کد خبر: 4358692
تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۷
یادداشت

آیین به‌مثابه مانیفست ایستادگی

پیوند ادبیات آیینی و مقاومت در ایران، پیوند ریشه و شاخه است؛ ادبیات آیینی، منبع تغذیه فکری و عاطفی است و ادبیات مقاومت، میوه و ثمره عملی آن در صحنه اجتماع.

ادبیات پایداریدر تقویم ما، نام محتشم کاشانی با آغاز محرم گره خورده است؛ شاعری که با «باز این چه شورش است»، نه فقط مرثیه، بلکه منشور نانوشته‌ ادبیات آیینی ایران را بنا نهاد. اما ادبیات آیینی در تاریخ ایران، هیچ‌گاه در حصار اشک و سوگ نمانده؛ این ادبیات همواره پلی استوار به سوی ادبیات مقاومت بوده و روح حماسه حسینی را در کالبد زمان دمیده است.

در تفکر شیعی، کربلا صرفاً واقعه‌ای تاریخی نیست، بلکه نوعی الگوواره (Paradigm) است. ادبیات آیینی ایران از قرن‌ها پیش، با وام‌گیری از نمادهای عاشورایی، مفهوم ظلم‌ستیزی را ترویج کرده است. شاعر آیینی ایرانی آموخته که هرگاه از مظلومیت امام حسین(ع) می‌گوید، درواقع در حال ترسیم خط فاصل میان حق و باطل در زمانه خویش است.

ادبیات آیینی در تاریخ ایران صرفاً گونه‌ای ادبی (Genre) نبوده، بلکه نوعی رسانه اعتراضی در برابر حکومت‌های جائر بوده است. از عصر کسایی مروزی تا محتشم کاشانی، شاعر شیعی با بازخوانی واقعه کربلا، درواقع در حال ترسیم آرمان‌شهر خود بوده است.

در این دوره، اشک فقط برای تسکین قلب نیست، بلکه سلاح است. محتشم با ترکیب‌بند مشهورش، سوگواری را از پستوی خانه‌ها به پهنه جامعه کشاند. او با استفاده از استعاره‌هایی نظیر «کشتی شکست‌خورده طوفان کربلا»، وضع موجود زمانه را به چالش می‌کشید. این ادبیات به مردم یاد داد که حق حتی در اقلیت و تحت فشار، بر باطل مقتدر پیروز است؛ مفهومی که قرن‌ها بعد شالوده ذهنی مبارزان انقلاب اسلامی را ساخت.

انقلاب اسلامی و دفاع مقدس: تبلور عینی پیوند

با پیروزی انقلاب اسلامی، این پیوند به اوج رسید. در هشت سال دفاع مقدس، ادبیات مقاومت عملاً فرزند برومند ادبیات آیینی شد. سربازی که پیشانی‌بند «یا حسین(ع)» می‌بست، با شعری می‌رزمید که در آموزه‌های عاشورا ریشه داشت. در این دوران، شهادت از یک مفهوم انتزاعی مذهبی به کنشی اجتماعی و سیاسی تبدیل شد و شاعرانی چون سیدحسن حسینی و قیصر امین‌پور، زبان نوینی خلق کردند که در آن، لب تشنه ساقی کربلا با عطش رزمندگان در فکه و شلمچه پیوند می‌خورد.

در سال‌های ۵۷ تا ۶۷، اتفاق بزرگی در ادبیات افتاد: فاصله میان شاعر، شعر و شهید از بین رفت. ادبیات مقاومت در این دوره، مفاهیم انتزاعی آیینی را عینی کرد. اگر در مقتل‌ها می‌خواندیم که حضرت عباس(ع) برای رساندن آب به خیمه‌ها دستانش را فدا کرد، شاعر دفاع مقدس، مانند یوسفعلی میرشکاک یا سپیده کاشانی، رزمنده‌ای را توصیف می‌کرد که در هور یا مجنون، با لب تشنه و بدنی پاره‌پاره، همان مسیر را تکرار کرده است. در این دوره، کربلا از یک واقعه در سال ۶۱ هجری، به موقعیتی همیشگی تبدیل شد. ادبیات مقاومت در این مقطع، زبان حماسی پیدا کرد و واژگانی چون عطش، نیزه، خیمه و گودال از متون کهن به سنگرها منتقل شدند تا به مرگ سرخ، معنایی قدسی ببخشند.

نبرد علیه تروریسم تکفیری و دفاع از حرم، تحولی بنیادین در ادبیات آیینی ایجاد کرد. در این دوره، واژگانی چون حرم، زینبیه و «کلنا عباسک یا زینب» به کلمات کلیدی ادبیات مقاومت تبدیل شدند. در این مقطع، ادبیات مقاومت ایران وجهه‌ای بین‌المللی یافت. شاعر ایرانی برای مظلومیت مردم سوریه، عراق و لبنان سرود و پیوندی ارگانیک میان آیین و ژئوپلیتیک مقاومت برقرار کرد. قهرمان این دوره، مدافع حرم است که آگاهانه هجرت می‌کند تا از حریم تفکر عاشورایی دفاع کند. ادبیات در این دوره، مروج نوعی عرفان حماسی بود که مرگ را نه یک پایان، بلکه شکوه پیوستن به قافله سال ۶۱ هجری می‌دید.

واکاوی ادبیات مقاومت در آینه دفاع مقدس دوم و سوم

اگر دفاع مقدس اول (جنگ هشت‌ ساله) فصل تثبیت هویت بود، دفاع مقدس دوم و سوم، فصل صدور معنا و تقابل تمدنی در بستر ادبیات آیینی است. در این دوران، قلم شاعر و نویسنده دیگر فقط از مظلومیت نمی‌گوید، بلکه از اقتداری می‌گوید که در عاشورا ریشه دارد. اگر در دفاع مقدس اول، سخن از مرزهای جغرافیایی بود، در دفاع مقدس دوم و سوم، سخن از حرم و تمدن نوین اسلامی است. ادبیات آیینی امروز دیگر فقط به مقتل‌خوانی بسنده نمی‌کند؛ بلکه با نگاهی استراتژیک ثابت می‌کند که عاشورا در هر زمان تکثیر می‌شود.

در دفاع مقدس دوم و سوم، ادبیات از «دفاع از خاک» به «دفاع از عقیده و تمدن» هجرت کرد. شعری که امروز برای شهدای جنگ رمضان یا مدافعان حرم سروده می‌شود، دیگر فقط مخاطب ایرانی ندارد؛ این ادبیات با مفاهیمی چون قدس، انتقام سخت و نظم نوین جهانی گره خورده است. اگر محتشم در عصر صفوی، قد قامت قلم را برای سوگ امام بست، شاعر امروز قد قامت واژه را برای ایستادگی امتی می‌بندد که قدس را آرمان نهایی خود می‌داند.

دفاع مقدس دوم و سوم (جنگ‌های 12 روزه و رمضان)، فصل بلوغ و ایستادگی همه‌جانبه است. در این دوره، ادبیات مقاومت با چند ویژگی متمایز از دوره‌های قبل شناخته می‌شود:

پیوند علم و جهاد: برخلاف دوره‌های قبل، قهرمان ادبیات دفاع مقدس سوم، لزوماً فقط در جبهه نظامی نیست. او، دانشمند و دانشجویی است که تخصص خود را وقف آرمان می‌کند. ادبیات در اینجا وظیفه دارد جهاد علمی را به جهاد عاشورایی گره بزند. 

تقابل مستقیم و انتقام سخت: ادبیات این دوره، ادبیات پاسخ است. پس از دهه‌ها خویشتن‌داری، حالا واژه‌ها بوی موشک و پهپاد و نبرد مستقیم با دشمن اصلی می‌دهند. صراحت و شجاعت در بیان انتقام، ویژگی اصلی شعر و نثر در دفاع مقدس دوم و سوم است. ادبیات آیینی در اینجا، با بازخوانی رجزهای امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع)، روحیه عزت‌مندی را در برابر فشارها و تحریم‌ها بازتولید می‌کند.

ادبیات پایداری اجتماعی: در این مقطع، مقاومت به لایه‌های زیرین جامعه (اقتصاد، فرهنگ و سبک زندگی) نفوذ کرده است. شاعر امروز از صبر زینبی در برابر سختی‌های معیشتی می‌گوید و آن را شکلی از جهاد می‌داند.

نتیجه‌گیری

پیوند ادبیات آیینی و مقاومت در ایران، پیوند ریشه و شاخه است؛ ادبیات آیینی، منبع تغذیه فکری و عاطفی است و ادبیات مقاومت، میوه و ثمره عملی آن در صحنه اجتماع. شعر آیینی ما زمانی زنده است که بتواند یزیدیان زمان را به چالش بکشد و حسینیان عصر را به پایداری فراخواند. این همان میراثی است که از محتشم به ما رسیده و در خون شهدای مقاومت جاری شده است.

در محرم ۱۴۴۸، ادبیات آیینی ما میراث‌دار جبهه‌ای است که از کربلا آغاز شده، از شلمچه گذشته و اکنون به دروازه‌های قدس رسیده است. در دفاع مقدس دوم و سوم، ما آموختیم که ادبیات مقاومت فقط یک ژانر هنری نیست، بلکه سلاح نرمی است که به نبرد سخت معنا می‌دهد. امروز محتشم اگر بود، ترکیب‌بندی می‌سرود که در آن، خون شهید دانشجو در ایران، امتداد خون گلوی علی‌اصغر(ع) در نینواست؛ پیوندی که نشان می‌دهد عاشورا نه واقعه‌ای در تاریخ، بلکه روحی جاری در شریان مقاومت امروز ملت ایران است.

انتهای پیام
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha