کد خبر: 4348934
تاریخ انتشار : ۰۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۹
یادداشت

اشغال‌گری بی‌پایان رژیم صهیونیستی علیه لبنان

رژیم صهیونیستی از آغاز تأسیس در سال ۱۹۴۸، لبنان را همچون بخشی از استراتژی توسعه‌طلبانه خود درنظر گرفته و سیاست‌های اشغال‌گرایانه‌ای علیه این کشور همسایه در پیش گرفته است.

حمله رژیم صهیونیستی به جنوب لبنانلبنان، از جمله همسایگان رژیم صهیونیستی است که از زمان تأسیس این رژیم، به‌ویژه از دهه ۱۹۸۰ میلادی تاکنون، جنگ‌ها و درگیری‌های گسترده‌ای با آن داشته است. این تنش‌ها، امنیت این کشور را  به‌خصوص در مرزهای جنوبی به شدت تهدید کرده و ثبات آن را تحت تأثیر قرار داده است. رژیم صهیونیستی با سیاست‌های جنگ‌افروزانه و توسعه‌طلبانه خود، همواره تلاش کرده تا لبنان را هدف قرار دهد و آن را اشغال کند. در یادداشت پیش رو، به بررسی اقدامات رژیم صهیونیستی علیه لبنان، در قالب تهدیدات جنگ‌افروزانه، از سال ۱۹۸۲ تاکنون پرداخته می‌شود.

همان‌طور که اشاره شد، رژیم صهیونیستی از آغاز تأسیس در سال ۱۹۴۸، لبنان را همچون بخشی از استراتژی توسعه‌طلبانه خود در نظر گرفته و سیاست‌های اشغال‌گرایانه‌ای علیه این کشور همسایه در پیش گرفته است. این رویکرد تهاجمی رژیم صهیونیستی در ایدئولوژی صهیونیسم ریشه دارد و بر پایه ادعاهای تاریخی و مذهبی بر سرزمین‌های منطقه‌ای بنا شده و لبنان را به‌مثابه پلی برای نفوذ در منطقه می‌بیند. از دهه‌های اولیه، این رژیم به‌طور سیستماتیک مرزهای لبنان را تهدید و عملیات‌های نظامی محدود برای تضعیف ساختارهای سیاسی و نظامی این کشور آغاز کرد که این اقدامات مقدمه‌ای برای درگیری‌های گسترده‌تر شد. سیاست‌های اشغال‌گرایانه اسرائیل نه‌تنها بر پایه قدرت نظامی برتر، بلکه بر استراتژی‌های روانی و اطلاعاتی استوار است و با هدف ایجاد ترس و بی‌ثباتی در جامعه لبنان برای تسهیل سلطه بلندمدت دنبال می‌شود.

اوج این سیاست‌ها در سال ۱۹۸۲ با حمله گسترده به لبنان تجلی یافت؛ جایی که ارتش رژیم صهیونیستی با بهانه‌جویی‌های امنیتی، بیروت را محاصره و جنوب لبنان را اشغال کرد. این تهاجم که به «عملیات صلح برای جلیل» معروف شد، زمینه را برای اشغال لبنان تا سال ۲۰۰۰ فراهم کرد. در جریان این حمله، رژیم صهیونیستی سازمان آزادی‌بخش فلسطین (ساف) را هدف اصلی خود قرار داد و به قصد ریشه‌کن‌کردن پایگاه‌های آن در جنوب لبنان، مناطقی را اشغال کرد و بمباران‌های سنگینی علیه مواضع مبارزان فلسطینی انجام داد که موجب جان‌باختن تعدادی از غیرنظامیان شد. همزمان با محاصره اردوگاه‌های صبرا و شتیلا در بیروت، زمینه قتل‌عام نزدیک به ۳۵۰۰ فلسطینی و لبنانی بی‌دفاع را نیز فراهم آورد؛ از ۱۶ تا ۱۸ سپتامبر ۱۹۸۲، شبه‌نظامیان فالانژ مسیحی تحت حمایت و نظارت مستقیم ارتش اسرائیل، با چراغ سبز مقامات صهیونیستی مانند آریل شارون، وزیر دفاع وقت و نخست‌وزیر سابق رژیم صهیونیستی، این اردوگاه‌ها را به خاک و خون کشیدند. 

در این دوره، اسرائیل با ایجاد «ارتش جنوب لبنان» در جایگاه نیروی نیابتی، سیاست‌های سرکوب‌گرانه‌ای علیه مقاومت مردمی در پیش گرفت و این اقدام، بخشی از الگوی تکراری این رژیم برای تغییر توازن قدرت منطقه‌ای بود که با بمباران‌های هوایی، ترور رهبران مقاومت و تخریب زیرساخت‌ها، لبنان را به میدان آزمایش استراتژی‌های نظامی نوین تبدیل کرد و پیامدهای انسانی و اقتصادی عمیقی به بار آورد.

در نتیجه مقاومت‌های مردم لبنان، به‌ویژه شیعیان و حزب‌الله، سرانجام رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۰۰ مجبور به عقب‌نشینی از این کشور شد. با این حال، سیاست‌های اشغال‌گرایانه این رژیم فروکش نکرد و در جنگ ۳۳ روزه در سال ۲۰۰۶ و حملات مکرر بعدی علیه حزب‌الله، به تهدیدات مداوم خود با هدف نابودی این گروه و کنترل مرزها ادامه داد؛ اما به‌دلیل مقاومت گسترده حزب‌الله، این هدف رژیم صهیونیستی محقق نشد.

سیاست‌های اشغال‌گرایانه پس از طوفان الاقصی

با گذشت نزدیک به دو دهه از آتش‌بس نیمه‌پایدار لبنان و اسرائیل، پس از عملیات طوفان الاقصی در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، حزب‌الله لبنان به رهبری سید‌حسن نصرالله، در دفاع از مردم غزه و محور مقاومت، وارد نبرد با رژیم صهیونیستی شد. در جریان تبادل آتش‌ میان این دو بازیگر، حوادثی از جمله عملیات انفجار پیجرها و ترور فرماندهان برجسته حزب‌الله، ‌به‌ویژه سیدحسن نصرالله رخ داد. با وجود شدت درگیری‌ها، آتش‌بس در نوامبر ۲۰۲۴ برقرار شد، اما رژیم صهیونیستی آن را مکرراً نقض کرد و به حملات هوایی گسترده به جنوب لبنان، به‌ویژه مواضع حزب‌الله ادامه داد؛ در حالی که حزب‌الله با رویکرد صبر استراتژیک به آتش‌بس پایبند ماند.

این رویکرد صبر استراتژیک حزب‌الله با آغاز جنگ رمضان به پایان رسید و حزب‌الله در راستای حمایت از محور مقاومت و مقابله با نقض‌های مکرر آتش‌بس از سوی رژیم صهیونیستی، وارد نبرد با این رژیم شد. با وجود آسیب‌هایی که این گروه در جنگ غزه متحمل شده بود، اما توانست توانمندی‌های رزمی خود را بازسازی و تقویت و خسارت‌هایی به دشمن وارد کند.

ایجاد آتش‌بس موقت میان ایران و آمریکا، هر چند شامل توقف جنگ در تمام جبهه‌ها بود، اما نتانیاهو آن را شامل لبنان ندانست و حملات سنگین هوایی را تشدید کرد؛ حملاتی که صدها کشته و زخمی لبنانی بر جای گذاشت. حتی پس از برقراری آتش‌بس در لبنان تحت فشار ایران، نقض‌های مکرر ادامه یافته است و جنوب این کشور همچنان هدف حملات رژیم صهیونیستی قرار می‌گیرد.

از سوی دیگر، مذاکرات مستقیم دولت لبنان با این رژیم، بدون توجه به نقش مقاومت حزب‌الله و تهدیدات مداوم علیه امنیت داخلی لبنان، با مخالفت قاطع حزب‌الله روبه‌رو و به اختلافی بی‌پایان تبدیل شده است. در این میان، رژیم صهیونیستی از عقب‌نشینی از مناطق اشغالی خودداری می‌کند و بر خلع سلاح حزب‌الله اصرار می‌ورزد. به اذعان یسرائیل کاتس، وزیر دفاع رژیم صهیونیستی، این رژیم حتی در آتش‌بس آماده استفاده گسترده از نیروی زمینی و هوایی است و دستور تخلیه روستاهای مرزی را صادر کرده؛ وی هشدار داد هر سازه تهدیدکننده‌ای نابود خواهد شد و منطقه مرزی تا خط زرد و رودخانه لیتانی باید عاری از سکنه و سلاح باشد.

همچنین، تصاویر ماهواره‌ای از تخریب گسترده در بنت جبیل و عیتا الشعب حکایت دارد؛ مناطقی که بعضاً مشابه غزه، با خاک یکسان شده‌اند. اسرائیل با نقض قوانین بین‌المللی، منطقه حائل یا خط دفاع پیش‌دستانه ایجاد کرده است و گفته می‌شود، ساکنان ۶۰ روستا را از بازگشت منع کرده و ایجاد ۲۰ پایگاه نظامی جدید را دنبال می‌کند. بنابراین، رژیم صهیونیستی نه‌تنها هیچ تمایلی به پایبندی به آتش‌بس و عقب‌نشینی از مناطق اشغالی ندارد، بلکه همواره بر پیگیری سیاست‌های اشغال‌گرایانه و توسعه‌طلبانه خود در منطقه راهبردی جنوب لبنان تأکید دارد.

روی هم رفته، تحلیل الگوهای درگیری میان رژیم صهیونیستی و لبنان، نشان‌دهنده تداوم استراتژی‌های هژمونیک مبتنی بر قدرت نامتقارن و عملیات پیش‌دستانه است. این امر، امنیت منطقه‌ای را به چالش می‌کشد و با تمرکز بر کنترل مرزی و تضعیف بازیگران غیردولتی، چرخه‌ای از بی‌ثباتی و تنش ایجاد می‌کند و به تهدیدات بی‌پایان می‌انجامد.

انتهای پیام
خبرنگار:
پگاه سادات طباطبایی
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha