کد خبر: 4353039
تاریخ انتشار : ۲۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۲
یادداشت

موزه‌ها؛ حافظ هویت و انسجام ملی

امروز که ایران درگیر نبردی همه‌جانبه در عرصه‌های شناختی، فرهنگی و اقتصادی است، دیگر نمی‌توان به موزه‌ها صرفاً به چشم مخازن نگهداری اشیای باستانی نگریست؛ بلکه این نهاد‌ها خط مقدم صیانت از هویت ایرانی اسلامی و نقطه اتکای انسجام ملی به‌شمار می‌روند. 

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدباقر مشکاتی، پژوهشگر و فعال فرهنگیبه گزارش ایکنا از قم، به نقل از پایگاه خبری حرم حضرت معصومه(س)، ۲۸ اردیبهشت(۱۸ می)، روز جهانی موزه، امسال با شعار «موزه‌ها، حافظ هویت و انسجام ملی» فرصتی است تا به نقش راهبردی این نهاد‌های فرهنگی در شرایط کنونی کشور بپردازیم. امروز که ایران درگیر نبردی همه‌جانبه در عرصه‌های شناختی، فرهنگی و اقتصادی است (دفاع مقدس سوم)، دیگر نمی‌توان به موزه‌ها صرفاً به چشم مخازن نگهداری اشیای باستانی نگریست؛ بلکه این نهاد‌ها خط مقدم صیانت از هویت ایرانی اسلامی و نقطه اتکای انسجام ملی به‌شمار می‌روند. 

اهمیت حیاتی این لنگرگاه‌های هویتی، زمانی آشکارتر می‌شود که به یاد بیاوریم در میانه جنگ تحمیلی ترکیبی و شناختی اخیر، دشمن آمریکایی و صهیونی برخلاف تمام معاهدات بین‌المللی و اصول بدیهی بشردوستانه، کینه خود را عیان ساخت و ده‌ها موزه و مکان تاریخی ما را مورد هجوم و آسیب قرار داد. این رفتار خصمانه، خود محکم‌ترین شاهد و گواه بر این مدعاست که میراث تمدنی و مذهبی ما، دقیقاً همان نقطه کانونی انسجام‌بخش و مقاومت‌سازی است که دشمن قصد تضعیف و انهدام آن را دارد.

با توجه به این ظرفیت فوق‌العاده و بی‌نظیر موزه‌ها برای نقش‌آفرینی فعال در این عرصه خطیر، ضروری است که مدیران و کارکنان مجموعه‌ها، به‌ویژه راویان و راهنمایان موزه‌ها و اماکن تاریخی، پویاتر و مصمم‌تر از گذشته به‌عنوان «افسر جنگ نرم در سنگر موزه»، قدم در میدان این «جهاد روایت میراثی» بگذارند. در یادداشت پیش‌ رو، ضمن واکاوی و تبیین ابعاد مختلف این مسئله، به برخی راهکارهای عملی و شدنی برای تحقق این مأموریت بزرگ نیز اشاره کرده‌ایم.

موزه؛ لنگرگاه هویتی در برابر جنگ شناختی

در «جنگ تحمیلی سوم»، یکی از اهداف و ابزار اصلی دشمن تسخیر ذهن‌ها، تحریف تاریخ و ایجاد گسست نسلی است. در چنین فضایی، موزه‌ها به‌عنوان نمادهای ملموس و مستند پیشینه تمدنی، علمی و حماسی یک ملت، نقش پاتکِ شناختی را ایفا می‌کنند. وقتی جوان ایرانی با دستاوردهای تمدنی، هنری و مقاومت‌های تاریخی پیشینیان خود در قالب آثار و اشیا و اسناد موزه‌ای روبرو می‌شود، بذر «خودباوری» و «امید» در او جوانه می‌زند که مهم‌ترین سلاح در جنگ اراده‌هاست.

هنگامی که بمباران رسانه‌ای و شناختی دشمن در پی مخدوش کردن حافظه تاریخی ملت و ایجاد تردید در ریشه‌هاست، موزه به‌مثابه یک لنگرگاه مستحکم، کشتی هویت نسل جوان را از تلاطم باز می‌دارد. مواجهه بی‌واسطه و مستند با آثار و مواریث گذشتگان، امکان جعل و تحریف را از اتاق‌فکرهای معاند سلب کرده و رشته‌های پیوند نسل امروز را با اصالت‌های تمدنی و افتخارات پیشین خویش ناگسستنی می‌سازد.

