به قلم مجید تقیزاده، فعال در حوزه کتابت و آموزش قرآن
ایران عزیز ما از ابتدای تاریخ تاکنون کم به خود ندیده است مردان و زنان پاکنهادی را که در مسیر خدمت به مردم و وفاداری به میهن، استوار و ثابت قدم و با تمام وجود از جان و مال خود گذشتند و یاد و نام خود را در تاریخ این مرز و بوم جاودانه کردند.
با ادای احترام ویژه به روح بلند و ملکوتی رهبر عالیقدر شهید ایران اسلامی حضرت آیتالله العظمی امام سیدعلی خامنهای و یکی از مراجع عالیقدر جهان تشیع که به دست پستترین و منفورترین انسانها به شهادت رسید و یادش جاودانه و نامش همچون خورشید بر تارک تاریخ رهبری این مرز و بوم درخشید؛ میتوان مدعی شد یکی از همان افراد پاکنهاد آن بزرگمردی بود که با سرلوحه نمودن و پیش رو گرفتن رمز موفقیت خود، موجب ربودن دلها از اقشار مختلف کشور شد. طلبهای خدمتگذار در لباس رئیسجمهور که پیر و جوان، خرد و کلان، باسواد و بیسواد، روستایی و شهری، همه و همه عاشقش شدند و در فقدانش اشک جانسوز، اشک همراه با آه، اشک غبطه و حسرت و البته عدهای هم اشک ندامت از دیدگانشان جاری شد.
رمز ساده بود، اما عمل به آن شاید مرد میدانهای کارزار با شیطان نفس با ارادهای آهنین و عزمی جدی میطلبید، و آن رمز چیزی نبود جز این که میگفت «بدون کوچکترین اهمیت به تخریبها و بیتقواییها و بدون صرف انرژی برای پاسخ به یاوهگویان با توکل و اتّکا به چشمۀ لایزال عزّت و اقتدار، با قدرت به کار خود ادامه بده و پیش برو»
یادش به خیر ...
حدود پنج سال پیش (سال 1400) بود که در مناظرههای انتخابات ریاست جمهوری، وقتی حرفها از سوی یکی از نامزدها مطرح شد، دل بسیاری از صبر و شرح صدر فراوان او که اینچنین بیتوجه به مطالب پوچ، راه و روش خود را میپیماید و اصلا پاسخ جدی به آنها نمیدهد به درد آمد و شاید تا حدودی عصبانیشان نمود.
شیوه رفتار آن سید بزرگوار در آن روزها و ادامه مسیر با پیشِ رو قرار دادن همین رمز موفقیت موجب شد تا در ایامی که ملت ایران از نعمت وجود او محروم شد، جملگی سوگوار شده و ناله سر دادند.
در میان دلایل مختلف غم و اندوه مردم، عدهای اما دلیل خاصی برای اندوه خود داشتند. دلیلی که موجب ناراحتی عمیق آنها در دنیا و سنگینتر شدن وبال آخرتشان شده بود. همان کسانی که در طول حیات او ناجوانمردی را به اوج رسانده و از هیچ طعنه و تخریبی در جهت القای بافتههای دروغین ذهن خود به اذهان عموم مردم دریغ نکردند.
اینان همان زغالهایی بودند که عمری تلاش کردند تا شهید سیدابراهیم رئیسی را سیاه کنند اما دریغ که هرگز این حقیقت را درک نکردند که آن که خدا بر عزت او اراده کرده، احدی را یارای خوار کردنش نخواهد بود. و در نهایت این سید خدمتگذار بود که با بیاعتنایی به خباثت این زغالها، آنان را سوزاند و تا ابد در حسرت حلالیتطلبی و آرزوی محبوبیت و عزّت نزد مردم وانهاد و روسفید شد و روسیاهی را برای زغالها گذاشت.
باید بدانیم این زغالها همواره در اطراف همه کسانی هستند که با نیّت «ابتغاء مرضات الله» عزم کار صادقانه برای مردم دارند ... تخریب میکنند، کارشکنی میکنند، چوب لای چرخ کارَت میگذارند تا به هر نحوی که شده کارِ تو پیش نرود.
و حالا این ماییم که با الگو قرار دادن زندگی پر افتخار سید ابراهیمها و آل هاشمها و ... با بیاعتنایی به آنان میبایست رو به جلو و با عزم جدی و نیت خالص در جهت رضای حق تعالیٰ برای مردم کار کنیم.
والسلام
انتهای پیام