محمدحسین رجبی دوانی؛ پژوهشگر و كارشناس تاریخ اسلام، در سلسله نشستهای شناخت غدیر خم از غدیر تا مباهله با عنوان «ما و غدیر؛ دیروز، امروز و فردا» که از سوی مؤسسه بینالمللی بیتالغدیر برگزار شد، با بررسی سلسلهمراتبیِ اعلان ولایت، استدلال کرد غدیرخم نه نقطه آغاز، بلکه نقطه کمال و ابلاغ رسمیِ حقیقتی بود که از همان روز مبعث و در مناسبتهایی چون «یومالدار» و «غزوه تبوک» تدبیر و تشریع شده بود. در ادامه مشروح سخنان را با هم میخوانیم:
بعثت نورانی پیامبر اعظم(ص) با هدف ایجاد تحولی بنیادین و ماندگار تا پایان جهان صورت پذیرفت و شرط بقای این راه، پیروی از ولایت امیرالمؤمنین(ع) و فرزندان معصوم ایشان پس از ارتحال حضرت بود. امامت و ولایت برای تضمین سلامت دین و سعادت بشر چنان اهمیتی داشت که خداوند متعال، امر رهبری امت را شخصاً بر عهده گرفت؛ از این رو، شیعیان امامت را همانند نبوت، جزئی از اصول دین میدانند.
خداوند نسبت به هیچیک از نعماتش بر بشر منت نگذاشته است، مگر در مورد نبوت پیامبر(ص) و امامت علی(ع). مضمون آیات مرتبط با غدیر بر این است که بدون ولایت امیرالمؤمنین(ع)، اسلام پذیرفتنی نیست و در روز قیامت، نخستین پرسش از انسان، درباره ولایت است و تنها در صورت پذیرش آن است که اعمال انسان مقبول میافتد. به همین سبب، پیامبر(ص) خطاب به علی(ع) فرمودند: اگر کسی هفتاد سال در میان رکن و مقام (مقدسترین مکان کنار کعبه) نماز بخواند، روزه بگیرد، حج بهجا آورد و جهاد و انفاق کند، اما به ولایت تو معتقد نباشد، در پیشگاه خدا گویی هیچ کاری انجام نداده است. متأسفانه این حقیقت پس از حضور مقدس نبی اکرم(ص) مورد خیانت قرار گرفت؛ چرا که اگر به ولایت خیانت نشده بود، جهان در اوج ترقی، صلح، آرامش و پیشرفت بود.
آیا ولایت امیرالمؤمنین(ع) برای نخستین بار در روز ۱۸ ذیحجه و غدیر اعلام شد که ما آن را جشن میگیریم؟ خیر، چنین نیست؛ چرا که ولایت حضرت در همان روز مبعث پیامبر(ص) تدبیر و تشریع شد. نخستین کسی که به امامت حضرت ایمان آورد، وجود مقدس حضرت خدیجه کبری(س) بود. پیامبر(ص) در روز بعثت به منزل آمدند و در حضور علی(ع)، خطاب به حضرت خدیجه(س) فرمودند: «ایمان تو به من کامل نمیشود، مگر اینکه در حیات و ممات من به علی ایمان بیاوری و با او بیعت کنی» و حضرت خدیجه(س) با ایشان بیعت نمود.
یومالدار؛ مقدمه غدیر
رویداد دوم در «یومالدار» رخ داد؛ در این روز، پیامبر اکرم(ص) دین مبین را به بنیهاشم عرضه کردند و فرمودند: «نخستین کسی از شما که به من ایمان بیاورد، وصی، جانشین و خلیفه من است.» این روایت در منابع اهل سنت، از جمله تاریخ طبری، ثبت شده است. پیامبر(ص) این جمله را سه بار تکرار کردند و در هر سه مرتبه، تنها علی(ع) پاسخ مثبت دادند. در ادامه، حضرت فرمودند: «بدانید که این علی(ع)، وصی، برادر و خلیفه پس از من است؛ پس فرمان او را بشنوید و اطاعت کنید.» از این رو، هنگامی که ایشان از مجلس خارج شدند، ابولهب خطاب به ابوطالب(ع) گفت: «برادرزاده تو به تو امر کرد که از فرزند خود اطاعت کنی!
