کد خبر: 4347829
تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۳
در گفت‌وگو با ایکنا مطرح شد

بحران اجتماعی؛ عرصه تجلی عینی همبستگی ملی

عضو هيئت علمی دانشگاه اصفهان با بیان اینکه یکی از عرصه‌های تجلی عینی همبستگی، بحران‌های اجتماعی است، گفت: اگر جامعه را به‌مثابه پدیده‌ای فرهنگی در نظر بگیریم، در شرایط بحرانی مانند جنگ، آسیب‌ها و زخم‌هایی که بر تن این پدیده فرهنگی از منظر همبستگی و سرمایه اجتماعی وارد شده است، کارکرد پیشین را ندارد.

تجمعات مردمییکی از ویژگی‌های شاخص جنگ رمضان، پدیده تجمعات مردمی است که از آغازین روزهای جنگ در حمایت از وطن شکل گرفت و با وجود آتش‌بس، همچنان با قوت ادامه دارد. اهمیت این تجمعات شبانه به‌گونه‌ای است که با توجه به اتفاقات دی‌ماه سال گذشته و تلاش دشمن برای ایجاد آشوب و ناامنی در شهرها، صاحبنظران و تحلیل‌گران حضور مردم در خیابان‌ها را ضامن امنیت کشور در میانه تجاوز آمریکایی صهیونیستی می‌دانند. با توجه به فراگیری این پدیده در تمام نقاط کشور و حضور اقشار مختلف مردم با سلایق و گرایش‌های متفاوت در تجمعات، خبرنگار ایکنا از اصفهان بر آن شد تا در گفت‌وگو با احمد مهرشاد، عضو هيئت علمی گروه جامعه‌شناسی دانشگاه اصفهان، این پدیده را از منظر همبستگی ملی و سرمایه اجتماعی بررسی کند که در ادامه، شماره نخست این گفت‌وگو را می‌خوانیم:

ایکنا ـ منظور از همبستگی ملی چیست و با چه شاخص‌هایی تعریف می‌شود؟

همبستگی ملی، شاخه‌ای از مفهوم همبستگی اجتماعی در ادبیات علوم اجتماعی است. این مفهوم در جامعه‌شناسی مدرن با امیل دورکیم شناخته شد. دورکیم انواع گوناگونی برای همبستگی اجتماعی قائل است. از نظر او در نظام جامعه سنتی، نوعی از همبستگی مبتنی بر اشتراکات افراد برقرار بود که همبستگی مکانیکی نام دارد؛ در حالی‌که مبنای انسجام در جهان مدرن، افتراقات افراد است. دورکیم همبستگی ناشی از تفاوت‌ها را همبستگی ارگانیک نامید. بنابراین، انسان‌ها در دنیای مدرن نیز براساس نیازهای متقابل و تفاوت‌ با یکدیگر، همبستگی دارند.

به‌طور کلی، اگر بخواهیم همبستگی ملی را شاخه‌ای از همبستگی اجتماعی در مقیاس دولت ـ ملت بدانیم، شاید بتوان گفت همبستگی اجتماعی وضعیتی است که در آن تعاملات افقی و عمودی اعضای جامعه بر محور نگرش‌ها و هنجارهای مشترک شکل می‌گیرد. اعتماد، احساس تعلق، تمایل به مشارکت و یاری‌رساندن به دیگران، از جمله نمودهای رفتاری این مفهوم است.

یکی از عرصه‌های تجلی عینی همبستگی، بحران‌های اجتماعی است؛ زیرا میزان برخورداری جامعه از همبستگی اجتماعی، میزان تاب‌آوری در سطح جامعه را نیز معین می‌کند. در نظریه‌های جامعه‌شناسی، ابعاد و شاخص‌های متنوعی برای همبستگی اجتماعی تعریف شده است. از میان جامعه‌شناسان کلاسیک می‌‌توان به تالکوت پارسونز اشاره کرد که به اعتقاد او، ارزش‌ها و نظام هنجاری مشترک، همبستگی‌ جامعه را شکل می‌دهد. وجود ارزش‌های مشترک و نظام هنجاری معین در جامعه، زیربنای شکل‌گیری همبستگی اجتماعی به‌شمار می‌رود.

همچنین، فردریک جانسون ابعاد گوناگونی برای همبستگی اجتماعی معرفی می‌کند. دوگانه‌های میزان تعلق خاطر افراد به جامعه یا احساس انزوای آنان از جامعه، تصور افراد از میزان شمولیت در جامعه یا دسترسی محدود به امکانات و طرد‌شدن از جامعه، مشارکت در امور اجتماعی یا بی‌تفاوتی، میزان مشروعیت و مقبولیت جامعه نزد اعضای خود یا بی‌اعتمادی مردم به آن و احساس زندگی در شرایط برابری یا نابرابری اجتماعی، پنج شاخص همبستگی اجتماعی در اندیشه جانسون است.

