ظهور اندیشههای متعدد فکری و فرهنگی در دنیای اسلام پس از رحلت رسولالله(ص)، از مهمترین معضلات امت اسلام محسوب میشد. دوره امامت امام جواد(ع) نیز فصل رونق فرقهگرایی، جریانسازی فکری، قیامها و شورشهای داخلی و تعرضات خارجی علیه خلافت اسلامی بود. فعالیت این گروهها در شبههافکنی، امت را در معرض تهدید قرار داد. مواجهه امام جواد(ع) با عوامل تفرقهانگیز نقش بسزایی در تقویت و ایجاد وحدت اسلامی داشت. بر این اساس و بهمناسبت سالروز شهادت آن امام همام، خبرنگار ایکنا از اصفهان با زهرا سلیمانی شیخآبادی، عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان اصفهان گفتوگو کرده است که متن آن را در ادامه میخوانیم:
دوره امامت امام جواد(ع) همزمان با خلافت مأمون، یعنی سالهای ۱۹۸ ـ ۲۱۸ قمری و معتصم (۲۱۸ ـ ۲۲۷ قمری) بود. مأمون به گفتوگوی علمی با مذاهب و ادیان گوناگون علاقهمند بود. برقراری مجالس مناظره در مرو با حضور امام رضا(ع) و در بغداد با حضور امام جواد(ع) در راستای این علاقه صورت میگرفت. گرایش به معتزله و پذیرش عقیده مخلوقبودن قرآن، به مخالفتهایی از سوی حنابله و سختگیری حکومت نسبت به آنها منجر شد؛ تا جایی که حنابله این ایام را دوره محنه نامیدند. مأمون با انتقال مرکز حکومت به بغداد، درصدد بازگشت به پایتخت مرکزی و کنترل تحرکات رومیان بود. در سرزمینهای اسلامی نیز شورشهایی مانند شورش خرمیان، خلافت را به خود مشغول کرد.
شورشها در دوران معتصم نیز ادامه یافت. مهمترین شورشهای داخلی در زمان او، شورش بابک خرمدین (م ۲۲۳ ق)، مازیار (م ۲۲۶ ق) و خوارج و در عرصه خارجی، لشکرکشی به روم و فتح عموریه بود. در این ایام، خردسالی امام نیز علاوه بر ایجاد شبهه در بین شیعیان، دستاویزی شد تا معتزله از مبانی عقیدتی شیعه خرده گیرد و به اصل امامت منصوصی بتازد؛ هر چند امام جواد(ع) با بیانی مستدل به شبهات آنان پاسخ گفت، در حالی که بیش از 10 سال نداشت. ناهمسازگری در عصر امام جواد(ع) امت اسلامی را دچار اختلاف گستردهای کرده بود. بنابراین، آن حضرت ناگزير به تعامل با جريانهای فکری موجود در جامعه بود.
جریان فکری، تشکل و جمعیت اجتماعی است که مبانی اندیشهای دارد. مبانی اندیشهای در جریانهای شناختهشده، ممکن است رویکرد فلسفی یا کلامی، شرقی یا غربی داشته باشد. بر این مبنا، جریانهای فکری عصر امام جواد(ع) شامل دو گروه عمده اسلامی و غیراسلامی بود. جریانهای اسلامی عبارت بودند از جریانهای فکری شیعی، مانند زیدیه، اسماعیلیه، غُلات، واقفیه و... . پیدایش این جریانها ماحصل کمظرفیتی سیاسی و گاه رقابتهایی میان پیروان و فرزندان اهل بیت(ع) بود. این گروهها، بهویژه غالیان حتی نسبت به مخالفان غیرشیعی، گرفتاریهای سختتری برای ائمه(ع) پدید میآوردند و متأسفانه در تضعیف جایگاه مکتب اهل بیت(ع) تأثیر بسزایی داشتند.
جریان بعدی، جریانهای فکری سنی بودند که بدنه اصلی جامعه را تشکیل میدادند و شامل دو گروه عمده میشدند؛ جریانهای فقهی اهل سنت، شامل جریانهای شافعی، حنفی، مالکی و حنبلی که در کاربردهای تاریخی، با اسامی خاصی نظیر اهل حدیث، جماعت، عامه و با گذشت زمان، همگی آنان با عنوان «اهل سنت» شناخته شدهاند. این گروه با تأکید بر حجیت سیره صحابه، بهویژه شیخین، به مکتب اهل بیت(ع) بیاعتنا بودند. بنابراین، تقویت اقتدار نظام حاکم یکی از اصول آنها بود. با این همه، این گروه نوعاً نه عنادی با اهل بیت(ع) داشتند و نه دلبستگی به مکتب آنان. بنابراین، دغدغه همگرایی ائمه(ع) با این گروه از اهمیت ویژهای برخوردار بوده است.