انسجام ملی؛ ثمره درک میراث مشترک در موزه

موزه‌ها با به تصویر کشیدن تنوع فرهنگی اقوام ایرانی در بستر یک تاریخ مشترک، به مخاطب یادآوری می‌کنند که این تار و پودهای متکثر، چگونه فرش یکپارچه و زیبای «ایران» را بافته‌اند. تأکید بر این میراث مشترک، اختلافات کاذب را کمرنگ کرده و حس تعلق به یک کل واحد را تقویت می‌کند و انسجام ملی را تعمیق می‌بخشد که ضرورت انکارناپذیر مقاومت در شرایط امروز است.

هنگامی که ابزارهای رسانه‌ای و جنگ شناختی تلاش می‌کند حافظه تاریخی ملت را مخدوش کرده و گسست نسلی ایجاد کند، موزه‌ها به عنوان اسناد زنده حقانیت و ریشه‌داری ملت ایران قد علم می‌کنند. هجوم کینه‌توزانه به اماکن تاریخی نشان داد که دشمن، این درک و میثاق مشترک هویتی را خطرناک‌ترین مانع در برابر اهداف خود می‌داند. در این کارزار، موزه‌ها تنها محل نگهداری اشیاء نیستند، بلکه زرادخانه‌های فرهنگی ما برای دفاع از روح جمعی و یکپارچگی جامعه ایرانی محسوب می‌شوند که روحیه سلحشوری و مقاومت را در رگ‌های جامعه اسلامی تزریق می‌کنند.

موزه‌های بارگاهی؛ تجلی‌گاه پیوند هویت ملی و دینی

در این میان، «موزه‌های بارگاهی» و متعلق به آستان‌های مقدس در ایران (مانند موزه آستان قدس رضوی و آستان مقدس حضرت فاطمه معصومه(س)) که اولین‌های تاریخ موزه و موزه‌داری در ایران هستند، جایگاهی بی‌بدیل و استثنایی دارند، چراکه این موزه‌ها گنجینه‌هایی هستند که در آن‌ها، آثار باستانی و میراث ملی ایران در کنار نفایس مذهبی، تاریخ اسلام و تشیع، و اسناد افتخارآمیز انقلاب اسلامی و دفاع مقدس زیر یک سقف گرد آمده‌اند و در معرض نمایش هستند.

این همنشینی معنادار، باطل‌‌کننده یکی از بزرگترین توطئه‌های شناختی دشمن، یعنی «دوقطبی‌سازی کاذب میان ملیت و دیانت» است. مخاطب در موزه‌های بارگاهی به عینه می‌بیند که هنر، ذوق و تمدن ایرانی چگونه با عشق به اهل‌ بیت(ع) گره خورده و چگونه همان روحیه‌ای که شاهکارهای هنری وقف‌شده را خلق کرده، حماسه‌های دفاع مقدس را نیز رقم زده است. این موزه‌ها، تجسم عینی انسجام هویت یکپارچه‌ ایرانی اسلامی هستند.

بنابراین این موزه‌ها که تلفیقی هنرمندانه از هنر، معماری، تاریخ تشیع، حماسه‌های دفاع مقدس و دستاوردهای انقلاب اسلامی هستند، باطل‌السحر دوقطبی‌سازی‌های جعلی میان «ملیت» و «دیانت» به‌شمار می‌آیند.

حضور زائران و بازدیدکنندگان با سلایق و از طبقات مختلف در این فضاها، تجلی عینی همان انسجامی است که بر پایه عشق به اهل‌ بیت(ع) و افتخار به تمدن ایرانی بنا شده و به هیچ وجه با هجمه‌های مقطعی گسستنی نیست.

