مباهله پیامبر(ص) با مسیحیان نجران، از رویدادهای صدر اسلام است که نشانه حقانیت دعوت پیامبر(ص) دانسته میشود. براساس منابع، پیامبر(ص) پس از مناظره با مسیحیان نجران و ایمان نیاوردن آنان، پیشنهاد مباهله دادند و آنان پذیرفتند؛ اما در روز موعود، مسیحیان نجران پس از مشاهده اینکه پیامبر(ص) اهل خانوادهاش را با خود آورده، از مباهله خودداری کردند. مباهله درخواست لعن و نفرین الهی برای اثبات حقانیت است و بین دو طرفی رخ میدهد که هرکدام ادعای حقانیت دارند.
حال اینکه چرا پیامبر(ص) در جریان مباهله اهل بیت(ع) را همراه خود کردند و بهمنظور تفسیر آیه مباهله خبرنگار ایکنا از همدان با حجتالاسلام والمسلمین علی الوندی عضو هسته علمی مؤسسه کلامی احیا به گفتوگو پرداخته که مشروح آن را در زیر میخوانیم:
مباهله یک واقعه تاریخی بینظیر و سرنوشتساز در سال دهم هجری قمری بود که بهمنظور اثبات حقانیت پیامبر اسلام(ص) در بحث با مسیحیان نجران رخ داد. این اتفاق زمانی رخ داد که هیئتی از مسیحیان نجران به مدینه آمدند و درباره حضرت عیسی(ع) با پیامبر(ص) به گفتوگو نشستند. با وجود دلایل متقنی که پیامبر از وحی الهی ارائه دادند، طرف مقابل همچنان بر این باور بود که حضرت عیسی(ع) پسر خداست.
در این شرایط، آیه ۶۱ سوره مبارکه «آلعمران» خطاب به پیامبر(ص) نازل شد «فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ؛ هر گاه بعد از علم و دانشی كه درباره مسيح به تو رسيده، باز كسانی با تو به محاجه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خويش را دعوت کنیم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود، آنگاه مباهله كنيم، و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.»
این رویداد برای مشخص کردن حق از باطل و بهعنوان آخرین حجت طراحی شد. حضرت محمد(ص) برای اثبات راستی دعوت خود، دست فرزندانشان امام حسن و امام حسین(ع)، دخترشان حضرت فاطمه زهرا(س) و حضرت علی (ع) را گرفتند و زیر یک عبا قرار دادند و به سمت صحرای مباهله حرکت کردند. آوردن نزدیکترین و عزیزترین افراد خانواده نشاندهنده اطمینان کامل پیامبر(ص) به حقانیت خود بود.
در مقابل، مسیحیان نجران وقتی چهره نورانی این پنج تن (اصحاب کسا) را دیدند و متوجه شدند که با راستگوترین فرد روی زمین و خانواده پاکش طرف هستند، از مباهله منصرف شدند و اذعان کردند که اگر مباهله کنند، عذاب الهی نازل خواهد شد. آنان ترجیح دادند با پرداخت جزیه صلح کنند و به شهر خود بازگردند.
بنابراین، هدف اصلی مباهله دو چیز بود اولی اثبات قطعی حقانیت پیامبر اسلام(ص) بهعنوان فرستاده خدا و دوم تثبیت جایگاه اهل بیت(ع) بهعنوان حجتهای الهی و بهترین بندگان خدا، که با آوردن آنها به میدان مباهله، خداوند جایگاه رفیع آنها را برای همیشه در تاریخ ثبت کرد.
به عبارت روشنتر، مباهله یک مسابقه نفرین نبود، بلکه معیار سنجش راستی بود که پیامبر(ص) با شجاعت کامل آن را پذیرفت و طرف مقابل از ترس عذاب الهی عقبنشینی کرد. این واقعه بهوضوح نشان داد که اسلام بر پایه حقیقت استوار است و پیامبر در ادعای خود راستترین انسان روی زمین است.