دومین جریان فکری سنی، جریانهای کلامی اهل سنت بود که شامل جریانهایی مانند خوارج، جبریه، قدریه، معتزله و ظاهریه میشد. اینان توجه قابل ملاحظهای در میان توده مردم نداشتند. فقها و محدثان مشهور اهل سنت، خود را رقیب این گروهها میدانستند. هر چند بعضی از اندیشههای گروههای یادشده، مانند معتزله مورد سوءاستفاده حاکمان وقت واقع شد، اما در مجموع آنان در جایگاه گروهی کلامی، حمایت سیاسی قابل توجهی نداشتند. ائمه(ع) نیز در مواجهه با ایشان به تبیین موضوعات کلامی، نظیر جبر و اختیار، مسئله خلق قرآن، حقانیت و تحریفنشدن قرآن اهتمام داشتند.
بله. جریانهای خارج از دایره اسلام در عصر جوادالائمه(ع)، عبارت از دو جریان دینی غیراسلامی و غیردینی بود. جریانهای دینی غیراسلامی شامل یهود، نصارا و مجوس بودند. اهل کتاب از دوره فتوحات اسلامی، در میان مسلمانان، اسرائیلیات و شبهات گوناگونی میپراکندند و تأثیر بسیاری از نظر فکری بر آنها داشتند. با وجود قاطعیت ائمه(ع) در مبارزه با رواج چنین اندیشههایی، عموماً رفتار با آنها مبتنی بر سعهصدر، هدایتگرانه و به دور از خشونت بود. جریانهای غیردینی نیز شامل گروههای زنادقه و دهریه بودند. آنها درباره توحید شبههافکنی میکردند و در سستکردن عقاید دینی مردم و رواج فساد در امت اسلامی سعی وافر داشتند. رفتار ائمه(ع) با این گروه همیشه حکيمانه و بردبارانه بود.
امام جواد(ع) برنامه راهبردی و سرنوشتساز ایجاد و تقویت همگرایی را از طریق مناظرات، مواجهه با خلفا و جریانهای فکری دنبال میکردند. آن حضرت کشمکشهای فرقهای و واگرایی در امت اسلامی را ماحصل فقدان احترام متقابل به باورها، مقدسات و تحریک احساسات مذهبی میدانستند و بر لزوم احترام و رعایت ادب تأکید داشتند. این ادب دینی به حفظ کرامت جامعه اسلامی، مصونیت آن از توهین و ناسزا و پرهيز از ايجاد زمينه اختلاف منجر میشد. امام اگرچه مدعی زعامت منصوصی بر امت اسلام بودند، ولی با توجه به مقتضیات زمانه در حفظ حکومت اسلامی، هيچگونه اقدام واگرایانه نسبت به خلافت نداشتند و از جریانها و نيروهای استقلالطلب واگرا حمايت و استفاده سياسی نکردند.
براساس آموزههای امام جواد(ع)، رفتار حکيمانه و مجادله علمی احسن همراه با نرمی، محبت و دوری از سخنان تند، حتی نسبت به کسانی که کینه و بغض ایشان را داشتند، به همگرایی در جامعه منجر میشد. انعطاف و گذشت رهبران، بهویژه در برابر كسانى كه تخلفى از آنها سرزده، همگرایی را در پی دارد. حضرت بر اشتراک مسلمانان براساس دو منبع اصیل قرآن و سنت و ضرورت پیروی از دستورهای آنها در نیل به همگرایی تأکید داشتند؛ اما در عین حال، در مواجهه با پدیده افراطگرایی اسلامی (غالیان)، علاوه بر شیوه روشنگری، از رفتار قاطعانه نیز بهره میبردند.
روش روشنگری امام شامل رفتار هدایتی و پاسخگویی به شبهات بود و رفتار قاطعانه مواردی مانند ابراز لعن و حتی صدور حکم قتل آنان را دربر میگرفت. ایشان از طریق روشنگری سعی در بازآموزی معارف دین و هدایت داشتند. از آنجا که غالیان شیعی راه را برای دشمنان در تهمت و مخالفت با شیعه هموار میکردند، افشاگری، لعن و نهایتاً فرمان قتل برخی از آنان در دستور کار قرار گرفت تا با شفافسازی ماهیت و اعلام مشروعيتنداشتن این جریان، ضمن رفع سوءتفاهم، زمینه وحدت بیشتر مسلمانان فراهم آید. امام در خصوص باورهای غالیانه اهل سنت نیز بدون ایجاد حساسیتهای مذهبی، با استنادات متقن به رد منطقی این عقاید همت گماشتند.
انتهای پیام