کد خبر: 4347560
تاریخ انتشار : ۳۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۹
یادداشت

خطای تعمیم راهبردی ترامپ در جنگ با ایران

تعمیم تجربه فشار آمریکا و ترامپ بر ونزوئلا به ایران می‌تواند به خطای محاسبه راهبردی منجر شود و در این دو ماه از آغاز جنگ این خطای راهبردی ترامپ و متحدانش به وضوح در همه دنیا بشکل آشکار و ملموس تحقق یافت.

خطای تعمیم راهبردی ترامپ در جنگ با ایران

خسرو کنعانی، رئیس سازمان جهاددانشگاهی آذربایجان‌شرقی، در یادداشتی نوشت: تفاوت در تاب‌آوری نهادی، محیط ژئوپلیتیکی، ظرفیت بازدارندگی و سطح تعلق ملی و وطن‌دوستی در ایران و متغیرهایی از این قبیل تعیین‌کننده هستند که هرگونه قیاس ساده‌انگارانه در این مسئله را با چالش جدی مواجه می‌کنند. در روابط بین‌الملل، یکی از خطاهای تکرارشونده، تعمیم تجربه یک کشور به کشوری دیگر است. سیاست‌گذاران گاه براساس تجربه‌های پیشین، به این جمع‌بندی می‌رسند که الگوهای فشار اقتصادی، سیاسی و یا نظامی می‌تواند در محیط‌های متفاوت و کشورهای متفاوت نیز نتایج مشابهی تولید کند. این در حالی است که هر کشور، دارای زمینه‌های تاریخی، نهادی، اجتماعی و ژئوپلیتیکی خاص خود است. مقایسه ایران و ونزوئلا نمونه‌ای روشن از خطر این ساده‌سازی است.

تفاوت‌های ساختاری و نهادی؛ تاب‌آوری در برابر فشار

یکی از مهم‌ترین شاخص‌های پایداری سیاسی، «تاب‌آوری نهادی» است؛ یعنی توان ساختارهای حکمرانی برای مدیریت بحران و حفظ انسجام در شرایط فشار. ونزوئلا در سال‌های گذشته با بحران اقتصادی عمیق، فروپاشی پول ملی، تورم افسارگسیخته و شکاف‌های جدی سیاسی مواجه بوده است. این شرایط، ظرفیت مقاومت ساختاری را کاهش داده و آسیب‌پذیری سیستم را افزایش داده است.

در مقابل، ایران طی دهه‌های گذشته تجربه جنگ گسترده، تحریم‌های طولانی‌مدت و فشارهای مداوم خارجی را پشت سر گذاشته است. این تجربه تاریخی به شکل‌گیری سازوکارهای تطبیقی، شبکه‌های جایگزین اقتصادی و هماهنگی‌های نهادی در شرایط بحران انجامیده است. همین سابقه، سطحی از آمادگی ساختاری برای مواجهه با فشار را ایجاد کرده که قابل قیاس ساده با ونزوئلا نیست.

محیط ژئوپلیتیکی؛ دو جغرافیای کاملاً متفاوت

ونزوئلا در آمریکای لاتین قرار دارد؛ منطقه‌ای که سطح رقابت‌های امنیتی و درگیری‌های چندلایه در آن محدودتر است. در چنین محیطی، فشار خارجی الزاماً با واکنش زنجیره‌ای منطقه‌ای گسترده مواجه نمی‌شود. اما ایران در یکی از حساس‌ترین مناطق جهان، یعنی خاورمیانه، واقع شده است؛ منطقه‌ای با شبکه‌ای پیچیده از بازیگران دولتی و غیردولتی، رقابت‌های امنیتی فشرده و اهمیت حیاتی در بازار انرژی. در چنین ساختار امنیتی درهم‌تنیده‌ای، هرگونه اقدام نظامی علیه یک بازیگر مهم می‌تواند به‌سرعت فراتر از مرزهای همان کشور گسترش یابد و پای بازیگران دیگر منطقه را نیز به درگیری باز کند. به همین دلیل، بسیاری از تحلیل‌های راهبردی درباره خاورمیانه بر این نکته تأکید دارند که درگیری با بازیگران کلیدی این منطقه ظرفیت بالایی برای سرایت و تبدیل شدن به بحران یا جنگی با ابعاد منطقه‌ای و حتی فرامنطقه‌ای دارد. همان پیش بینی که رهبر شهید انقلاب در سخنرانی سال گذشته 12 بهمن‌ماه، سالروز بازگشت امام خمینی به میهن و آغاز جشن‌های دهه فجر و چهل‌وهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، در دیدار با جمعی از اقشار مختلف مردم در حسینیه امام خمینی(ره) فرمودند: «آمریکایی‌ها بدانند که اگر این دفعه جنگ راه بیندازند، این جنگ، جنگ منطقه‌ای خواهد بود».

