در شرایطی که کشور عزیزمان ایران مورد آماج حملات صهیونیستی ـ آمریکایی قرار دارد، حفظ آرامش، کنترل هیجانات و اضطراب، حفظ انسجام، وحدت و همبستگی ملی، ایستادگی و مقاومت امری حیاتی و رسیدن به درک عمیق این مفاهیم برای جامه عمل پوشاندن به آن نیز ضروری است.
از اینرو، مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم سلسله یادداشتهایی با عنوان «حماسه» ویژه ایام شرایط جنگ صهیونیستی ـ آمریکایی علیه کشورمان، تهیه و در اختیار ایکنای قم قرار داده است که بخش چهاردهم آن از نظر میگذرد:
پس از شروع جنگ آمریکا علیه ایران (جنگ رمضان)، حضور و بعثت مردم در خیابان شکل گرفت و این حضور، حضوری هیجانی و شعاری صرفاً نبوده است، بلکه به نیرویی محاسبهشده و عاقلانه تبدیل شد که مسیر تصمیمگیریهای کلان کشور را تحتتأثیر قرار داده است. از همان روز نخست جنگ، مردم ایران نشان دادند که یک «رادار راهبردی» برای حاکمیت هستند؛ راداری که هم هشدار میدهد و هم خط قرمز ترسیم میکند.
برخلاف بسیاری از جنگها که افکار عمومی عمدتاً نقش یک تماشاگر یا قربانی بیخبر را دارند، در جنگ رمضان، حضور میدانی مردم نشان داد که آنان با رصد دقیق آخرین تحولات نظامی و دیپلماتیک، خواستهها و مطالباتی را مطرح میکنند. نخستین و مهمترین مطالبه مردم، جواب قاطع و پشیمانکننده به دشمن است. مردم از مسئولان نظامی و سیاسی یک مطالبه روشن و غیرقابل مصالحه دارند: پاسخی قاطع، کوبنده و پشیمانکننده به آمریکا بدهید که دیگر جرئت تعرض به خاک ایران را پیدا نکند.
این پاسخ باید طوری باشد که خون شهدا هدر نرفته باشد و دشمن بداند با شهادت رساندن رهبر عزیز و فرماندهان نظامی، نه تنها ایران را تضعیف نکرده، بلکه با یک قیام عظیمتر و پاسخی سختتر مواجه شده است و اقتدار و قدرت ایران را خواهد کرد. دومین مطالبه، رد هرگونه اعتماد به دشمن و مذاکره با او از موضع ضعف است. مردم از مسئولان نظامی و سیاسی میخواهند که توقف جنگ نباید به بهای از دست دادن توان دفاعی و امنیتی کشور تمام شود. تجربه تلخ مذاکرات و توافقهای گذشته به آنها آموخته که هرگاه ایران زیر بار فشار تسلیم شده، نه تنها صلح پایداری حاصل نشده، بلکه زمینه برای تجاوز بعدی نیز فراهم شده است.
سومین محور مطالبات، حفظ انسجام ملی و پرهیز از دوقطبیسازی داخلی است. جامعه ایران در طول جنگ رمضان، بلوغ عجیبی را از خود نشان داد؛ مردم از اظهارنظرهای تنشآلود میان افراد و جناحهای سیاسی به شدت ناراضی بوده و از مقامات ارشد کشور میخواهند که در شرایط حساس جنگی، وحدت کلمه را در اولویت قرار دهند و هرگونه اختلافافکنی را بهمثابه خدمت به دشمن تلقی کنند. این نگرش نشان میدهد جامعه ایرانی در بحران نه تنها متلاشی نمیشود، بلکه بهصورت خودانگیخته منسجمتر نیز میشود.
از سوی دیگر، مردم از مسئولان میخواهند که امنیت روانی جامعه را با حفظ روحیه مقاومت تقویت کنند و از القای حس یأس و ناامیدی بپرهیزند. در این چارچوب، تجمعات خودجوش در حمایت از نیروهای مسلح در اقصینقاط کشور، مطالبهای فراتر از یک بیانیه احساسی داشت؛ مردم با حضور در خیابانها و میادین اصلی شهرها، به دولت و مجلس پیام میدادند که ما پشت تیم مذاکرهکننده و رزمندگان هستیم.
چهارمین خط قرمز مردمی، حفظ بازدارندگی موشکی و هستهای است. مشاهدات میدانی و شعارهای هر شب مردم نشان میدهد که مردم مخالف هرگونه توقف برنامه موشکی یا تعطیلی تأسیسات هستهای در قبال توقف جنگ هستند. این یافته پیام روشنی به دستگاه دیپلماسی و فرماندهان عالی نظامی داشت که صلح ضعیف را نمیخواهیم، حتی اگر به قیمت ادامه تحریم و جنگ فرسایشی تمام شود.
پنجمین عرصه مطالبهگری، مربوط به مدیریت اقتصاد جنگ است. افزایش چند برابری قیمت حاملهای انرژی و گاز جهان، با توقف ۲۰ درصد از عرضه نفت، فشار سنگینی بر سفره مردم وارد کرده است. مطالبه عمومی از دولت خصوصاً این است که با مدیریت و تخصیص هدفمند منابع ارزی موجود، نسبت به تأمین کالاهای اساسی، دارو، جلوگیری از هزینههای غیرضروری فاقد اولویت و برخورد با مدیران و تصمیمگیران فاقد صلاحیت، دشمن را در دستیابی به اهداف خود ناکام کنند.
به موازات آن، مردم از قوه قضائیه میخواهند که با محتکران و گرانفروشان فرصتطلب در دوران جنگ برخورد قاطع و بدون اغماض انجام دهد تا سودجویان نتوانند از آب گلآلود بحران، ماهی بگیرند. در طول این جنگ، آشکار شد که بزرگترین سرمایه ایران در برابر آمریکا نه موشکهای نقطهزن، جزایر سهگانه یا نیروهای نیابتی در منطقه، بلکه مردمی هستند که در سختترین شرایط و در حالیکه در خانههای خود زیر بمباران بهسر میبرند، عاقلانهترین و شفافترین خواستهها را از حاکمیت خود طلب میکنند.
پیام روشن مردم به تمام مسئولان، از رئیسجمهور و وزرا تا فرماندهان نظامی و نمایندگان مجلس، این است که ما آماده ایستادگی و هزینه دادن هستیم، به شرط آنکه از خط قرمزهای عزت ملی عبور نکنند و فریب توهم پیروزی سریع یا ترس از شکست قریبالوقوع را نخورند.
انتهای پیام