
در فضایی که جنگهای نوین، عرصه رویارویی قدرتها را به بسترهای پیچیده اطلاعاتی و روانی کشانده است، هوشیاری در برابر فتنهها و تحلیلهای دقیق از نیات پشت پرده، نقشی حیاتی در حفظ انسجام ملی ایفا میکند. اخیراً، اظهارات مقامات خارجی، از جمله توئیت دونالد ترامپ، مبنی بر وجود اختلاف میان موافقان و مخالفان توافق در ایران، بار دیگر ضرورت این هوشیاری را نمایان ساخته است. چنین اظهاراتی، بیش از آنکه ناظر به واقعیتهای میدانی باشد، ابزاری در جهت دوقطبیسازی و جنگ روانی علیه ملت ایران تلقی میشود.
خبرنگار ایکنا با حسین انواری، عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی پیرامون تلاش دشمن برای دوقطبیسازی در کشور گفتوگویی را انجام داده است. انواری در این مصاحبه، به واکاوی ابعاد مختلف جنگ ترکیبی دشمنان پرداخته و نشان میدهد که چگونه تلاشهای آنان برای ایجاد شکاف میان مسئولان و مردم، از طریق رسانهها و اطلاعات کذب، بخشی از راهبرد کلان آنان است.
متن گفتوگو را در ادامه میخوانیم:
ایکنا - توئیت اخیر ترامپ و تلاش او برای ایجاد دوقطبیسازی در فضای سیاسی کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا میتوان گفت که دشمن پس از ناکامی در حوزه نظامی به سمت جنگ ترکیبی و روانی روی آورده است؟
اولویت اصلی و بنیادین دشمنان جمهوری اسلامی ایران، ایجاد شکاف عمیق و پایدار میان صفوف مسئولین و مردم است. این رویکرد، محور و اساس جنگ ترکیبی چندوجهی (شامل ابعاد نظامی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و رسانهای) است که با هدف نفوذ در تار و پود جامعه، هدف قرار دادن باورها، ارزشهای بنیادین، انسجام ملی و در نهایت، براندازی نظام طراحی و اجرا میشود. دشمنان با استفاده از ابزارهای رسانهای مدرن و شبکههای اجتماعی، اقدام به دروغپردازی گسترده، خبرسازی کذب، تولید و انتشار اطلاعات نادرست و جهتدار میکنند تا زمینههای نارضایتی عمومی را بیش از پیش فراهم آورند. این تلاشها، که با چراغ سبزی به تمامی عوامل بالقوه اختلافافکن (چه داخلی و چه خارجی) همراه شده، در حال اجرا و سازماندهی فعالانه است.
دشمن سعی میکند با برجسته کردن هرگونه اختلاف سلیقهای، جناحی، قومی، مذهبی یا منطقهای، انسجام ملی را خدشهدار کرده و پایههای اقتدار نظام را سست کند. این امر، اهمیت هوشیاری مستمر، آگاهی بخشی و بصیرتافزایی آحاد جامعه، به ویژه فعالان رسانهای، نخبگان سیاسی و فرهنگی را دوچندان میکند. جنگ ترکیبی صرفاً به معنای رویارویی نظامی نیست، بلکه ابعاد بسیار گستردهتری دارد که شامل جنگ نرم، جنگ روانی، جنگ اقتصادی و جنگ اطلاعاتی میشود. در این میان، رسانه به عنوان یکی از قدرتمندترین ابزارها، نقش محوری در شکلدهی به افکار عمومی، ایجاد یا تخریب چهرهها و نظامها ایفا میکند. دشمنان با بهرهگیری از ظرفیتهای رسانهای خود، تلاش میکنند تا روایتی وارونه از واقعیتهای ایران را به جهان صادر کرده و تصویری مخدوش از نظام و دستاوردهای آن ارائه دهند.
