یکی از دیرپاترین و والاترین نهادهای حیات جمعی انسان، خانواده است. این نهاد مقدس همواره در کانون توجه ادیان، بهویژه آیینهای ابراهیمی جای داشته است. خانواده و پیوند زناشویی در اسلام چنان جایگاه رفیعی دارد که میتوان آن را کانونیترین نهاد در حیات دینی و اجتماعی پیروان این آیین بهشمار آورد. قرآن کریم با نگاهی ژرف و بنیادین، ازدواج را امری فطری و ریشهدار در سرشت آدمی معرفی میکند و گرایش زن و مرد به یکدیگر را نه نیازی عارضی، بلکه مبتنی بر اصل خلقت و نظام تکوینی هستی میداند.
به سخن دیگر، اساس آفرینش زن و مرد بهگونهای نهاده شده است که هر یک برای دیگری آفریده شدهاند و هیچیک بدون دیگری به کمال مطلوب و آرامش حقیقی دست نخواهند یافت. از اینرو، پیوند میان آن دو، پدیدهای اعتباری و قراردادی صرف نیست، بلکه حقیقتی است که از سوی خداوند متعال خلق شده و خود از نشانههای قدرت لایزال او بهشمار میآید. یادداشت پیش رو بر آن است تا به تبیین یکی از کارکردهای اساسی خانواده برای زوجین، یعنی آرامش که در قرآن با واژه «سکینه» مشخص شده، بپردازد.
در قرآن کریم، دو مورد از کاربردهای ریشه «سکن» و مشتقات آن بهطور مشخص به زوجیت و رابطه میان همسران اشاره دارد. مورد نخست، داستان آفرینش حوا و همسر آدم(ع) است. خداوند میفرماید: «هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحًا لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ؛ او کسی است که شما را از یک تن آفرید و همسرش را از او پدید آورد تا در کنارش آرامش یابد، پس هنگامی که مرد با زن آمیزش کرد، زن به حملی سبک حامله شد، پس با آن حمل سبک، زندگی را ادامه داد، پس چون سنگین بار شد، زن و شوهر پروردگارشان را خواندند که اگر به ما فرزندی تندرست و سالم عطا کنی، مسلماً از سپاسگزاران خواهیم بود.» (سوره اعراف، آیه ۱۸۹) در این آیه، هدف از آفرینش همسر، «لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا» یعنی آرامشیافتن بهسوی او معرفی شده است.
مورد دوم، این حکم را خطاب به تمام بنیآدم(ع) تکرار کرده و آفرینش همسران از جنس خود انسانها و آرامشیافتن به آنان را از نشانههای الهی برمیشمرد. خداوند میفرماید: «وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ؛ و از نشانههای او این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و در میان شما دوستی و مهربانی قرار داد. یقیناً در این نشانههایی است برای مردمی که میاندیشند.» (سوره روم، آیه ۲۱)
از مشتقات ریشه «سکن» در قرآن، هم برای آرامش جسمانی و هم برای آرامش روحی و روانی استفاده شده است. درباره همسران به نظر میرسد هر دو معنا مورد نظر باشد؛ از یک سو آرامش جسم از آن نظر که فرد با رابطهای مشروع، بیقراری جنسی خود را از میان میبرد و با همسر خود به ثبات میرسد و از سوی دیگر، آرامش روان از آن نظر که مودت و رحمت میان او و همسرش برقرار میشود و به او ثبات و قرار عاطفی میبخشد.
علامه طباطبایی(ره) علت این آرامش مطلق را در احتیاج پیشین طرفین میداند که هر یک را به سوی دیگری حرکت میدهد، زیرا «هر ناقصی، مشتاق کمال است.» ابوحامد محمد غزالی، صوفی و متکلم نامدار اسلامی نیز بر این فایده صحه گذاشته و یکی از فواید نکاح را در انس و راحتی دل میداند که بهسبب مجالست با همسر ایجاد میشود؛ آسایشی که نیروی تازهشده، رغبت عبادت و بازآمدن قوت را بهدنبال میآورد. بنابراین، نگاه کارکردگرایانه اسلام به خانواده شامل اصل مهمی به نام آرامش و سکون دل است که جز از این طریق حاصل نمیشود.
افزون بر قرآن، در سنت نبوی و روایات معصومین(ع) نیز به ازدواج و تشکیل خانواده توجهی ویژه مبذول شده است. در روایات آمده که «هیچ بنایی نزد خدا، از ازدواج و تشکیل خانواده محبوبتر تلقی نشده است.» همچنین، پیامبر گرامی اسلام(ص) بارها بر اهمیت ازدواج تأکید فرمودهاند. در این زمینه روایت شده است: «من تزوَّجَ فقد أحرزَ شطرَ دينِهِ فليتَّقِ اللَّهَ في الشَّطرِ الثاني؛ هرگاه آدمى ازدواج كند، نصف دين را به دست آورده است و براى نصف ديگر بايد تقواى خدا پيشه كند.» نیز میفرمایند: برای مرد مسلمان، پس از نعمت اسلام، نعمتی به بزرگی و ارزشمندی همسری شایسته که از او دلشاد شود، وجود ندارد. همچنین، از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که آن حضرت، کسی را که با داشتن امکانات و توانایی از ازدواج صرفنظر کند، از خود و امت خود نمیدانستند.
