کد خبر: 4356315
تاریخ انتشار : ۱۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۷
یادداشت

غدیر در اندیشه امام خمینی(ره)

غدیر در اندیشه امام خمینی(ره) اینگونه بود که حضرت امیر ایجادکننده مسئله غدیر است؛ نه آنکه مسئله غدیر چیزی بر وجود او افزوده باشد. مقام شامخ اوست كه اسباب اين شده است كه خداى تبارک و تعالى او را حاكم قرار دهد.

غدیر در اندیشه امام خمینیحجت‌الاسلام احمدحسین شریفی، رئیس دانشگاه قم یادداشتی با عنوان «غدیر در اندیشه امام خمینی» را در اختیار ایکنا قرار داده است که متن آن از نظر می‌گذرد:

جامع‌ترین سخنرانی امام خمینی(ره) در موضوع غدیر، مربوط می‌شود به سخنرانی ایشان در جمع مسئولان نظام در تاریخ ۲ شهریور ۱۳۶۵ که به مناسبت عید غدیر ایراد شده است. مضامین اصلی این سخنرانی پرمغز و پرنکته را می‌توان اینگونه فهرست کرد:

۱- «تبریک عید غدیر به همه ملت‌هاى مظلوم»

۲- ابراز عجز از سخن گفتن در اطراف شخصیت حضرت امیر. زیرا او «مظهر جميع اسماء و صفات حق تعالى است» پس به تعداد اسماء‌ الهی (هزار اسم نیکو) هزار بعد و لایه وجودی هم برای حضرت امیر وجود دارد که «ما از عهده بيان حتى يكى‌اش نمى‌توانيم برآييم.» حضرت امیر، «جامع اضداد» است و هر کسی نمی‌تواند درباره او سخن بگوید.

۳- حضرت امیر ایجادکننده مسئله غدیر است؛ نه آنکه مسئله غدیر چیزی بر وجود او افزوده باشد. «حضرت امير است كه غدير را به وجود آورده است، مقام شامخ اوست كه اسباب اين شده است كه خداى تبارک و تعالى او را حاكم قرار بدهد.»

۴- زنده نگه داشتن غدیر برای آن است که مدل حکمرانی ما، مدل علوی باشد. سبک و سیره علوی، سبک و سیره همه ملت‌ها و همه حاکمان اسلامی باشد.

۵- مسئله غدیر، برای بیان مقامات معنوی حضرت امیر نبود، بلکه «مسئله جعل حکومت است»؛ غدیر، به نحو برهان انّی نشان می‌دهد حضرت امیر واجد حقایق معنوی و ملکوتی بود؛ لذا خداوند به پیامبر دستور داد که او را برای اقامه عدل و حکومت اسلامی پس از خودش منصوب کند.

۶- بزرگترین اعوجاج از صدر اسلام تاکنون، سکولاریسم و جدا دانستن دین از سیاست است. این فکر شیطانی آنقدر تکرار شده است که در ذهن و ضمیر برخی از مسلمانان هم نفوذ کرده است! آنان ناخواسته و نادانسته با پذیرش چنین ایده‌ای فی الواقع تکذیب خدا و رسول خدا و امیرمؤمنان و ائمه اطهار است. «آن كه مى‌گويد دين از سياست جداست، تكذيب خدا را كرده است، تكذيب رسول خدا را كرده است، تكذيب ائمه هدى‌ را كرده است.»

۷- دلیل اهمیت غدیر و اهتمام به آن توسط پیامبر و ائمه اطهار علیهم السلام «براى اين است كه با اقامه ولايت يعنى با رسيدن حكومت به دست صاحب حق، همه انحرافات از بين مى‌رود. اگر حكومت عدل بپا شود، اگر گذاشته بودند كه حضرت امير(ع) حكومتى را كه مى‌خواهد بپا كند، تمام انحرافات از بين مى‌رفت و محيط يك محيط صحيح و سالم‌ مى‌شد.»

۸- مقام ولایت، غیر از مقام حکومت است. «آن چيزى كه براى ائمه ما، قبل از غدير و قبل از همه چيزها بوده است، اين يك مقامى است كه مقام ولايت كلى است كه آن امامت است ... اگر کسی آن ولايت كلى را قبول نداشته باشد، اگر تمام نمازها را مطابق با همين قواعد اسلامى شيعه هم بجا بياوريد باطل است، اين غير حكومت است.»

۹- غدیر نشان می‌دهد که سیاست مربوط به همه مردم است. در هر عصر و مصری باید یک حکومت عادله باشد که بتواند «اقامه صلاة كند، اقامه صوم كند، اقامه حج كند، اقامه همه معارف را بكند و راه را باز بگذارد براى اينكه صاحب افكار، افكارشان را با دلگرمى و با آرامش ارائه دهند.»

۱۰- از دیگر انحرافات ایجاد شده در عالم اسلام، جداسازی عرفان و عارفان از سیاسات و اجتماعیات بود. در حالی که پیامبرانی مثل ابراهیم و موسی و عیسی و پیامبر اکرم و امامانی مثل امیرمؤمنان و سایر ائمه اطهار علیهم السلام که بزرگترین عارفان و سالکان بودند، همگی در امور سیاسی دخالت می‌کردند. با طواغیت زمان مبارزه می‌کردند و هیچگاه گوشه‌نشینی اختیار نکردند.

۱۱- یکی از انحرافاتی که در اثر القائات دشمنان در میان روحانیت پدید آمده بود این بود که بعضاً فتوا می‌دادند که برای روحانی پوشیدن «لباس جندى حرام است، لباس شهرت است، به عدالت مضر است». امام خمینی(ره) برای ابطال این انحراف قطعی می‌فرمود: آیا «حضرت امير عادل نبوده؟! حضرت سيدالشهدا هم عادل نبوده؟! حضرت امام حسن هم عادل نبوده؟! پيغمبر اكرم هم عادل نبوده؟! براى اينكه لباس جندى داشتند»

۱۲- با وجود همه القائات شیطانی برای جدا کردن روحانیت از سیاست، روحانیان بزرگی بودند که جدی‌ترین فعالیت‌های سیاسی قرون اخیر را انجام دادند. به عنوان مثال، «مسئله مشروطيت يك مسئله سياسى بود و بزرگان علماى ما درش دخالت داشتند، تأسيسش كردند. مسئله تحريم تنباكو يك مسئله سياسى بود و ميرزاى شيرازى رَحِمَه اللَّه اين معنا را انجام داد. در زمان‌هاى اخير هم مدرس، كاشانى، اينها مردم سياسى بودند و مشغول كار بودند.»

۱۳- سکولاریسم از نگاه اسلام امری به غایت نامعقول است. آیا می‌توان پذیرفت که خدای متعال پیامبر بفرستد تا احکام و ارزش‌های او را برای مردم تبیین کند اما بعد بگوید از حاکمانی تبعیت کنید که مخالف تحقق احکام و ارزش‌های ما هستند؟! از آتاتورک و رضاشاهی تبعیت کنید که کمر همت برای نابودی دین و اسلام بسته‌اند؟! «اين را چه عقلى باور مى‌كند؟»

انتهای پیام
دبیر:
مژگان فرهنگیان
captcha