بازدارندگی و محاسبه هزینه فایده

در نظریه‌های امنیتی، بازدارندگی زمانی معنا می‌یابد که هزینه‌های اقدام برای طرف مقابل بالا و پیش‌بینی‌ناپذیر باشد. ظرفیت‌های دفاعی و بازدارندگی ونزوئلا در سطح منطقه‌ای محدود ارزیابی می‌شود. در مقابل، ایران طی دهه‌ها راهبرد بازدارندگی نامتقارن را توسعه داده است. این راهبرد بر افزایش هزینه‌های بالقوه هرگونه اقدام مستقیم یا غیرمستقیم تکیه دارد. در چنین شرایطی، هرگونه مقایسه مکانیکی میان دو کشور، می‌تواند منجر به خطای محاسبه در ارزیابی هزینه‌های واقعی شود.

تعلق ملی، وطن‌دوستی و تجربه مقاومت اجتماعی

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های ایران با ونزوئلا، سطح و عمق تعلق ملی و حافظه تاریخی مقاومت دو ملت است. جامعه ایران تجربه یک جنگ هشت‌ساله را در حافظه جمعی خود دارد؛ تجربه‌ای که مفهوم دفاع از سرزمین، هویت ملی و تمامیت ارضی را به بخشی از فرهنگ عمومی این کشور تبدیل کرده است. در چنین بستری، تهدید خارجی اغلب موجب تقویت حس وطن‌دوستی و همبستگی اجتماعی در سطح بالا می‌شود.

مطالعات جامعه‌شناختی نشان می‌دهد که در برخی کشورها، فشار خارجی می‌تواند به واگرایی داخلی منجر شود؛ اما در جوامعی که سرمایه نمادین «وطن» و «تمامیت سرزمینی» پررنگ است، واکنش غالب می‌تواند در جهت مقاومت و انسجام باشد. در تحلیل تطبیقی، نمی‌توان الگوی واکنش اجتماعی ونزوئلا را معادل واکنش جامعه ایران در شرایط مشابه دانست. تفاوت در تاریخ سیاسی، ساختار اجتماعی و هویت ملی، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری رفتار جمعی ایفا می‌کند.

اقتصاد نفتی؛ شباهت ظاهری، تفاوت عملکردی

هر دو کشور صادرکننده نفت هستند، اما ساختار اقتصادی، تنوع تولید، شبکه‌های تجاری و تجربه مواجهه با تحریم‌ها تفاوت‌های مهمی دارند. اقتصاد ایران سال‌ها با محدودیت‌های خارجی سازگار شده و سازوکارهایی برای ادامه فعالیت در شرایط فشار ایجاد کرده است. این سازگاری تاریخی، سطحی از انعطاف‌پذیری ایجاد کرده که در تحلیل کارآمدی فشار اقتصادی باید مورد توجه قرار گیرد.

خطای محاسبه راهبردی؛ خطر کم‌برآوردی تفاوت‌ها

در ادبیات امنیتی، «خطای محاسبه» زمانی رخ می‌دهد که یک بازیگر، ظرفیت‌ها، اراده یا واکنش طرف مقابل را کمتر از واقع برآورد کند. تعمیم تجربه ونزوئلا به ایران، بدون در نظر گرفتن تفاوت‌های نهادی، ژئوپلیتیکی و اجتماعی، می‌تواند مصداق چنین خطایی باشد. کم‌برآوردی انسجام اجتماعی، ظرفیت بازدارندگی یا پیچیدگی محیط منطقه‌ای، ممکن است برآورد هزینه ـ فایده را دچار انحراف کند و پیامدهایی پیش‌بینی‌نشده ایجاد نماید.

جمع بندی

در نهایت باید گفت: ایران نه از نظر ساختار نهادی، نه از نظر انسجام اجتماعی در بحران، نه از منظر هویت تاریخی و فرهنگی، و نه از حیث موقعیت ژئوپلیتیکی، قابل قیاس با ونزوئلا نیست. هر تحلیل یا تصمیمی که این تفاوت‌های عمیق را نادیده بگیرد، در معرض خطای راهبردی جدی قرار خواهد داشت. به بیان روشن‌تر، ایران برای هیچ قدرت خارجی «نسخه تکرارپذیر» تجربه کشوری دیگر نخواهد بود؛ زیرا جامعه‌ای با ریشه‌های عمیق تاریخی، حافظه بحران، و ظرفیت همبستگی در شرایط تهدید خارجی، معادلاتی متفاوت و پیچیده‌تر از آن چیزی می‌سازد که در مقایسه‌های سطحی دیده می‌شود.

انتهای پیام
captcha