عید غدیر در فرهنگ اسلامی، نقطهای تعیینکننده در تبیین مسیر هدایت جامعه اسلامی بهشمار میرود. در این واقعه، ولایت امیرالمؤمنین(ع)، ادامه راه هدایت پیامبر(ص) مطرح شد؛ اما پیام غدیر صرفاً در بیان انتصابی تاریخی خلاصه نمیشود، بلکه حامل هشداری جدی درباره آینده جامعه اسلامی و خطر انحرافهای درونی آن است. شهید مرتضی مطهری در آثار خود بارها به این نکته اشاره میکند که بسیاری از انحرافهای تاریخی اسلام نه از بیرون، بلکه از درون جامعه اسلامی شکل گرفته است. به اعتقاد ایشان، یکی از مهمترین عوامل این انحرافها، دینداری جاهلانه و ناآگاهی نسبت به معارف اصیل دین است؛ وضعیتی که میتواند زمینه سوءاستفاده جریانهای انحرافی را فراهم کند. از همینرو، فهم پیام غدیر فقط در برگزاری مراسم و بیان فضائل تاریخی خلاصه نمیشود، بلکه در افزایش بصیرت دینی و شناخت معیارهای حق و باطل معنا پیدا میکند. در همین راستا، خبرنگار ایکنا از اصفهان با محسن مذکوری، نویسنده و پژوهشگر دینی گفتوگو کرده است که متن آن را در ادامه میخوانیم.
عید سعید غدیرخم را تبریک عرض میکنم و امیدوارم نگاه ما به حادثه غدیر همانند نگاه شهید مطهری باشد؛ زیرا نوع نگاه ایشان به غدیر بینظیر و استثنایی است. شهید مطهری در کتاب «حماسه حسینی»، بحثی با عنوان «کلید شخصیت» مطرح میکند و میگوید، هر فردی شخصیتی خاص دارد و برای شناخت آن شخصیت، کلیدی وجود دارد. این کلید را میتوان از افکار و گفتار افراد تشخیص داد؛ زیرا مجموعه افکار و اندیشههای هر انسان بیانگر شخصیت اوست. شهید مطهری در همان بحث، کلید شخصیت امام حسین(ع) را حماسه معرفی و بر همین اساس، سخنرانیهای خود درباره آن حضرت را با عنوان «حماسه حسینی» ارائه میکند.
اگر بخواهیم کلید شخصیت شهید مطهری را نیز بشناسیم، میتوان گفت ایشان، احیاگر فکر دینی بودند. تلاش اصلی شهید مطهری، احیای اندیشه دینی و ارائه راهی برای بازگشت به فهم صحیح اسلام بود. در کتاب «ده گفتار»، گفتاری با عنوان «احیای فکر دینی» دارند و کتابی نیز با عنوان «احیای تفکر اسلامی» نوشتهاند. در این آثار بیان میکنند که بسیاری از افکار و برداشتهایی که مسلمانان درباره اسلام دارند، دچار رکود و ضعف شده و گاه بهصورت نیمهزنده باقی مانده است؛ وضعیتی که میتواند زمینه سوءاستفاده دشمنان را فراهم کند. نمونه این رویکرد را میتوان در سخنان ایشان درباره غدیر در کتاب «پانزده گفتار» مشاهده کرد. در آنجا مخاطب اصلی ایشان، جوانان هستند و تصریح میکنند که آینده هر کشوری متعلق به جوانان است.
در بسیاری از آثار شهید مطهری نیز مخاطب اصلی، جوانان، بهویژه دانشآموزان و دانشجویان هستند. ایشان معتقد است، جهتگیری فکری جوانان، آینده یک کشور را تعیین میکند؛ زیرا نسل جوان متعلق به آینده است. به همین دلیل، شهید مطهری در برابر شبهات و انحرافات فکری زمان خود آثار متعددی نوشت تا به پرسشها و دغدغههای فکری جوانان پاسخ دهد. بسیاری از این مسائل که در زمان ایشان مطرح بود، امروز نیز وجود دارد و حتی گستردهتر شده است.
امروز نیز آینده انقلاب وابسته به چگونگی تعامل با نسل جوان و پرورش فکری آنان براساس اندیشه دینی است. در این میان، پرسش مهم این است که جوانان باید چه نوع نگاهی به حادثه غدیر داشته باشند. اگر به فضای عمومی جامعه نگاه کنیم، میبینیم که در مناسبت غدیر، بیشتر بر برگزاری جشنها و برنامههای اجتماعی تأکید میشود. در سخنرانیها نیز غالباً دو موضوع مطرح است: نخست، اثبات تاریخی واقعه غدیر و دوم، تبیین معنای حدیث پیامبر(ص) که فرمودند: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلاَهُ...» و توضیح مفهوم ولایت؛ اما شهید مطهری در مواجهه با غدیر رویکردی متفاوت ارائه میکند. ایشان این مباحث را نفی نمیکند، اما معتقد است باید به پیام و جوهره اصلی حادثه غدیر توجه کرد.