رویکرد محتواگرا و روایتگری اشیاء؛ بستر انتقال عبرت‌ها

برای آنکه موزه‌ها به‌ویژه موزه‌های بارگاهی و تاریخی بتوانند در دفاع مقدس سوم نقش‌آفرینی مؤثری داشته باشند، اتخاذ رویکرد محتواگرایی و عبور از شیء‌محوری صِرف یک ضرورت قطعی است:

روایتگری درس‌آموز و عبرت‌آموز: هر شیء تاریخی یک پیام خاموش است. شمشیر یک قهرمان ملی، دست‌نوشته‌ی یک عالم، یا پلاک سوراخ‌شده‌ یک شهید، تنها یک قطعه فلز یا کاغذ نیستند؛ بلکه حامل درس‌های بزرگی از ایستادگی، وفای به عهد، و استعمارستیزی‌اند. روایتگران موزه باید این اشیا را به حرف بیاورند و عبرت‌های تاریخی نهفته در آن‌ها را برای مخاطب امروز ترجمه کرده و با گفتمان روز تبیین کنند.

گذار از تماشاگری به تفکر: اشیا باید بهانه‌ای برای انتقال مفاهیم باشند. با استفاده از ایده‌های نوین و با چیدمان‌های موضوعی و مفهومی، باید داستانی جذاب خلق کرد که نشان دهد چگونه روحیه مقاومت و نوآوری مشهود در آثار گذشته، می‌تواند حلال مشکلات امروز و سازنده‌ فردای ایران اسلامی باشد.

گذار از «موزه‌داری سنتی» به «روایتگری خلاق»: اشیا بی‌جان باید به‌واسطه فناوری‌های نوین (واقعیت افزوده، هولوگرام و…) و روایتگران آموزش‌دیده، داستان ایستادگی، هوشمندی و هنر ایرانیان را به زبانی جذاب برای نسل جدید بازگو کنند.

پیوند گذشته به آینده: موزه‌ها نباید در گذشته متوقف شوند. ایجاد بخش‌های مفهومی که نشان دهد چگونه روحیه مقاومت و وطن‌دوستی در آثار تاریخی، می‌تواند حلال مشکلات امروز و سازنده‌ فردای ایران‌مان باشد.

تبدیل موزه به پاتوق فرهنگی: موزه‌ها باید از محیط‌هایی بی‌روح و خاموش، به فضاهایی زنده برای گفت‌وگوی بین‌نسلی، برگزاری رویدادهای فرهنگی مشترک و تقویت همبستگی اجتماعی تبدیل شوند.

در شرایط امروزی باید گفت، موزه‌های ما امروز در خط مقدم جبهه نبرد هویتی و تمدنی قرار دارند. کینه دشمنان و هجوم ناجوانمردانه آنان به این مواریث تمدنی ثابت کرد که داشته‌های موزه‌ای، عاملی حیاتی در حفظ انسجام ایرانیان سلحشور است.

با گذر از موزه‌داری سنتی به روایتگری خلاق و محتواگرا، می‌توانیم از این گنجینه‌های ارزشمند به‌عنوان پیشران حفظ یکپارچگی ملی بهره ببریم. صیانت آگاهانه از این میراث در برابر هجمه‌های جنگ تحمیلی سوم، در حقیقت صیانت از ایران قوی، مستحکم و پیشرفته فرداست.

جمع‌بندی اینکه، در کارزار پیچیده‌ی جنگ شناختی، هویت ملی و دینی، دژ مستحکم ماست و موزه‌ها، به‌ویژه موزه‌های غنی بارگاهی، پاسداران این دژ هستند. با اتخاذ رویکردی محتواگرا و تبدیل موزه‌ها از نمایشگاه اشیای بی‌جان به راویان خلاق عبرت‌ها و حماسه‌ها، می‌توانیم انسجام ملی را ارتقا داده و ذهن و قلب نسل جدید را در برابر تهاجمات فرهنگی واکسینه کنیم. با اهتمام جدی به این راهبرد و رویکرد و سرمایه‌گذاری هوشمندانه بر این نهادهای فرهنگی و تبدیل آن‌ها به رسانه‌هایی پویا، می‌توانیم با تکیه بر ریشه‌های عمیق تمدنی و دینی خود، از این پیچ تاریخی با موفقیت عبور کرده و زمینه ظهور تمدن نوین اسلامی را فراهم کنیم.

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدباقر مشکاتی، پژوهشگر و فعال فرهنگی

انتهای پیام
دبیر:
مژگان فرهنگیان
captcha