت ایشان انجام شود. در خصوص هدنه، صلح و آتشبس همان کسی که متولی جهاد است متولی آتشبس هم هست؛ اگر امام معصوم بود امر هدنه هم برعهده اوست.
در زمان کنونی که امام معصوم نیست آتشبس باید به دست چه کسی باشد؟ در غیبت کبری اگر گفته شد جهاد ابتدایی مشروع است پس همان ولی فقیه که اذن به جهاد میدهد، اذن به هدنه و صلح هم میدهد. اگر این نظریه را نپذیریم مسلماً دفاع برعهده همه هست ولی آتشبس برعهده کیست؟ براساس باور ما، ولی فقیه باید در مورد هدنه و صلح نظر بدهد زیرا ولی فقیه متولی امور مهم جامعه است.
اگر کسی حتی از اساس نظریه ولایت فقیه را قبول نکند و قائل به نظریه حسبه باشد، باز در این صورت هم قدر متیقن، متصدی برقراری آتشبس فقیه است. همچنین قانون اساسی اعلان جنگ و صلح را بر دوش ولی فقیه قرار داده است. آیتالله خویی معتقد است که ولی فقیه میتواند جهاد ابتدایی را شروع کند لذا هدنه و صلح هم برعهده اوست.
اخیراً برخی گفتهاند که اعلان جنگ و صلح توسط ولی فقیه باید از فرایند مشورت عبور کند. یعنی فقیه با استناد به آیه و شاورهم فی الامر باید با نخبگان خبره مشورت سپس اعلام جنگ و یا صلح کند؛ این سخن غلط نیست ولی نیاز به توضیح و شرط دارد.
در اینجا چند احتمال وجود دارد؛ اول اینکه فقیه موظف است مشورت بگیرد و تابع نظرات کارشناسان باشد یعنی نظر حداکثری جمع کارشناسان مثلاً 10 نفر ملاک امضاء برای او باشد؛ در این صورت فقیه مانند یک کارشناس اعلام نظر میکند.
حالت دوم این است که فقیه میتواند نظر حداکثری را رد کند اما از مشورت برای بازشدن ذهن استفاده میکند تا نظر خودش را بدهد. حالت سوم هم این است که نظر جمع را طبق مصلحت نداند و در عین حال نظری را که خودش دارد اعمال کند که ممکن است منطبق بر نظر اکثریت باشد یا خیر و این به قانون اساسی نزدیک است.
قرآن کریم فرموده است: وشاورهم فی الامر؛ خدا به پیامبر(ص) دستور داده است که در امور با مردم مشورت کن؛ آیا این مشورت درباره احکام الهی است؟ قطعاً خیر، زیرا قانون و احکام خدا تشریعی از ناحیه خود خداست و پیامبر(ص) وظیفه ابلاغ آن را دارد. بنابراین در امور سیاسی و اجتماعی، اقتصادی و ... این مشورت باید صورت بگیرد و وقتی خدا به پیامبر چنین دستوری میدهد به طریق اولی ولی فقیه هم باید مشورت کند.
البته مشورت به معنای اینکه ولی فقیه تابع نظر جمع باشد، درست نیست زیرا آیه هم فرموده است مشورت کن و وقتی تصمیم نهایی را گرفتی، توکل کن.
این سخن که برخی میگویند ولی فقیه باید مشورت کند و بعد براساس نظر اکثریت، اعلام جنگ و صلح کند خلاف ولایت در اسلام و قانون اساسی است.
مردم در مواجهه با مسائل امنیتی و عقیدتی و سیاسی حتماً باید مراقب باشند زیر بمباران خبری قرار نگیرند؛ نکته دیگر اینکه حتماً برای خودشان قواعدی داشته باشند که بتوانند تحلیل کنند. امروز برخی افراد که سنشان از 20 سال بیشتر نیست گاهی تحلیلگر میشوند و در فضای مجازی به مردم تحلیل ارائه میکنند که باید از این افراد بر حذر باشیم.
برخی مدعی شدهاند این آتشبس در جنگ رمضان به آیتالله سیدمجتبی خامنهای تحمیل شده است، باید بپرسید چه دلیلی برای این مسئله دارند؟ به نظر بنده اساساً ساختار کشور ما تحمیلپذیر نیست زیرا نهادها و ساختارهای متعددی وجود دارد که مثلاً دولت نمیتواند چیزی را بر ولی فقیه تحمیل کند. چون اگر این کار ممکن بود چرا پس دولت نمیتواند مانع انتخاب ولی فقیه شود تا خود کشور را اداره کنند. این مسئله توهم است.
مثلاً دولت و ملت ایران در تمام سال حامی لبنان هستند ولی این روزها شنیدیم که مسئولان لبنان را کنار گذاشتند. این هم توهم است؛ حزبالله را ایران بزرگ کرده است و مگر فرزند خود را رها میکند. افرادی که فقط خبر میخوانند همیشه در هیجان اخبار مانند کاه عمل میکنند.
امام شهید بارها بر لزوم مطالعه از سوی مردم تأکید فراوانی داشتند تا تحلیل مردم در عرصه اجتماعی سیاسی عمیق شود. اکنون هر موضوعی در کشور وجود دارد گفته میشود به ولی فقیه تحمیل شده است؛ اگر قرار بود ولی فقیه همه چیز را با تحمیل اداره کند که لایق این جایگاه نیست و مشروعیت ندارد زیرا ولی فقیه باید شجاع باشد و صاحبنظر.
متأسفانه اکنون در توئیتخوانی هم مشکل داریم و هر حرفی ترامپ زد باور میکنیم، در حالی که قرآن کریم فرموده است اگر فاسقی خبری برای شما آورد، آن را بررسی و جستجو کنید. ما نباید در موج خبرها قرار بگیریم و در آن غرق شویم.
مدل سخنان برخی افراد فاقد عقلانیت سیاسی و مشحون از احساس و هیجان است. متأسفانه کسانی که اندک مطالعه سیاسی دارند گاهی اظهارنظر میکنند و شاهد شلختگی در این عرصه هستیم.
انتهای پیام