در این تعبیر، واژگان «خلیفه» و «وصی» چه معنایی دارند؟ در میان ما به اشتباه تصور شده است که وصی، تنها کسی است که برای اجرای وصیت، کفن و دفن انتخاب میشود؛ اما در زبان عربی، «وصی» به معنای جانشین بلافصل و تماماختیار است. حضرت حتی از تعبیر «خلیفتی من بعدی» (خلیفه پس از من) استفاده کردند؛ یعنی جانشینی که بلافاصله پس از ایشان میآید، نه پس از سه خلیفه دیگر. بنابراین، غدیر نقطه آغاز اعلان ولایت نبود، بلکه نقطهای بود که پیامبر(ص) با آن، کار را به کمال رساندند. قرائن جانشینی علی(ع) قطعی بود و مردم از آن آگاه بودند، چرا که پیامبر(ص) بارها فرموده بودند علی(ع) ولیِ هر مرد و زن مؤمن است.
همچنین، پیامبر(ص) در غزوه تبوک، امیرالمؤمنین(ع) را به عنوان جانشین خود در مدینه منصوب کردند و در این مناسبت، حدیث منزلت را بیان کردند. این حدیث از نظر تواتر، همسایه با حدیث غدیر است؛ هرچند حدیث غدیر به دلیل حضور ۱۲۰ هزار شاهد، بزرگترین حدیث اسلام از جهت تواتر است. در حدیث منزلت آمده است: «ای علی، جایگاه تو نسبت به من، مانند جایگاه هارون نسبت به موسی است، با این تفاوت که بعد از من پیامبری نخواهد آمد» (يا علي أنت بمنزلة هارون من موسى إلا أنه لا نبي بعدي). جایگاه هارون(ع) را قرآن نیز بیان کرده و فرمود: «واجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هارُونَ أَخِي». علاوه بر این، در آیات مربوط به نماز در دهه اول ذیحجه، از تعبیر «اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي» (جانشین من در میان قومم شود) استفاده شده است. علی(ع) همچون هارون(ع)، پشتیبان پیامبر(ص) و شریک در امور ایشان بود (وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي).
در تفسیر سوره توبه آمده است که هنگام نزول این سوره، پیامبر(ص) ابوبکر را مأمور ابلاغ آن کردند، اما پیش از آنکه او مسافتی طی کند، وحی نازل شد که ابلاغ آیات قرآن، وظیفه خود پیامبر(ص) یا کسی است که شبیه به ایشان باشد. علامه طباطبایی در این باره میگوید: ابلاغ آیات برای نخستین بار، وظیفهای است که بر عهده خود پیامبر(ص) است. از آنجا که این سوره قرار بود برای اولین بار در مکه ابلاغ شود، تنها امیرالمؤمنین(ع) شایستگی داشت که به نمایندگی از پیامبر(ص) این آیات را ابلاغ کند. بنابراین، در غدیر، پیامبر(ص) حقیقتی را که همگان میدانستند و بارها تکرار شده بود، به صورت رسمی اعلام کرده و از مردم بیعت گرفتند.
حتی در جنگ تبوک، تلاشهایی برای ترور پیامبر(ص) صورت گرفت؛ زیرا منافقان گمان میکردند روزهای نزدیک است که علی(ع) به طور رسمی به عنوان جانشین معرفی شود. آنها میخواستند با ترور پیامبر(ص)، مانع از وقوع غدیر شوند، اما در نهایت، علی(ع) به صورت رسمی معرفی شد.
اقدامات پیامبر(ص) برای تثبیت امر ولایت علی(ع)
پیامبر اکرم(ص) خطاب به رؤسای تمامی قبایل، نامههایی ارسال کرده و آنان را به زیارت خانه خدا در سال حجةالوداع فراخواندند؛ این فراخوان در حقیقت تکلیفی برای تمامی کسانی بود که توانایی انجام این سفر را داشتند. در این ایام، امیرالمؤمنین(ع) حدود شش ماه بود که در یمن به امر پیامبر(ص) مشغول تبلیغ دین بودند و حضرت پیامبر از ایشان خواستند تا مسلمانان مقدور یمن را نیز با خود به مکه بیاورند. بدین ترتیب، پیامبر(ص) به همراه جمع کثیری از مردم مدینه و تمامی همسرانشان عازم این سفر شدند. در برخی روایات، جمعیت حاضر در غدیر بین ۷۰ تا ۱۲۰ هزار نفر ذکر شده است، اما به نظر میرسد در این اعداد تحریفی صورت گرفته باشد؛ چرا که تنها کسانی که در مسیر مدینه به کاروان پیوستند، بیش از ۱۰۰ هزار نفر بودند و احتمالاً جمعیت کل را میتوان تا ۵۰۰ هزار نفر برآورد کرد.