ایکنا - نقش رسانهها، احزاب و نهادهای سیاسی در مقابله با توطئههای دشمن در جنگ ترکیبی چیست و چگونه میتوانند به حفظ انسجام ملی و تقویت جبهه داخلی کمک کنند؟
نقش رسانهها، احزاب و گروههای سیاسی، به عنوان عناصر پیشرو و خط مقدم جبهه داخلی در مقابله با توطئههای دشمن در جنگ ترکیبی، نقشی حیاتی و تعیینکننده است. این نهادها وظیفه دارند با رویکردی پیشگیرانه، فعالانه و استراتژیک در برابر امواج تبلیغاتی و عملیات روانی دشمن ایستاده و از طریق روشنگری مستمر، بصیرتافزایی عمیق، مقابله قاطع با روایتهای نادرست دشمن، و تبیین شفاف واقعیتها و دستاوردهای نظام به مقابله با این جنگ ناجوانمردانه بپردازند.
در بزنگاههای حساس تاریخی و در شرایطی که دشمن با تمام توان در حال عملیات روانی و فرهنگی علیه کشور است، تمرکز باید بر مسائل استراتژیک و اولویتهای ملی باشد. از پرداختن افراطی به موضوعات جزئی، حاشیهای و کماهمیت که میتواند تمرکز جامعه را منحرف کرده و انسجام ملی را خدشهدار سازد، باید پرهیز شود. همبستگی و وحدت ملی به عنوان اولویت اصلی و استراتژیک نظام، باید در بالاترین سطح مورد توجه قرار گیرد و پیروی از رهنمودهای داهیانه مقام معظم رهبری به عنوان راهبرد کلیدی برای عبور از پیچیدگیها و بحرانهای احتمالی، مدنظر قرار گیرد.
هوشیاری خودجوش و با بینش بلند مردم، که در مقاطع مختلف انقلاب اسلامی به اثبات رسیده است، نشاندهنده بلوغ جامعه و درک عمیقتر آنان از تحولات پیرامون و توطئههای دشمنان است. این هوشیاری مردمی، به عنوان سرمایهای عظیم، باید توسط رسانهها و احزاب تقویت و هدایت شود. تلاش برای ایجاد وحدت رویه و همافزایی میان تمامی نیروهای انقلاب و وفادار به نظام، گامی اساسی در جهت تقویت جبهه داخلی و خنثیسازی تلاشهای دشمن برای ایجاد شکاف و تفرقه خواهد بود.
ایکنا - مؤلفههای کلیدی قدرت جمهوری اسلامی ایران چیست و چگونه این پیوند استراتژیک مانع از موفقیت دشمن در ایجاد دو قطبیسازی و تحقق اهدافش میشود؟
مؤلفههای کلیدی و بنیادین قدرت سهگانه جمهوری اسلامی ایران، که در کنار یکدیگر، بنیانهای اقتدار ملی را تشکیل میدهند، عبارتند از:
۱. حضور مردم در صحنه (عرصه اجتماعی و مردمی): این مؤلفه، نمایانگر پشتوانه عظیم مردمی نظام، اراده ملی، و ظرفیت بسیج عمومی در مواقع لزوم است. حضور فعال و آگاهانه مردم در صحنههای مختلف، از انتخابات گرفته تا دفاع از دستاوردها و مقابله با تهدیدات، مهمترین سرمایه نظام محسوب میشود.
۲. دیپلماسی (عرصه سیاسی و بینالمللی): این مؤلفه، فرصتی استراتژیک برای بیان مواضع شفاف و منطقی جمهوری اسلامی ایران در مجامع بینالمللی، تعامل سازنده با سایر کشورها، پیگیری قاطع منافع ملی و مقابله با فشارهای سیاسی و تحریمهای اقتصادی است. دیپلماسی فعال و مقتدر، نقشی حیاتی در انزوای دشمنان و جلب حمایتهای بینالمللی ایفا میکند.
۳. میدان (قدرت نظامی، دفاعی و امنیتی): این مؤلفه، شامل توانمندیهای دفاعی، قدرت بازدارندگی نیروهای مسلح، توانمندیهای اطلاعاتی و امنیتی، و آمادگی کامل برای دفاع از تمامیت ارضی و منافع ملی در برابر هرگونه تجاوز یا تهدید خارجی است. قدرت میدان، تضمینکننده امنیت ملی و برقراری ثبات و آرامش در منطقه است.