ایشان با استناد به آیات قرآن به چند جمله کلیدی اشاره میکند: «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ»، «فَلَا تَخْشَوْهُمْ»، «وَاخْشَوْنِ» و «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا.»
معمولاً در سخنرانیها بر ناامیدی کفار از دین اسلام یا کاملشدن دین تأکید میشود؛ اما شهید مطهری معتقد است، پیام اصلی غدیر در جمله «وَاخْشَوْنِ» نهفته است؛ یعنی «از من بترسید.» به باور ایشان، توجه به این نکته میتواند رابطه حقیقی میان غدیر و احیای فکر دینی را روشن کند و جوانان باید به همین پیام اساسی توجه داشته باشند.
شهید مطهری در توضیح آیه «وَاخْشَوْنِ» میگوید، خداوند میفرماید از کفار نترسید، بلکه از من بترسید. این «از من بترسید» به چه معناست؟ ایشان بارها به آیه «إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» استناد میکند و توضیح میدهد که قضا و قدر الهی و مشیت خداوند گزاف و بیقاعده نیست، بلکه براساس قانون و سنت الهی جاری میشود.
خداوند میفرماید من نعمتی را از قومی نمیگیرم و بلایی را برنمیدارم، مگر آنکه خودشان تغییر کنند. اگر مردمی صلاحیت خود را از دست بدهند، نعمت از آنان سلب میشود و اگر تغییر مثبت ایجاد کنند، بلا از آنان برداشته میشود. بنابراین، سرنوشت هر جامعه به تغییر درونی آن جامعه وابسته است. در حادثه غدیر، خداوند فرمود: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي...»، دین کامل شد و نعمت به اتمام رسید. اما بقای این نعمت به رفتار و تغییر درونی مسلمانان وابسته بود. شهید مطهری تصریح میکند که گرفتاری جامعه اسلامی از درون خود جامعه آغاز میشود. هر آسیبی که به جامعه اسلامی برسد، ریشه آن در درون است، نه در بیرون. دشمن بیرونی فقط زمانی میتواند اثر بگذارد که زمینه درونی فراهم باشد.
ایشان میگوید پس از غدیر نیز انحراف از درون جامعه اسلامی شکل گرفت. امروز هم اگر آسیبی متوجه جامعه اسلامی شود، علت اصلی آن در درون است. تمرکز صرف بر دشمن خارجی خطاست؛ قرآن میفرماید «فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ؛ از آنان نترسید، از من بترسید»؛ یعنی مراقب تغییرات درونی خود باشید.
شهید مطهری از دو خطر اساسی درونی نام میبرد که جامعه اسلامی را تهدید میکند: دینداری جاهلانه و عالمان بیدین. دینداری جاهلانه یعنی دینداری بدون بصیرت، بدون عمقنگری و بدون فهم صحیح از معارف دین. پیامبر اکرم(ص) فرمودند من از فقر اقتصادی بر امت خود نمیترسم، بلکه از کجفهمی و نادانی آنان میترسم. اگر دینداری براساس جهل باشد، خطر آن از دشمن بیرونی بیشتر است؛ زیرا چنین دینداری ابزار دست جریانهای انحرافی میشود.
خطر دوم، عالمان بیدین یا منافقان هستند؛ کسانی که در ظاهر از دین سخن میگویند، اما در باطن به آن پایبند نیستند. این گروه برای پیشبرد اهداف خود از دینداران جاهل استفاده میکنند. دشمنان بیرونی نیز از همین دو گروه بهره میبرند. بنابراین، زنجیره آسیب چنین است: کفار از منافقان استفاده میکنند و منافقان از دینداران جاهل. بر این اساس، پیام غدیر و جمله «وَاخْشَوْنِ» برای امروز این است که جامعه اسلامی باید مراقب تغییر درونی خود باشد. اگر افکار، اخلاق، معنویت و فهم دینی مردم دچار انحراف شود، سنت الهی اقتضا میکند که نعمت از آنان سلب شود.
شهید مطهری تأکید میکند که بسیاری از مفاهیم دینی در ذهن جامعه بهصورت تحریفشده یا سطحی فهمیده میشود. اگر فهم توحید، عدالت، تقوا، توکل، انتظار و دیگر مفاهیم دینی احیا نشود، همین برداشتهای نادرست زمینه انحراف و سوءاستفاده را فراهم میکند. در چنین شرایطی، جوانان دچار سرخوردگی و بیاعتمادی میشوند. بنابراین، راهحل چیست؟ راهحل، احیای فکر دینی است؛ یعنی ارتقای سطح آگاهی، بصیرت و فهم عمیق از معارف اسلام. دینداری باید عالمانه، روشنبینانه، آیندهنگر و ژرفنگر باشد، نه سطحی و احساساتی. جوانان اگر میخواهند از دین و جامعه اسلامی دفاع کنند، باید ابتدا فهم دینی خود را اصلاح و تقویت کنند.