بنابراین، اطلاعرسانی برای این رویداد بسیار گسترده و اساسی صورت گرفت. پیامبر(ص) در مسجد خیف در منا، با صراحتی تمام فرمودند که سال آینده شما بدون من حج خواهید کرد و در همین راستا توصیههایی ارزنده نمودند. پس از اتمام مناسک حج، ایشان از همگان خواستند تا همراهشان حرکت کنند تا سرانجام به منطقه غدیر خم رسیدند. برخلاف تصور رایج که غدیر را در فاصله کوتاهی (دو یا سه کیلومتری) از مکه میدانستند، پژوهیشها نشان میدهد که مردم به دعوت و دستور پیامبر(ص)، مسیر خود را حدود ۲۰۰ کیلومتر دور کردند تا به این منطقه برسند.
انتخاب منطقه غدیر با ابلاغ مبحت جور در نمیآید
کسانی که ولایت را تنها به معنای محبت میدانند، شاید اندیک پیوند میان این مفهوم و مشقتهای غدیر؛ چرا که عقل سلیم میپرسد: پیامبر اکرم(ص) برای اعلام پیام محبت به علی(ع)، چرا باید مردم را در آن گرمای طاقتفرسا و با چنین دشواریهایی گرد آورند؟ آیا در میان آن جمعیت، کسی نبود که بپرسد دلیل این کار چیست؟ شدت گرمای هوا چنان بود که برخی از شدت حرارت، عباهای خود را دو تکه کرده بودند تا بخشی را زیر پا و بخشی را بر دوش داشته باشند.
علامه شرفالدین در مناظرهای با سلیم بشری، رئیس وقت الازهر، دقیقاً همین نکته را مطرح کرد: آیا عاقلانه است که پیامبر(ص) برای ابراز محبت به علی(ع)، مردم را در چنین شرایط سختی دور خود جمع کند؟ اگر هدف تنها اعلام محبت بود، این کار در مکه نیز میسر بود؛ اما ایشان این سختیها را به جان خریدند تا جایگاه واقعی و رسمی جانشینی ایشان تثبیت شود.
پس از ابلاغ این پیام، پیامبر(ص) از تمامی حاضران خواستند که پس از بازگشت به وطن خود، آنچه را در غدیر گذشت، به گوش همگان برسانند. اگر فرض کنیم ۱۲۰ هزار نفر در آن مراسم حضور داشتند، پیامبر(ص) در واقع ۱۲۰ هزار خبرنگار و راوی متعهد تربیت کردند تا خبر ولایت را در سراسر بلاد اسلامی پخش کنند. با این حال، حضرت به این اقدام اکتفا نکردند؛ چرا که از کینه و حسادت برخی نسبت به امیرالمؤمنین(ع) آگاه بودند.
پس از بازگشت به مدینه، پیامبر(ص) در حالی که بیماری سخت ایشان حتی مانع از حضور مکرر در مسجد میشد، فرمانی بیسابقه صادر کردند: تمامی کسانی که توانایی جسمی و سلاح دارند، باید راهی جهاد شوند و تنها ده نفر از بنیهاشم و افراد بیمار یا ناتوان استثنا گردند. فرماندهی این لشکر را به اسامه بن زید، جوانی ۱۸ ساله، سپردند. حضرت که میدانستند روزهای پایانی عمرشان فرا رسیده است، با این تدبیر و به بهانه انتقام جنگ مُوته، خواستند تا منافقانی که میتوانستند در امر جانشینی علی(ع) اختلال ایجاد کنند، در زمان رحلت ایشان در خارج از مدینه باشند تا مسیر تثبیت ولایت امیرالمؤمنین(ع) هموار گردد.
اما دلیل انتصاب اسامه به فرماندهی چه بود؟ هدف پیامبر اکرم(ص) این بود که راه هرگونه انتقاد احتمالی از جانشینی امیرالمؤمنین(ع) را از جنبه کمسنی ببندند. با سپردن فرماندهی لشکر به جوانی ۱۸ ساله، این پیام ارسال شد که اگر پذیرش فرماندهی یک جوان ۱۸ ساله ممکن است، پس در آینده هیچکس حق نخواهد داشت به علی(ع) که سنی دو برابر اسامه دارد، از روی بهانه جوانی انتقاد کند.