در فرهنگ اسلامی، اگرچه طلاق بهمثابه راهکاری حقوقی برای موارد ضروری و بنبستهای زندگی، عملی مشروع شناخته شده است، اما در عین حال از آن با عنوان «مبغوضترین حلالها» یا «منفورترین حلال» یاد میشود. روایات متعددی بر این مطلب صحه میگذارند که خداوند جدایی و طلاق را دشمن میدارد و انجام این عمل چنان بزرگ است که «عرش الهی از آن به لرزه درمیآید.»
مهمترین کارکرد رابطه مشروع میان زن و مرد، ظهور و تجلی سکینه است و این آرامش، کارکردهای مثبت خانواده را از جنبه سلامت روانی فرد و جامعه بهدنبال خواهد داشت. به این معنا که حضور خداوند در میان آن دو تحقق مییابد؛ حضوری که در سه سطح زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی، برکت و رحمت برای زوجین به ارمغان میآورد.
سکینه از چند جنبه بر زندگی فردی زوجین تأثیر میگذارد و کارکردهای ارزشمندی برای آنان به ارمغان میآورد. نخستین کارکرد آن است که با ازدواج، نیازهای غریزی و فطری فرد برآورده میشود و انسان با ارضای مشروع امیال جسمانی خود، به آرامشی عمیق دست مییابد. این آرامش روانی، حاصل رهایی از پراکندگی خاطر و پریشانی ذهنی است که با برقراری رابطهای متعهدانه و پایدار با جنس مخالف و نیز انس و الفت با همسر پدید میآید.
دومین کارکرد فردی سکینه، ایجاد انس و الفت میان زوجین با یکدیگر است. این انسگرفتن، آرامشی بهدنبال دارد که فراتر و ژرفتر از صرف ارضای تمایلات و امیال نفسانی است. جفتشدن دو انسان با یکدیگر و مصاحبت و همراهی آنان، بدون فضل و عنایت الهی که با عنوان «سکینه» از آن یاد میشود، امکانپذیر نخواهد بود؛ زیرا سکینه است که مودت و رحمت برای زوجین به ارمغان میآورد. این آرامش خاطر و انس و الفت، توانمندی زوجین را برای دینداری و بندگی و بهویژه برای مرد، تحصیل معارف دینی و عمل به آنها فراهم میکند. این توانمندی برای زیستن صالحانه و دیندارانه در فرهنگ اسلامی، با کلیدواژه ارزشمندی با عنوان «کمال در دیانت» ابراز و بیان شده است.
با تحقق پیوند زناشویی، نهاد خانواده شکل میگیرد و بیگمان، مهمترین ثمره و حاصل جفتشدن زن و مرد، پدیدآمدن فرزندان و ازدیاد نسل صالح است. قرآن بر کیفیت فرزندان و تربیت دینی و اخلاقی آنان تأکید دارد، نه صرفاً بر کمیت و تعداد. در قرآن کریم به موضوع تداوم نسل و تربیت فرزند صالح توجهی بایسته شده است؛ فرزندی که خود، زینت زندگی دنیا و از باقیات الصالحات و یکی از مهمترین سرمایههای ارزشمند زندگی انسان بهشمار میرود. همچنین، زیادی فرزندان از نعمتهای الهی و از اسباب مدد و یاری پروردگار خوانده شده است و آدمی در قبال آنچه خداوند به او ارزانی داشته، مسئولیتی بس سنگین برعهده دارد.
در فرهنگ اسلامی، فرزندآوری به خودی خود مورد تأیید مطلق قرآن و سنت نیست؛ بلکه آنچه اهمیت دارد، فرزندآوری مشروع، یعنی فرزندآوری در چارچوب نکاح شرعی و ازدواج دائم و صحیح است و غیر از این، زنا و گناه محسوب میشود و با برکت و رحمت الهی همراه نخواهد بود.
چنانکه پیش از این بیان شد، زوجین با برقراری رابطهای متعهدانه و عفیفانه در چارچوب ازدواج شرعی، از پراکندگی خاطر و تشتت ذهنی رها میشوند و به سکونت باطنی و آرامش درونی دست مییابند. این سکونت درون و آرامش روحی، نتیجهای اخلاقی و رفتاری در عرصه زندگی اجتماعی بهدنبال دارد که در منابع دینی از آن با عنوان ارزشمند عفت و پاکدامنی یاد میشود.
عفت در حقیقت، گسترش و بسط طهارت و پاکی از حوزه فردی به حوزه اجتماعی محسوب میشود و بنمایه اصلی آن، تعهد و پایبندی زن نسبت به شوهر خود است. زن و مرد در خانوادهای متعهد، موظفاند دقیقترین و ظریفترین نکات عفاف و حیا را در زندگی زناشویی خود رعایت کنند. در فرهنگ اسلامی، ارضای غریزه جنسی و نیازهای فطری در مسیر مشروع و حفظ طهارت، عفت و پاکدامنی، بنابر روایات متعدد، بسیار تأکید و سفارش شده است. در روایت شریف از پیامبر گرامی اسلام(ص) آمده: «مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَلْقَى اللَّهَ طَاهِرًا مُطَهَّرًا فَلْيَتَعَفَّفْ بِزَوْجَةٍ»؛ یعنی هر کس دوست دارد خداوند را در حالی دیدار کند که پاک و پاکیزه است، باید با ازدواج و داشتن همسر، خود را عفیف و پاکدامن گرداند.
انتهای پیام