شیخ اجل، سعدی شیرازی در آثار خود با نگاهی به مقوله جنگ و صلح، در عین قائلبودن به رویکردی صلحجویانه، برای شرایط جنگی به ارائه سامانهای نظامی بهمنظور عملکرد بهتر سپاه در مقابل حمله دشمن پرداخته است؛ هر چند به نظر میرسد تفکرات او به صلح و دوری از جنگ بیشتر متمایل است. در شمارههای پیشین، مشی صلحطلبی، منطق نظامی و حقوق نظامیان از منظر سعدی بررسی و تبیین شد و در یادداشت پیش رو، وظایف نظامیان از دیدگاه وی واکاوی میشود.
سعدی درباره وظایف و تخلفات نظامی، بهدلیل اینکه در مقام قانونگذار نبوده، صرفاً به تبیین اصول کلی بسنده کرده است. پیشتر ذکر شد که نظم در سپاه از نگاه او حائز اهمیت است و دو نمود اصلی به شرح ذیل دارد:
بیشتر بخوانید:
رعایت دستور مافوق و پرهیز از شورش: مهمترین وظیفه رزمندگان، رعایت سلسلهمراتب نظامی و فرمانبرداری از مافوق است. سعدی در اینباره میگوید: «جوانان شایسته بختور/ از گفتار پیران نپیچند سر.» به نظر او، پادشاه همواره باید حتی به نافرمانیهای جزئی درونی سپاه توجه داشته باشد و آن را صرفاً اختلاف کاری پیشپاافتاده تلقی نکند، بهخصوص زمانی که نافرمانی از حالت فردی خارج شود و شکل جمعی به خود بگیرد.
شورش، از جدیترین جرائم نظامی محسوب میشود و در قوانین نظامی امروزی نیز مجازاتهای سنگینی برای آن در نظر گرفته شده است. برای مقابله با نافرمانی و شورش سپاهیان، سعدی بر لزوم دو رویکرد تأکید دارد: فعالیتهای اطلاعاتی فوری و نظارت پیشگیرانه. او هشدار میدهد که نباید به سوگند و عهد یک سپاهی عاصی اتکا کرد، زیرا چنین فردی به فرمانده خود وفادار نیست و از خیانت هراسی ندارد: «سپاهی که عاصی شود در امیر/ ورا تا توانی به خدمت مگیر»، «ندانست سالار خود را سپاس/ تو را هم ندارد ز غدرش هراس.»
سعدی برای پیشگیری از بروز شورش، توصیه میکند: «به سوگند و عهد استوارش مدار/ نگهبان پنهان بر او برگمار»، «نوآموز را ریسمان کن دراز/ نه بگسل که دیگر نبینیش باز.»
آمادگی و تمرین نظامی: وظیفه دوم نظامیان، داشتن آمادگی و انجام منظم تمرینهای نظامی است. این وظیفه، نتیجه مستقیم شغل نظامیگری محسوب میشود. از دیدگاه سعدی، رزمنده موظف است از طریق تمرینهایی مانند شکار، کشتی، تیراندازی و چوگان، آمادگی رزمی خود را همواره حفظ کند: «به کشتی و نخجیر و آماج و گوی/ دلاور شود مرد پرخاشجوی.» البته، تدارک و فراهمکردن امکانات این تمرینها بر عهده خود رزمنده نیست، بلکه وظیفه دستگاه نظامی و مشخصاً مشاوران است. سعدی در اینباره میگوید: «ز نامآوران گوی دولت برند/ که دانا و شمشیرزن پرورند.»
فرار نکردن از میدان نبرد: سومین و خطیرترین وظیفه فرد نظامی در نگاه سعدی، فرار نکردن از میدان نبرد است. برخلاف وظایف و تخلفات پیشین، در این مورد سعدی بدون هیچگونه اغماضی، حکم مرگ را برای رزمنده فراری صادر میکند: «یکی را که دیدی تو در جنگ پشت/ بکش گر عدو در مصافش نکشت.» سعدی در توضیح و توجیه این توصیه سختگیرانه میگوید: «سپاهی که از صف کارزار از دشمن بگریزد، بباید کشت که خونبهای خود را به سلف خورده است. سپاهی را که سلطان نان میدهد، بهای جان میدهد؛ پس اگر بگریزد، خونش شاید که بریزند.»
این حجم از سختگیری درباره فرار از جنگ، با توصیههای اکید سعدی به تأمین آسایش و رفاه نیروهای نظامی متناظر است. این نوع قطعیت در عدالت کیفری سعدی، در موارد دیگر کمتر دیده میشود. او در موارد دیگر، تلویحاً و تقریباً قائل به لزوم دادن فرصت دفاع به متهم است که در تضاد با حکم قاطع و بیچون و چرای او درباره فرار از جنگ قرار میگیرد و اهمیت جایگاه رزمنده و پیامدهای فرار او را در ساختار نظامی برجسته میکند.
از نظر ماهوی، سعدی نظریه کامل و جامعی در خصوص حقوق جنگ در زمانه خود ارائه داده که جایگاه ویژهای در تاریخ حقوق جنگ و صلح یافته است. او سهم خود را در سیر تحول حقوق مخاصمات مسلحانه ایفا کرده و بنابراین، معرفی و جایدادن نام او در فهرست اندیشمندان این حوزه، وظیفهای است که بر عهده تمام حقوقدانان ایرانی و پارسیزبان قرار دارد.
انتهای پیام