پیوند و همافزایی استراتژیک میان این سه عنصر (مردم، دیپلماسی، میدان)، قدرتی یکپارچه و بازدارنده ایجاد کرده که دشمن را به زانو درآورده و مانع از موفقیت آن در ایجاد دو قطبیسازی و تحقق اهداف شومش شده است. دشمنان تلاش میکنند تا با تضعیف یکی از این مؤلفهها، یا ایجاد شکاف میان آنها، ضربه خود را وارد کنند. اما، همانطور که در تجربه الطاف خفیه الهی نیز مشاهده شد، این پیوند مستحکم، سبب شده تا روایتهای دروغین دشمن مبنی بر تفرقه، ضعف و انزوای ایران، در افکار عمومی جهانی، اعتبار و پذیرش خود را به طور کامل از دست بدهد و چهره واقعی اقتدار و ثبات ایران آشکار شود.
ایکنا - تحولات اخیر در عرصه بینالمللی، به ویژه در سیاست خارجی آمریکا، چه تأثیری بر جایگاه و اعتبار ایران گذاشته است؟ چشمانداز جهانی انقلاب اسلامی چگونه ارزیابی میشود و کلید پیروزی مستمر ملت ایران در مواجهه با چالشها چیست؟
افکار عمومی جهان، برخلاف گذشته، دیگر به سادگی فریب روایتهای و ادعاهای آمریکا را نمیخورند. این تحول اساسی، نتیجه صداقت، شفافیت و بیان منطقی مواضع جمهوری اسلامی ایران در عرصههای بینالمللی و همچنین افشای ماهیت سیاستهای مداخلهجویانه، زورگویانه و دروغین آمریکا است. استیصال و ناکامی سیاست خارجی آمریکا در بسیاری از پروندههای منطقهای و بینالمللی، فرصتی بینظیر برای ایران فراهم کرده است تا روایت صحیح، منطقی و مبتنی بر عدالت خود را به شکلی مؤثرتر و با اقناعی بیشتر به جهانیان ارائه دهد.
گسترش جهانی انقلاب اسلامی که در ابتدا به عنوان یک شعار مطرح بود، اکنون به یک واقعیت ملموس منطقهای و جهانی تبدیل شده است. این گسترش، نه از طریق لشکرکشی نظامی، بلکه از طریق صدور ارزشهای الهی، انسانی و عدالتخواهانه انقلاب، شامل آزادیخواهی، ظلمستیزی، استقلال و خودباوری، صورت گرفته است. شناخته شدن چهره واقعی اسلام ناب محمدی (ص) در جهان، نتیجه مستقیم این تحول عظیم است. پیام انقلاب اسلامی، تصویری روشن، انسانی، عقلانی و عدالتخواه از اسلام ارائه میدهد که مورد استقبال و پذیرش بسیاری از آزادگان، اندیشمندان و ملتهای منطقه و جهان قرار گرفته است.
وحدت و همدلی بر پایه ایمان و باورهای راسخ دینی، بنیان اصلی اقتدار پایدار ملت ایران است. این ملت، با تکیه بر ایمان عمیق به خداوند متعال، وحدت کلمه، و هدایتهای الهی و پیروی از رهنمودهای ولایت فقیه، هرگز بازنده نخواهد بود و پیروزی مستمر و رو به رشدی را در تمامی عرصهها تجربه خواهد کرد. هزینههای این مسیر، که گاهی ممکن است سخت و دشوار به نظر برسد، در برابر دستاوردهای بزرگ، تضمینکننده عزت، سربلندی و اقتدار پایدار ایران اسلامی، در برابر تمامی چالشها و توطئههای دشمنان، ناچیز خواهند بود. ایران با اتکا به قدرت درونی، ظرفیتهای عظیم ملی و ارزشهای انقلابی، مسیر اقتدار، پیشرفت و سربلندی را با صلابت ادامه خواهد داد.
انتهای پیام