خائنان به مقصود حضرت واقف شدند و برای جلوگیری از حرکت این سپاه، اخلالی در مسیر ایجاد کردند. در این میان، امیرالمؤمنین (ع) نیز به فرمان پیامبر(ص) در این نبرد حضور نداشتند که این خود دلیل دیگری بر تدبیر پیامبر است؛ چرا که ایشان فرمودند: «علی همواره امیر است»، از این رو در هیچ نبردی نبود که علی(ع) تحت فرماندهی کسی جز پیامبر (ص) قرار گیرد.
کودتاچیان، از جمله خلفای اول و دوم، از پیوستن به سپاه اسامه تخلف کردند. پیامبر(ص) آنان را احضار نموده و دلیل این تخلف را پرسیدند، اما آنان توجیحات نادرستی ارائه دادند. با وجود تکرار دستور پیامبر(ص) برای پیوستن به لشکر، آنها مجدداً سرپیچی کردند تا جایی که حضرت فرمودند: «خداوند کسی را که از لشکر اسامه سرپیچی کند، لعنت نماید.» با این حال، آنها باز هم نرفتند. در این لحظه بود که پیامبر(ص) فرمودند: «دوات و کاغذی برای من بیاورید تا امانتی را به شما بسپارم که با آن هرگز گمراه نشوید.» و درست در همین مقطع بود که دومیِ پیامبر(ص) ایشان را متهم به هذیان کرد و ماجراهای تلخ بعدی رقم خورد.
قدر غدیر را بیشتر بدانیم
متأسفانه، غدیر با اینکه عید اکبر و اعظم است، اما حتی ما خودمان آنگونه که شایسته است، قدر این جایگاه والای آن را نمیدانیم؛ در حالی که اگر غدیر نباشد، بعثت پیامبر(ص) نیز از معنای تکمیلی خود تهی خواهد شد. با این حال، حتی زمانی که امیرالمؤمنین(ع) به خلافت ظاهری رسیدند، بسیاری از مردم با ایشان به عنوان امام برحق و جانشین الهی پیامبر(ص) بیعت نکردند و حتی برخی، جایگاه خلفای پیشین را برتر از مقام ایشان دانستند.
امروز، این افتخار برای ما ایرانیان است که در تاریخ، نقش مهمی در احیای این مناسبت داشتیم. برای نخستین بار در قرن چهارم هجری و اندکی پس از وفات آخرین نایب خاص امام زمان(عج)، با روی کار آمدن دولت آل بویه، غدیر به عنوان یک عید رسمی جشن گرفته شد. چه بسا اگر در دوران زندگی آخرین نایب خاص، دولت آل بویه بر بغداد مسلط میشد، وضعیت دوران غیبت حضرت مهدی(عج) دچار تحولی بنیادین میگشت. افزون بر این، برپایی مراسم سینهزنی در محرم و تکریم روز عاشورا از اقدامات ارزشمند دولت آل بویه بود و سنت سینهزنی از این دوران شکل گرفت و مورد تأیید علما قرار گرفت.
با وجود دشمنیهای شدید با غدیر و شیعیان، بهویژه در دوران معاویه، بقای شیعه دوازدهامامی و سایر فرقههای شیعی، جز معجزهای الهی نیست. ما ایرانیان افتخار میکنیم که هرگز زیر بار سب و لعن امیرالمؤمنین(ع) نرفتیم، هرچند که مردم ما برای این ایستادگی هزینههای سنگینی پرداختند و رنجهای بسیاری کشیدند. در حالی که در بسیاری از مناطق عربی، سبّ ساحت علی ع) اجباری شده بود و بیان فضایل ایشان جرم بود و مجازات داشت، ما بر ایمان خود پافشاری کردیم. از این رو، باید قدر این انقلاب شیعی و جامعه اسلامی - شیعی را امروز بیش از پیش بدانیم و پاسدار آن باشیم.
براساس اعتقاد ما حکومتی که غیر از مبانی توحیدی تشکیل شود(یعنی در راس آن پیامبر، امام یا نایب امام نباشد) درست نیست حتی دولتهای ارزشمند شیعی صفوی و آل بویه با اینکه خدمات بسیار مهمی انجام دادند ولی در مشروعیت دینی لنگ میزدند(با اینکه علما با آنان همکاری هم داشتند) اما انقلاب اسلامی از سوی نایب امام زمان(عج) تشکیل شده است.
انتهای پیام