پیامبر(ص) کاملاً آگاهانه و با الهام الهی، فقط اهل بیت(ع) خود را برگزید. این انتخاب چند پیام استراتژیک داشت؛ اول آنکه اثبات نهایی یقین پیامبر(ص) را نشان میداد. رهبر مسیحیان نجران گفت: «اگر با خانوادهاش آمد، مباهله نکنید که یقین دارد راست میگوید؛ چون هرگز خانواده خود را به خطر نمیاندازد مگر اینکه کاملاً بر حق باشد.» همین ترس، آنها را از مباهله منصرف کرد.
دومین پیام معرفی اهل بیت(ع) بهعنوان حجت الهی بود. آوردن حضرت علی(ع) بهعنوان «نفس» خود مطابق آیه «وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَکُمْ» نشان میدهد که حضرت علی(ع) به منزله جان پیامبر(ص) است. این بالاترین مقام را برای اهل بیت(ع) تثبیت کرد.
و سومین پیام نیز تعیین مرجعیت علمی و دینی پس از پیامبر(ص) است. ایشان نشان دادند که در مسائل اعتقادی و تفسیر قرآن کریم، مردم باید به این پنج تن مراجعه کنند. این همان معرفی الگوی هدایت برای امت بود.
و دیگری ارسال پیام به تمام تاریخ است. پیامبر(ص) در هیچ رویداد دیگری عزیزترینهایش را به میدان نیاورد. این نشان میدهد که «تبیین حق» تا چه اندازه مهم است که انسان حاضر است گرانبهاترین سرمایههایش را در راه آن به خطر بیندازد. به عبارت دیگر انتخاب اهل بیت(ع)، هم در آن لحظه مسیحیان را خلع سلاح و هم برای همیشه جایگاه آنها را در اسلام تثبیت کرد.
پیامبر(ص) برای این کار چندین دلیل مهم داشت یکی از مهمترین آنها برای اتمام حجت کامل بود. گاهی بحث و استدلال منطقی، برای افراد متعصب کافی نیست. خداوند خواست با یک آزمون عملی و سرنوشتساز، راه هرگونه بهانهجویی را ببندد.
دومین دلیل برای نشان دادن صدق ادعای پیامبر(ص) بود، اگر کسی حاضر باشد عزیزترین افراد زندگیاش را در خطر بیندازد و اطمینان کامل داشته باشد که عذاب الهی بر طرف دروغگو نازل میشود، این بالاترین گواه بر راستی اوست. مسیحیان نجران با دیدن این صحنه، یقین کردند که او بر حق است.
همچنین دلیل سوم برای تثبیت جایگاه اهل بیت(ع) برای همیشه بود. خداوند میخواست این پنج تن را بهعنوان الگو و حجت پس از پیامبر(ص) معرفی کند. انتخاب این آزمون سخت، نشان داد که این خانواده در والاترین درجه ایمان و تقوا قرار دارند. به عبارت ساده، این آزمون نه فقط برای مسیحیان نجران، بلکه برای تمام نسلهای تاریخ بود که بدانند اهل بیت پیامبر، معیار حق و حقیقتاند.
از مهمترین و عمیقترین نکات تفسیری در آیه مباهله این است که خداوند به پیامبر(ص) فرمان میدهد: «تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکُمْ» یعنی بیایید فرزندانمان، زنانمان و جانهایمان را دعوت کنیم.
نکته کلیدی اینجاست که وقتی پیامبر(ص) برای مباهله آمد، فرزندانشان امام حسن و امام حسین(ع)، حضرت فاطمه زهرا(س)، و نفس خود یعنی حضرت علی(ع) را آوردند. حال سؤال این است چرا حضرت علی(ع) در جایگاه «نفس پیامبر» قرار گرفت؟ اثبات «وحدت حقیقی» در ایمان و هدف اولین و مهمترین تفسیر بهشمار میآید.
وقتی خداوند میفرماید «أَنفُسَنَا» یعنی حضرت علی(ع) را بهعنوان جان پیامبر(ص) معرفی میکند، این فراتر از یک رابطه خویشاوندی یا دوستی است. این نشان میدهد که حقیقت وجودی و ایمانی حضرت علی(ع) با پیامبر(ص) یکی است؛ یعنی آنچه پیامبر را پیامبر کرده عصمت، اطاعت مطلق از خدا، علم لدنی، شجاعت در راه حق است که این ویژگیها نیز به همان درجه و کمال در حضرت علی(ع) وجود دارد.