در خصوص اندیشه‌های جدیدتر نظریه‌پردازان علوم اجتماعی، در یکی از مقالات سال 2023 بیان شده است که می‌توان سطوح خرد، میانی و کلان را برای همبستگی اجتماعی در نظر گرفت. سطح خرد، نگرش‌ها و جهت‌گیری‌های فردی را دربرمی‌گیرد. سطح میانی، تشابهات و تعارض‌های بالقوه گروه‌های اجتماعی را شامل می‌شود و سطح کلان نیز به امور تعیین‌کننده و پیش‌بینی‌کننده جامعه توجه دارد. تاکنون، همبستگی اجتماعی مورد توجه جامعه‌شناسان متعددی قرار گرفته است که نظریات برخی از آنان بیان شد.

ایکنا ـ همبستگی ملی چه ارتباطی با مفهوم سرمایه‌ اجتماعی دارد و تحت تأثیر چه عوامل و شرایطی، افزایش یا کاهش می‌یابد؟

برخی نظریه‌پردازان علوم اجتماعی معتقدند که این دو مفهوم ارتباط بسیار نزدیکی با یکدیگر دارند، به‌طوری که می‌توان گفت همبستگی اجتماعی بخشی از سرمایه اجتماعی است و برخی دیگر سرمایه اجتماعی را لازمه شکل‌گیری همبستگی اجتماعی می‌دانند؛ چراکه با وجود سرمایه اجتماعی بالا، همبستگی بهتری شکل می‌گیرد. البته می‌توان گفت میان دو این دو مفهوم همپوشانی نسبی وجود دارد، به‌طوری که مفاهیم اعتماد و شبکه‌های اجتماعی را ذیل هر دوی آن‌ها می‌توان به‌کار برد.

در بعضی از تعاریفی که ارائه شده است، همبستگی اجتماعی، به‌ویژه در مقیاس ملی، مفهومی کلان تلقی می‌شود؛ در صورتی که بنیان سرمایه اجتماعی در بعضی تعاریف دیگر در سطح خرد پایه‌ریزی شده است و به شبکه روابط بین‌فردی و اعتماد میان اعضای جامعه منجر می‌شود. به عبارت دیگر، می‌توان گفت که با وجود اشتراکات مفهومی و ابعادی میان این دو مفهوم بنیادی در جامعه‌شناسی، همبستگی اجتماعی و ملی در سطوح کلان‌تری نسبت به سرمایه اجتماعی به‌کار می‌رود.

از منظر دیگر، می‌توان گفت که معمولاً گروه‌ها و شبکه‌های خاصی شکل‌دهنده، تقویت‌کننده یا تضعیف‌کننده سرمایه اجتماعی هستند، در حالی‌که همبستگی ملی بیشتر در سطح کلان، کل جامعه و نهادهای مرتبط مشاهده می‌شود. قطعاً می‌توان از میان مطالعات اجتماعی‌ که در ایران و جهان انجام شده است، فهرست بلندی از عوامل مؤثر بر افزایش یا کاهش همبستگی ملی و سرمایه اجتماعی تهیه کرد، ولی از جنبه دیگری هم می‌توان این مسئله را مورد توجه قرار داد.

ایکنا ـ گاهی با توجه به شرایط، درباره رفتار اجتماعی نظراتی مطرح می‌شود، اما به مرور زمان، به‌ویژه در شرایط بحران، رفتاری پیش‌بینی‌نشده از جامعه مشاهده می‌کنیم. چه چیزی جامعه را به پدیده‌ای غیرقابل پیش‌بینی تبدیل می‌کند؟

مفاهیمی مانند همبستگی ملی را باید در ابعاد پیچیده‌تری نیز نگریست. کره زمین را تصور کنید که از لایه‌های گوناگونی تشکیل شده است. اگر ظاهرش را بنگریم، فقط پوسته و سطح آن را می‌بینیم؛ ولی با شکافته‌شدن دل زمین، لایه‌های گوناگون با ویژگی‌های مختلفی عیان می‌شوند. جامعه انسانی هم از لایه‌های گوناگون با ویژگی‌های مختلف تشکیل شده است. در وضعیت عادی، شاید جامعه متشکل از انسان‌هایی با ارتباطات ساده و اختلافات بسیار مشاهده ‌شود که با میزان همبستگی کاهش‌یافته و در حال سقوط، مستعد بحران‌های انسانی و اجتماعی باشد؛ در حالی‌که همین جامعه در موقعیت بحران و تنش‌های بیرونی، واکنش متفاوتی دارد.