رابطه غدیر با نسل جوان در همین نکته نهفته است: غدیر فقط یک واقعه تاریخی یا مراسم جشن نیست، بلکه هشداری است درباره مسئولیت درونی جامعه. اگر جوانان به بصیرت، عمق فکری و دینداری آگاهانه مجهز شوند، نه منافقان داخلی و نه دشمنان خارجی نمیتوانند از آنان سوءاستفاده کنند. بنابراین، اگر جامعه اسلامی بخواهد پایدار بماند، چارهای جز افزایش روشنبینی، اصلاح اندیشه دینی و پرهیز از دینداری جاهلانه ندارد. این همان معنای «وَاخْشَوْنِ» است؛ یعنی مراقب خودتان باشید، زیرا سرنوشت شما به تغییر درونیتان وابسته است.
بله، برای مطالعه هر علمی سیر مشخصی وجود دارد. هیچکس نمیتواند بدون مقدمه وارد مباحث پیچیده شود. در همه علوم ابتدا کتابهای ساده، سپس متوسط و بعد تخصصی مطالعه میشود. آثار شهید مطهری نیز چنین است. اگر کسی بدون مقدمات سراغ بعضی کتابهای دشوار برود، نهتنها سودی نمیبرد، بلکه ممکن است دچار سوءبرداشت شود. به همین دلیل، مطالعه آثار ایشان باید با سیری مناسب انجام شود. یکی از بهترین روشها، سیر نیازمحور است؛ یعنی براساس نیازهای فکری مخاطب، آثار مناسب انتخاب شود. البته اگر بخواهیم برای آشنایی اولیه، دو کتاب پیشنهاد کنیم که انسان را با موضوع احیای فکر دینی و تشخیص حق و باطل آشنا کند، میتوان از میان آثار شهید مطهری، دو کتاب «ده گفتار» و «جاذبه و دافعه امام علی(ع)» را نام برد.
در کتاب «جاذبه و دافعه امام علی(ع)» دقیقاً به همین پرسش پاسخ داده میشود. در جنگ صفین از امیرالمؤمنین(ع) پرسیدند: شما از قرآن و سنت پیامبر(ص) سخن میگویید، اما طرف مقابل نیز همین کار را میکند. هر دو طرف به قرآن استناد میکنند. پس چگونه تشخیص دهیم حق با کدام است؟
امیرالمؤمنین(ع) در پاسخ، اصلی اساسی را بیان کردند: «...اِعْرِفِ اَلْحَقَّ تَعْرِفْ أَهْلَهُا»؛ یعنی نخست حق را بشناس، سپس اهل حق را میشناسی. بنابراین، معیار، اشخاص نیستند؛ معیار، حق و باطل است. ابتدا باید حق و باطل را شناخت و سپس اشخاص را براساس آن ارزیابی کرد. اگر انسان بدون شناخت حق، صرفاً بهدنبال شخصیتها حرکت کند، دچار خطا میشود.
شهید مطهری توضیح میدهد که در صدر اسلام، بسیاری از مردم به جای شناخت حق، بهدنبال شخصیتها میرفتند. عدهای طرفدار طلحه و زبیر میشدند، عدهای طرفدار افراد دیگر. امروز هم همین وضعیت وجود دارد؛ گاهی افراد بهدنبال شخصیتهای سیاسی حرکت میکنند، نه بهدنبال معیار حق و باطل. این همان خطایی است که جامعه را دچار انحراف میکند.
از نظر شهید مطهری، ما دو وظیفه اساسی داریم: اول اینکه حق و باطل را با مطالعه و تحقیق بشناسیم. دوم اینکه پس از شناخت حق، اشخاص و جریانها را براساس آن ارزیابی کنیم. اگر شخصی در مسیر حق بود، از او حمایت میکنیم و اگر از مسیر حق خارج شد، باید او را نقد کنیم. هیچکس نباید به بت تبدیل شود.
شهید مطهری حتی در نقد شخصیتها نیز تأکید میکند که هیچ فردی مصون از نقد نیست. بنابراین، معیار همواره حق است، نه شخصیتها. در همین چارچوب، ایشان هشدار میدهد که اگر علی بن ابیطالب(ع) آنگونه که واقعاً بود، شناخته شود، بسیاری از کسانی که امروز خود را دوستدار او میدانند، در صف مخالفان او قرار خواهند گرفت. این سخن نشان میدهد که دینداری بدون شناخت عمیق میتواند به خطا منجر شود. بنابراین، راه تشخیص حق، افزایش آگاهی و مطالعه عمیق است. مطالعه آثار شهید مطهری نیز در همین مسیر کمککننده است؛ زیرا ایشان بسیاری از مفاهیم دینی را بهصورت زنده و تحلیلی تبیین کردهاند.
انتهای پیام