دومین نکته تفسیری، این آیه برترین دلیل بر خلافت بلافصل امام علی(ع) است. از نظر علمای شیعه و حتی برخی مفسران اهل سنت مانند فخر رازی و زمخشری این آیه یکی از مستحکمترین دلایل بر این مطلب است که جانشین پیامبر(ص) کسی است که به منزله جان او باشد. استدلال ساده این است که اگر کسی به منزله جان پیامبر باشد، پس جان پیامبر از همه مخلوقات به پیامبر نزدیکتر است. جان پیامبر در همه شئون علمی، سیاسی، قضایی، معنوی جایگزین او میشود.
بنابراین حضرت علی(ع) سزاوارترین فرد برای رهبری پس از پیامبر(ص) است. اگر پیامبر(ص) میخواست شخص دیگری جانشینش باشد، قطعاً در این آیه که بالاترین مقام ممکن را به کسی میدهد، آن شخص را با تعبیر «نفس خود» معرفی میکرد، اما چنین نکرد.
سومین دلیل، اثبات عصمت حضرت علی(ع) است. در مباهله، شرط پذیرش این آزمون، اطمینان کامل به حقانیت خود بود. اگر حضرت علی(ع) کوچکترین گناه یا خطایی داشت، پیامبر(ص) هرگز حاضر نمیشد ایشان را بهعنوان «نفس خود» به میدان مباهله ببرد؛ زیرا ممکن بود عذاب الهی شامل حال او شود. از آنجا که مباهله انجام شد و عذاب نازل نشد، این خود گواه روشنی بر عصمت و بیگناهی مطلق حضرت علی(ع) است. به عبارت دیگر، خداوند با حفظ جان حضرت علی(ع) در این آزمون سخت، عملاً عصمت او را تأیید کرد.
و دلیل دیگر نیز برتری اهل بیت(ع) بر سایر صحابه بود؛ در آن واقعه، پیامبر اکرم(ص) میتوانستند به جای اهل بیت(ع)، برخی از اصحاب بزرگ و برجسته خود مانند ابوبکر، عمر، عثمان، سلمان یا ابوذر را با خود ببرند، اما این کار را نکردند و صرفاً اهل بیت(ع) خود را انتخاب کردند. دلیل آن این بود که خداوند خواست نشان دهد برترین و راستترین بندگان پس از پیامبر(ص)، این پنج تن هستند. قرار دادن حضرت علی(ع) بهعنوان «نفس پیامبر» برجستهترین نشانه این برتری است.
گاهی گفته میشود که اگر حضرت علی(ع) به منزله جان پیامبر بود، چرا خلافت ایشان 30 سال پس از رحلت پیامبر(ص) محقق شد؟ پاسخ این است که «مباهله» مقام و منزلت الهی را اثبات میکند، نه مقام و منصب حکومتی را. ممکن است جامعه اسلامی بهدلیل شرایط خاص یا به تعبیر تاریخی، انحراف از مسیر اصلی از پذیرش آن مقام الهی سر باز زند، اما این هرگز از ارزش و حقیقت آن مقام نمیکاهد.
تعبیر «أَنْفُسَنَا» در آیه مباهله به ما میآموزد که حضرت علی(ع) از نظر عصمت، علم و ایمان، همتای پیامبر(ص) بوده و بهعنوان جانشین و خلیفه بلافصل پیامبر(ص) معرفی شده است. خداوند با حفظ جان حضرت علی(ع) در مباهله، عملاً عصمت ایشان را تأیید کرده است و اهل بیت به ویژه امیرالمؤمنین(ع)، برترین انسانها پس از پیامبرند.
به عبارت سادهتر خداوند در این آیه، به صراحت اعلام کرد که حضرت علی(ع) همان حقیقت و راستی را دارد که پیامبر(ص) دارد، جز در دریافت وحی و نبوت. از اینرو، هر کس پس از پیامبر(ص) بهدنبال حق و حقیقت است، باید به حضرت علی(ع) مراجعه کند و او را الگو و رهبر خود بداند.
انتهای پیام