کد خبر: 4359367
تاریخ انتشار : ۰۸ تير ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۴
حجت‌الاسلام محمدرضا اکبری پاسخ داد

چگونه عزاداری را از مناسک صرف به بستری برای بصیرت‌افزایی تبدیل کنیم

یک پژوهشگر دینی با بیان اینکه اگرچه گریه بر امام حسین(ع) ارزشمند و دارای پشتوانه روایی است، اما تمرکز صرف بر گریه‌آوری بدون توجه به صحت محتوا می‌تواند عزاداری را از مسیر معرفتی خود دور کند،‌ گفت: عزاداری زمانی به معنای واقعی خود نزدیک می‌شود که هم بعد عاطفی آن مانند گریه و حزن حفظ شود و هم بعد معرفتی آن یعنی شناخت پیام عاشورا، ظلم‌ستیزی و الگوگیری از امام حسین(ع) مورد توجه قرار گیرد.

حجت الاسلام محمدرضا اکبریآسیب‌شناسی عزاداری محرم به معنای بررسی دقیق و نقادانه‌ عواملی است که می‌توانند این سنت دینی و فرهنگی را از مسیر اصیل، معرفتی و هدفمند خود خارج کنند. عزاداری امام حسین(ع) در اصل یک جریان عمیق ایمانی و انسانی است که بر پایه محبت، معرفت و همدلی با نهضت عاشورا شکل گرفته و هدف آن تنها ایجاد احساسات لحظه‌ای نیست، بلکه انتقال پیام‌های بلند ظلم‌ستیزی، اصلاح‌گری، آگاهی‌بخشی و احیای ارزش‌های دینی است. با این حال، در طول زمان و در بسترهای مختلف فرهنگی و اجتماعی برخی انحرافات و ضعف‌ها در شیوه‌های اجرای عزاداری پدید آمده که ضرورت بازنگری و آسیب‌شناسی آن را دوچندان می‌کند.

در این میان یکی از مهمترین چالش‌ها فاصله گرفتن از حقیقت تاریخی و معرفتی کربلا و جایگزین شدن آن با نقل‌های ضعیف، غیر مستند یا همراه با اغراق است. زمانی که نقل مصائب از چارچوب منابع معتبر خارج شود، یا به جای تکیه بر شناخت دقیق تاریخ و اهداف عاشورا، صرفاً بر تحریک احساسات و ایجاد گریه به هر قیمت تمرکز شود، امکان شکل‌گیری تحریف در ذهن مخاطب افزایش می‌یابد. این مسئله نه تنها به فهم صحیح واقعه آسیب می‌زند، بلکه می‌تواند پیام اصلی نهضت امام حسین(ع) را نیز در هاله‌ای از ابهام قرار دهد.

از سوی دیگر، ضعف آگاهی برخی از فعالان عرصه مداحی و شعر آیینی نسبت به منابع معتبر و تاریخ کربلا زمینه‌ساز ورود روایت‌های سست و گاه جعلی به فضای عزاداری شده است؛ در حالی که عزاداری زمانی می‌تواند اثرگذار و ماندگار باشد که بر پایه معرفت، دقت و شناخت صحیح استوار باشد و هم بعد عاطفی و هم بعد فکری آن به‌صورت متوازن تقویت شود. در غیر این صورت، خطر تبدیل این آیین مقدس به مجموعه‌ای از رفتارهای صرفاً احساسی و غیرتحقیقی وجود دارد.

بر همین اساس، آسیب‌شناسی عزاداری محرم تلاشی است برای بازگشت به اصالت‌ها، یعنی بازخوانی دقیق اهداف امام حسین(ع)، توجه به منابع معتبر تاریخی و روایی، اصلاح شیوه‌های بیان مصائب و ارتقای سطح معرفتی مجالس عزاداری. این نگاه می‌کوشد عزاداری را از سطح عادت و هیجان صرف به سطح آگاهی، فهم و مسئولیت‌پذیری دینی ارتقا دهد تا این سنت عظیم، همچنان نقش سازنده و هدایت‌گر خود را در جامعه ایفا کند.

ایکنا در راستای بررسی ابعاد مختلف آسیب‌شناسی عزاداری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به گفت‌و‌گو با حجت‌الاسلام محمدرضا اکبری، نویسنده کتاب سیمای امام حسین(ع) و پژوهشگر دینی پرداخته است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانیم.

ایکنا ـ مهمترین بدعت‌هایی که گاهی به نام عزاداری وارد مراسم حسینی می‌شوند کدام‌ هستند و چگونه می‌توان آن‌ها را از سنت‌های اصیل تشخیص داد؟

عزاداری انجام حرکت‌های سالم و صالح جهت حزن و ماتم بر امام حسین(ع) و شریک شدن در غم آن حضرت است. در واقع عزاداری در معنای اصیل و ریشه‌ای خود تنها یک مجموعه رفتارهای ظاهری یا آیینی نیست، بلکه یک حالت درونی و یک جهت‌گیری قلبی و روحی است که انسان را در مسیر همدلی، همدردی و همراهی با مصائب عظیم واقعه کربلا قرار می‌دهد. این همراهی و مشارکت در غم حضرت اباعبدالله الحسین(ع) زمانی معنا و حقیقت پیدا می‌کند که انسان بتواند در سطح فکر، احساس و عمل خود را در فضای آن حادثه بزرگ تاریخی و الهی قرار دهد و نسبت به ظلم، ستم و شهادت آن حضرت و یاران باوفایش واکنش عاطفی و معنوی نشان دهد.

حاشیه‌هایی که در طول زمان پیرامون عزاداری شکل می‌گیرند، اگر در این تعریف اصیل و در این چارچوب معنایی نگنجند، باید از آن‌ها فاصله گرفته شود و نباید آن‌ها را به عنوان جزء جدایی‌ناپذیر عزاداری تلقی کرد، زیرا اصل در عزاداری حفظ روح حزن، معرفت، احترام و پیام نهضت عاشوراست، نه افزودن رفتارهایی که از این روح فاصله گیرند یا آن را تحت تأثیر قرار دهند. به همین دلیل، لازم است از عزاداری‌هایی که موجب تحقیر و تضعیف قهرمانان کربلا می‌شود پرهیز شود؛ چراکه قهرمانان کربلا نماد عزت، کرامت، ایستادگی در برابر ظلم و دفاع از حق هستند و هر نوع رفتاری که شأن و منزلت آنان را در نگاه مخاطب کاهش دهد یا تصویر نادرستی از آنان ارائه کند، با حقیقت این نهضت سازگار نیست.

در واقع، متن و جوهره عزاداری گریه بر امام حسین(ع) است، گریه‌ای که در روایات فراوانی بر آن تأکید شده و در منابع دینی جایگاه ویژه‌ای دارد. این گریه صرفاً یک واکنش احساسی ساده نیست، بلکه نوعی پیوند عاطفی عمیق با حقیقت ظلم‌ستیزی و مظلومیت اهل بیت(ع) است. در صدر اسلام و در زمان اهل بیت(ع) نیز اساس عزاداری همین گریه و اظهار حزن بر مصیبت امام حسین(ع) بوده است؛ به گونه‌ای که این گریه نشانه محبت، وفاداری و شناخت نسبت به جایگاه آن حضرت تلقی می‌شده و به عنوان یک عمل معنوی ارزشمند مورد توجه قرار می‌گرفته است.

در مجموع، عزاداری زمانی به معنای واقعی خود نزدیک می‌شود که هم بعد عاطفی آن (مانند گریه و حزن) حفظ شود و هم بعد معرفتی آن مورد توجه قرار گیرد و در کنار این دو از هرگونه رفتار خارج از چارچوب عقلانی، شرعی و شأن اهل بیت(ع) پرهیز شود

اما با توجه به اینکه در عرف مردم نمادهای عزاداری در طول زمان و در فرهنگ‌های مختلف شیعی شکل‌های گوناگونی به خود گرفته است، می‌توان از برخی از این نمادها که در ذات خود سالم و معنادار هستند برای ابراز عزاداری استفاده کرد.

این نمادها صرفاً ابزارهایی برای بیان احساسات و انتقال پیام حزن و اندوه هستند و تا زمانی که در مسیر صحیح خود قرار داشته باشند، می‌توانند نقش مؤثری در تقویت فضای عزاداری ایفا کنند. از جمله این نمادها می‌توان به پوشیدن لباس مشکی به عنوان نشانه‌ای از حزن و سوگ، سینه‌زنی به عنوان نوعی ابراز عملی اندوه و مشارکت در غم و همچنین، ذکر مصیبت همراه با نوحه‌های حزن‌انگیز و معرفتی اشاره کرد؛ نوحه‌هایی که در عرف جوامع شیعی وجود دارند و علاوه بر ایجاد فضای عاطفی به انتقال پیام‌های معرفتی و آموزه‌های نهضت عاشورا نیز کمک می‌کنند.

در مجموع، عزاداری زمانی به معنای واقعی خود نزدیک می‌شود که هم بعد عاطفی آن (مانند گریه و حزن) حفظ شود و هم بعد معرفتی آن (شناخت پیام عاشورا، ظلم‌ستیزی و الگوگیری از امام حسین(ع)) مورد توجه قرار گیرد و در کنار این دو از هرگونه رفتار خارج از چارچوب عقلانی، شرعی و شأن اهل بیت(ع) پرهیز شود.

ایکنا ـ غلو و اغراق در بیان فضائل و مصائب ‌امام حسین(ع) چه آسیب‌هایی به اعتبار و اثرگذاری پیام عاشورا وارد می‌کند؟

اغراق در بیان مصائب امام حسین(ع) مردم را به بیراهه می‌برد، به این معنا که هرگونه بزرگ‌نمایی غیر واقعی، خارج شدن از حدود حقیقت و افزودن مطالبی که پشتوانه معتبر تاریخی، روایی یا عقلانی ندارند، می‌تواند مسیر فهم صحیح واقعه عاشورا را دچار انحراف کند. در چنین شرایطی، اصل پیام نهضت حسینی که بر پایه آگاهی، بیداری، ظلم‌ستیزی و احیای دین استوار است، تحت تأثیر برداشت‌های نادرست قرار می‌گیرد و به جای اینکه مخاطب با حقیقت این قیام بزرگ آشنا شود، در میان روایت‌های اغراق‌آمیز و غیرمستند گرفتار می‌شود.

در نتیجه این نوع غلو و زیاده‌روی در بیان مصائب، زمینه برای ایجاد خرافه فراهم می‌شود؛ یعنی باورها و نقل‌هایی شکل می‌گیرند که نه تنها با واقعیت تاریخی سازگار نیستند، بلکه گاه با اصول دینی و عقلانی نیز در تعارض‌ هستند. این خرافات به مرور زمان می‌توانند در ذهن بخشی از جامعه رسوخ کنند و به عنوان بخشی از دین یا فرهنگ عزاداری تلقی شوند؛ در حالی که هیچ ریشه معتبری در معارف اصیل اسلامی و سیره اهل بیت(ع) ندارند.

از سوی دیگر، وقتی مرز میان حقیقت و جعل از بین برود، واقعیات در میان جعلیات گم می‌شود و تشخیص آن برای مخاطب عادی دشوار خواهد شد. در چنین وضعیتی، افراد دیگر نمی‌توانند به سادگی تشخیص دهند که کدام بخش از آنچه می‌شنوند یا می‌بینند، مستند و معتبر است و کدام بخش حاصل تخیل، اغراق یا نقل‌های غیر دقیق است. این اختلاط و درهم‌تنیدگی حقیقت و غیرحقیقت به تدریج باعث کاهش اعتماد عمومی به منابع معتبر و تضعیف فهم صحیح از واقعه عاشورا می‌شود.

در نتیجه چنین روندی، مردم از حقایق و واقعیات دور می‌شوند و به جای اینکه با پیام اصیل و آموزنده قیام امام حسین(ع) آشنا شوند، درگیر برداشت‌های سطحی، احساسی صرف یا حتی نادرست خواهند شد. این فاصله گرفتن از حقیقت نه تنها به شناخت تاریخی آسیب می‌زند، بلکه می‌تواند در فهم دینی و تربیتی جامعه نیز اثر منفی بگذارد، زیرا عاشورا صرفاً یک واقعه تاریخی نیست، بلکه یک مکتب فکری و اخلاقی است که باید بر پایه واقعیت‌های روشن و مستند فهمیده شود، نه بر اساس اغراق‌ها و نقل‌های غیرقابل اعتماد.

ایکنا ـ چگونه می‌توان میان شور و احساس در عزاداری و پایبندی به حقیقت و مستندات تاریخی تعادل برقرار کرد؟

واقعیت‌های کربلا با خود حزن و شور و احساس را به همراه دارد و نیازی به اضافه کردن مسائل غیر واقعی برای ایجاد شور و احساسات کاذب نیست. یعنی خود حادثه عاشورا به اندازه‌ای عمیق، دردناک و سرشار از معناست که اگر به درستی و با زبان صحیح بیان شود، به‌طور طبیعی عاطفه انسان را درگیر می‌کند و نیازی به افزودن عناصر ساختگی یا اغراق‌آمیز برای تحریک احساسات وجود ندارد. در واقع، اگر متن جریانات کربلا با یک ادبیات فاخر و اشعار گویا، صریح و وزین ارائه شود، هم واقعیت به‌درستی بیان شده است و هم شور و احساسات واقعی و اصیل در مخاطب ایجاد می‌شود؛ شور و احساسی که برخاسته از حقیقت است، نه از خیال یا جعل. 

در چنین حالتی اگر کسی با این حقایق گریه کند، اجر می‌برد، زیرا گریه او براساس معرفت و شناخت نسبت به حقیقت مصیبت است، نه گریه بر بافته‌های دیگران یا نقل‌های غیرمستند. در فضای امروز، در معرکه مداحی‌ها گاهی مشاهده می‌شود که مداح، مدت طولانی به بیان مصائب و ذکر اشعار می‌پردازد، به‌گونه‌ای که اگر بخواهیم واقعیت‌های تاریخی آن را بررسی و پیدا کنیم، باید زمان زیادی صرف کنیم و با دقت فراوان به جست‌وجوی منابع بپردازیم. دست‌کم می‌توان گفت که در برخی موارد این بیان‌ها بدون دروغ و جعل و بدون بررسی دقیق و مستند کار را به پایان نمی‌برند و در میان آن‌ها مطالبی دیده می‌شود که از نظر دقت تاریخی یا روایی، قابل اتکا نیستند. حتی اگر از برخی از این افراد درخواست سند شده و از آنان مطالبه شود که این نقل‌ها بر چه منبعی استوار است، گاهی با پاسخ‌هایی مانند اینکه «شعر بود» یا «شنیدیم» مواجه می‌شویم؛ پاسخ‌هایی که نشان می‌دهد نقل‌ها الزاماً بر پایه تحقیق دقیق و مستند ارائه نشده‌اند.

این اختلاط و درهم‌تنیدگی حقیقت و غیرحقیقت به تدریج باعث کاهش اعتماد عمومی به منابع معتبر و تضعیف فهم صحیح از واقعه عاشورا می‌شود؛ در نتیجه چنین روندی، مردم از حقایق و واقعیات دور می‌شوند و به جای اینکه با پیام اصیل و آموزنده قیام امام حسین(ع) آشنا شوند، درگیر برداشت‌های سطحی، احساسی صرف یا حتی نادرست خواهند شد

در چنین شرایطی، مداح باید قدرت تشخیص درست و نادرست مسائل را داشته باشد و صرفاً به بهانه «زبان حال» از پیش خود برای امام حسین(ع) و شهدای کربلا زبان حال جعل نکند. زبان حال زمانی قابل قبول است که در چارچوب معقول، منطبق با روح کلی واقعه و بدون نسبت دادن مطالب خلاف واقع به اهل بیت(ع) باشد، نه اینکه وسیله‌ای برای افزودن مطالب غیر مستند یا ساخته ذهن به اصل حادثه گردد. اشعار و ذکر مصیبت‌هایی که توسط افراد غیر متخصص و غیر کارشناسان دینی ارائه می‌شود، عموماً با این اشکال مواجه است که در آن‌ها احتمال غیر واقعی بودن و حتی جعل وجود دارد و تنها تعداد محدودی از این آثار از نظر محتوا و سند، قابل اطمینان و صحیح هستند.

ایکنا ـ‌ چرا گاهی عزاداری به ظواهر و نمادها محدود می‌شود و از اهداف اصلی قیام ‌واقعه عاشورا فاصله می‌گیرد؟

علت آن روحیه عوامی‌گری و اصل بودن گریه انداختن مردم به هر وسیله و هر مطلب و هر شعری است. یعنی در برخی موارد به جای اینکه معیار اصلی در بیان مصائب و نقل واقعه عاشورا «حقیقت»، «دقت»، «امانت‌داری تاریخی» و «پایبندی به معارف معتبر» باشد، اصل و محور کار به سمت جلب احساسات عمومی و ایجاد گریه به هر قیمت تغییر پیدا می‌کند. در چنین رویکردی، هدف اصلی این می‌شود که مردم گریه کنند و مجلس گرم شود، حتی اگر این گریه بر اساس مطالبی شکل بگیرد که پشتوانه واقعی و مستند ندارند یا اشعار و نقل‌هایی باشند که فاقد حقیقت تاریخی و دینی‌ هستند.

 در این نگاه گاهی برای رسیدن به این هدف هر وسیله‌ای مجاز شمرده می‌شود؛ هر مطلبی بیان می‌شود، هر شعری خوانده می‌شود و هر نقل و حکایتی مطرح می‌شود، بدون اینکه بررسی دقیق شود که آیا این مطالب با واقعیت‌های مسلم تاریخی کربلا سازگار است یا خیر. در نتیجه، ممکن است در این مسیر مطالبی ساخته و پرداخته شود که نه تنها با منابع معتبر همخوانی ندارد، بلکه اساسا ریشه‌ای در واقعیت ندارد. همین مسئله باعث می‌شود که در برخی موارد آنچه به عنوان ذکر مصیبت ارائه می‌شود، ترکیبی از واقعیت، تخیل و گاهی حتی جعل باشد.

در این روند، متأسفانه این خطر وجود دارد که چه در سطح محتوا و چه در سطح ادبیات، نسبت‌هایی به اهل بیت(ع) و واقعه عاشورا داده شود که اساساً صحیح نیستند. این نسبت‌ها ممکن است از سر احساس، ذوق ادبی یا تلاش برای تأثیرگذاری بیشتر بر مخاطب بیان شوند، اما چون از دقت و صحت لازم برخوردار نیستند، می‌توانند چهره واقعی حادثه کربلا را مخدوش و فهم مخاطب را از حقیقت این واقعه دچار انحراف کنند.

نکته مهمتر این است که این نوع رفتارها تنها یک مسئله ذوقی یا هنری نیست، بلکه می‌تواند پیامدهای معنوی و اخلاقی نیز داشته باشد. زیرا نسبت دادن مطالب نادرست به اهل بیت(ع) و واقعه‌ای به عظمت عاشورا مسئله‌ای ساده نیست و در منابع دینی نسبت به آن هشدار داده شده است. از این رو، چنین رفتارهایی می‌تواند مورد مؤاخذه اخروی نیز قرار گیرد؛ چراکه در اینجا پای امانت‌داری در نقل معارف دینی، حفظ حرمت اولیای الهی و جلوگیری از تحریف حقیقت در میان است.

ایکنا ـ چه عواملی باعث رواج روایت‌های ضعیف یا غیرمستند در برخی مجالس عزاداری می‌شود و راه مقابله با آن چیست؟

ریشه روایت‌های ضعیف، ضعف آگاهی شعرا، مداحان و کسانی است که مطالبی را در رابطه با عزاداری ارائه می‌کنند. در واقع یکی از عوامل مهم شکل‌گیری و گسترش نقل‌های غیر مستند در فضای عزاداری، همین کمبود شناخت دقیق نسبت به منابع معتبر، تاریخ واقعه کربلا و معارف مرتبط با آن است. بسیاری از اشعار توسط کسانی سروده می‌شود که عالم به قضایای کربلا نیستند و اشعار آن‌ها بیشتر بر اساس شور و احساسات لحظه‌ای و شنیده‌های پراکنده شکل گرفته است؛ شنیده‌هایی که خود نیز گاهی از افراد غیرمحقق، غیرمتخصص و کسانی نقل شده که نه عالم بودند و نه در حوزه تاریخ و حدیث پژوهش دقیق داشته‌اند. در نتیجه، این اشعار احساسی هر چند ممکن است در ظاهر تأثیرگذار باشند، اما گاهی فاصله زیادی با واقعیت‌های تاریخی کربلا دارند و نمی‌توانند به عنوان منبع قابل اعتماد برای انتقال حقیقت عاشورا مورد اتکا قرار گیرند.

این وضعیت نشان می‌دهد که صرف شور و احساس هرچند در جای خود ارزشمند است، اما نمی‌تواند جایگزین مطالعه دقیق و رجوع به منابع معتبر شود. در این میان، مطالعه کتاب‌های مربوط به واقعه کربلا مانند کتاب ارزشمند «مقتل جامع سیدالشهدا(ع)» که در دو جلد توسط مهدی پیشوایی، مورخ معاصر به چاپ رسیده است یا آثاری همچون کتاب «لهوف» سید بن طاووس می‌تواند نقش مهمی در اصلاح و تصحیح برداشت‌ها داشته باشد. اگر چنین منابعی به‌درستی مطالعه شوند، می‌توانند جلوی بسیاری از روایت‌های ضعیف، نادرست و غیر مستند را بگیرند و مانع از گسترش نقل‌های سست در فضای عزاداری شوند.

در کنار شناخت تاریخی، فهم اهداف امام حسین(ع) و یارانشان نیز اهمیت اساسی دارد، زیرا واقعه عاشورا صرفاً یک حادثه احساسی یا یک تراژدی تاریخی نیست، بلکه یک حرکت هدفمند و آگاهانه است که براساس اصولی مانند احیای دین، مبارزه با ظلم، اصلاح امت و زنده نگه داشتن ارزش‌های الهی شکل گرفته است

بر همین اساس، ذاکران، مداحان و سرایندگان اشعار باید بیش از آنکه صرفاً به گریه کردن مردم توجه داشته باشند یا تنها به دنبال اشعاری باشند که جنبه تحریک عاطفی و گریه‌آوری بیشتری دارند (هرچند این جنبه در جای خود مهم و قابل توجه است) باید به سالم بودن، صالح بودن و مستند بودن اشعار خود نیز بیندیشند. یعنی آنچه بر زبان جاری می‌کنند یا بر قلم می‌آورند، باید براساس تحقیق، دقت و اطمینان باشد، نه صرفاً احساس یا نقل‌های غیرمستند، زیرا گاهی دیده می‌شود که مطالبی و نسبت‌هایی به امام(ع) داده می‌شود که در هیچ کتاب معتبر و منبع قابل اعتمادی وجود ندارد. 

این مسئله بسیار حساس است؛ چراکه نسبت دادن سخن یا رفتار نادرست به امام معصوم(ع) از نظر دینی امر ساده‌ای نیست و آثار معنوی و اخلاقی سنگینی دارد. حتی در مواردی گفته شده است که اگر فردی روزه‌دار باشد و چنین نسبت دروغی را به امام معصوم(ع) بدهد، این مسئله می‌تواند بر صحت و کمال عمل او نیز تأثیر بگذارد و موجب اشکال در عبادت او شود. از این رو، دقت در نقل، پایبندی به سند و پرهیز از هرگونه نسبت نادرست یک وظیفه جدی و اساسی برای اهل منبر، مداحی و شعر در حوزه عاشورا به شمار می‌آید.