برای نمونه، واکنش جامعه به جنگ 12 روزه با جنگ رمضان متفاوت بود که در ادامه گفت‌وگو آن را توضیح می‌دهم. با مشاهده این واکنش‌های متفاوت، پرسشی مطرح می‌شود، مبنی بر اینکه آیا رفتارهایی که در واکنش به جنگ 12 روزه مشاهده شد، درست بود یا واکنشی که امروز نسبت به جنگ رمضان مشاهده می‌شود؟ واقعیت این است که الزاماً قرار نیست هیچ یک از این واکنش‌ها نادرست باشد. باید توجه داشت که هر رفتار در جایگاه خود موضوعیت دارد؛ چراکه عواملی در حال تضعیف همبستگی ملی ایران هستند که باید برای آن‌ها تمهیداتی اندیشید. پیش از این به تصور انسان‌ها برای مشمول جامعه‌ شدن و اهمیت‌دادن جامعه به آن‌ها اشاره کردیم. بنابراین، قطعاً باید برای افزایش این حس، افزایش سطح رفاه و افزایش مشارکت اجتماعی تمهیداتی اندیشیده شود.

رسیدگی‌نکردن به این مسائل، امکان مشاهده فرسودگی در لایه‌های عمیق‌تر فرهنگی را افزایش می‌دهد. تکیه بر اینکه گمان کنیم، همه رفتارها و کنش‌های اجتماعی مبتنی بر لایه‌های سطحی و عیان باشد، تحلیل‌هایی با نتایج نادرست به جامعه تحویل می‌دهد. با توجه به ارزیابی‌هایی که آمریکا و رژیم صهیونیستی از جامعه ایرانی داشتند، کشور ما تاکنون باید برای چندمین بار دچار فروپاشی می‌شد و نظام سیاسی سقوط می‌کرد؛ ولی در واقعیت روند دیگری را مشاهده می‌کنیم.

نمی‌توان گفت دشمنان به لایه‌های عمیق جامعه ایرانی بی‌توجه بوده‌اند؛ چراکه بعضاً مطالعات آنان حتی از مطالعات داخل کشور دقیق‌تر است. ابزارهای فضای مجازی یا ابزارهای علمی پیشرفته موجود در اختیار آنان می‌تواند دست دشمنان را در خوانش ابعاد گوناگون جامعه ایرانی باز بگذارد و آنان را به این نتیجه برساند که همبستگی ملی در جامعه ایرانی کاهش قابل توجهی داشته و سرمایه اجتماعی بسیار آسیب‌ دیده است؛ اما به محض شروع حمله نظامی علیه کشور ما، با صحنه‌هایی پیش‌بینی‌نشده روبه‌رو شوند.

چنین روندی، توجه جامعه‌شناسان و پژوهشگران این عرصه را بیشتر به سوی لایه‌های زیرین جامعه و پیچیدگی‌های آن جلب می‌کند. در یک موقعیت از نگاه دولت ـ ملتی مدرن با عملکردها و کارآمدی نهادهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... به این جامعه می‌نگریم؛ ولی در موقعیتی دیگر به‌مثابه پدیده‌ای فرهنگی به آن می‌پردازیم. این امکان وجود دارد که با فراخوان مفهوم ملت‌بودگی در جامعه به‌مثابه پدیده فرهنگی در موقعیتی مانند جنگ، شاخص‌های مشارکت و طردشدگی کارکرد قبلی را نداشته باشند. قطعاً هنوز آسیب‌ها و زخم‌هایی که پیش‌تر بر تن این پدیده فرهنگی وارد شده بود، عوارض ویژه خود را دارد، ولی آن‌طور که پیش‌بینی می‌شد، کارکرد ندارد؛ زیرا لایه‌ای دیگر از جامعه دچار بحران شده است و نیروهای متفاوتی در حال کنشگری هستند.

مختصصان علوم اجتماعی، صاحب‌نظران و بدنه مردم بعد از این باید متوجه وجود لایه‌های عمیق‌تر جامعه باشند و در پاسداری‌ از آن‌ها بکوشند؛ زیرا این نیروها همچون عوامل اجتماعی می‌توانند آسیب‌ ببینند. با وجود اینکه هنوز مطالعات علمی کاملی در این عرصه صورت نگرفته است، برآوردهای کلی نشان می‌دهد که ملت ایران در نقطه آغازین جنگ 12 روزه از نظر اقدام برای حفظ همبستگی ملی، در مقطع متفاوتی نسبت به جنگ رمضان قرار داشت، چراکه همبستگی ملی بیشتر بود. بعد از جنگ 12 روزه، با بی‌تدبیری‌ها، وقایع و عوارضی از سوی دشمن خارجی به بدنه جامعه ایرانی تحمیل شد که همبستگی ملی ایرانیان را کاهش داد. به اعتقاد من، با وجود همه این حوادث، هنوز هم نیروهای اجتماعی کشور ما به‌خوبی در جامعه نقش‌آفرینی می‌کنند و برای پیشبرد نظم اجتماعی، نیروبخش هستند.

انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا سادات مرتضوی
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha