در عصر تحول دیجیتال، آموزش مجازی دیگر فقط یک ابزار کمکی نیست، بلکه به ستون فقرات نظامهای یادگیری تابآور تبدیل شده است. این شیوه نوین تعلیم و تربیت، با بهرهگیری از فناوریهای ارتباطی، مرزهای فیزیکی کلاسهای سنتی را درمینوردد و امکان یادگیری مستمر، سیار و شخصیسازیشده را برای هر فرد در هر مکان و زمانی فراهم میکند.
وقتی کرونا همهگیر و مدارس غیرحضوری شد، کسی تصور نمیکرد که بتوان آموزش دانشآموزان را از طریق فضای مجازی پی گرفت، اما این امکان با همه سختیها و مشقتهایش فراهم شد و این شیوه یادگیری در کشورمان رایجتر شد. ارزش راهبردی این نظام آموزشی زمانی عیانتر میشود که جامعه دستخوش بینظمیها و اختلالات گستردهای مانند جنگ، بحرانهای امنیتی یا ... میشود.
در چنین شرایط دشواری که مدارس تخریب یا تعطیل میشوند یا به هر دلیلی امکان برگزاری حضوری کلاسهای درس فراهم نیست، آموزش مجازی همچون پلی نجاتبخش، تداوم جریان علم و آگاهی را ممکن میکند. اهمیت این مسئله فراتر از حفظ برنامه درسی است؛ آموزش در بحران، به کودکان و نوجوانان حس عادیبودن، هدفمندی و امید به آینده میدهد، از افت تحصیلی و بحران هویت جلوگیری میکند و بنیانهای بازسازی فکری جامعه را در دوران پسابحران استحکام میبخشد. بنابراین، پرداختن به چیستی، چگونگی و ضرورت بهکارگیری آموزش مجازی دانشآموزان در شرایط جنگی، نه یک بحث فنی صرف، که ضرورتی انسانی و ملی برای حفظ سرمایههای فکری و فرهنگی نسل آینده است.
در همین راستا خبرگزاری ایکنا بنابر رسالت آگاهیبخشی، مجموعه درسگفتارهایی را تهیه کرده است تا خانوادهها با آگاهی بیشتری نسبت به این آموزشها، مسیر علمآموزی و آگاهی فرزندان خود را هموارتر کنند. مرتضی مجدفر، دکترای مدیریت آموزشی و پژوهشگر و مؤلف آثار آموزشی در این درسگفتارها به بیان نکات مهمی پرداخته است.
درسگفتار سیزدهم به موضوع «تعلیم و تربیت محرومان» اختصاص دارد و کلیدهایی برای همراهی در دوران بحران، با دانشآموزانی که پایه درسی یا فرهنگ خانوادگی ضعیفی دارند، تبیین شده است.
برخی از دانشآموزان در مناطقی زندگی میکنند که از امکانات آموزشی شخصی و مدرسهای کمتری برخوردارند و بهناچار، بنیه درسی آنها از لحاظ کمی و کیفی در سطح پایینی قرار دارد. افزون بر این، دستهای از این کودکان، علیرغم کوشش شخصی، به درجات بالایی از موفقیت دست نمییابند و همواره در بخشهای پایینی نمودار یادگیرندگان جای میگیرند. این رتبهها اغلب به دلایلی، چون نبود معلمان خبره، نبود امکانات باکیفیت در مدرسه و منزل، توجه ناکافی ادارات آموزش و پرورش مربوط به این دانشآموزان و مواردی از این دست حاصل میشوند. متخصصان برنامهریزی درسی و آموزشی، این پدیده را با مفهومی به نام «نابرابری آموزشی» نشان میدهند که میتواند جنسیتی، منطقهای، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، قومی و خانوادگی باشد.
پائولو فریره(۱۹۹۷-۱۹۲۱)، اندیشمند پرتغالی، در سال ۱۹۷۰ کتابی با عنوان «تعلیم و تربیت ستمدیدگان»(Pedagogy of the Oppressed) نوشت. این کتاب دستبهدست گشت، به زبانهای گوناگون ترجمه شد و مبنایی برای تعلیم و تربیت دانشآموزانی شد که پایه درسی ضعیفی دارند و این محرومیت ناشی از دلایل گوناگون است. گفته میشود تا پایان سال ۲۰۲۵، 10 میلیون نسخه از این کتاب به زبانهای مختلف ترجمه و منتشر شده است. پیشنهاد میکنم آموزشکاران ایرانی، ترجمه این کتاب ارزشمند را با شمارگان اندک ۳۵۰ نسخهای! بخوانند؛ «فریره، پائولو(۱۴۰۳). تعلیم و تربیت ستمدیدگان»، ترجمه پروین قائمی، تهران: انتشارات آشیان.
کلیدهای ارائهشده در این درسگفتار، به دلیل ماهیت و ویژگیهای جامعه هدف، اندکی متفاوتتر از سایر درسگفتارهای کتاب خواهد بود؛ چراکه اعتقاد داریم وجود این دانشآموزان خود یک بحران است، حال اگر بحران دیگری بر آنها تحمیل شود، وضعیت دشوارتر خواهد شد.
این درسگفتار را تقدیم میکنیم به استاد حبیب فرشباف، معلم تبریزی که وقتی در سال ۱۳۴۲ از دانشسرای تربیت معلم فارغالتحصیل شد، به روستاهای ترکنشین و ارمنینشین قرهداغ آذربایجان رفت و تا سالها بعد، یعنی تا زمانی که پایش در اثر سقوط از اسب، به شکلی فجیع و غیرقابلباور نشکسته بود، در چندین روستا معلمی کرد و در آنها مدرسه، خانه اقامت معلم، خانه بهداشت و مکانهای دیگر ساخت. در حالی که میتوانست پس از دو سال به شهرهای دیگر و حتی تبریز منتقل شود، نیمی از خدمت خود را در همان منطقه ماند. او از معتقدان واقعی آموزش به ستمدیدگان و محرومان بود. فرشباف بعدها، پس از آنکه سالهای پایانی خدمت خود را در تبریز و تهران سپری کرد، اکنون همچنان در تهران در خدمت دانشآموزان محروم منطقه شوش، مولوی و دروازه غار است و چون پدری هشتاد و چند ساله در حال خدمت به ستمدیدگان است. از حبیب فرشباف چندین کتاب شعر و داستان به زبانهای ترکی و فارسی که حاوی خاطرات و خطرات کار با دانشآموزان مناطق محروم است، چاپ شده است. همچنین او در سالهای حضورش در قرهداغ، ۵ هزار قطعه عکس از مردم و دانشآموزان همان مناطق گرفته است که علاوه بر تشکیل چند نمایشگاه، گزیدهای از آنها به صورت کتابی نفیس با عنوان «از کرانههای ارس» به چاپ رسیده است. او درآمد حاصل از کتاب و فروش عکسها در نمایشگاه را که بالغ بر 100 میلیون تومان شده بود، برای کودکان همان مناطقی که 60 سال پیش در آنها تدریس میکرد، کتاب خرید و تقدیم کرد.
سال ۱۴۰۲، در شصتمین سالگشت حضور او در قرهداغ، دانشآموزان سالهای دور او که اکنون در آستانه سنین پیری قرار گرفتهاند، دوباره او را به همان روستاها بردند و روستا به روستا او را مهمان کردند. در این سفر، دهها گاو و گوسفند به احترام این معلم قربانی شد و او با دانشآموزان سابق خود دیدار کرد. روشن نوروزی، فیلمساز و عکاس، فیلم مستندی به نام «مهم یعنی چه؟» از عکسها و حضور فرشباف در روستاهای آذربایجان ساخته است که بسیار دیدنی و سرشار از لذتهای معلمی است. این فیلم را با کلیدواژه «مهم یعنی چه؟ + روشن نوروزی» در اینترنت جستوجو کنید، ببینید و با لذت، اشک بریزید.
این مقدمه، قدری طولانیتر از سرآغاز سایر درسگفتارها شد، اما ارزشش را داشت و به جهت آنکه نشان دهیم محرومان قدرشناس، خادمان خود هستند، ناگزیر به این اطناب شدیم. اکنون کلیدهای این درسگفتار را که تا اندازهای با بقیه بخشها متفاوت است، تقدیم شما میکنیم.
کلید ۱: از آنجا که دانشآموزان مناطق محروم اغلب به اینترنت یا تلفن همراه و رایانه دسترسی ندارند، بهتر است شیوه کار به صورت درسنامههای مکتوب خودآموز و چاپشده تغییر یابد و جزوات بهتدریج و با تمهیداتی در اختیار دانشآموزان قرار داده شود.
کلید ۲: درسنامهها میتوانند توسط معلمان تهیه و در اختیار دانشآموزان قرار گیرند، اما به جهت کیفی شدن درسنامهها و جلوگیری از تکراری شدن کارها، بهتر است تولید توسط گروههای آموزشی ادارات آموزش و پرورش یا نهادهای مشابه، براساس ویژگیهای منطقهای تهیه و تکثیر شود.
کلید ۳: هماکنون ناشران و شرکتهای فراوانی در حال تهیه و تولید کتابهای آموزشی و کمکدرسی برای دروس گوناگون هستند. با اعمال سیاستهای تشویقی از جمله قرار دادن انگیزانندههای گوناگون در جشنوارههای آموزشی، نظیر جشنواره کتاب و مواد آموزشی رشد، در زمینه تولید درسنامههای دروس مختلف، میتوان میان ناشران و شرکتهای بخش خصوصی رقابت ایجاد کرد. در این صورت، میتوان از این درسنامهها در شرایط غیربحرانی نیز استفاده کرد. برای نمونه، دانشآموزانی که به دلایل گوناگون از تحصیل بازمیمانند، میتوانند با تهیه و انجام رهنمودهای ارائهشده در آنها آمادگی یابند و در امتحانات داوطلبان آزاد(متفرقه) شرکت کنند و موفقیت نصیبشان شود.
کلید ۴: یکی از معضلات دانشآموزان مناطق محروم، نداشتن لپتاپ یا رایانه اختصاصی است. اکنون در اغلب این مناطق، مؤسسات و نهادهای خیریه فراوانی در تلاشند. با یک فراخوان عمومی و عزم جدی، میتوان ابتدا در مناطق محروم، مراکز یادگیری متعددی با اختصاص چند دستگاه برای اجرای آموزشهای مجازی برپا کرد و بهتدریج با خیرخواهی نیکوکاران، به سوی انفرادی کردن وسایل برای همه اقدام کرد.
کلید ۵: اگر بحران آنی نباشد(مانند اصابت لحظهای موشک یا بمباران مداوم که آنی است)، میتوان کودکان و نوجوانان را به صورت دورهای و براساس پایه و درس، رشته و جنسیت، در مراکز یا مکانهایی جمع کرد و به ارائه آموزشهای جبرانی یا فوقبرنامه پرداخت. (در درسگفتار اول، در بیان تجربه زلزله ورزقان، از تشکیل چادرهای جبرانی، فوقبرنامه و تفریح و سرگرمی سخن گفتیم.)
کلید ۶: اگرچه درخواستی غیرمنطقی و دور از توان معمول معلمان است، ولی پیشنهاد میشود معلمان با مراجعه به منزل تکتک دانشآموزان یا یکی دو نفر که نزد هم ساکن هستند، به ارائه آموزشهای جبرانی و تعیین کردن وظایف و تکالیف آنها اقدام کنند. در تجربه کرونا، معلمان بسیاری این کار را انجام دادند و حتی برخی از فرهنگیان، منزل یا حیاط خود را به محلی برای دیدار و رفع اشکال دانشآموزان خود تبدیل کردند.
کلید ۷: یکی از روشهای بهروز و در جریان نگهداشتن آموزش در میان دانشآموزان مناطق محروم(و حتی سایر مناطق)، تلفن زدنِ مرتب به منزل یا تلفنهمراه والدین آنهاست. این کار، بدیهی است که هزینهای برای معلم در پی دارد، ولی به یاد دارم در دوره کرونا در چند شهر استان سیستان و بلوچستان، زنگ زدن به دانشآموزان و گفتوگوی مفصل با آنها رایج بود. حتی در هامون با معلمی به نام محمد رحیمی گفتوگو کردم که در یک روز، 10 ساعت با دانشآموزان صحبت کرده بود. البته او فهرستی تهیه کرده بود که در آن، زمان گفتوگوی بعدی هر فرد را مشخص میکرد و از کودکان میخواست که آنها به او زنگ بزنند. این روش، صمیمیت بین معلم و دانشآموز را افزایش میدهد و البته هزینه معلم را کاهش میبخشد.
کلید ۸: در هر بحرانی، مناطق درگیر در بحران به سه سطح تقسیم میشوند: مناطق امن، یا سطح سبز؛ مناطق نیمهامن، یا سطح زرد؛ مناطق خطر و درگیری مستقیم، یا سطح قرمز.
معمولاً میتوان در مناطق امن یا سطح سبز به آموزش ادامه داد که روستاها و مناطق عشایری، از آن جمله جزو مناطق محرومند. اشتباهی که مرتکب شدهایم، نگاه «همه یا هیچ» در امر آموزش در دوران بحران است که به صورت دستوری از بالا به پایین، یعنی از وزارتخانه تا همه مدارس ابلاغ میشود. به نظر میرسد با تجدیدنظر در این نگرش، بتوان تا حد زیادی مشکلات آموزش در دوران بحران را در مناطق کمبرخوردار حلوفصل کرد.
کلید ۹: افزون بر آموزشهای متمرکز مدرسهای(ارائهشده از طریق مدرسه محل تحصیل دانشآموزان) که در دوران بحران به صورت مجازی و حضوری به دانشآموزان مناطق محروم ارائه میشود، خدمات آنلاین و آفلاین آموزش مجازی مراکز خیریه را نباید از یاد برد. خیریه نیکان ماموت(nikancharity.org)، خیریه مهرگیتی(mehrgiti@)، رویش مهر(http://rouyeshmehr.ir)، بخش آموزش مدرسهای دانشگاه صنعتی شریف و... از جمله مؤسساتی هستند که خدمات رایگان آموزش مجازی ارائه میدهند.
کلید ۱۰: تمام نکاتی را که پیش از این، در کلیدهای درسگفتارهای قبل، در ارتباط با آموزشهای مجازی در زمانهای بحرانی برای دانشآموزان بیان کردیم، برای دانشآموزان مناطق محروم و کمبرخوردار نیز، با اندکی جرح و تعدیل، قابل استفاده است. بدیهی است ابتکارات و خلاقیتهای آموزشکاران ایرانی در هر عرصهای که باشند، معجزه میآفرینند.
انتهای پیام