ایکنا ـ چگونه می‌توان عزاداری را از یک رفتار صرفاً احساسی و مناسکی به بستری برای شناخت، بصیرت و عمل به آموزه‌های ‌امام حسین(ع) تبدیل کرد؟

اگر بخواهیم عزاداری را مفید و معرفتی کنیم باید سردمداران مجالس و گروه‌های عزاداری، کربلا را به خوبی بشناسند. در واقع، نخستین و مهمترین شرط برای اینکه یک مجلس عزاداری از حالت صرفاً احساسی و ظاهری خارج شده و به یک جریان اثرگذار، سازنده و آگاه‌ کننده تبدیل شود، این است که برگزارکنندگان، هدایت‌کنندگان و تصمیم‌گیرندگان آن مجلس شناخت دقیق و عمیق از واقعه کربلا داشته باشند. این شناخت تنها به دانستن چند روایت کلی یا شنیدن چند نقل محدود نمی‌شود، بلکه شامل آگاهی از تاریخ کربلا، جزئیات رخدادها، زمینه‌های اجتماعی و سیاسی آن و همچنین، فهم صحیح از شخصیت امام حسین(ع) و یاران باوفای ایشان است.

در کنار شناخت تاریخی، فهم اهداف امام حسین(ع) و یارانشان نیز اهمیت اساسی دارد، زیرا واقعه عاشورا صرفاً یک حادثه احساسی یا یک تراژدی تاریخی نیست، بلکه یک حرکت هدفمند و آگاهانه است که براساس اصولی مانند احیای دین، مبارزه با ظلم، اصلاح امت و زنده نگه داشتن ارزش‌های الهی شکل گرفته است. بنابراین، اگر این اهداف به‌درستی شناخته نشوند، عزاداری نیز از مسیر اصلی خود فاصله می‌گیرد و صرفا به مجموعه‌ای از مراسم احساسی بدون پشتوانه فکری تبدیل می‌شود. 

این مهم می‌تواند با سخنرانی‌های مفید در این زمینه تحقق پیدا کند؛ سخنرانی‌هایی که بر پایه منابع معتبر تحلیل‌های دقیق تاریخی و بیان روشن اهداف عاشورا شکل گرفته باشند. چنین محتوایی می‌تواند زمینه‌ساز ارتقای سطح معرفتی مخاطبان شود و عزاداری را از سطح احساس صرف به سطح فهم و آگاهی ارتقا دهد. در این صورت، مخاطب تنها گریه نمی‌کند، بلکه می‌فهمد برای چه گریه می‌کند و چه پیامی در پس این گریه نهفته است. 

در کنار سخنرانی، اشعار نیز نقش بسیار مهمی در شکل‌دهی فضای عزاداری دارند. اشعار باید اشعار معرفتی، فاخر و بیانگر واقعیت کربلا و اهداف عاشورا باشند؛ یعنی هم از نظر محتوا دقیق و مستند باشند و هم از نظر ادبی در سطحی بالا و شایسته شأن امام حسین(ع) و یاران ایشان قرار گیرند. استفاده از ادبیات سبک، ضعیف یا محتوایی که با شأن و منزلت شهیدان کربلا سازگار نیست، می‌تواند از عظمت پیام عاشورا بکاهد و اثرگذاری معنوی آن را کاهش دهد.

از این رو، لازم است در انتخاب شعر، نوحه و محتوای هنری عزاداری دقت ویژه‌ای صورت گیرد تا آنچه ارائه می‌شود، هم از نظر معرفتی غنی باشد و هم از نظر ادبی در سطحی فاخر و محترمانه قرار داشته باشد. تنها در چنین شرایطی است که عزاداری می‌تواند همزمان هم احساس را درگیر کند و هم اندیشه را بیدار سازد و به یک جریان عمیق فرهنگی و دینی تبدیل شود.

انتهای پیام
خبرنگار:
مجتبی افشار
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha