به گزارش خبرنگار ایکنا از اصفهان، نشست گفتوگو درباره کتاب «بخت نوجوان» و نسبت آن با آرای شهید آیتالله بهشتی، سهشنبه، 22 اردیبهشتماه در خانه فرهنگ شهید بهشتی اصفهان برگزار شد.
مهدی عبودتیان، مسئول نشر کتاب سها در این نشست اظهار کرد: در جایگاه کسی که برای تولید این اثر تلاش کرده است، میتوانم بگویم در جریان خوانش این کتاب به این نتیجه رسیدیم که سخن آن باید به گوش مخاطب برسد. در طول تاریخ تفکر در ایران، فیلسوفان بسیاری ظهور کردند، از جمله فارابی، ابوریحان، ابنسینا، ملاصدرا و...؛ فاصله زمانی میان ما و آنان باعث شده که گمان کنیم، هرکس طرحی نو درانداخت، شباهتهایی نیز به سخنان پیشینیان دارد. اگر نگاهی تاریخی داشته باشیم، درمییابیم که هر یک از متفکران برای احیای تفکر ایرانی اسلامی تلاش و در این روند به گذشتگان نیز توجه کردند که باعث ادامهیافتن یک تفکر شد.
وی ادامه داد: سبک به این معناست که هنرمندی در حال و هوای هنرمند پیش از خود زندگی و فعالیت کند، ولی از او تقلید نکند. کسی که با توجه به ادبیات، فرهنگ و فکر ایرانی اثری خلق و کلامی ابداع میکند، میتواند تاریخ را بار دیگر زنده کند. به من گفته شد که این کتاب قرابت ویژهای با تفکر شهید بهشتی دارد. درواقع، میخواهم بگویم که این کتاب نکته جدیدی در عرصه تربیت نوجوان ندارد، اما هدف از انتشار آن، احیای تفکر شهید بهشتی است.
مسئول نشر کتاب سها افزود: البته در محتوای کتاب چندان به شهید بهشتی اشاره نشده، اما خواننده را یاد آن متفکر بزرگ میاندازد. مسئله ما این است که کتاب، بیش از اینکه راهکار ارائه دهد، مخاطب خود را در جایگاه اندیشیدن قرار دهد. تعداد ویژهای از آثاری که هر ساله در کشور به چاپ میرسند، حرف جدیدی برای گفتن دارند، ولی آیا میتوانند مخاطب را به تفکر اصیل ایرانی یا اندیشههایی که در تاریخ وجود داشته است، منتقل کنند؟
وی تأکید کرد: شاید بیشترین چیزی که در این کتاب مورد توجه قرار گرفته، بازگشت به عالم انقلاب اسلامی است که به نوجوان و امور او میپردازد. در این عالم نوجوان اهمیت مییابد. نوجوان امروز بهدلیل معضلاتی که دارد، اهمیت یافته است. ما از ترس آینده، آیندهنگری میکنیم. در این موقعیت، نوجوان مظهر آینده محسوب میشود، ولی از سوی دیگر معضلی است که باید مورد توجه قرار گیرد.
عبودتیان گفت: کتاب نسبت وسیعی با خلوت انسان دارد و باید برای تولید فکر، مؤثر واقع شود. بنابراین، چندان به ارائه راهکارهای جزئی نمیپردازد. تلاش ما در این کتاب، واداشتن به تفکر درباره نوجوان است تا بعد از آن بتوانیم خود را دریابیم.
در ادامه احمد مهرشاد، عضو هیئت علمی گروه جامعهشناسی دانشگاه اصفهان اظهار کرد: در طول سالهای اخیر، پرسش اصلی ما در عرصه تربیت، بر چگونگی متمرکز بوده است که شامل چگونه برنامهریزیکردن، چگونه درسخواندن و... میشود؛ انگار که مسئله اصلی ما کشف تکنیکها و روشها بوده، در حالیکه شهید بهشتی چندان بر این مسئله متمرکز نبود، چون جنس اندیشه دهههای ۵۰ و ۶۰ متفاوت بود.
وی ادامه داد: مسئله شهید بهشتی معنای تربیت بود. حال سؤال اول این است که امروز متولیان تربیت در کشور ما، در مدارس تحولخواه، مساجد و... چقدر به معنای تربیت فکر میکنند؟ شاید در دهههای گذشته، نوعی آرایش گفتمانی درباره تربیت مطلوب داشتیم. در اینجا میتوان به دو گفتمان تبعیت و رهایی توجه کرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان بیان کرد: در گفتمان تبعیت، تربیت مطلوب آن است که متربی از برنامهای که تعیین شده، بهخوبی پیروی کند. اوج این گفتمان را در کتابهای درسی یا بخشی از امثال و حکم خود مشاهده کردهایم. مضمون این گفتمان، تبعیت از سخن بزرگان است و مضمون والدین هم فرزندانی است که رفتاری مانند خودشان داشته باشند.
وی افزود: شهید بهشتی دو توصیف از انسان مطلوب ارائه میدهد؛ یکی آدمکهای مصنوعی ظریف زیبای دلربا و دیگری بچههای قالبی پژمرده در خود فرورفته فاقد قدرت انتخاب و آزادی. میگوید آنچه در خانوادهها و مدارس به اصطلاح اسلامی ما مطلوب به نظر میرسد، موجودی بسیار وحشتناک است که برای پرورش او تلاش میکنیم. از نظر متفکرانی چون شهید بهشتی و شهید مطهری، خدا آزاد است و انسان را آزاد آفریده، در حالیکه والدین در برابر فرزندشان ادعای متفاوتی دارند.
مهرشاد ادامه داد: خداوند امکان حرکت و جستوجو را برای انسان در نظر گرفته است، در حالیکه والدین برای پیشگیری از کشف و حرکت فرزند تلاش میکنند. در نقطه مقابل این گفتمان، میتوان به گفتمان رهایی اشاره کرد. شهید بهشتی تذکر داد که این گفتمان را نباید با بیبندوباری اشتباه گرفت. از نظر ایشان، رهایی در تربیت به معنای رهایی از ارزشها نیست. آنچه شهید بهشتی از آن سخن میگوید، گفتمان آزادی و انتخابگری است.
وی تصریح کرد: به گفته شهید بهشتی، آزاد تربیت کردن دردسر و زحمت دارد و کاری دشوار است. انسان میتواند این شیوه دشوار را انتخاب نکند، ولی موجودی که در نهایت تربیت میشود، فردی انتقامجو و خشن است یا اینکه در خود فرورفته که آن هم نوعی انتقامجویی است. شهید بهشتی در نهایت سؤال درباره معنای تربیت را پیش روی انسانها میگذارد تا درباره هدف و مقصود خود از تربیتکردن فکر کنند. گاهی ما فکر میکنیم که ایراداتمان از بابت ابزار و مسیر است؛ در حالی که باید در مقصد و مطلوب خود از تربیت درنگ کنیم.
سپس رامین اسلامی، فعال حوزه تربیت نوجوان اظهار کرد: بیشتر اوقات در تعامل با نوجوان، انتظاراتی از او داریم که زیرساختهای آن در دوره کودکی فراهم نشده است. برای نمونه، از نوجوان انتظار داریم مسئولیتپذیر باشد، در حالیکه در ایام کودکی که میل به مسئولیتپذیری داشت، مدام جلوی او را گرفته و گفتهایم که نمیتواند از عهده انجام کارهایی مانند برداشتن وسایل شکستنی برآید.
وی ادامه داد: مشابه همین اتفاق در لایههای بالاتر هم رخ میدهد؛ یعنی این روند بین ایام جوانی و نوجوانی نیز برقرار است. ما جوان را در نظامی پر از قاعده و چارچوب قرار میدهیم و کنشگری او را بهطور ویژهای محدود میکنیم؛ اما بهمحض ورود به جامعه از او انتظار خلاقیت، فعالیت و کنشگری داریم. گاهی دیدهام که در مدارس دولتی حتی جای نشستن بچهها را نیز معاون مدرسه مشخص میکند و بدون اجازه او نمیتوانند جای خود را تغییر دهند. این پایینترین سطح کنشگری است که محدود شده است.
این فعال حوزه تربیت نوجوان تصریح کرد: کتاب «بخت نوجوان» آزادی را نقطه مرکزی تربیت میداند که در نهایت به رهایی منجر میشود. بدون تعارف میتوان گفت که آزادی و رهایی واژگانی غربی هستند. به نظر من، فلسفه و سیر شکلگیری مسئله تبعیت در فضای مدرنیسم و آزادی و رهایی در فضای پستمدرن شکل گرفته است. این فضا تا جایی ادامه یافت که علم را هم غیرواقعی و مخلوق انسان میداند.
وی ادامه داد: این دو دیدگاه کاملاً خلاف یکدیگر هستند، بهطوری که یکی معلم را انتقالدهنده دانش و دیگری او را تسهیلگر میداند. نگاه تربیت اسلامی مشخصاً هیچیک از اینها نیست. اگر نقطه مرکزی تربیت را تلفیق اراده و آزادی در نظر بگیریم، به جای مطلوبی میرسد؛ چراکه آزادی با ارادهورزی مفید همراه است. هویت محصول فرآیند تربیت و تعامل اختیاری شخص با عوامل درونی و بیرونی است. بنابراین، اگر کسی امکان ارادهورزی نداشته باشد، هویت نیز ندارد. امروز میبینیم نسلی که فرصت ارادهورزی نداشته، بیهویت یا دچار بحران هویت شده است.
اسلامی تأکید کرد: کتاب «بخت نوجوان» محوریت تربیت را آزادی میداند، اما به نظر ارادهورزی میتواند انتخاب بهتری باشد. کتاب بر شعر و قصه تأکید فراوانی دارد. به نظر من، شکی در تأثیرگذاری شعر و قصه بر تربیت نیست، ولی مسئله اصلی یافتن مفهومی برای محوریت تربیت است. فکر میکنم که شعر و قصه دو عارضه بهدنبال دارد؛ یکی اینکه نسل امروز به اندازه کافی در جهان تخیلی زندگی میکند و تخیل زیاد یکی از موانع ارادهورزی است؛ اتفاقاً باید کمی عقلانیت و واقعبینی به این نسل ارائه داد.
وی افزود: شعر و قصه فردیت نوجوان را که امروز مسئله نسل جدید شده است، افزایش میدهد. نوجوان برای ارادهورزی، به فرصتهای بیشتری برای بروز اجتماعی نیاز دارد، نه اینکه با شعر و قصه فردیت او را عمیقتر کنیم. پرداختن بیش از حد به آزادی از سوی دیگری کار ما را خراب میکند. چالش اصلی تربیت، اسیرکردن نوجوان در محدوده ارادهورزی است. اگر هدف اصلی ما پیشرفت کشور باشد، باید اجازه دهیم که نوجوانان مسیر خود را بسازند، نه اینکه ما مسیر را بسازیم و پیش پای آنان قرار دهیم.
این فعال حوزه تربیت نوجوان با بیان اینکه برخی افراد به اسم جوانگرایی، جوانان را دور خود جمع میکنند و آنان را ابزاری برای پیشبرد مسیرها و اهداف خود قرار میدهند، بیان کرد: مغایرت سخن من با سخن کتاب، در انتخاب محوریت تربیت است. انتخاب آزادی یا ارادهورزی در جایگاه نقطه مرکزی تربیت، در طول مسیر تفاوتهای بسیاری ایجاد میکند.
همچنین، عماد طیبی، مؤسس مجموعه آموزشی چشمه اظهار کرد: برداشت من از کتاب «بخت نوجوان»، تأکید بر هویت انسان است. در یک نگرش میتوان انسانها را نسبت به گذشته خود و در نگرشی دیگر، میتوان آنان را برای رسیدن به آیندهای که در پیش گرفتهاند، تعریف کرد. این کتاب به ما توصیه میکند که خود را براساس جهتی تعریف کنیم که برای زندگی انتخاب کردهایم. آسیبشناسی کتاب نسبت به روشهای سنتی مکانیکی بسیار خوب است.
وی افزود: برای نمونه، توجه به قلب انسان را توصیه میکند، بهطوری که بر افراد فقط سیطره نداشته باشیم، بلکه تذکر هم بدهیم. نگرش تکنیکی را بهسوی هنر بردن، قصه و شعر گفتن، خلوت و یافتن خود در تنهایی، بخشهای خوب کتاب است. برداشت من درباره نسبت شهید بهشتی با کتاب «بخت نوجوان»، جهانبینی متمایل به هایدگر و استاد اصغر طاهرزاده بود. البته ارجاعاتی هم به استاد طاهرزاده و شهید آوینی داده شده است.
مؤسس مجموعه آموزشی چشمه بیان کرد: من شهید بهشتی را انسانی متمایل به لیبرالیسم میدانم، بهطوری که تأثیرات فضای خارج از کشور و آزاداندیشیهای آن فضا بر تفکر ایشان ملموس است. در نقد بعضی مطالب کتاب، میتوان به مسائلی پرداخت که آنها را نقد کرده است. شخصاً نمیتوانم آزادی مطلق را تصور کنم. درواقع، همیشه در حال جابجایی در میان قیدها هستیم و آزادی ما با آنها معنا مییابد.
وی گفت: فکر میکنم تربیت بیش از اینکه به معنای آزادی مطلق باشد، تغییر قیدوبندهاست. ما بهجای عبودیت مسائل محدود، بهسوی عبودیت خدای نامحدود حرکت میکنیم؛ البته آزادگی ما از نامحدودبودن خداوند نشئت میگیرد. بیش از ۲۰ سال سابقه تدریس برای نوجوانان را دارم و در تجربه عملی خود در نسبت با آزادی میتوانم بگویم، بسیاری از والدینی که فعالیت فرهنگی دارند، بهدلیل تضاد با چارچوب سنت، به مباحث آزادی روی میآورند. آنان که برداشت درستی از آزادی ندارند، فرزندانی بیادب بزرگ میکنند که مطلوب خود و خدایشان نیست.
طیبی ادامه داد: تجربه شخصیام نشان میدهد که مفهوم آزادی بسیار ویژه است و نمیتوان به آسانی با آن روبهرو شد. جایی که فکر میکردیم به بچهها آزادی میدهیم، آنان را رها کرده بودیم و باعث شدیم اسیر هوا و هوس خود شوند و به تنبلی روآورند. موجهای تحولخواهی غرب با تأخیری ۵۰ ساله به کشور ما میرسد. بنابراین، ما همیشه اشتباهات آنان را تکرار میکنیم و متوجه میشویم باید مسیری میانه در پیش بگیریم.
وی گفت: برای نمونه، کسانی که در مدارس آزادیخواه فنلاند تحصیل کرده بودند، امروز به افرادی بسیار تنبل تبدیل شدهاند که هیچ باری از دوش جامعه برنمیدارند و ما اکنون در حال پیمودن مسیری هستیم که آنان ۵۰ سال قبل پیمودند. به نظر من، هیچ مفهومی نباید محور تربیت باشد، بلکه باید تربیت را بهطور سیستماتیک پیادهسازی کرد؛ چراکه هرگاه چیزی را محور قرار میدهیم، زیادهروی صورت میگیرد و کار خراب میشود.
احمدرضا قضاوی، پژوهشگر عرصه تربیت اسلامی نیز با طرح این پرسش که مخاطب کتاب «بخت نوجوان» کیست، اظهار کرد: این کتاب برای کسی که عضو مجموعه سها نباشد، کمی دشوار و برای کسانی که انگیزه چندانی برای مطالعه آن نداشته باشند، ناکامکننده است. از سوی دیگر، آیا این کتاب، بیانیه مرکزی به نام سهاست که نام نویسنده روی جلد نیامده است؟ این مسائل در عرصه اندیشه اهمیت دارد.
وی گفت: برداشتم از کتاب این است که بنابر گفته آقای عبودتیان، حرف نویی برای گفتن ندارد، بلکه بیشتر به بیان مسئله پرداخته است. چند نکته اصلی از کتاب دریافتم که با آنها موافق هستم. نکته اول، شاعرانگی، خلوت انسان و توجه به سؤالات بنیادین در تربیت دینی است؛ انگار که این کتاب دعوتی به دین عرفانیتر باشد. نگاه دیگر کتاب، تأکید بر زبان هنر و ادبیات است؛ البته به نظر من توجه به چگونگی انجام امور را نباید فراموش نکرد.
این پژوهشگر تربیت اسلامی درباره نکته دوم بیان کرد: در رویکردی دیگر، آموزش میتواند بهوسیله ادبیات انجام شود، چراکه ساحتی شناختی و عاطفی دارد؛ انگار که با ورود شعر و ادبیات به عرصه تربیت، زمینه ورود به عالم نیز فراهم میشود. رویکرد دیگر نیز الهیات روایی است که بر زندگینامهها تأکید میکند و عملگرایی نیز در آن جایگاه ویژهای دارد. نکته سوم این است که کتاب ارتباط چندانی با نوجوان ندارد. «بخت نوجوان» واقعاً به تربیت پرداخته است و البته که تربیت از نوجوانی آغاز میشود، ولی نوجوان بهطور ویژه در این کتاب مورد توجه قرار نگرفته است.
در بخش پایانی این نشست، حجتالاسلام والمسلمین امیر نجاتبخش، مدیر مجموعه سها اظهار کرد: این مجموعه در عرصه فلسفه و علوم انسانی فعالیت میکند و دغدغه ما، فضای فکری جامعه است. یکی از دغدغهها، فضای فکری نوجوان بود، بهطوری که جمعی در گفتوگو با یکدیگر، امری را رسالت خود در نظر گرفته و در راستای آن فعالیت میکند. جمعبندی و نگارش این کتاب در چنین فضایی صورت گرفت که افراد در همفکری با یکدیگر، مسئله تربیت را مطرح کردند و خواستار تأمل درباره پایههای آن شدند.
وی ادامه داد: اساس گفتارها در کتاب «بخت نوجوان»، نگاه به انقلاب اسلامی در جایگاه زمانهای جدید و بهمثابه امکانی پیش روی ماست. انقلاب اسلامی با جهان امروز نسبت دارد و بنیان آن، عهد اسلامی است. در فرآیند تربیت، نگاه مربی به متربی باید بهگونهای باشد که نسبت او را با زمانهاش درک کند. در هر مجموعه تربیتی باید توجه داشته باشیم که چه نسبتی با مخاطب خود برقرار میکنیم.
مدیر مجموعه سها تصریح کرد: امروز جوانان بسیاری را میبینیم که فرآیند تحصیل را بهخوبی طی کردهاند، اما مهارتی یاد نگرفتهاند. علوم جدید در دنیای امروز، بهمعنای توانایی است؛ یعنی لازمه دانشمندشدن، کسب توانایی انجام کار است. مهارت ذهنی و دستی امروز با یکدیگر تلفیق شدهاند؛ اما بحث امروز این است که آیا مراکز تربیتی جامعه، خود را در نسبت با زمانه میبینند؟ نکته این است که افراد جامعه باید خود را بیشتر از فرزند خانواده بودن، فرزند زمانه خود بدانند. ما امروز با انسان، بهمثابه آینده روبهرو هستیم.
وی افزود: گاهی در جریان تربیت، مربی، متربی را پشت سر خود قرار میدهد تا مسیری را که طی شده است، ادامه دهد؛ در حالیکه او انسانی جدید و راهی جدید است که نباید مجبور به تبعیت شود. در غیر این صورت، اولین کسی که متضرر میشود، مربی است. مربی باید دقت کند که شاگرد خود را پرسشی برای به سخن درآمدن ببیند؛ در صورتی که در بسیاری از موقعیتها پرسش نوجوان را که ایجادکننده آینده است، نمیبینیم.
نجاتبخش تأکید کرد: رهبر شهید انقلاب اسلامی در دیدار با جوانان خراسان شمالی که به سبک زندگی معروف شد، هدف جامعه را پیشرفت دانستند. منظورشان پیشرفت به سوی چیز خاصی نیست، بلکه هدف را بهمثابه افقهای پیشرو بازخوانی میکنند که کسی از آنها اطلاعی ندارد. رهبر شهید امت استعدادهای انسان را بدون توقف در نظر میگرفتند که مدام باید در حال پیشروی باشد. مسئله کتاب «بخت نوجوان» نیز بیهدفی نیست، بلکه میگوید انسان نباید در مسیر خود متوقف شود و این بهمعنای بیهدفبودن نیست.
وی در جمعبندی سخنان خود گفت: مقصود کتاب این است که انسانها اگر در زمانه خود تحقق یابند، شکوفا میشوند. یکی از چالشهای ما در امر تربیت، بیتوجهی به انقلاب اسلامی بهمعنای زمانه است؛ بهطوری که آن را فقط امری سیاسی میدانیم، در حالیکه افقی تمدنی ظهور کرده که ما نیز در آن متولد شدهایم. به عبارت دیگر، همه ادوار زندگی انسان در تاریخ معنا مییابد؛ بدون توجه به تاریخ، هیچ دورهای را نمیتوان در نظر داشت.
مدیر مجموعه سها با بیان اینکه همیشه با نگرانی با نوجوانان روبهرو میشویم، اظهار کرد: این نگرانی از بابت عملکرد آنان، بهدلیل بیتوجهی ما به تاریخ و زمانه است؛ چراکه ما در تاریخ قرار داریم و جهان تقدیری مشخص دارد. درک تاریخی ما در نگرش به انسان، بهجای نگرانی برای نوجوانان، زبانی را در نسبت با تاریخ مطرح میکند که تذکرها را بهدنبال دارد. رهایی در اینجا به معنای نگراننبودن و اعتمادکردن به زمانه و سیر تاریخی است. اگر انسانی را که در میانه کوه قرار دارد، بدون نسبت با کوه بنگریم، نگران سقوط او میشویم؛ اما اگر کوه را زمینه فعالیت او بدانیم، مهارت کوهنوردیاش را درک میکنیم و از نگرانی ما کاسته میشود.
انتهای پیام